مشاهده : 291سبک زندگی افراد مشهورRSSاشتراک:

زندگی امیرعلی نبویان و همسرش | از عشق و عاشقی تا ازدواج با لباس و سفره عقدِ لحظه آخری!

زندگی امیرعلی نبویان و همسرش | از عشق و عاشقی تا ازدواج با لباس و سفره عقدِ لحظه آخری!
اولین سال تحویل مشترک در خانه خودشان، نوروز 96 بوده و تاکید می کند از اولین سال تصمیم گرفتند حتما در خانه خود سال را از طبیعت تحویل بگیرند.

اولین سال تحویل مشترک در خانه خودشان، نوروز ۹۶ بوده و تاکید می کند از اولین سال تصمیم گرفتند حتما در خانه خود سال را از طبیعت تحویل بگیرند. جالب ترین اتفاق نوروز ۹۶ هم برای شان سبز نشدن سبزه ها بوده، تقریبا همه حبوبات را امتحان می کنند اما به قول امیرعلی، شبیه چمن استادیوم می شود و در نهایت می روند و برای سفره هفت سین سبزه می خرند. البته مادر باتجربه امیرعلی نبویان ، زمان نامناسب و دیر اقدام کردن را اشکال کار دانسته است.

امیرعلی نبویان

روزی که برای گفتگو آمدند، تازه از سفر برگشته بودند. از کیش. بیشترین جایی هم که در ایران سفر رفته اند،
همین جزیره زیبا بوده است. وقتی می گویند در کیش بیشتر از همه جا به آنها خوش می گذرد،
بی اختیار به دنبال دلیلی عاشقانه می گردم، نتیجه هم می دهد؛
اولین صحبت های عاشقانه برای تصمیم به شروع زندگی مشترک در اردیبهشتی بهشتی در این جزیره بین آنها رد و بدل شده است.

علامه طباطبایی شعری دارد که احتمالا با صدای شهرام ناظری آن را شنیده اید، غزلی که بیتی از آن چنین است:
«پرستش به مستی ست، در کیشِ مهر/ بود کیشِ من، مهرِ دلدارها» و فکر می کنم چه تیتری بهتر از این جزیره تغزل:
«کیشِ عشق».

بیایید از آخرین سال تحویل قبل از ازدواج شروع کنیم.

– بهار: من که ایران نبودم. امیرعلی هم آن سال یعنی نوروز ۹۵ در برنامه لباهنگ خندوانه شرکت کرده بود. البته با هم در ارتباط بودیم.

ارتباط عاشقانه؟ نامزد بودید؟

– بهار: نه. هنوز نامزد نبودیم. البته خیلی وقت بود که همدیگر را می شناختیم.

امیرعلی نبویان

امیرعلی نبویان و همسرش

پس آن نوروز گذشت. کی عاشقانه ها شکل گرفت و چند وقت بعد رسمیت پیدا کرد؟

– بعداز آن نوروز، در یک سفر به کیش با هم صحبت کردیم و امیرعلی پیشنهادش را گفت و قرار شد
که بررسی کنیم و ببینیم چه خواهد شد، چون معتقد بودیم آدم ها شاید بتوانند دوستان خوبی برای همدیگر باشند
اما شاید نتوانند با هم زندگی مشترک داشته باشند. ما با هم صحبت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که سال هاست دوستان خوبی برای همدیگر هستیم.

حالا بیاییم ببینیم می توانیم شریک خوبی برای زندگی باشیم یا نه.
طبیعتا این موضوع مستلزم این بودکه رفت و آمدها بیشتر شود، خانواده ها بیشتر روی هم شناخت پیدا کنند و …
در نهایت در اردیبهشت سال ۹۵ موضوع جدی شد. در مهر ماه هم جشن کوچکی گرفتیم، اما عروسی نگرفتیم.
مادرم همیشه از دست من حرص می خورد که چرا حواس مان به جشن نیست.
راستش شب قبل از عقد ما رفته بودیم تئاتر و آنجا تازه یادمان افتاد…

– امیرعلی: گفتیم حالا چی بپوشیم؟

– بهار: یادمان افتاد اصلا لباس سفید نداریم. بعد از تئاتر تازه رفتیم خرید لباس.
بعد مامان من و مامان امیرعلی تماس گرفتند و گفتند سفره عقد هم نمی خواهید؟ گفتیم نه.
بعد مادرم گفت برای شگون هم شده خودم یه کاری می کنم که آخر سر به جای سفره عقد چیزی شبیه سفره هفت سین برای ما چیدند.

