« September 2012 | صفحه اصلی | November 2012 »

October 31, 2012

نیوشا ضیغمی وحقیقت‌دوست درنمایشگاه مطبوعات/ عکس

نشست خبری با حضور نیوشا ضیغمی و شهرام حقیقت‌دوست در نخستین روز نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری ها
نیوشا ضیغمی و شهرام حقیقت‌دوست درنمایشگاه مطبوعات/ عکس

نیوشا ضیغمی و شهرام حقیقت‌دوست درنمایشگاه مطبوعات/ عکس

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:53 PM

نگاهی به‌گران‌ترین فوتبالیست‌های جهان +عکس

گرانقیمت‌ترین بازیکنان حال حاضر فوتبال جهان چه کسانی هستند؟

به گزارش ایسنا، ده بازیکن گرانقیمت فوتبال امروز جهان را تنها مهاجمان تشکیل نمی‌دهند ولی شش مکان نخست این رده‌بندی از آن آنهاست. آیا این خریدهای گزاف موفقیت و قهرمانی‌های پی‌درپی را برای تیم‌ها به بار آورده است؟ آیا پول و موفقیت در فوتبال امروز جهان رابطه مستقیمی با یکدیگر دارند؟


این گزارش نگاهی به ده بازیکن گرانقیمت فوتبال جهان دارد.

1. کریستیانو رونالدو – 94 میلیون یورو

گرانقیمت‌ترین بازیکن تاریخ فوتبال جهان کریستیانو رونالدو است. رئال مادرید سال 2009 نودوچهارمیلیون یورو به منچستریونایتد پرداخت تا این ستاره پرتغالی را به سانتیاگو برنابئو ببرد. رونالدو با یونایتدها سه بار قهرمان لیگ برتر شد ولی برای رسیدن به این عنوان در لیگا تا همین امسال انتظار کشید. CR7 با شیاطین سرخ در سال 2008 قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شد.

کریستیانو رونالدو دوس‌سانتوس آویرو بیشتر با نام کوچکش «کریستیانو رونالدو» شناخته می‌شود. نام خانوادگی رونالدو از نام خانوادگی مادرش، دوس‌سانتوس و نام خانوادگی پدرش آویرو گرفته شده‌است.. او در سال 1997 با تیم باشگاهی اسپورتینگ لیسبون قرارداد امضا کرد. او سال 2003 مورد توجه سرمربی تیم باشگاهی منچستریونایتد، سر آلکس فرگوسن قرار گرفت و با 12.24 میلیون پوند به منچستریونایتد پیوست. او کوچک‌ترین فرزند مادری آشپز و پدری باغبان است. نام رونالدو، از روی نام رئیس جمهور دهه 80 آمریکا، رونالد ریگان، که بازیگر مورد علاقهٔ پدرش بوده‌، انتخاب شده‌ است.

او در اسپورتینگ شماره 28 را می‌پوشید. در منچستر یونایتد به رونالدو شماره 7 را دادند که پیشتر بازیکنانی مانند جرج بست، برایان رابسون، اریک کانتونا و دیوید بکام آن را می‌پوشیدند. رونالدو درباره شماره پیراهنش گفته‌ است: «پس از این که به منچستریونایتد پیوستم، فرگوسن به من گفت، چه شماره‌ای را می‌خواهم. گفتم:«28». فرگوسن گفت: «نه! تو باید شماره 7 را بپوشی که آن را پیشتر بازیکنان مشهوری می‌پوشیدند و این برای تو یک افتخار است.»

سر آلکس فرگوسن در جولای 2009 درباره کریستیانو رونالدو گفته بود: «چیزی جز ستایش این پسر ندارم که در جهان بهتر از ریکاردو کاکا و لیونل مسی است.»

ژوزه مورینیو، سرمربی رئال مادرید، هم در مه ۲۰۱۲ درباره او گفت: «او را با لیونل مسی مقایسه نخواهم کرد. ما درباره دو بازیکن بزرگ صحبت می‌کنیم. به نظر من رونالدو امسال بهتر از مسی بوده‌ است.»

کریستیانو رونالدو برای پایان کار خود در رئال مادرید گفته‌ است: «دوست دارم تا آخر عمرم در رئال مادرید بمانم و 10 سال دیگر با رئال مادرید قرار داد امضا کنم.» او در گفت‌وگو با مجله آلمانی کیکر هم عنوان کرد: «بازی من سراسر حرفه‌ای است و برای پرتغال یک غنیمت محسوب می‌شوم.» و با کنایه به سوالی درباره مقایسه‌اش با لیونل مسی هم گفته بود: «می‌دانید که او سال گذشته در همین زمان کجا بود؟ می‌دانید؟ او در همین هنگام از جام ملت‌های آمریکای جنوبی حذف شده بود!»

کاکا، هم‌تیمی رونالدو در رئال مادرید در ژوئن 2011 گفته‌ است: «انتخاب این که کریستیانو رونالدو بهتر بازی می‌کند یا لیونل مسی، کار بسیار سختی است. مسی یک نابغه‌ است ولی رونالدو بازیکنی همه کاره‌ است.»

2. زین‌الدین زیدان – 75 میلیون یورو

رئال‌مادرید تابستان 2001 این رقم بی‌سابقه را به حساب یوونتوس تورین واریز کرد تا قهرمان جام جهانی 1998 و یورو 2000 را از آن خود کند. زیزو با کهکشانی‌ها قهرمانی لیگا (2003) و لیگ قهرمانان اروپا (2002) را تجربه کرد.

زین‌الدین یزید زیدان (ملقب به زیزو) در تاریخ فوتبال خود، سه بار (در سال‌های 1998، 2000 و 2003) جایزه بهترین بازیکن سال جهان، یک بار جایزه بهترین بازیکن سال اروپا، یک بار جایزه پرارزش‌ترین بازیکن جام باشگاه‌های اروپا (لیگ قهرمانان اروپا) و یک بار جایزه بهترین بازیکن جام‌جهانی را دریافت کرده‌ و به قهرمانی جام‌جهانی، جام ملت‌های اروپا، لیگ قهرمانان اروپا، لیگ ایتالیا و اسپانیا نائل آمده‌ و از این رو می‌توان او را از پرافتخارترین بازیکنان تاریخ دانست. زیزو دومین فوتبالیست بزرگ فرانسه به شمار می‌رود و پس از جام جهانی 2006 از فوتبال خداحافظی کرد. به این ترتیب رئال مادرید آخرین تیم باشگاهی و فینال جام جهانی 2006 آخرین بازی حرفه‌ای او بود. در همین فینال ضربه سر او به شکم ماتراتزی و کارت قرمزی که دریافت کرد، یکی از جنجالی‌ترین لحظات تاریخ زندگی‌اش را در آخرین لحظات عمر حرفه‌ای‌اش رقم زد.

پس از پایان بازی تحقیقات و لب‌خوانی‌های وسیعی برای مشخص‌شدن علت درگیری و کلمات تحریک‌کننده ماتراتزی صورت گرفت. بسیاری می‌گفتند ماتراتزی با توهینی نژادپرستانه زیدان را «تروریست» خوانده ولی بعدها هم زیدان و هم ماتراتزی این ادعا را رد کردند. ماتراتزی گفت، توهینی که به زیدان کرده‌، بسیار عادی بوده و از آن نوعی است که در زمین فوتبال رایج است! زیدان بعدها در دو مصاحبه تلویزیونی شرکت و اعلام کرد، ماتراتزی به خواهر و مادرش توهین کرده‌ است و با معذرت‌خواهی اعلام کرد، از کاری که کرده پشیمان نیست! او در ضمن هرگونه توهین‌ نژادپرستانه از سوی ماتراتزی را غیر واقعی و محصول ذهن خلاق نشریات و رسانه‌ها دانست.

زیدان از پدر و مادری الجزایری در مارسی به دنیا آمد و جوان‌ترین فرزند خانواده هفت نفری خود است. پدر و مادرش، اسماعیل و ملیکه، نام داشتند و نسب‌شان به روستایی در الجزایر برمی‌گشت او مسلمان و سنی مذهب است. حزب دست راستی فرانسه، جبهه ملی، ادعا می‌کرد که پدر زیدان در جریان جنگ استقلال الجزایر از «حرکی»ها بوده‌ است که در ارتش فرانسه و علیه الجزایر جنگیده‌اند اما زیدان این ادعا را به شدت رد کرده‌ است. الگوی زیدان در دوران جوانی «انزو فرانچسکولی»، بازیکن اهل اروگوئه بود و بعدها به‌ دلیل تعلق‌خاطر به این بازیکن نام فرزند خود را «انزو» گذاشت.

3. کاکا – 65 میلیون یورو

او روزگاری یکی از بزرگ‌ترین بازیکنان جهان شمرده می‌شد. کاکا از سال 2009 در برنابئو توپ می‌زند ولی حتی سایه‌ای از آنچه در میلان بود، هم نیست. او با روسونری در سال 2007 قهرمانی اروپا را تجربه کرد. آلفردو دی‌استفانو، نماد باشگاه رئال مادرید و فلورنتینو پرس به این هافبک برزیلی در مادرید خوش‌آمد گفتند.

«ریکاردو ایزاکسون دوس سانتوس لیته» ملقب به «کاکا» زاده 22 آوریل 1982 در برازیلیا، پایتخت برزیل است. او نوجوانی و جوانی خود را با عضویت در تیم باشگاهی سائوپائولو سپری کرد. الگوی او در فوتبال هموطنش «رای» بوده که باشگاه سابق او نیز سائوپائولو بوده‌ است.

کاکا در مصاحبه با مجله نوولا 2000 ازدواجش را بهترین تصمیم خود بعد از پیوستن به میلان عنوان کرد. ستاره برزیلی دراین‌باره گفت: «برزیل، میلان و کارولین به همراه خانواده‌ام زیباترین‌ها در زندگی‌ام هستند و آنها را عاشقانه دوست دارم.»

وی به عنوان سفیر غذا در سازمان ملل برای کمک به کودکان محروم مشغول به کار است.

4. لوئیش فیگو – 58.5 میلیون یورو

باز هم رئال مادرید در میان است. این هافبک پرتغالی در ابتدای هزاره جدید از رقیب همیشگی، بارسا به رئال مادرید رفت. او با قوهای سپید دو بار قهرمان لیگا و یک بار قهرمان اروپا (2002) شد.

«لوئیش فیلیپ مادریا کائیرو فیگو» در تیم‌هایی همچون اسپورتینگ، بارسلونا، رئال مادرید و اینتر میلان بازی و 31 مه 2009 از فوتبال خداحافظی کرد. او در دوران حرفه‌ای خود 127 بازی ملی برای تیم پرتغال داشت و در سال 2000 مرد سال فوتبال اروپا و 2001 بازیکن سال جهان برگزیده شد. او همچنین در میان یکصد بازیکن برتر تمام ادوار فیفا قرار دارد. فیگو با وجود خداحافظی از فوتبال همچنان در صحنه حضور دارد و به عنوان یکی از مدیران ارشد باشگاه اینتر میلان فعالیت می‌کند.

5. فرناندو تورس ـ 58 میلیون یورو

این گرانقیمت‌ترین جابه‌جایی فوتبال است که رئال‌مادرید هیچ نقشی در آن ایفا نکرد. فرناندو تورس ژانویه 2011 از لیورپول به چلسی رفت. او بهار 2012 با آبی‌های لندن قهرمانی در اروپا را جشن گرفت.

«فرناندو خوزه تورس سانز» را به خاطر چهره نوجوانانه‌اش، «ال‌نینو» به معنی «بچه» می‌خوانند.

پدربزرگ او تعصبی به فوتبال نداشت ولی از هواداران باشگاه آتلتیکو مادرید بود. فرناندو این علاقه را از او به ارث برد؛ به اندازه‌ای که برخلاف خواسته فلوری و خوزه، مادر و پدرش برای ادامه تحصیل در رشته پزشکی، فوتبالیست شد. او ابتدا می‌خواست مانند برادرش دروازه‌بان شود ولی وقتی هفت ساله بود، در یک بازی دو دندان نیش خود را از دست داد و مجبور به استفاده از پروتز شد. مادرش از او خواست، پستش را عوض کند و به این ترتیب مهاجم شد.

حضور فرناندو در باشگاه آتلتیکو مادرید برای خانواده تورس یک رویا بود. آنها خیلی تلاش کردند تا او یک فوتبالیست شود و هیچ کدام‌شان تصور هم نمی‌کردند، به جایگاه کنونی برسد. «ال نینو» در خاطراتش می‌گوید: «پدرم باید بعدازظهرها محل کارش را ترک می‌کرد تا من را به محل تمرین برده و بعد با قطار به سر کارش برمی‌گشت. در بقیه اوقات مادرم من را با قطار یا اتوبوس می‌رساند. مهم نبود که هوا بارانی بود یا خیلی گرم. او به هر حال من را می‌رساند. همیشه به من می‌گفت، هر وقت خسته شدی، لازم نیست ادامه بدهی! فکر نکن مجبوری که فوتبال را ادامه بدهی ولی هرگز خسته نشدم.»

