داستان ضرب المثل کار نشد ندارد

ضرب المثل کار نشد ندارد   پسر جوانی با پدرش بر روی زمینی ، کشاورزی می کردند ! مدتی گذشت و زمین اصلاً آماده ی بذر پاشی نشد . پسر در همان آغاز کار ناامید شد و به پدر گفت :"این کار اصلاً شدنی نیست !  این زمین خشک و بایر است و بی جهت وقت […]

داستان ضرب المثل کار نشد ندارد

ضرب المثل کار نشد ندارد 

 پسر جوانی با پدرش بر روی زمینی ، کشاورزی می کردند ! مدتی گذشت و زمین اصلاً آماده ی بذر پاشی نشد . پسر در همان آغاز کار ناامید شد و به پدر گفت :"این کار اصلاً شدنی نیست !

 این زمین خشک و بایر است و بی جهت وقت خود را تلف می کنیم ! " ولی پدر همچنان امیدوار بود و صبح تا شب تلاش می کرد . بالاخره روزی رسید که زمین ، آماده ی کشت شد و تلاش های پدر نتیجه داد . وقتی پسر با تعجب به زمین نگاه می کرد ، پدر خندید و گفت : " دیدی پسرم با تلاش و جدیت هر کاری انجام شدنی است ، کار نشد ندارد ! "

 این ضرب المثل را وقتی به کار می برند که کسی قبل از انجام کاری از نتیجه ی آن ناامید باشد.

 آفتاب

اخبار مرتبط:

داستان و ریشه ضرب المثل پوست خرسی كه شكار نكردی نفروش!

داستان و ریشه ضرب المثل پاشنه آشیل

داستان ضرب المثل هر چیزی تازه‌اش خوبه، الا دوست

نو عروس

هاست ایران

دکتر بتول طاهری

مبلمان اداری

چهل نما
رایانمهربهنودگشت