– امیرعلی: همه چی روی سفره بود، خیلی شب عقد خندیدیم.

بهار: بعد هم با خانواده ها رفتیم رستوران و شام مختصری خوردیم و آمدیم سر خانه مان.

گفتگو با امیرعلی نبویان و همسرش

یعنی حتی با لباس عروس و دامادی هم عکس ندارید؟

– بهار: نه. قبل از ازدواج با هم صحبت کرده بودیم و هر دو علاقه ای به جشن نداشتیم.

ماجرای «خنده» شب جشن چه بود؟

– بهار: عاقدی که آمده بود خیلی لهجه داشت و وقتی اسم ما دوتا را می خواند،
اصلا انگار دو نفر دیگر را دارد به عقد هم در می آورد (می خندند).

– امیرعلی: البته سوژه خنده مهم تر، سفره عقد بود. هر چی که از هفت سین سال گذشته مانده بود را در سفره عقد برای ما گذاشته بودند.

– بهار: سوژه جالب دیگری هم اتفاق افتاد. ما دو سه روز قبل از عقدمان برای آزمایش رفتیم یک
آزمایشگاه خلوت را در یک ساعت خلوت انتخاب کرده بودیم که زودتر کارمان انجام شود اما از شانس ما
کارکنان آنجا امیرعلی را خیلی دوست داشتند و همه از طرفدارانش بودند.

آنقدر درگیر و دار عکس گرفتن با امیرعلی بودند که یادشان رفت برگه آزمایش ما را مهر بزنند.
ما آن را به پدرم دادیم که ببرند محضر و وقت عقد بگیرند. لحظه عقد، مسئول محضر گفت که این جواب آزمایش مهر ندارد.
حالا شما تصور کنید که پنجشنبه است و باید بگردید و آزمایشگاه و آدمی که باید مهر بزند را پیدا کنید.

– امیرعلی: غیر از این، جدا از آزمایش اعتیاد، کلاس آموزشی هم برای زوجین می گذارند. دم ورود به کلاس،
مسئول آنجا یک جمله خنده دار و جالب به من گفتند. گفتند «شما که واردی؟»
مرده بودم از خنده و با تعجب گفتم آخه چرا؟!

بهار: خیلی روزهای بامزه ای بود. خلاصه به مکافات، مسئول آزمایشگاه را پیدا کردیم و برگه عدم اعتیاد را مهر زدند.

امیرعلی نبویان

امیرعلی نبویان و بهار نوروزپور

حالا چرا اینقدر ساده برگزار کردید؟

– بهار: آخر من هر کسی را که دیدم هیچ چیزی از عروسی خودش یادش نیست از بس که استرس و نگرانی داشته اند و هیچ لذتی نبرده اند.

قبل از شروع گفتگو با تاکید گفتید که اینستاگرام ندارید. در زمانه حاضر، سوشال مدیاها بیشترین تاثیرگذاری و نفوذ را دارند، خصوصا برای کسانی که جلوی دوربین هستند و به عنوان چهره شناخته می شوند. در پسِ این پیج نداشتن چه آگاهی نهفته است؟

امیرعلی: به نظر می رسد اینستاگرام یک قاعده نانوشته ای دارد که ما نمی توانیم آن را بپذیریم.
ایرادی هم به کسانی که پذیرفتند نداریم.
اگر شما در اتوبوسی سوار باشید که ۵۰ مسافر دارد و از بین این افراد فقط ۳ نفر در طول مسیر توهین کنند
و فحش بدهند شما چه واکنشی دارید؟ غیر از این است که می گویید من ادامه سفر را طی می کنم؟
مطمئنا یا آنها را پیاده می کنید یا خودتان پیاده می شوید یا به یک نفر می گویید که جلوی اینها را بگیرد.