6. هرنان کرسپو ـ 56 میلیون یورو

لاتزیو در آغاز هزاره جدید داروندارش را داد تا این مهاجم آرژانتینی را از پارما بخرد. کرسپو با پیراهن لاتزیو در ایتالیا آقای گل شد ولی از رسیدن به عنوان تیمی بازماند. لاتزیو سال 2002 به کوهی از بدهی‌ها روبه‌رو شد و کرسپو را به اینتر واگذار کرد.

7. جان لوئیجی بوفون ـ 49 میلیون یورو

گرانقیمت‌ترین دروازه‌بان جهان همیشه هم درون دروازه یووه نایستاده است. «بانوی پیر» سال 2001 او را از پارما خرید. او در تورین سه بار قهرمان سری ‌A شد و تا به امروز چهار بار بهترین گلر سال لقب گرفته است.

«جی جی بوفون» در 12 سالگی به تیم «بوناسکولا» و در 13 سالگی به پارما پیوست. «جی‌جی» در 13 سالگی به عنوان یک مهاجم بازی می‌کرد. او یک سال در همین پست باقی ماند تا آن که در 14 سالگی هر دو دروازه‌بان تیمش مصدوم شدند و وی مجبور شد تا از دروازه دفاع کند. دو هفته در پست دروازه‌بانی ماند و از آن پس در این پست ماندگار شد. او سال 1995 برای نخستین بار مقابل میلان در رقابت‌های سری A حاضر شد. فدراسیون جهانی فوتبال بوفون را در سال 2010 بهترین دروازه‌بان 24 سال گذشته جهان معرفی کرد.

او با ایتالیا در چهار دوره جام‌جهانی حاضر بوده و در سال 2006 با ایتالیا قهرمان جهان شد. گران‌ترین دروازه‌بان جهان یورو 2000 را به دلیل شکستگی انگشت از دست داد. «النا سره دووا» همسر او اهل جمهوری چک است. بوفون، بهترین دروازه‌بان جام‌جهانی 2006 به موسیقی علاقه فراوانی دارد و اوقات فراعت خود را با گوش دادن به موسیقی می‌گذراند. به تماشای تلویزیون چندان اهمیت نمی‌دهد. بوفون در خانواده‌ای ورزشی زاده شد. پدرش وزنه‌بردار و مادرش نیز در رشته پرتاب دیسک فعال بودند. خواهرانش قهرمانان تیم ملی والیبال ایتالیا بودند.

8. ریو فردیناند ـ 47 میلیون یورو

او گرانبهاترین مدافع تاریخ فوتبال جهان تا به امروز است. این مدافع انگلیسی در سال 2000 از لیدز روانه اولدترافورد شد. فردیناند تا به امروز پنج قهرمانی در لیگ برتر را با شیاطین سرخ شاهد بوده است. او همچنین یکی از بازیکنانی است که با یونایتدها در مسکو چلسی را شکست داده و قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا را به منچستر بردند.

9. کریستین ویری ـ 46.5 یورو

لاتزیو برای خرید هرنان کرسپو تا اندازه زیادی مدیون کریستین ویری هستند. رمی‌ها سال 1999 ویری را در ازای دریافت 46.5 میلیون یورو به اینتر فروختند و تابستان پس از آن کرسپو را به رم بردند.

ویری مالک برند «Sweet Years» بوده و با پائولو مالدینی هم‌تیمی قدیمی خود در میلان و تیم ملی ایتالیا آن را اداره می‌کند. این دو هم‌چنین صاحب تعدادی رستوران در شهر میلان هستند.

10. هالک ـ 46 میلیون یورو

این برزیلی جدیدترین بازیکن فهرست گرانقیمت فوتبال جهان است؛ تازه وارد زنیت‌سنت‌پترزبورگ و تازه وارد فهرست گران‌ترین فوتبالیست‌ها. روس‌ها تابستان امسال 46 میلیون یورو به پورتو دادند تا هالک را به سنت‌پترزبورگ ببرند.

11. زلاتان ابراهیموویچ – 46 میلیون یورو

بارسلونا همین رقم را به اینتر پرداخت کرد تا «ایبرا» را با «ساموئل اتوئو» جابه‌جا کند. ابراهیموویچ را در واقع باید در مکان سوم رده‌بندی گران‌قیمت‌ترین بازیکنان جهان دید. او تنها یک فصل را در نوکمپ گذراند و به دنبال اختلاف‌نظر شدید با پپ گوآردیولا، سرمربی وقت بارسا این تیم را با خشم ترک کرد و به میلان پیوست.

زلاتان پدر و مادری اهل بوسنی و کرواسی دارد. او فوریه 2009 با دریافت حقوقی معادل 9 میلیون یورو به همراه کاکا بیشترین دستمزد را در میان بازیکنان فوتبال جهان دریافت می‌کرد.

ابراهیموویچ در سوئد متولد شده است. پدر وی سفیک ابراهیموویچ بوسنیایی است که در سال 1977 به سوئد مهاجرت کرد. مادرش نیز «جورکا گراویچ» یک کروات مهاجر به سوئد است. زلاتان از شش سالگی فوتبال را شروع کرد و در کودکی در یک بازی وقتی که در نیمه اول تیمش با 4 گل عقب افتاده بود، در نیمه دوم به عنوان جانشین وارد زمین شده و 8 گل به ثمر رساند!

ایبرا می‌توانست برای تیم های ملی بوسنی‌وهرزگوین یا کرواسی نیز بازی کند ولی ترجیح داد، عضو تیم ملی کشور زادگاهش، سوئد شود. ابراهیموویچ در 17 سالگی کمربند مشکی تکواندو گرفت. وی به زبان‌های سوئدی، صربی، بوسنیایی و انگلیسی تسلط دارد. او ایتالیایی را نیز صحبت می‌کند.

12. گایسکا مندیتا ـ 46 میلیون یورو

حضور او در میان گرانقیمت‌ترین بازیکنان جهان تا اندازه زیادی شگفت‌انگیز است. والنسیا سال 2001 کارگردان قیمت را به بهایی گزاف به لاتزیو فروخت که در آن سال‌ها توان پرداخت رقم‌هایی نجومی را داشت.

13. ژاوی مارتینس ـ 40 میلیون یورو

این هافبک اسپانیایی گرانقیمت‌ترین بازیکن تاریخ 50 ساله بوندسلیگاست. باواریایی‌ها پس از تلاش فراوان توانستند آتلتیک بیلبائو را برای فروش بازیکن ملی‌پوش خود قانع کنند ولی گرانقیمت‌ترین بازیکن فوتبال باشگاهی‌ آلمان حتی در میان 20 بازیکن گران جهان هم دیده نمی‌شود.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:44 PM

مردي كه 90 عمل زيبايي انجام داده است + تصاوير

"جدليكا" اولين جراحي زيبايي خود را در سن 22 سالگي و با عمل بيني خود آغاز كرده است.

اين جوان 32 ساله معتقد است كه عمل زيبايي اعضاي بدن كاري بمراتب بهتر از رفتن به باشگاههاي بدنسازي و تقويت عضله ها است.

هزينه جراحي هاي جدليكا بالغ بر 100 هزار دلار بوده و تاكنون برروي شكم،دست ها،پاها،سينه،شانه،بيني،گونه،زير چشم،چانه و لب هاي اين فرد عمل زيبايي صورت گرفته است.




باشگاه خبرنگاران

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:43 PM

October 29, 2012

عکس/ کافه رستورانی در وسط آب !!

نشستن توریست ها در مقابل کافه ای در میدان سن پارک شهر ونیز ایتالیا

عکس/ کافه رستورانی در وسط آب !!

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:29 PM

عکس/ پرش یک زن از ارتفاع 44 متری به مناسبت جشن!

پرش یک زن از ارتفاع 44 متری یک پل به مناسبت جشن های هالوین (کرسنویارسک روسیه)

عکس/ پرش یک زن از ارتفاع 44 متری به مناسبت جشن!

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:25 PM

اکبر عبدی، بدون حجاب! / عکس

اكبر عبدي در فيلم سينمايي "خوابم مياد" نقش مادر رضا عطاران را ايفا كرد. عكس زير از پشت صحنه فيلم "خوابم مياد" گرفته شده.

اکبر عبدی، بدون حجاب! / عکس

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:29 PM

این زن معتاد کنار دروازه غار بچه به دنیا آورد/عکس

این طور که اهالی منطقه هرندی منطقه 16 تهران به خبرنگار نامه گفتند، این زن 9 صبح دیروز به بیمارستان بهارلو منتقل شد، ولی از آنجایی که به مواد نیاز داشت در حالی که پرستاران مشغول رسیدگی به پسرش بودند، از زایشگاه فرار کرد و اکنون در پارک در حال مصرف مواد است.

تا چند سال پیش منطقه هرندی که زمانی به گود عرب‌ها و دروازه غار شهرت داشت، محل تجمع معتادان بود. به طوری که، مردم می‌توانستند موقع رانندگی در خیابان شوش معتادان را موقع تزریق ببیند. این گونه است که کنار همان دروازه ای که زمانی نقش رستم و دیو سپید داشت، اکنون معتادانی به سر و صورت سیاه و فرو رفته و ریش‌هایی سوخته در خودشان گره خورده‌اند.

عکاس و خبرنگار نامه زمانی با این زن مواجه شدند که موادش را به قول خودش زده بود ولی هنوز لباس بیمارستان به تن داشت. می‌پرسیم که پدر بچه کجاست؟ زن نگاهی به ما می‌اندازد و سکوت می‌کند...

نامه نیوز

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:18 PM

فیلمبرداری نیکی کریمی از شام خوردن علی دایی +عکس

فیلمبرداری نیکی کریمی از شام خوردن علی دایی

نیکی کریمی روز چهارشنبه از تمرین راه‌اهن گزارش گرفت و پنجشنبه شب نیز با حضور در هتل اسپیناس، گزارشی هم از محل اردوی تیم تهیه کرد. تیم راه‌آهن روز جمعه پنجم آبان ماه با ملوان بازی داشت که عوامل مجموعه «روزی روزگاری فوتبال»، در ورزشگاه اکباتان حاضر شدند و صحنه‌هایی هم در این ورزشگاه فیلمبرداری کردند تا بخش عمده‌ای از کار خود را در باشگاه راه‌آهن به اتمام برسانند.

فیلمبرداری نیکی کریمی از شام خوردن علی دایی

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:11 AM

حضور بازیگر فیلم مستهجن در فیلم ایرانی /عکس

خبرگزاری فارس: دارین حمزه بازیگر لبنانی فیلم کتاب قانون با وجود بازی در فیلمی مستهجن در فیلم «فرشتگان قصاب» بازی کرد.

چندی پیش خبری به نقل از منابع عربی منتشر شد که در آن از بازی «دارین حمزه» بازیگر لبنانی در یک فیلم ایرانی خبر داده شده بود.

این بازیگر لبنانی که تاکنون در هفت فیلم سینمایی ایرانی از جمله فیلم‌های «کتاب قانون»، «شکارچی شنبه»، «33 روز» و ... بازی کرده است سال گذشته در یک فیلم مستهجن در لبنان بازی کرد.

حضور بازیگر فیلم مستهجن در فیلم ایرانی /عکس


اکران این فیلم که دارای ابعاد سیاسی بود در لبنان ممنوع شد و پس از این اتفاق حزب الله لبنان که از وی در سری اول سریال «الغالبون» استفاده کرده بود، نام وی را از جمع بازیگران سری دوم این سریال که در رمضان گذشته از شبکه المنار پخش شد حذف کرد.

خبر حضور دارین حمزه در فیلم جدید ایرانی پس از بازی در فیلم مستهجن لبنانی در حالی دو ماه پیش منتشر شد که اسمی از آن فیلم در میان نبود.

اما پایگاه خبری النشره لبنان امروز با انتشار خبری از بازگشت دارین حمزه از ایران به لبنان، نوشت: دارین حمزه بیش از سه هفته در ایران در فیلم «فرشتگان قصاب» به کارگردانی «سهیل سلیمی» حاضر شد.

این پایگاه خبری افزود: در کنار دارین حمزه، پیر داغر دیگر بازیگر لبنانی و همچنین بازیگران ایرانی بازی کردند.

النشره به نقش دارین حمزه در این فیلم نیز اشاره کرده و آورده است: وی نقش شخصیتی به نام «آشلی» را بازی می‌کند که علیرغم اینکه دارای چهره‌ای خوب است اما نشان داده می‌شود که او با سوءاستفاده از جنگ آمریکا در افغانستان در تجارت اعضای بدن انسان نقش دارد.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:07 AM

October 28, 2012

معروف ترین سوپراستار های مجرد در ایران و جهان / عکس

معروف ترین سوپراستار های مجرد در ایران و جهان / عکس

مجله ایده آلبهرام رادان در اواخر تابستان در مصاحبه‌ای  اختصاصي با زندگي ایده‌آل گفت:« به نظر من تشكيل خانواده دادن، يكي از مهم‌ترين كارهاست. مثل اين است كه شما مي‌خواهيد برويد يك ساختمان بسازيد، اين ساختمان احتياج به دانش و تجربه دارد، نياز به پول و مهارت، زمين مناسب و فصل خاص دارد. اين ساختمان اينجا اسم خانواده مي‌گيرد. آجرهاي آن از موجودات زنده تشكيل شده‌اند؛ بنابراين خيلي مسئوليت‌پذيري بالاتري لازم دارد. در مورد خودم مي‌گويم روزي كه چنين مسئوليتي را بپذيرم، بايد به جايگاهي رسيده باشم كه بتوانم يك زندگي سالم تشكيل دهم.» این مسئولیت سنگین(به قول رادان) در کنار حرفه‌ای چون بازیگری آن هم نه یک بازیگر معمولی بودن بلکه سوپراستار کشوری چون ایران،معادله‌ سختی را می‌سازد که برای رسیدن به جواب آن نمی‌توان راه ساده‌ای را طی کرد که خود این مردان جوان سوپراستار ایران یعنی بهداد، گلزار و رادان هنوز نتوانسته‌اند جواب این معادله را پیدا کنند. به هر صورت آسان که نیست؛ قرار است درباره مهم‌ترین مسئله زندگی خود تصمیم بگیرند. در این گزارش می‌خواهیم  براساس گفته‌های خود  این بازیگران مجهول‌های این معادله را پیدا کنیم.

 


 
 مشغله‌ جایی برای فکر نمی‌گذارد
 

بهرام رادان می‌گوید:«هيچ وقت برايم پيش نيامده كه گوشه‌اي از ذهنم را به ازدواج اختصاص دهم. منظورم اين است كه قطعا به عنوان يك مرد 33 ساله به ازدواج فكر مي‌كنم اما هنوز موضوع آنقدر جدي نشده كه بروم زيرساخت‌هاي زندگي‌ام را آماده كنم كه بتوانم ازدواج كنم اما در نهايت هميشه طرفدار يك زندگي سالم خانوادگي بوده و هستم. اميدوارم ازدواج متفاوت و پرسروصدايي داشته باشم.» رادان درست می‌گوید آنقدر چنین سوپراستارهایی پرمشغله هستند که نمی‌توانند به این راحتی‌ها بخشی از ذهن‌شان را به ازدواج اختصاص دهند، معمولا نظم شخصي، چیزی است که در زندگی هنرمندها کم پیدا می‌شود؛ آنها نه ساعت کار ثابت دارند و نه ساعت فراغت معين. تمام برنامه زندگی‌‌شان موکول به این است که کدام کارگردان و برای چه فیلمی و در چه مکانی آنها را دعوت به همکاری کند. مثلا گاهی برای یک فیلم مجبور می‌شوند ما‌‌‌ه‌ها از خانه و زندگی دور باشند و در شهری دیگر به کار بپردازند كه مسلما زندگی زناشویی با چنین افرادی چندان کار راحتی نخواهد بود. خود این چهره‌ها نیز با آگاهی به این موضوع کمتر فکر ازدواج به سرشان می‌زند و ترجیح می‌دهند تنها باشند تا دیگر نیاز نباشد برای نظم کاری‌شان به کسی جواب پس دهند. تا جایی که خیلی از آنها ترجیح می‌دهند که این روند زندگی فقط به دوش خودشان تنها باشد.

 
ازدواج قابل پیش‌بینی است!
 

بهرام رادان همچنين می‌گوید:« بعضي‌ها مي‌گويند ازدواج پيش مي‌آيد و قابل پيش‌بيني نيست؛ به نظرم اين عقيده كاملا ساده‌انگارانه است و كساني كه با اين مثل ازدواج مي‌كنند كار درستي انجام نمي‌دهند.» می‌توان گفت که در این روزگار هر جوان داراي تفکر، بينش و تحصیل‌کرده‌ای چنین اعتقادی دارد و این سوپراستارهای ما نیز از این ماجرا جدا نیستند، به هر صورت کسی که برایش مهم باشد که ازدواج موفقی داشته ‌باشد باید هنگام انتخاب همسر وسواس‌های زیادی به خرج دهد و گاهی همین وسواس‌های زیاد باعث می شود که سن ازدواج کمی بالا رود.

 
معروف ترین سوپراستار های مجرد


 
کدام عشق واقعی است؟
 

حامدبهداد در مصاحبه​اي با زندگي ايده​آل گفته بود:« عشق وجود خارجي ندارد ولي يك فهم دروني و ناخودآگاه از آن داري. عشق يعني فنا. بخشش دائم و بي‌‌حد و حصر بدون اينكه طلبي از آن داشته باشي» وقتی چنین اعتقادی درباره عشق داشته‌باشید معلوم است که چقدر کار سخت می‌شود. به خصوص وقتی معروف هم باشید کار سخت‌تر هم می‌شود، زيرا کوچک و بزرگ دوستتان دارند و در جاهای مختلف مورد علاقه افراد متفاوت قرار می‌گیرید. در چنین شرایطی مشکل است تشخیص دهید چه کسی به خاطر خودتان شما را دوست دارد و چه کسی تنها شهرت شما را. جالب است بدانید حتی طرفدارانی هم هستند که گمان می‌کنند این عشق دو طرفه است؛ یعنی مثلا مدعی می‌شوند که بهرام رادان هم عاشق من است و حتی همه‌جا این موضوع را علنی می‌کنند. این افراد دارای نوعی بیماری روانی به نام «اروتمانیا» هستند و گاهی می‌توانند حسابی برای چهره‌های معروف دردسرساز شوند و حتی در زندگی خانوادگی آنها مشکلاتی اساسی به وجود می‌آورند.

 
 آیا هنرمندان ازدواج ناموفق دارند؟
 

بهرام رادان می‌گوید:«وقتی یک هنرپیشه معروف می‌شود ممکن است در 20 سالگی‌اش ازدواج کند همین‌طور ممكن است او تا 60 سالگی‌اش 4 تا 5 بار دیگر ازدواج ‌کند. ترجیح من این نیست که کارنامه‌ای پر از ازدواج‌های ناموفق داشته ‌باشم. ترجیح می‌دهم این بستر را طوری بچینم که براساس عقل من باشد نه احساسم.طوری برنامه‌ریزی کنم که ضریب خطایم به حداقل برسد» این گفته رادان حکایت از داستانی آشنا دارد، داستانی که نه در ایران بلکه در تمام دنیا هر روز اتفاق می‌افتد تا جایی که مجله معروف «سایکولوژی تودی» یکی از معتبرترین مجلات روانشناسی در گزارشی تمام دلایل ناموفق بودن ازدواج چهره‌های مشهور را بررسی کرده ‌است. نویسنده آن مطلب شهرت و وسوسه‌های ناشی از آن را  یکی از دلایل شکست و ضعف چنین ازدواج‌هایی می‌داند. البته روانشناسان دیگری هم هستند که می‌گویند موقعیت خاص سینمایی عامل اصلی ضعف چنین ازدواج‌هایی‌ است. که می​تواند به راحتی هر رابطه بلندمدتی را خراب کند. این موضوع را هم تجربه نشان داده و هم تحقیقات علمی می‌گوید که این امر چه مشکلات عمیقی را در رابطه به وجود می‌آورد. مشکلاتی چون عدم اعتماد، بازی‌های روانی، عدم صداقت، خودخواهی، پرخاشگری و... همین عامل می‌تواند شریک زندگی را برنجاند و یکدلی رابطه را از بین ببرد.

 
معروف ترین سوپراستار های مجرد


 
  سختی‌های پنهان همسر یک ستاره بودن
 

حامد بهداد می‌گوید:«به زندگی مشترك اعتقاد دارم. روش درستی است، چون طی سالیان جواب داده است. آن حالت درست الان با شرایط زندگی من هماهنگ نیست. این اعتقاد من است. بدیهی است كه دوست دارم ازدواج كنم و بچه‌دار شوم اما الان شرایطم مناسب نیست. در هیچ كجا از این شهر، من هیچ كورسویی از دوست داشتن در یك حریف و همراه نمی‌بینم.» شاید بهداد درست بگوید چرا که افراد کمی وجود دارند که صبر زندگی با یک سوپراستار سینما را داشته‌ باشند، همسر چنین چهره‌های معروفی بودن مشکلات خاص خود را دارد؛ اینکه همسر فردی باشید که جوانان زیادی او را تحسین می‌کنند خیلی آسان نیست. نمی‌توان هم از آن چهره انتظار داشت که نسبت به طرفدارانش بی‌اعتنایی کند و همین مشکل را چندین برابر می‌​کند. از اینها گذشته، معمولا چنین سوپراستارهایی بیشتر اوقات مشغول کار هستند و در نتیجه از خانه و خانواده دورند و همین می‌تواند برای همسرانشان بسیار سخت و طاقت‌فرسا باشد. به همه این دلایل هر کسی نمی‌تواند آنقدر قوی باشد که از چنین دشواری‌هایی خم به ابرو نیاورد و احتمالا تا به حال این 3 هنرمند محبوب نتوانسته‌اند چنین شخصیتی را برای همسری پیدا کنند.

 

 
مردان معروف دیگری که ازدواج نکرده‌اند
 

Jake Gyllenhaal


 
معروف ترین سوپراستار های مجرد

 
گیلنهال 32 سال دارد و تا به حال در فیلم‌هایی چون زودیاک و کوهستان برکباک بازی کرده ‌است.


Bradley Cooper


 
معروف ترین سوپراستار های مجرد

 
برادلی کوپر 43ساله را بیشتر به دلیل فیلم هنگ اوور می‌شناسند؛ این مرد دوست‌داشتنی سینمای تجاری تا به حال زیر بار مسئولیت ازدواج نرفته‌ است.

Adrien Brody

 
معروف ترین سوپراستار های مجرد


 
آدریان برودی 40 ساله تا به حال تن به ازدواج نداده ‌است. این بازیگر مجارستانی حدود 10 سال قبل اسکار بهترین بازیگر مرد را برای بازی در فیلم «پیانیست» نصیب خود کرد.

 

 
رادیوسکوپى ستارگان سینماى ایران
 

وقتی كه صحبت از شهرت به میان می‌آید همه چیز عوض می‌شود. از نوع لباس پوشیدن گرفته، تا سبك و سیاق زندگی و حتی تصمیم به ازدواج! نمی‌شود كه ستاره باشی، پر آوازه و پر طرفدار باشی اما حاشیه‌ها تا خصوصی‌ترین اتفاق‌های زندگی‌ات راه نیابد؛ حالا این حاشیه‌ها رسیده به داستان ازدواج ستاره‌های پرطرفدار سینمای این روزها یعنی حامد بهداد، محمدرضا گلزار و بهرام رادان.شاید بخشی از این تصمیم فعلی آنها در تقویم نوشته شده باشد

 
معروف ترین سوپراستار های مجرد


 
حامد بهداد
 

متولد ماه آبان


6 آبان‌ماه سال 1352 به دنیا آمده، این یعنی چیزی نمانده در آستانه 40 سالگی قرار بگیرد. خوش‌آوازه است، بسیار پرشور و شوق و پرهیجان است و  از ستاره‌های پر طرفدار این روزهای سینمای ایران؛که هنوز ازدواج...«حامد بهداد» آبانی است. آبانی‌ها در تصمیمات‌شان بسیار پیگیر، مصر و بااراده هستند اما به همین مقدار هم حساسند. آنقدر حساس كه به آسانی تحت تاثیر عواطف و احساسات درونی خودشان قرار می‌گیرند و خیلی راحت‌تر از آنكه فكرش را بكنید صدمه می‌خورند. خب به نظر شما همین برای پا پیش نگذاشتن در ازدواج كافی نیست؟! قبول كنید با چنین روحیاتی در گیر روابط عاطفی شدن اصلا  كار ساده‌‌ای نیست.  آقایان آبانی بیش از حد و اندازه‌های معمول دقیق، موشكاف و عیب‌جو  هستند حالا خودتان حساب كنید چه كسی به راحتی می‌تواند با این روحیات كنار بیاید؟! آقایان آبانی درست مثل همین حامد بهداد خودمان با وجود خشونت و تند و تیزی‌ای كه در ظاهر رفتار‌شان دارند، در روابط عاطفی‌ بسیار احساساتی هستند و ازدواج برای آنها امری معنوی است.