جای تعجب است که چطور همه این قاعده را پذیرفته اند.
عجیب تر اینکه خوشبینانه ترین حرفی که یک نفر می تواند بزند این است که «خدا را شکر حداقل در صفحه من
خیلی کم فحش می دهند.» این خیلی اصل پذیرفته شده بد و وحشتناکی است.

مردم کوچه و خیابان هیچ وقت چنین رفتاری با شما ندارند. آن آدم هایی که این کار را انجام می دهند انگار نمی دانند
این چه جرم بزرگی است و مجازات زندان دارد. منتها نه مردم این داستان را پیگیری می کنند
و نه کسانی که فحش می خورند برای شان اهمیتی دارد. اصلا نمی فهمم چطور ممکن است چنین چیزی؟

امیرعلی نبویان

عکس امیرعلی نبویان و همسرش

از هر کسی بپرسید شما در یک جمعی اگر کسی مدام بهتان توهین کند چکار می کنید؟ غیرممکن است
که سکوت کند و بگوید که من نمی شنوم، بعد بگوید من با حضورم در این جمع به او پاسخ می دهم.

فکر نمی کنم ایده آدم عاقل این باشد و اساسا ما نتوانستیم با این موضوع کنار بیاییم.
نکته دیگری که بعدا به آن رسیدیم این است که شما نمی توانید صبح که از خواب بیدار می شوید،
از همه جای خانه تان و همه کارهای روزمره تان عکس بگیرید و در صفحه مجازی بگذارید
بعد به مردم بگویید که سرک نکشید در زندگی ام.

ما ترجیح می دهیم مردم را ببینیم و از معاشرت با آنها لذت ببریم و بعد هم خداحافظی کنیم.
این اندازه در دسترس بودن و دستمالی شدن اصلا خوب نیست. و یک سوال:
بازیگری که صبح تا شب مدام در اینستاگرام عکس یا فیلم می گذارد و تا این حد
همه از زندگی او اطلاع دارند، چرا و چگونه مخاطب می تواند و باید او را در یک نقش باور کند؟

این که می داند خانه تو چه شکلی است، خورد و خوراکت چطور است،
همسرت را می شناسد، حتی افکار تو را می داند، چطور می تواند باور کند که تو مثلا در نقش
یک پزشکی و می خواهی با آمپول هوا یک مرگ خاموش برای بیمارت بسازی؟ این موضوع مخرب است.

بهار: چیزی که به ما می گویند این است که صفحه اینستاگرام داشته باشید اما کامنت هایش را نبینید.
خب، چه فرقی می کند. عین این می ماند که شما بنشینید مقابل یک آدم حرف بزنید و جلوی دهانش را بگیرید. این که نمی شود.

ماجرای جالب ازدواج امیرعلی نبویان و همسرش

به نظر تو مخاطب نباید پسِ زندگی او را ببیند تا بتواند آن نقش را باور کند؟

– امیرعلی: بله، دقیقا. من چطور می توانم آن فرد را به عنوان استاد دانشگاه در نقشش باور کنم وقتی
می دانم که زندگی اش و مسئله اش این است که تربچه کجای سالاد و سبزی قرار بگیرد.
من نمی توانم چنین آدمی را در نقش های دیگر باور کنم.

– بهار: یک چیز که امیرعلی به آن اشاره کرد این است که آدم هایی که ما با آنها برخورد داریم
مثلا در تئاتر،اکران فیلم، یا … اینها افرادی هستند که در اینستاگرام حضور دارند. اینها افراد مجازی نیستند
و آنها هستند که ما آنها را رو در رو می بینیم. معمولا با داشتن صفحه اینستاگرام عموما حال خوبی که دریافت می کنیم، گرفته می شود.