 
محمدرضا گلزار
 

متولد ماه فروردین


ستاره، خوش‌چهره، خوش‌پوش، معروف و پر آوازه ،.... و مهم‌تر از همه اینها محمدرضا گلزار باشی اما در میانه 37 سالگی، هنوز به دنبال دلیل برای ازدواج؟! البته از فروردین‌ماهی‌ها انتظاری جز این هم نمی‌شود داشت. آنها تا زمانی كه دلیل موجهی برای انجام كاری پیدا نكنند زیر بارش نمی‌روند. احتمالا آقای گلزار هم در میان همه مشغله‌های ستاره شدن هنوز دلیل موجهی برای ازدواج كردن پیدا نكرده كه همچنان از آن سر باز می‌زند! تجربه نشان داده فروردین ماهی‌ها در پیشبرد كارها و موفقیت‌های‌شان  خیلی بیشتر از اندازه‌های معمول  متكی به خود  و كاملا خودمحور هستند. بنابراین دور از انتظار نیست كه مثل جناب آقای گلزار  حاضر نباشند به این زودی‌ها برای موفقیت‌های‌شان شریك پیدا كنند. البته یك ماجرای دیگر هم هست و آن اینكه آقایان فروردین ماهی تمایل عجیبی دارند تا در هر جمعی افكار دیگران را متوجه خودشان كنند. به دنبال همین روحیه هم خواسته یا ناخواسته از ارتباط گرفتن با دیگران در زمینه​های کار و حتی فعالیت اقتصادی ممکن است برای خودشان یشرایط دشواری فراهم آورند. می‌سازند. خوشبختانه این ویژگی همیشگی نیست و به همین دلیل است كه در میان فروردین‌ماهی‌ها آقایانی هم پیدا می‌شوند كه زود به ازدواج تن در بدهند. اما وقتی دوران مجردی یك مرد فروردینی  به درازا می‌كشد شك نكنید كه  مشكل از سخت‌پسند و وسواسی بودن او در روابط  عاطفی‌‌اش آب می‌خورد! در این میان پای یك نظریه دیگر هم درمیان است. فروردین ماهی‌ها اصولا  تحمل مخالفت و پذیرفتن شكست را ندارند از انتظار كشیدن هم بیزارند.


 
 بهرام رادان
 

متولد ماه اردیبهشت


همین اردیبهشتی كه گذشت 33 ساله شد؛ اما هنوز در این زمینه تصمیم خاصی نگرفته است! «بهرام رادان» كه  البته در مقایسه با ستاره‌های مجرد هم رده‌اش برای ازدواج هنوز خیلی دیر نكرده یكی دیگر از ستاره‌هایی است كه مجرد بودنش را می‌توان به حساب خلق و خوی اردیبهشتی‌اش گذاشت. اردیبهشت‌ماهی‌ها عاشق آرامش، هستند، در انتخاب هر چیز دنبال بهترینش می‌گردند. وقتی خوب دقت كنید می‌بینید كه همین روحیات، می‌تواند به خوبی سخت‌پسندی آنها در امر ازدواج را نیزتوجیه ‌كند! آقایان اردیبهشتی  مردانی با صلابت، اهل عمل و با اراده و قاطع هستند. این آقایان از چنان قدرت اراده‌ بالایی برخوردارند كه نمی‌شود تحت هیچ شرایطی  آنها را برخلاف میلشان وادار به انجام دادن هیچ كاری كرد. ماجرا وقتی حادتر می‌شود كه آنها در تمام تصمیمات كوچك و بزرگ زندگی‌‌شان با آرامش خاطر و بدون هرگونه شتاب‌زدگی پیش می‌روند، زیرا معتقدند همیشه باید با  انتخاب بهترین تصمیم، كمترین فاصله را داشته باشند. حق باشماست همه این روحیات قابل تحسینند اما خب طبیعی است وقتی پای ازدواج به میان بیاید همه این خلق و خو‌های قابل احترام زمینه را فراهم می‌كنند تا ستاره خوش‌پوش، خوش‌چهره و پرطرفدار این روزهای سینمای ما در سن 33 سالگی همچنان مجرد باقی بماند!

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:44 PM

عجیب ترین حاجی امسال ! +عکس


شیعه آنلاین: حاج «محمد خان» 60 سال سن دارد. از زمان تولد تاکنون برادر دوقلوی خود که نارس بوده را تا به امروز با خود حمل کرده است.

یکی از رسانه های عربستانی با انتشار تصویر یک مرد میانسال از یکی از کشورهای جنوب شرق آسیا که در صحرای عرفات نشسته، او را عجیب ترین حاجی امسال معرفی کرد.

این رسانه های سعودی در ادامه نوشتند: حاج «محمد خان» 60 سال سن دارد. از زمان تولد تاکنون برادر دوقلوی خود که نارس بوده را تا به امروز با خود حمل کرده است.

عجیب ترین حاجی امسال


به گفته پزشکان، به دلیل نارسایی، روح در بدن برادر دوقلوی «محمد خان» ندمیده از همین رو تنها نیمه بدن وی به صورت تکه گوشتی زاید به بدن «محمد خان» چسبیده و او به دلیل ناتوانی مالی تا به امروز آن را از بدن خود جدا نکرده است.

وی در اظهاراتی درباره احساسی که دارد، گفت: من همواره در زندگی احساس خجالت می کشیدم زیرا در محیطی و جامعه ای که در آن زندگی می کنم، همه نگاه خاص و عجیبی به بنده دارند اما در أیام حج، اولین باری بود که در 60 سال گذشته احساس راحتی کامل می کرد.

او همچنین افزود: در حج، انسان احساس نمی کند که از کسی بالاتر یا پایین تر است. اینجا همه یکسان و در یک سطح هستند.

فقیر و ثروتمند، سیاه پوست و سفید پوست، زن و مرد، کوچک و بزرگ، خلاصه همه و همه در کنار یکدیگر به طور یکسان در برابر خداوند هستند. اینجا کسی نگاه خاصی به بنده نداشته از همین رو راحت بوده ام.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:49 PM

October 27, 2012

گپی خواندنی با نیلوفر خوش خلق ، همسر امين حيايي / عکس

گپی خواندنی با همسر امين حيايي / عکس
نيلوفر خوش خلق، بازيگر جوان عرصه سينما متولد سال 1351 و همسر امين حيايي است. وي بازي در سينما را از سال 1384 آغاز کرد. آرامش، سادگي و متانت در چهره او بارز بوده و صبر و تحملش تحسين برانگيز است. از جمله فيلم هايي که در آنها بسيار خوب و متفاوت ظاهر شده مي توان به فيلم «مونس»، «به آهستگي»، «سنگ»، «دايره زنگي»، «چند روز بعد» و... اشاره کرد. خواندن اين مصاحبه خالي از لطف نيست؛

در چند سال اخير جزء بازيگران کم کار سينما و تلويزيون شده ايد، دليل آن چيست؟
راستش فيلمنامه خوب، کمتر به من پيشنهاد مي شود و همه فيلمنامه ها به نظرم سطحي و شبيه به هم شده اند. به همين دليل ترجيح مي دهم کمتر کار کنم.

معمولاً با يک نقش چطور کنار مي آييد؟
ياد گرفته ام که نقشم را بسازم و براي آن يک پيش زمينه اي قرار بدهم چرا که با اين تصور، راحت تر مي توانم به آن نزديک شوم.

معيارتان براي انتخاب نقش چيست؟
اول کارگردان، سپس فيلمنامه، سناريويي که خوب باشد و نظرم را جلب کند و بعد نقشي که قرار است بازي کنم.

تجربه دنياي ديگران چقدر براي شما لذت بخش است؟
قرار گرفتن در جايگاه هاي مختلف و به جاي انسان هاي ديگر براي من جذابيت خاصي دارد.

بازيگري براي شما چه مفهومي دارد؟
کارها پر از دغدغه است. دغدغه اي که هر روز خود را يک جور نشان مي دهد، اما به نظرم ما هنوز آن طور که بايد بزرگ نشده ايم و اميدواريم همچنان بازيگوش باشيم و بازي کنيم.

شما معتقديد تحصيلات آکادميک در پيشرفت کار يک بازيگر تأثير چنداني ندارد؟
من نمي گويم تأثير ندارد، ملاک نيست. تجربه و تحصيل، مکمل هم هستند و هر دو بايد در کنار هم باشند.

در حال حاضر براي نقش ها بيشتر انتخاب مي شويد يا انتخاب مي کنيد؟
بيشتر انتخاب مي کنم و خدا را شکر، کارهاي خوبي هم پيشنهاد مي شود. اميدوارم با انتخاب هاي درستي که مي کنم بتوانم يک خاطره خوب براي مردم به جا بگذارم.

در حال حاضر مشغول چه کاري هستيد؟
بعد از فيلم قفس طلايي، فعلاً هيچ.

پيشرفت تلويزيون و سينما را چگونه مي بينيد؟
سينما در کل پيشرفت کرده و روي هم رفته بالا و پايين دارد. در حال حاضر سينما در حد متوسط است. تلويزيون هم از مقوله سينما
پررنگ تر جلوه کرده چون مخاطب بيشتري دارد.

بازيگري را مي توان يک شغل دانست؟
صد در صد. البته چيزهايي در بين اقشار مردم جا افتاده که بازيگري را ديگر شغل نمي دانند. يعني وقتي که مي گويند طرف، بازيگر است به عنوان يک شغل کامل نمي دانند. در صورتي که اين طور نيست. به نظر من بازيگري يک شغل کاملاً سخت و با شرافت اما دوست داشتني است که با تلاش و کوشش مي توان به آن رسيد.

خانم خوش خلق در اوج شهرت چقدر نگران حذف شدن بود؟
‌در آن روزها حرف و حديث ها زياد بود اما من در مقابل همه آنها سکوت کردم. روزهايي بود که من زياد ديده مي شدم ولي دوست داشتم
آدم ها درست در مورد من قضاوت کنند. خودنمايي کردن را دوست نداشتم. ماندگاري برايم بهتر است تا شهرت. به خاطر همين خيلي دغدغه حذف شدن نداشتم.
باشگاه خبرنگاران

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:43 PM

بنیامین در روز عرفه کجا رفته بود؟!


بنیامین بهادری از خوانندگان پاپ کشور که در مراسم دعای عرفه صنف لباس‌فروش‌ها(حاج‌منصور ارضی) حاضر بود، شرکت در این مراسم را جزو علاقه‌مندی‌های معنوی خود اعلام کرد.
5شنبه(نهم ذی‌الحجه) سراسر ایران اسلامی شاهد حضور پرشور عاشقان و علاقه‌مندان به حضرت سیدالشهدا(ع) در مراسم پرفیض دعای عرفه بود.

بنیامین در روز عرفه کجا رفته بود؟!


حسینیه صنف لباس‌فروش‌ها با نوای حاج‌منصور ارضی یکی از اماکنی است که افراد مختلف ـ از چهره‌های سیاسی و نظامی گرفته تا شخصیت‌های ورزشی و هنری ـ در آن حضور می‌یابند.
یکی از هنرمندانی که در مراسم دعای عرفه این حسینیه حضور داشت، «بنیامین بهادری» خواننده پاپ کشور بود.
وی که با ترانه مذهبی «آقام آقام» به شهرت رسیده است، درباره حضورش در مراسم معنوی عرفه گفت: خیلی دوست داشتم در این مراسم شرکت کنم.
بنیامین اظهار داشت: امروز، روز بسیار خوبی بود،‌ چرا که فرصت «عرفه» برای هر فردی در سال فقط یک بار اتفاق می‌افتد و باید از آن بهره کافی را برد.
پارسینه

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:30 PM

تجربیات سفر یک دختر آلمانی به تهران !!

ورونیکا اشمیت متولد سال ۱۹۷۹، در رشته ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی در دانشگاه بامبرگ تحصیل کرده است. او که به فارسی تسلط دارد، مدتی در ایران اقامت داشته و این متن برگرفته از تجربه تاکسی سوار شدن‌ در این کشور است.
از ایران چه دیدی؟ از عاشق شدنم با شهر یزد و شهر زیبای شیراز و برف عمیق کوهستان بگذریم...راستش را بگویم بیشتر وقت این جا یا آن جای ایران، وسط ترافیک سوار تاکسی بودم. هر روز حداقل دو ساعت رفت و دو ساعت برگشت از یوسف‌آباد تا شمیران؛ راهی که جمعه‌ها صبح زود، به مقصد هوای آزاد دربند در طول پنج دقیقه می پرید.
اولین بار که با تاکسی رفتم هنوز یادم است. کناره خیابان یوسف آباد ایستاده بودم که یک ماشین بعد از دیگری ازم گذشت. اصلا نمی‌دانستم چه کار کنم و از کجا بفهمم کدام ماشین تاکسی است، کدام نیست. آخرش رسیدم به موسسه. بعد ثبت نام، مشکل دومی پیش آمد. باید از خیابان ولی‌عصر می‌گذشتم تا به خانه برگردم. چه ترافیکی بود. ترسم گرفت.

نگاه کردم مردم تهران چطور از این شلوغی سالم به سمت روبرو می‌رسند. آخرش خودم را سپردم به خدا و با دیگران آرام آرام یک خط بعد از دیگری از خیابان گذشتیم. (بعدا در آلمان سعی کردم. اگر بخواهید یک راننده‌ی آلمانی را بترسانید همین کار را بکنید. به فکر این‌که گم شدید، ترمز می‌کند و به شما با دست اشاره می‌کند که جلو بروید)
آن طرف خیابان به سمت پایین سوار ماشینی شدم و بعد چند متر، فهمیدم که تاکسی نیست و از آقا خواستم مرا پیاده کند. خوشبختانه قصد بدی نداشت.
از وقتی که یاد گرفته بودم و دیگر سوار ماشین‌های نامناسب نشدم، از تاکسی سواری خیلی خوشم آمد. جای دیگری نیست که با آدم‌های ‌ناآشنا و متفاوت آنقدر وقت بگذرانید. با لهجه‌های متفاوت آشنا می‌شوید و خیلی وقت‌ها هم امکان است با دیگران در مورد هر چیزی حرف بزنی. راننده‌های تاکسی هم از هر شغلی هستند که خودش جالب است.
در تاکسی با موسیقی محبوب ایران و یا با برنامه‌ی رادیو آشنا می‌شوید، با نظرهای اجتماعی یا با مشکلاتی که مردم را مشغول می‌کنند. در تاکسی عاشقان به هم دست می دهند [دست همدیگر را می‌گیرند] مردم با هم می‌جنگند و یا آرام صحبت می‌کنند، درس می‌خوانند، افطار می‌کنند. در تاکسی از خارجی می‌پرسند که چرا آمده ایران؟

− آلمان که کشور خوبی است، پس اینجا چه کار می‌کنید؟ ازدواج کردید؟ بچه دارید؟ مسیحی هستید؟ می‌توانید باهام فرانسه حرف بزنید؟ باید با پسرم آشنا بشوید...خیلی پسر...
− می‌بخشید قصد ازدواج ندارم.

و یاد می‌گیری مردم در مورد کشور خودت یعنی آلمان، چه فکر می‌کنند و یا چه فکرهایی دارند.
به نظر من بیشتر ایرانیان در مورد فوتبال آلمان بیشتر از خودم خبر دارند. بعضی هم فلسفه‌ی آلمان را می‌خوانند که من تا حالا صبرش را نداشته‌ام. برای من جالب بود که تعداد زیادی از دانشجویان آلمانی یاد می‌گیرند و دوست دارند در آلمان درس بخوانند. (فکر کرده بودم کشورهای انگلیسی زبان را ترجیح بدهند.)
گوته معروفه... (و به شعر کلا خیلی بیشتر از ما آلمانی‌ها اهمیت می‌دهند. در اینجا شعر چیزی‌است که بیشتر مردم سالها پیش در مدرسه خوانده‌اند)
هیتلر همینطور (که بعضی از مردم ازم خواستند از آریایی بودنم افتخار کنم. بهشان توضیح دادم که ما اصلا آریایی نیستیم و این‌که شدیدا با ایدیولوژی نژادپرست نازی‌ها مخالفم.)

فهمیدم که سریال‌های غربی، زن غربی را طوری نشان می‌دهند که با زندگی من بسیار فرق می‌کند. روزی راننده‌ تاکسی ازم پرسید دوست دخترش بشوم. گفتم نخیر. گفت خب برای شما غربی‌ها که فرقی نمیکنه...چرا برای من و اطرافیانم حتما "معمولی" نیست هر روز با یکی دیگه دوست باشیم.
اتفاقی که مرا عمیقا تحت تاثیر قرار داد. یک روز در میدان تجریش سوار تاکسی شدم. راننده داشتند روزنامه می‌خواندند، خودم هم نشستم عقب، منتظر چهار نفر دیگر ماندیم. ناگاه ازم پرسیدند کجایی هستم:
− آلمانی
− ...همه آلمانی‌ها نژادپرستند.
سکوت. بعد چند لحظه آرام ازشان می‌پرسم که چرا...
− می‌دانید، رفته بودیم اردوی ورزشی بین‌المللی که آلمانی‌ها آمدند و روی آینه‌ی من نوشتند "خارجی‌ها بیرون بروید". روی آینه علامت نازی‌ها را کشیده بودند.
می‌فهمم از این اتفاق توهین آمیز بسیار ناراحت شده‌اند و خودم خیلی ناراحتم که این تنها فکریست که در مورد کشور خودم یادشان مانده است. یک خانم جوان با عینک و روسری سفید سوار می‌شود‌. بعدا هم یک آقای مسن با کت شلوار و آخر هم دو تا خانم با کیسه‌های خرید بزرگ خود را بزور جا می‌کنند.
دیگر چیزی نمی‌گیم. آمده به ونک، [به ونک که می‌رسم] به راننده پول می‌دهم...می‌گویند بعدا. دوباره بهشان تعارف می‌کنم. می‌گویند:
− نه مهمان ما باشی. دوستت هستم و اگه از دستم برات کمکی بر بیاد، بیا اینجا، همیشه با ماشینم اینجا هستم.
می‌فهمم تعارف نمی‌کنند، دعوتم کردند. آشتی.
بعضی وقتها زندگی‌هامان یک لحظه‌ی کوچک با هم وصل می‌شوند و دوباره همدیگر را از دست می‌دهیم ولی در طول همین لحظه‌ی کوچولو چیزی شده است، [اتفاقی افتاده است] که فرق می‌کند. چه خوب!

آفتاب

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:29 PM

شکایت ۵۰ میلیون دلاری تام کروز از یک مجله / عکس

بنا به گفته وکیل تام کروز ، این بازیگر از ناشران مجله "لایف استایل" رسما" شکایت کرده و معتقد است که آنها باید بخاطر انتشار دروغ درباره زندگی او ، ۵۰ میلیون دلار به عنوان خسارت به او بپردازند . این مجله چندی پیش ادعا کرده بود که سوری دختر واقعی تام کروز نیست .

برت فیلدز ، وکیل تام، می گوید ، این شکایتنامه در روز چهارشنبه تنظیم شده و به دادگاه فدرال لس آنجلس ارائه شده است.

شکایت ۵۰ میلیون دلاری تام کروز از یک مجله / عکس

بنا به گفته فیلدز ، کروز معمولا" دوست ندارد از کسی شکایت کند اما ادعای این مجله مبنی بر اینکه سوری دختر واقعی تام نیست ، یک دروغ خیلی وحشتناک و منزجر کننده و واقعا" غیر قابل بخشش است.

فیلدز گفت، اگر کروز موفق شود این مبلغ را دریافت کند تمام آن را به خیریه اهدا خواهد کرد.

تام کروز و مادر دختر او(کتی هلمز)، اوایل سال جاری از هم جدا شدند. آنها شش سال پیش با هم ازدواج کرده بودند.
آفتاب

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:25 AM

سوپر استار هندی با مادر ایرانی اش به حج رفت+عکس

امیرخان ستاره سینمای هند که با فیلم دل اوج گرفت, گفته میشود ریشه ایرانی دارد و مادرش اصالتا ایرانی است , مسلمان بوده ، در سفر حج، مادرش را همراهی کرد.

http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/5199_1.jpg

http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/5199_2.jpg

http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/5199_3.jpg

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:06 AM

زهرا و پکس با آنجلینا جولی همبازی شدند ! +عکس

زهرا و پکس با آنجلینا جولی همبازی شدند ! +عکس

مهر: پکس و زهرا فرزندان آنجلینا جولی او را در بازی در فیلم «زیبای خفته» همراهی می‌کنند.

البته نقش‌هایی که به پکس 8 ساله و زهرای 7 ساله داده شده، نقش‌های کوتاهی هستند ولی اینکه آنجلینا جولی و فرزندانش با همدیگر در این اثر سینمایی ایفای نقش می‌کنند، نکته قابل توجهی است.

انتخاب پکس و زهرا به این دلیل بوده است که آنها اصرار زیادی داشتند در این فیلم بازی داشته باشند. پیش از این ویوین 4 ساله دیگر فرزند آنجلینا جولی و براد پیت نیز ایفای یک نقش را در فیلم «زیبای خفته» برعهده گرفته بود که این امر اصرار زهرا و پکس را برای پیوستن به این پروژه سینمایی افزایش داد.

«زیبای خفته» را رابرت استرامبرگ کارگردانی می‌کند و الی فانینگ در نقش آئورا ظاهر خواهد شد. آنجلینا جولی نیز در مقابل او نقش منفی فیلم را برعهده دارد و جولی در این اثر، نقش نامادری ستمکار ظاهر می‌شود.

گریم و ظاهر آنجلینا جولی در این اثر سینمایی متفاوت است و به نظر می‌رسد بتواند در کارنامه سینمایی خود یک اثر فانتزی برای بچه‌ها را نیز رقم بزند.

این فیلم اقتباسی از داستان معروف «زیبای خفته» است که قرارست 14 مارس 2014 اکران شود.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:47 AM

باران کوثری و مادرش در جشن تولد 27 سالگی باران

باران کوثری و مادرش در جشن تولد 27 سالگی باران

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:44 AM

October 26, 2012

سوپراستارهایی که خود را به تیغ جراحی نسپرده اند/ تصاویر

نظرتان راجع به جراحی زیبایی چیست؟ با آن موافق هستید یا مخالف؟ به نظر شما کسی که سال های جوانی خود را پشت سر گذاشته باید سعی کند همچنان زیبا و جوان به نظر برسد؟ اجازه بدهید ببینیم سوپراستارهای نه چندان جوان هالیوود چه فکر می کنند.

 

سوپراستارهایی که خود را به تیغ جراحی نسپرده اند

 
سوزان ساراندون- 66 ساله

سوازن ساراندون در سن 66 سالگی همچنان جذاب است. می گوید دوست دارد با آرامش و وقار سال های عمرش را پشت سر بگذارد.
"من هرگز جراحی زیبایی نداشته ام ولی اگر کسی بخواهد جراحی کند او را سرزنش نمی کنم. به نظر من زنان حق دارند کارهایی را انجام بدهند که باعث می شود نسبت به خودشان حس خوبی داشته باشند. شغل ما سخت است چون همه ما را روی یک صفحه بزرگ می بینند و حتی به یک خط کوچک توجه می کنند. اما فکر می کنم این یک انتخاب شخصی است. هر کسی حق دارد که خودش تصمیم بگیرد."

 

سوفیا لورن- 78 ساله


 
سوپراستارهایی که خود را به تیغ جراحی نسپرده اند

 
سوفیا لورن یک ماه قبلا از تولد 72 سالگی اش، در یک نظرخواهی به عنوان زیباترین کسی که با خود را به عمل جراحی نسپرده و زیبایی طبیعی خودش را دارد انتخاب شد. وقتی از او رمز زیبایی طبیعی اش را پرسیدند جواب داد " عشق به زندگی، اسپاگتی و حمام در روغن زیتون!".

 

تینا ترنر-72 ساله


 
سوپراستارهایی که خود را به تیغ جراحی نسپرده اند

 
روزی که این خواننده وارد 60 سالگی شد در تور دور دنیا به سرمی برد! این نشان دهنده آن است که تینا ترنر نه تنها سن خود را بلکه زندگی را با آغوش باز می پذیرد. او می گوید " سن برای من مهم نیست. 50 ساله امروز همان 30 ساله دیروز است. هیچ قانونی وجود ندارد که بگوید باید این طور لباس بپوشید یا آن طور رفتار کنید. ما در دوره ای زندگی می کنیم که زنان می توانند زندگی شاد و پرهیجانی داشته باشند."

 

آنجلیکا هاستون


 
سوپراستارهایی که خود را به تیغ جراحی نسپرده اند

 
این بازیگر 61 ساله می گوید " ترس بزرگی که مردم از چین و چروک و پیر شدن دارند واقعا غیرعادی است. این اتفاق برای همه می افتد و کاری از دست کسی ساخته نیست."