حالا اگر هم چند درصد قلیلی که امیرعلی گفت باشند، باعث می شود کم کم شما از آدم هابترسید
و نفهمید که کدامیک واقعی است. این کسی که شما الان می بینید، آیا آن کسی است
که به شما لبخند می زند یا فردی است که برای شما بد می خواهد؟ این تردید شما را اذیت می کند.

ترجیح دادیم بنا را بر این بگذاریم که اینستاگرام نداشته باشیم و آدم ها را واقعی ببینیم
و از چیزی نگران نباشیم که مثلا پشت هر لبخندی، حرفی است یا پشت هر چهره زیبا، چیز دیگری قرار دارد.

امیرعلی نبویان

عکس های امیرعلی نبویان و همسرش

پس علاقه ای به عرضه جهان شخصی تان ندارید؟

– امیرعلی: نه، مردم چه گناهی کرده اند که دغدغه های شخصی من را بدانند.
قصه اش را می نویسم و البته باید لباس جهان شمولی به تن کند تا برای عامه مردم هم باورپذیر و جذاب باشد.

افشاگری امیرعلی نبویان درباره بیماری سرطان همسرش و نحوه آشنایی با وی

متن و نوشته امیرعلی نبویان درباره بیماری همسرش را در ادامه می خوانید:
*****
این آخرین پست مربوط به زندگی خصوصیمه و ببخشید اگر کمی تلخه.
من حدود سه ساله که بهار رو میشناسم و اون زمان رفیق و همکار بودیم.
تنها چیزی که ازش میدونستم این بود که یک دوره سخت شیمی درمانی رو گذرونده.
نه میدونستم نوازنده چنگ و سازهای کوبه ایه، نه میدونستم عکاسه و نه اینکه
مسلطه به چهار زبان غیر از فارسی…
همه چیز از اواخر اردیبشهت شروع شد.وقتی در اثر فشارهای عصبی ناشی از آزار و اذیت برخی ، بیماری بهار برگشت.
دکتر عطری معتقد بود که با توجه به ناچیز بودن تعداد گلبولهای سفید حتی امکان شیمی درمانی هم وجود نداره و در عین نا امیدی فقط قرص تجویز کرد.
بهار هر روز وزن از دست میداد و من چهارشنبه هر هفته با دست های لرزان و البته لبخند
به صد برگ میومدم.همین اشکان مزیدی عزیز شاهده که یه شب بعد از یه برنامه چه حالی بودم .
به اصرار من تصمیم گرفتیم نامزدیمون رو اعلام کنیم و حلقه ای که بهار خریده بود رو دستم کنم چون میدونستم معجزه خدا پشت پنجره خونه ست و میدونستم چه رازی در ابراز عشق نهفته.
بگذریم از حرف و حدیث ها و تهمتها و کامنتها و…گلایه ای هم نیست…ما همینیم‌.
ما فقط دعا کردیم ، شوخی کردیم ، خندیدیم و نادیده گرفتیم در حالیکه حتی نزدیکترین آدمهای
زندگیمون هم نمیدونستن ما گاهی چه پچ پچی در اتاق دربسته میکنیم و از چی میگیم و از چی میترسیم…
تا همین لحظه که دکتر عطری تماس گرفت و گفت که معجزه یعنی همین…که حتی دیگه هیچ نیازی به شیمی درمانی هم نیست و حالا چشمهای بهار دوباره برق میزنه…
توکل و عشق رو فراموش نکنین و اینکه معجزه های خدا پشت همین پنجره ها هستن…مخلص همه دوستان خوبم
امیرعلی نبویان