 

کیم کاترال- 56 ساله


 
سوپراستارهایی که خود را به تیغ جراحی نسپرده اند

 
کیم کاترال به داشتن بوتاکس اعتراف کرده ولی می گوید هرگز جراحی پلاستیک نکرده است. "من واقعا از عمل های جراحی پلاستیک می ترسم ولی چند کار کوچک انجام داده ام. مثلا چین بزرگی  بین ابروهایم داشته ام که آن را با بوتاکس رفع کرده ام. من به زنانی مثل هلن میرن و جودی دنچ نگاه می کنم. آنها زنان فوق العاده ای هستند ولی ظاهر آنها سنشان را نشان می دهد."

 

جین فوندا-74


 
سوپراستارهایی که خود را به تیغ جراحی نسپرده اند

 
جین فوندا تا 72 سالگی ظاهری طبیعی داشت تا اینکه به جراحی پلاستیک اعتراف کرد. "اگر شجاعت کافی داشتم جراحی نمی کردم. قسم خورده بودم که هرگز جراحی نکنم ولی قسمم را زیر پا گذاشتم. و البته اصلا به این جراحی افتخار نمی کنم."جین فوندا در حال نگارش کتابی راجع به روند پیر شدن خود و جراحی پلاستیک است.

 

بت میدلر- 66 ساله


 
سوپراستارهایی که خود را به تیغ جراحی نسپرده اند

 
بت میدلر در 60 سالگی گفته بود "بعد از سی سالگی بدن خودش می داند که چه باید بکند." به نظر نمی رسد که میدلر در مورد سن و سال خود ترس یا وسواسی داشته باشد.

 

جینا دیویس- 56 ساله


 
سوپراستارهایی که خود را به تیغ جراحی نسپرده اند

 
این بازیگر و مدل که شهرت خود را مدیون فیلم "تلما و لوییز" است، هنوز چهره ای شاد، بشاش و جوان دارد.

 

کیم بسینگر- 58 ساله


 
سوپراستارهایی که خود را به تیغ جراحی نسپرده اند

 
این بازیگر که موفق به دریافت اسکار شده است هنوز چهره ای درخشان و جوان دارد. او هرگز رمز داشتن پوست جوان و شاداب را افشا نکرده اما می گویند او از کرم کلاژن استفاده می کند.

 

جوآن کالینز-79 ساله


 
سوپراستارهایی که خود را به تیغ جراحی نسپرده اند

 
کالینز همیشه تاکید می کند که هرگز جراحی زیبایی نداشته است . او می گوید "زنانی که به جراحی زیبایی رو می آورند ترسناک و غیرعادی به نظر می رسند. آنها شبیه خودشان نیستند. من ظاهرم را واقعا دوست دارم و هرگز نمی خواهم آن را تغییر بدهم."

 

سیگورنی ویور – 62 ساله


 
سوپراستارهایی که خود را به تیغ جراحی نسپرده اند

 
ستاره آواتار سیگورنی ویور از بوتاکس و جراحی پلاستیک بیزار است. "من هرگز جراحی پلاستیک یا تزریق بوتاکس نخواهم داشت. به عنوان یک بازیگر دوست ندارم مصنوعی به نظر برسم چون بینندگان خیلی زود می فهمند که شما خودتان نیستید. چهره یک بازیگر باید انعطاف پذیر باشد."

 

جین سیمور 61 ساله

 
سوپراستارهایی که خود را به تیغ جراحی نسپرده اند

 
جین سیمور هم با جراحی زیبایی مخالف است. " وقتی می بینم بازیگران یا مجری ها با چهره های مصنوعی در تلویزیون ظاهر می شوند، در حالی که چهره شان هیچ حرکتی ندارد و ابروها بالاتر از حد معمول در گوشه سرشان قرار گرفته از خودم می پرسم چطور می توانند با خودشان این کار را بکنند.  البته خانواده من به طور ژنتیکی دچار پف چشم هستند به همین دلیل من چشم هایم را عمل کردم اما هیچ عمل دیگری نداشته ام."

 

مریل استریپ- 63 ساله


 
سوپراستارهایی که خود را به تیغ جراحی نسپرده اند

 
مریل استریپ می گوید که دوست دارد همه چیز سیر طبیعی خود را داشته باشد." هرکس نظری دارد. من واقعا می دانم پیر شدن برای اکثر زنان دردناک است اما به نظر من وقتی کسی چهره اش را عمل می کند آن حالت طبیعی و انسانی را از دست می دهد. "

 

شارون استون – 54 ساله


 
سوپراستارهایی که خود را به تیغ جراحی نسپرده اند

 
اخیرا شارون استون در مورد جراحی پلاستیک فاجعه آمیز خود صحبت کرد و گفت هرگز دوباره به جراحی فکر نخواهد کرد. "مریل استریپ مثل یک تختخواب آنکارد نشده است، و همین طور من! ولی این یک واقعیت است که باید آن را پذیرفت."

 

هلن میرن- 67 ساله

 
سوپراستارهایی که خود را به تیغ جراحی نسپرده اند

 
هلن میرن اگرچه دوست ندارد خود را به تیغ جراحی بسپارد ولی با کسانی که این کار را می کنند مشکلی ندارد. "من فکر می کنم افراد باید اجازه داشته باشند هر کاری که دوست دارند با بدن و چهره شان بکنند. هرکاری که اعتماد به نفسشان را بیشتر می کند و باعث می شود خودشان را بیشتر دوست داشته باشند. "

 

جمی لی کورتیس- 53 ساله


 
سوپراستارهایی که خود را به تیغ جراحی نسپرده اند

 
او عقیده دارد که هالیوود اخیرا دچار بحران جراحی پلاستیک شده است. "  همه می گویند برای اینکه پیشنهاد بازی داشته باشی باید موهایت را رنگ کنی و جراحی کنی . این یک فاجعه است، یک توطئه، یک پیچیدگی صنعتی. به ما تلقین می شود که برای ادامه این شغل باید جراحی کنیم. افراد این کار را می کنند و از قیافه می افتند. واقعا عجیب است که مردم این کارها را با خودشان می کنند."
 برترین ها

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:13 AM

October 25, 2012

هنرپیشه معروف زن مهمان ویژه علی دایی + عکس


هنرپیشه معروف زن مهمان ویژه علی دایی


نیکی کریمی هنرپیشه مشهور سینمای ایران با حضور در تمرین تیم فوتبال راه آهن دقایقی با علی دایی گپ و گفت کرد.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:08 AM

October 24, 2012

عکس/ خودروی اخبارگوی مشهور تلویزیون !

عکس/ خودروی اخبارگوی مشهور تلویزیون !

محمدرضا حیاتی، قدیمی‌ترین اخبارگوی سیماست.

 به گزارش جهان، سیاست‌نامه نوشت: محمدرضا حیاتی، قدیمی‌ترین اخبارگوی سیماست. فواد بابان، بهرام افشار و سلطانی از جمله هم‌رده‌های حیاتی هستند که حالا دوران بازنشستگی خود را می‌گذرانند.

عکس/ خودروی اخبارگوی مشهور تلویزیون !!!

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:25 PM

بلندترین و سریع ترین ترن هوایی دنیا در کجا واقع است؟ + عکس

قدس آنلاین : بلندترین ترن هوایی در شهر بازی Six Flags Great Adventure که در نیوجرسی واقع است، قرار دارد. ریل های این ترن هوایی، بلندترین ریل های پیچ و خم دار دنیا به حساب می آیند و ارتفاع این ترن به 138 متر، یعنی معادل یک ساختمان 45 طبقه می رسد.
سریع ترین ترن هوایی دنیا نیز در یک شهربازی واقع در آمریکای شمالی قرار گرفته است که صفر تا 100 را در 3.5 ثانیه طی می کند.

http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/5189_1.jpg

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:17 PM

عکس‌های مهتاب کرامتی و مهدی هاشمی در سومالی

به گزارش روابط عمومی فیلم «فرزند چهارم» تولید این فیلم به تهیه‌کنندگی و کارگردانی وحید موسائیان در شهر موگادیشو  با مدیریت فیلمبرداری علی‌محمد قاسمی به پایان رسید و مهتاب کرامتی و مهدی هاشمی به همراه دیگر اعضای گروه پروژه به ایران بازگشتند.

 

وحید موسائیان در این باره گفت: «آخرین سکانس‌های فیلم با حضور مهدی هاشمی و مهتاب کرامتی در شهر موگادیشو پایتخت سومالی فیلمبرداری شد و آخرین افراد گروه به ایران بازگشتند و به زودی او نیز به همراه آزیتا موگویی مدیر تولید پروژه از آفریقا خداحافظی خواهند کرد. پیش از این حامد بهداد بازیگر نقش ابراهیم و سودابه خسروی طراح گریم از آفریقا به ایران آمده بودند.»

 

 

او همچنین درباره دشواری‌های این کار عنوان کرد: «ما برای فیلمبرداری و کار در آفریقا به مشکلات فراوانی بر‌خوردیم. به خصوص بعد از سقوط هواپیما، گروه به لحاظ روحی دچار نگرانی‌ بود، اما خوشبختانه با حمایت‌های فکری و حضور فعال همکاران و دلگرمی اعضای گروه روند تولید با قدرت و دقت پیش رفت تا به سکانس پایانی رسید.»

 

چندی پیش، در روند تولید این پروژه، هواپیمای ملخ‌دار حامل کارگردان و گروه فیلمبرداری در صحرای کلاهاری دچار نقص فنی و سقوط شد که جز جراحات سطحی آسیب عمده‌ای به هیچ یک از اعضای گروه آسیبی وارد نیامد. «فرزند چهارم» از تولیدات بنیاد سینمایی فارابی است و موسائیان علاوه بر نویسندگی و کارگردانی و تهیه‌کنندگی فیلمش را هم برعهده دارد.

 

بیش از 90 درصد از ماجراهای فیلم «فرزند چهارم» در کشور سومالی می‌گذرد و آزیتا موگویی مدیر تولید و محمد حسن نجم مجری طرح، محمد پورراد پشتیبانی تهیه  هستند.

 

 

فیلمبرداری «فرزند چهارم» تازه ترین ساخته وحید موساییان چندی پیش طی مراسمی با حضور مسعود کیمیایی در پردیس سینمایی ملت تهران آغاز شد. گروه بعد از فیلمبرداری سکانس‌های تهران عازم افریقا شد. مهتاب کرامتی، مهدی هاشمی،حسین محب اهری، ناصر گیتی جاه، معصومه قاسمی پور، زهرا برومند،ساناز زرین مهر و حامد بهداد بازیگران اصلی این فیلم هستند.

 

داستان فیلم سفری است به آن سوی آفریقا جایی که شرافت انسانی در گیرو دار جنگ و قحطی سربلند بیرون می‌آید.

 

فهرست عوامل پروژه سینمایی «فرزند چهارم» عبارتند از: نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده: وحید موسائیان، مجری طرح: محمد حسن نجم، مدیر تولید: آزیتا موگویی، پشتیبانی تهیه: محمد پور راد، مدیر فیلمبرداری: علی محمد قاسمی، آهنگساز: فریدون شهبازیان، طراح گریم: سودابه خسروی،طراح صحنه ولباس: کامیاب امین عشایری، صدابردار: محمد شاهوردی، جانشین تولید: محمد یمینی، عکاس: علی نیک رفتار، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: مسعود میمی، مدیر تدارکات: امرالله تجربه، دستیار تولید: مهرداد زحمتکش، گروه کارگردانی: علی درخشنده، حجت الله علیپور، خورشید نجم، دستیار اول فیلمبرداری: همایون قربانی، اجرای گریم : محمد علی ضرابی، دستیاران صحنه: وهاب یحیی‌زاده، ملودی اسماعیلی، دستیار صدا: امیر شاهوردی،گروه فیلمبرداری: حسین رجائی، رضا سپهری، سید مرتضی نجفی، جعفر اصلانی، گروه تدارکات: محمد حیدرقلی، امیر  یمینی، حسن عرب‌زاده ،حسین  رحیمی، دستیار لباس: زهرا صمدی، هماهنگی تولید: سعید علیپور شیرازی، هماهنگی تولید آفریقا: پژمان هادوی، مترجم و دستیار هماهنگی  تولید آفریقا: محمد شایسته نام، مدیر مالی : شهریار کنعانی،مشاور رسانه‌ای: مینا اکبری.

 

بازیگران: مهتاب کرامتی، مهدی هاشمی ،حسین محب اهری،  ناصر گیتی‌جاه، معصومه قاسمی پور،زهرا برومند، ساناز زرین مهر و حامد بهداد، با حضور افتخاری یاسمین ملک نصر.

 

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:07 PM

تلویزیون برای ماه محرم چه سریال‌هایی دارد؟ / تصاویر

از میان شبکه‌های سیما شبکه اول پخش سریال «راستش را بگو» به کارگردانی محمدرضا آهنج را از ششم آبان آغاز می‌کند.

پخش این سریال تا نیمه‌های محرم ادامه دارد و از سوی دیگر سریال «یلدا» ساخته حسن میرباقری از گزینه‌های پخش از این شبکه پس از اتمام «راستش را بگو» است. 


«راستش را بگو» را مصطفی رستگاری نوشته و داستان چند دانشجو است که هنوز تعلقات دنیاییشان آنقدر نیست که دروغ و دروغگویی جزیی از زندگیشان شود، به همین دلیل تصمیم می‌گیرند به مردم بگویند راستش را بگویند، اما همین تصمیم ماجراهای تلخ و شیرین زیادی را به همراه می‌آورد و...


پخش سریال «راستش را بگو» با بازی لعیا زنگنه تا نیمه‌های محرم ادامه دارد

حسن پورشیرازی، آتیلا پسیانی، رویا تیموریان، نیوشا ضیغمی، دانیال عبادی، لعیا زنگنه، مهدی سلوکی، سام درخشانی، محمد عمرانی، علیرضا جلالی تبار، رحیم نوروزی، رضا توکلی، امیرحسین مدرس، بهرام ابراهیمی، اصغر نقی‌زاده، علیرضا خطیبی، الناز بهمن‌زاده، محمد عمرانی، شیما نیکپور، رضا آحادی، نازآفرین کاظمی، عباس جمشیدی، اشکان اشتیاق، ایمان صفا و (با حضور) ثریا قاسمی و امیر آقایی (در نقش دکتر چمران) بازیگران اصلی این سریال هستند. 


شبکه دو سیما نیز سریال «یک تکه زمین» به کارگردانی مهدی کرم‌پور را برای پخش در ایام ماه محرم در نظر گرفته است. کرم‌پور برای نخستین بار سریال‌سازی را تجربه می‌کند.

در خلاصه این سریال آمده است: حاج حیدر از آن نانواهای قدیم تهران است که هنوز نان سنگکش را توی ترازو می‌کشد و بع به دست مردم می‌دهد. مورد احترام است و همه از او و خانواده‌اش به نیکی یاد می‌کنند. وی در دهی نزدیک تهران که زادگاهش است قطعه زمینی دارد. روستایی‌ها فروش محصول سالانه خود را به او و خانواده‌اش سپرده‌اند. نظم این چرخه از روزی به‌هم می‌خورد که حاج حیدر نانوایی التفات را به دلیل تخلف تعطیل می‌کند. 


داریوش ارجمند در نمایی از سریال «یک تکه زمین»


آتیلا پسیانی‌، داریوش ارجمند، ‌رویا تیموریان‌، شراره دولت‌آبادی‌، پوراندخت مهیمن‌، عنایت بخشی‌، حمید ابراهیمی‌، کوروش تهامی‌، نفیسه روشن، ‌حدیث می‌رامینی‌، سپیده اعلایی‌، عارف لرستانی از جمله بازیگران اصلی این مجموعه تلویزیونی هستند.

 

شبکه تهران نیز مجموعه «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» را از گزینه‌های پخش در این ماه اعلام کرده است. این مجموعه که بصورت اپیزودیک ساخته می‌شود در هر قسمت روایتگر داستان‌هایی عبرت‌آموز است.

 
تاکنون شبکه‌های سه و چهار گزینه‌ای  را برای پخش در ایام ماه محرم اعلام نکرده‌اند. باید منتظر ماند و دید آیا در روزهای کوتاه باقی مانده به شروع این ماه شبکه‌های سیما سریالی را به عنوان گزینه منتخب پخش اعلام می‌کنند یا خیر.
 

جدول زیر شامل سریال‌هایی است که از سال 1380 تاکنون در ایام ماه محرم از شبکه های سیما پخش شده است.
 

نام سریال
شبکه
سال تولید
کارگردان
خلاصه داستان
بازیگران
«شب دهم»
یک
1380
حسن فتحی
اواخر سال‌های حکومت رضا خان، خانواده‌ای قجر و دست شسته از همه حوادث بیرون خانه،خلوت گزیده و به خاطرات ایام اقتدار قجر دلخوش کرده‌اند.مرد جوان شروری در پی یک شکست، لاعلاج به سرقت از این خانه می‌آید. آنجا توطئه‌ای در کمین اوست و عشقی جانسوز که در پیش است و شرطی که انجام آن شیربهای این عشق است.
کتایون ریاحی، رویا تیموریان، محمود پاک‌نیت، حسین یاری، ثریا قاسمی، پرویز فلاحی‌پور، آتش تقی‌پور، پرویز پورحسینی
«باران عشق»
تهران
1380
احمد امینی،
فریدون حسن‌پور
یک بانک مراسم قرعه‌کشی برگزار می‌کند که یکی از جایزه‌های آن سفر به کربلاست. تعدادی از دارندگان حساب پس‌انداز برنده این جایزه می‌شوند. هر کس برای خودش داستانی دارد؛ یکی جانباز شیمیایی است، یکی پرده خوان پیری است ، دیگری دختری است با برادر عقب مانده‌اش ، آن یکی دخترش را در تصادفی از دست می‌دهد و باید قلب دخترش را به راننده‌ای اهدا کند که ناخواسته موجب مرگ آن دختر شده است.
خسرو شکیبایی، امین تارخ، آتیلا پسیانی
«سفر سبز»
سه
1381
حسین لطیفی
یک زوج مسیحی  ‌در سفر به ایران پسربچه‌ای را به‌عنوان ‌فرزندخوانده با خود می‌برند. این پسربچه زمانی که 25 سال سن دارد با اعتراف‌ پدرخوانده‌‌اش‌
پیش از مرگ، پی به حقیقت می‌برد و تصمیم می‌گیرد به ایران برگردد.
پارسا پیروزفر، علی‌ نصیریان، محمدرضا شریفی‌نیا، مجید مظفری، حمیده خیرآبادی، لادن مستوفی، امین تارخ، سارا خوئینی‌ها
«افسون»
تهران
1382
جواد هاشمی
این سریال داستان جوانی به نام احسان را به تصویر می‌کشد که در هفت سالگی با علم و کتل آشنا می‌شود و عشق به ائمه از همان زمان در روح و جانش رسوخ می کند. او پس از 16 سال برای احقاق حق پدرش که فکر می کند پایمال شده است از فرانسه به ایران سفر می‌کند و...
ایرج راد، رامبد شکرابی، حدیث فولاد‌وند، آتش تقی‌پور، پوراندخت مهیمن، افسر اسدی
«معصومیت از دست رفته»
سه
1382
داوود میرباقری
داستان این سریال مربوط به عاشورای سال 61 هجری قمری است؛ زمانی که شوذب خزانه‌دار درگیر عشق قدیمی به حمیرای یهودی می‌شود، در حالی که زنش ماریای نصرانی است.
امین تارخ، فریبا کوثری، سارا خوئینی‌ها، داریوش فرهنگ، داوود رشیدی، اکبر عبدی
«غریبانه»
تهران
1383
قاسم جعفری
این سریال درباره رویارویی دو گروه وفاداران کربلا و فراموش‌کنندگان واقعه عظیم عاشوراست؛ افرادی که برای احیای حق و عدالت می‌جنگند و کسانی که قصد قربانی‌کردن عدالت به خاطر مصالح شخصی خود دارند.
حسن‌ جوهرچی، غلامحسین لطفی، حسن اسدی، مهدی سلوکی، پرستو گلستانی، علی منصوری، عزت‌الله مهرآوران
«روزهای اعتراض»
دو
1384
حسین سهیلی‌زاده
یکی از اهالی شهر، سال‌های قبل از انقلاب اسلامی به قتل می‌رسد و...
پژمان بازغی، مینا لاکانی، کیهان ملکی، سارا خوئینی‌ها، عبدالرضا اکبری
«جابربن‌حیان»
سه
1385
جواد افشار
این سریال به بخشی از زندگی جابربن‌حیان از شاگردان امام صادق(ع) اختصاص دارد.
حسن جوهرچی، عنایت بخشی، عنایت شفیعی، انوشیروان ارجمند، حسن اسدی، علیرام نورانی، کاظم افرندنیا
«پریدخت»
دو
1386
سامان مقدم
داستان این سریال درباره دختری به همین نام است که زندگی‌اش در سه مقطع زمانی سال‌های 1314 و وقایع مسجد گوهرشاد در سال 1320، واگذاری قدرت از پهلوی اول به محمدرضا و سال 1334 بعد از کودتای 28مرداد به تصویر کشیده شد.
داریوش ارجمند، لیلا حاتمی، علی مصفا، کامبیز دیرباز، مهرداد ضیایی
«شاید برای شما هم اتفاق بیفتد»
تهران
1387
اپیزودهایی به کارگردانی راما قویدل، احمد معظمی و محمودمعظمی
-
میترا حجار، ایرج ‌نوذری، اشکان خطیبی، نرگس‌ محمدی،
هیلا اکرانی
«آخرین دعوت»
دو
1387
حسین سهیلی‌زاده
«آخرین دعوت» درباره زندگی استاد دانشگاهی به نام یوسف زمانی‌فر است که نماینده سابق مجلس بوده و برای یافتن اسنادی عازم زادگاهش در غرب کشور می‌شود اما طی حادثه ای سر از کوفه در سال 61 هجری در می‌آورد.
سعید جلالی، محمد بیرانوند، فرامرز قریبیان، حامد بهداد، الهام حمیدی، سپیده ذاکری، فرزاد حسنی، پرویز فلاحی‌پور، مرجان شیرمحمدی
«طفلان مسلم»
دو
1387
مجتبی ‌یاسینی
این مجموعه تلویزیونی در قالب نمایش به اخلاق و سیره حضرت‌محمد(ص)، اهل بیت(ع) و بیان فلسفه قیام عاشورا می‌پردازد.
جهانگیر الماسی، شمسی فضل‌اللهی، محمد عمرانی، پوراندخت مهیمن
«بانو»
سه
1388
فرید سجادی حسینی
داستان این سریال در سال 1316 روایت می‌شود و به ماجرای کشف حجاب اشاره دارد. قصه درباره زنی است که پس از سال‌ها به شهری برمی‌گردد که مردمانش تصوری نادرست درباره او دارند. زن می‌خواهد این تصویر نادرست را تصحیح کند و...
داریوش ارجمند، سیاوش طهمورث، فریبا کوثری، ساره بیات، محمدرضا حقگو، خسرو دستگیر، کاوه خداشناس، شهاب‌کسرایی
«خون‌بها»
یک
1389
جواد مزدآبادی
داستان این مجموعه با مرگ یک نفر شروع می‌شود که برادرش به‌دنبال قاتل او می‌گردد و...
پولاد کیمیایی، سیاوش طهمورث، پوراندخت مهیمن، کاظم افرندنیا، لیلا اوتادی
«تا رهایی»
یک
1390
حسین تبریزی
یک چمدان حاوی قرص‌های روانگردان در فرودگاه با یک چمدان دیگر سهوا عوض می‌شود. واردکنندگان این قرص‌ها یکی از افراد خود را نزد صاحب چمدان می‌فرستند تا چمدان حاوی مواد را از او پس بگیرد.
سعید نیک‌پور، جعفر دهقان، حسن‌ جوهرچی، مهدی سلوکی، حمیدرضا پگاه، پویا امینی، روناک یونسی، شهرام عبدلی
«فرات»
دو
1390
مازیار میری
سریال «فرات» داستان دو دوست قدیمی را به تصویر می‌کشد که بر اثر حادثه‌ای، رفاقت دیرینه آن‌ها جای خود را به دشمنی می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که آن دو را رو در روی یکدیگر قرار می‌دهد.
اکبر زنجانپور، حسن پورشیرازی، گوهر خیراندیش، فریبا جدی‌کار، حمید ابراهیمی، رامین راستاد، نفیسه روشن، شیوا ابراهیمی، روح‌الله کمانی، ناز‌آفرین کاظمی

 

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:55 PM

حضور یک مرد در مراسم خاکسپاری‌ خودش!

پلیس برزیل اعلام‌کرد: مرد 41 ساله‌ای با حضور در مراسم خاکسپاری‌اش خانواده‌اش را شوکه کرد.

به گزارش ایسنا به نقل از آسوشیتدپرس، بنابر اعلام پلیس برزیل، خانواده «گیلبرتو»، با حضور در سردخانه جسد یک مرد را به اشتباه تشخیص داده و با تحویل گرفتن آن اقدام به برگزاری مراسم خاکسپاری او کردند.

برادر «گیلبرتو» گفت: پلیس اعلام کرد مردی نزدیک به مشخصات برادرم با ضرب گلوله کشته شد و برای تحویل گرفتن جسد به سردخانه مراجعه کنید.