امیرعلی نبویان و همسرش

درباره امیرعلی نبویان بیشتر بدانید
امیرعلی نبویان متولد ۲ فروردین سال ۱۳۵۹ گوینده  – بازیگر و مجری تلویزیون است
او فارغ التحصیل رشته ی مهندسی برق از دانشگاه مازندران میباشد شهرتش رو از برنامه ی تلویزیونی
رادیو ۷ بدست آورد وی علاوه بر کار های تلویزیونی دستی در نویسندگی نیز دارد و چند کتاب منتشر شده
از وی در بازار میباشد امیر علی نبویان نویسنده محبوب مجموعه داستان های قصه های امیرعلی هست
و او اولین تجربه بازیگری خود را در سریال نوشدارو بدست آورد…

ماهنامه دیده بان / ایسنا

تلگرام پرشین وی

زولا بازی کن

ندای ارژنگ

آیسان پرواز

نو عروس

نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
زولا بازی کن

آیسان پرواز

ندای ارژنگ
زندگی متفاوت مگان مارکل قبل و بعد از ازدواج سلطنتی | چی بود و چی شد!!!؟زندگی متفاوت مگان مارکل قبل و بعد از ازدواج سلطنتی | چی بود و چی شد!!!؟
زندگی مگان مارکل از زمانی که یک هنرپیشه بود تا به امروز تغییرات زیادی داشته . او حالا که عروس خاندان سلطنتی است باید قوانینی را رعایت کند و کارهایی را انجام ندهد که پیش از این حتی فکرش را هم نمی کرد و شاید هر روز آن هارا انجام می داد!
به آسانی و فوری پولدار شوید ! بدون نیاز به صرف زمان و هزینه
جدیدترین مدل های دکوراسیون برای خانه ، آشپزخانه ، پذیرایی ، اتاق خواب
در پاتایا و آنتالیا چه می گذرد ؟ ایرانیان به دنبال چه هستند ؟
تورهای متنوع باکو با پرواز هفتگی ایران ایر !!
دختر و پسرهای اهل هیجان حتما ببینند !! داغ داغ
چند پیشنهاد ویژه برای خوشحال کردن آنکه دلش مال توست !
چیدمان شیک و طراحی فوق العاده اتاق کودک + تصاویر
مجلل ترین و باشکوه ترین عروسی های ایرانی !!!
شیک ترین و جدیدترین مدل های لباس عروس , سفره عقد , آرایش عروس و ...
آرسن ونگر ؛ پایان زندگی آخرین پادشاه لیگ جزیره در میانِ توپچی ها
پایان زندگی جیان لوییجی بوفون در قلب تورین؛ خداحافظ وفادارترین!
زندگی آرات حسینی ؛ پسر عنکبوتی ۴ ساله ایرانی
زندگی حرفه ای عادل فردوسی‌ پور؛ تنها سوپراستار فوتبالی تلویزیون
زندگی اسکارلت جوهانسون قبل از رسیدن به شهرت چگونه بود و چه می‌کرد؟
راز سرسختی آلکس فرگوسن در زندگی | جملات عجیبِ او پس از خروج از کما!
همراه با زندگی پژمان جمشیدی، از مستطیل سبز تا جعبه جادو
زندگی محمد صلاح؛ از مسلمان شدن هواداران به خاطر او تا لقب فرعون مصر !
زندگی محمد بن سلمان | از ناشی گری در ولیعهدی تا اصلاحات و شبه کودتا!
همه چیز از زندگی تیفانی ترامپ ، دختر کوچک و مرموز دونالد ترامپ
زندگی سعید مرتضوی؛ آن مظنون همیشگی | از ورود با توصیه تا ماجرای زهرا کاظمی
زندگی محمد حسین میثاقی ؛ از اجرای برنامه با سِرُم تا ناخوابی به علت پدر شدن!
اشکان خطیبی و همسر جان | از زندگی و ازدواج سفید تا تولد یک فرزند با سال تحویل
زندگی بهرام افشاری یا همان بهتاش پایتخت | حکم پیاز وسط سیر ترشی را داشتم
زندگیِ سالار عقیلی در ۴۰ سالگی | از همکلاس بودن با هانیه توسلی و سپند امیرسلیمانی تا ازدواج!
زندگی زنده‌یاد بهرام زند در گفتگویی منتشر نشده | سفر در زمان با بهرام زند
زندگی ناصر ملک مطیعی ؛ از ورشکستگی پدر تا دوستی با فردین و بهروز وثوق
جهانگیر کوثری | از زندگی شخصی تا ناجوانمردی در حق خودش و دخترش!
زندگی نازنین بیاتی | از مضحک ترین موقعیتی که در آن قرار داشت تا تقلب کردن!
زندگی امیرعلی نبویان و همسرش | از عشق و عاشقی تا ازدواج با لباس و سفره عقدِ لحظه آخری!
زندگی شخصی و کاری محمدجواد آذری جهرمی | از اینترنت بازی در جوانی تا استادیوم رفتن با فرزندان!
مهراب قاسمخانی و شقایق دهقان| از زندگی شخصی تا آیدی فیک در اینستاگرام!
زیر و بم زندگی کاوه رضایی در مصاحبه اختصاصی با خواهرزن!
گفت‌و‌گو با پیمان قاسم‌خانی، همه چیز از زندگیِ آن قهر کرده با مدیری!
گفت‌وگوی نوروزی با سید حسین حسینی | زندگی پسر احساساتی استقلالی‌ها
گفتگو با سید حسن خمینی | از ساخت جامعه عصبی تا لجبازی با آخوند ها!
رازهای تاریک ناگفته در مورد زندگی مت دیمون
مصاحبه با صفر کشکولی | از تصادف و فوت همسر تا ماجرای توهین رامبد جوان
زندگی شخصی و جالب اپرا وینفری در یک روز کامل
گذری بر زندگی محمدرضا شجریان؛ حنجره زخمیِ یک ملت
با پارتیشن اداری چگونه محیط کار دوستانه خلق کنیم ؟
بهترین محصولات مراقبت از پوست تالگو مخصوص خانمها و آقایون
چیدمان میز ناهارخوری با اصول و قواعد پذیرایی شیک و مدرن ! + تصاویر
در سال جدید نگران کسب درآمد نباشید | کسب درآمد عالی
ویژه بهار 97 | امسال را متفاوت تجربه کنید

آیسان پرواز

زندگی متفاوت مگان مارکل قبل و بعد از ازدواج سلطنتی | چی بود و چی شد!!!؟
زندگی متفاوت مگان مارکل قبل و بعد از ازدواج سلطنتی | چی بود و چی شد!!!؟
آرسن ونگر ؛ پایان زندگی آخرین پادشاه لیگ جزیره در میانِ توپچی ها
آرسن ونگر ؛ پایان زندگی آخرین پادشاه لیگ جزیره در میانِ توپچی ها
پایان زندگی جیان لوییجی بوفون در قلب تورین؛ خداحافظ وفادارترین!
پایان زندگی جیان لوییجی بوفون در قلب تورین؛ خداحافظ وفادارترین!
زندگی آرات حسینی ؛ پسر عنکبوتی ۴ ساله ایرانی
زندگی آرات حسینی ؛ پسر عنکبوتی ۴ ساله ایرانی
زندگی حرفه ای عادل فردوسی‌ پور؛ تنها سوپراستار فوتبالی تلویزیون
زندگی حرفه ای عادل فردوسی‌ پور؛ تنها سوپراستار فوتبالی تلویزیون
زندگی اسکارلت جوهانسون قبل از رسیدن به شهرت چگونه بود و چه می‌کرد؟
زندگی اسکارلت جوهانسون قبل از رسیدن به شهرت چگونه بود و چه می‌کرد؟
راز سرسختی آلکس فرگوسن در زندگی | جملات عجیبِ او پس از خروج از کما!
راز سرسختی آلکس فرگوسن در زندگی | جملات عجیبِ او پس از خروج از کما!
همراه با زندگی پژمان جمشیدی، از مستطیل سبز تا جعبه جادو
همراه با زندگی پژمان جمشیدی، از مستطیل سبز تا جعبه جادو
رایانمهرامیران پرواز
چهل نما