او همچنین گفت: جسد این مرد شباهت بسیاری به برادرم داشت و جالب‌تر از آن شغل هر دوی آنان نیز مشابه هم بود. همچنین از آنجایی‌که برادرم برای مدتی ناپدید شده بود مطمئن شدیم این جسد متعلق به اوست.

در روز خاکسپاری یکی از دوستان «گیلبرتو» او را تصادفی در خیابان می‌بیند و موضوع را به او اطلاع می‌دهد. «گیلبرتو» نیز به سرعت خود را به محل برگزاری مراسم رساند.

برخی افراد حاضر در این مراسم با دیدن «گیلبرتو» پا به فرار گذاشتند و تعدادی دیگر از میهمانان بی‌هوش شدند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:33 PM

حضور یک روح در ورزشگاه پورتو! +عکس

یکی از عکس‌های خبرگزاری «AP» که در جریان بازی دو تیم پورتو و پاری‌سن‌ژرمن گرفته شده، بعد از گذشت چندین روز، به سوژه داغ روز مبدل شده است‌؛ البته نه از بابت فوتبالی.

به گزارش ایسنا به نقل از خبرآنلاین، (گفته شده) در این عکس که مربوط به شادی جیمز رودریگس، شماره 10 پورتو و زننده تک‌گل بازی است، در میان تماشاگران، یک روح دیده می‌شود. گویا این روح بازی دو تیم پورتو و پاری‌سن‌ژرمن را که با برد صفر-یک پورتو در ورزشگاه «دراگائو» همراه بود، از نزدیک تماشا کرده و حالا این روزها یکی از بحث‌برانگیز‌ترین سوژه‌های روز فوتبال اروپا، آن هم در بحبوحه دور جدید لیگ قهرمانان اروپاست.

برخی روزنامه‌های پرتغالی، این شبح را یکی از طرفداران جیمز رودریگس، ستاره کلمبیایی پورتو خوانده‌اند و به این نکته اشاره کرده‌اند که هر زمان این مهاجم کلمبیایی گل می‌زند، این روح هم در ورزشگاه ظاهر می‌شود و شادی می‌کند.


این روزنامه‌ها همچنین نوشته‌اند با دقت بیشتر در چهره این روح فوتبال‌دوست، می‌توان دریافت که او متعلق به زمان دیگری است. اگر به لباس‌های تن او و مدل موهایش توجه کنید، به نظر می‌رسد که او متعلق به قرن گذشته میلادی باشد.

این عکس که روز سوم اکتبر 2012 در یکی از بازی‌های لیگ قهرمانان اروپا و توسط آژانس خبری «ای پی» گرفته شده، در وب‌سایت رسمی این آژانس خبری قرار گرفته است، یعنی اینکه این عکس دستکاری نشده و این شبح توسط فتوشاپ و یا برنامه‌های مشابه ویرایش عکس، اضافه نشده و برای اطمینان می‌توان به عکس‌های این آژانس خبری معتبر رجوع کرد.

این تصویر احتمالاً نتیجه عکس گرفتن‌های پشت‌سر هم و با سرعت بالای شاتر دوربین است، چراکه ثبت چنین تصاویری به ندرت ممکن است و معمولاً عکس‌ها تار می‌شوند ولی هرچه سرعت عکاسی و شاتر دوربین بالاتر باشد، عکس‌هایی که در آن شیء متحرک وجود دارد، بهتر و با وضوح بیشتری گرفته می‌شوند. در این عکس، چهره این شبح کاملاً واضح است و نمی‌توان گفت این یک خطای دید و یا تاری عکس و یا شیءای است که شبیه یک انسان دیده می‌شود.

البته صاحب‌نظران عکاسی می‌توانند درباره صحت این ادعا نظر دهند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:32 PM

ذکری که دوای 99 درد است

پیامبر خدا(ص) فرمودند: "جمله «لا حول و لا قوة الا باللّه‏» 99 درد را شفا می‏‌دهد که ساده‏‌ترین آن‌ها اندوه است1".


از مولای متقیان امام علی(ع) نقل شده که فرمودند: "بیمار شدم و پیامبر خدا به عیادتم آمد و فرمود: «بگو: خداوندا! از تو می‏‌خواهم عافیتی را که می‏‌دهی، پیش اندازی، بر امتحان خویش، بردباری‏‌ام بخشی، و مرا به سوی رحمت خویش ببری». من، این دعا را خواندم و پس از آن دعا، از بستر بیماری برخاستم، گویا که از بندی رَسته باشم2".


همچنین امام علی(ع) فرمودند: "پیامبر خدا، بر مردی از انصار که بیمار شده بود، وارد شد تا او را عیادت کند. او گفت: ای پیامبر خدا! برای من به درگاه خداوند، دعا کن.


پیامبر صلی‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم فرمود: «بگو: "از خداوند بزرگ، پروردگار عرش بزرگ، مسئلت می‏‌کنم و از خداوند بزرگ سلامتی می‏‌خواهم» مرد، این دعا را سه بار خواند و در پیِ آن، از بستر بیماری برخاست، چنان که از بند، رَسته باشد3".


امام صادق علیه‏‌السلام به هنگام بیماری این دعا را می‌خواندند: "خداوندا! تو خود، کسانی را سرزنش کردی و فرمودی: «بگو کسانی را که به جای خداوند به خدایی می‏‌پنداشته‏‌اید، فرا خوانید تا ببینید که نه نمی‏‌توانند سختی‏‌ای از شما بگشایند، و نه شما را به حالتی دیگر درآورند». پس ای آن که هیچ کس جز او نتواند سختی‏‌ای از من بگشاید و مرا به حالتی دیگر ببرد! بر محمّد و خاندانش درود فرست، و سختی را از من بگشای و آن را به سوی کسانی ببر که در کنار تو - که خدایی جز تو نیست - خدایی دیگر را می‏‌خوانند4".


1- قرب‌الإسناد: 76 / 244 منتخب میزان‌الحکمة: 148


2- مسند زید، صفحه 181، الکافی، جلد 2 ، صفحه 567 ، حدیث 16، بحارالأنوار، جلد 95 ، صفحه 19 ، حدیث 19 ؛ المستدرک علی الصحیحین، جلد 1 ، صفحه 704 ، حدیث 1917، حدیث 3698 دانش نامه احادیث پزشکی: 1 / 174


3- مسند زید، صفحه 181 عن زید بن علیّ عن أبیه عن جدّه علیهم‏السلام، دانش نامه احادیث پزشکی: 1 / 176


4- الإسراء: 56. الکافی، جلد 2 ، صفحه 564 ، حدیث 1 ، عدّة الداعی، صفحه 256 ، الدعوات، صفحه 190 ، حدیث 528 ، بحارالأنوار، جلد 95 ، صفحه 18 ، حدیث 18 دانش نامه احادیث پزشکی: 1 / 178
ایسنا

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:05 PM

دست نوشته قاتل روح الله داداشی پیش از مرگ

این تصویری از دست نوشته قاتل روح الله داداشی پیش از اجرای حکم اوست که در آن از کرده خود ابراز پشیمانی می کند.


علیرضا ملا سلطانی قاتل روح الله داداشی پیش از مرگ برای خبرنگارانی که جهت مصاحبه با او به زندان رفته بودند ابراز ندامت کرد و با خط خود نوشت: «از همه مردم، ورزشکاران و دوستان مرحوم روح الله داداشی عذرخواهی می کنم.»

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:55 AM

مصاحبه ای منتشر شده از ابوالفضل پورعرب

مصاحبه ای منتشر شده از ابوالفضل پورعرب

مجله ایده آل : سال 79 یا 80، وقتی آقای پورعرب در خیابون کردستان خونه داشت، توی یه بعد از ظهر پاییزی به خونه‌اش رفتم و گفت‌وگوی مفصلی درباره کارنامه بازیگری‌اش با هم داشتیم که در هفته نامه سینما ویدئو –که دوهفته‌نامه شده بود– چاپ شد. درباره هر فیلمی که خودش دوست داشت، حرف زدیم... ابوالفضل پورعرب در آن مصاحبه گفت: بعضی‌ها دوست نداشتند عروس رو من بازی کنم. نمی‌خوام اسم شون رو بیارم. افخمی پشتم وایساد تا عروس رو بازی کنم. حمایتم کرد... بیشتر از یک سال می‌رفتم دفترش و با هم گپ می‌زدیم.

 این نگاه درخشان‌تون توی بازی از کجا میاد؟

این نگاه رو افخمی یادم داد...

انگارقرار بود قبل از عروس توی فیلم روز واقعه بازی کنید

بله... به دلایلی نشد و قسمت بود تا با فیلم عروس وارد سینما بشم.

 زمانی که عروس رو بازی می‌کردید، فکر می‌کردید تبدیل به بهترین ملودرام بعد از انقلاب بشه؟

مطمئن بودم که فیلم درخشانی می‌شه. ولی این همه موفقیت رو بی‌خبر بودم. اما افخمی می‌دونست که داره چه فیلمی می‌سازه.

 درسته که فیلمنامه عروس رو داوودنژاد برای ملاقلی‌پور نوشته بود و اصلا قرار نبود افخمی اون رو بسازه؟

بله. افخمی فیلمنامه داودنژاد رو خونده و خیلی خوشش اومده بود. از ملاقلی‌پور خواست که فیلمنامه‌رو به اون واگذار کنه. (با خنده) یه جوری فیلمنامه رو از چنگش درآورد... بعد خودش روی فیلمنامه کار کرد و نسخه نهایی رو جلوی دوربین برد. تقدیر اینطوری بود که افخمی عروس بسازه و من بازی کنم.

 عروس به عنوان اولین فیلم یه بازیگر تازه‌نفس، خیلی پخته است. خارج از تمرین‌های طولانی با افخمی، سر صحنه چقدر حضور نعمت حقیقی کمکتون می‌کرد؟

خیلی زیاد. نعمت کارش رو خیلی خوب بلده و رابطه خیلی خوبی با افخمی داشت. این رابطه به نفع من بازیگر بود. نعمت، قاب و نور رو خیلی خوب می‌شناسه و برای بازیگر یه نعمته! بخشی از دیده شدن من، به دلیل قاب‌ها و نورپردازی نعمت بود. صورت و رخ هر بازیگری رو می‌شناخت و می‌دونست که مثلا توی این نما، باید از چه لنزی استفاده کنه. افخمی هم انصافا کارش رو بلد بود و اینطوری نبود که حرف، حرف نعمت باشه. دونستنی‌هاشون رو با هم ترکیب می‌کردن و اجرا می‌کردن. خیلی خوشحالم که دو بار با نعمت کار کردم...

 توی فیلم «مهاجران» هم ایشون تصاویر فوق‌العاده‌ای گرفته بود... چرا انقدر «مهاجران» رو دوست دارید؟ همیشه خیلی با احترام و با محبت از این فیلم یاد می‌کنید.

مهاجران، فیلم دلمه... برای مهاجران خیلی انرژی گذاشتم. با صباغ‌زاده می‌رفتیم با کارگرای پالایشگاه حرف می‌زدیم تا کاراکتر کرامت رو پیدا کنم. به غیر از صباغ‌زاده، حضور نعمت حقیقی‌ هم خیلی توی قرارداد بستنم مهم بود. خیلی دلی این فیلم رو کار کردم. خاطره خوبی ام از همکاری با حسین پناهی دارم. همیشه وقتی حرف می‌زدیم از شخصیتی به اسم «نازی» زیاد یاد می‌کرد. یه روز بهش گفتم حسین این نازی کیه؟ گفت همونی که ناز کرد و رفت... اون سکانسی که کرامت دنبال ماشین می‌دوئه تا نذاره طلعت رو ببرن، خیلی دوسش دارم.

 هم برای عروس، هم نرگس و هم مهاجران حقتون بود که جایزه بگیرید و حتما ناراحتید.

برای جایزه بازی نکردم اما اگه برای این فیلم‌ها جایزه می‌گرفتم، حتما مسیر کارنامه‌ام تغییر می‌کرد. نمی‌دانم چرا بی‌توجهی کردن. بگذریم.

 این همه پرکاری به شما ضربه نزد؟ فیلم معمولی زیاد توی کارنامه‌تون دارید.

چاره‌ای نداشتم. فقط من بودم. بیشتر فیلمنامه‌ها اول به من پیشنهاد می‌شد و منم از بین شون بهترین‌ها رو انتخاب می‌کردم. مردم دوست داشتن براشون کار کنم و منم عاشق طرفدارهام هستم. گاهی‌ هم به دلیل رفاقت با کارگردان یا تهیه‌کننده می‌رفتم بازی می‌کردم. اگه پیشنهادهای بهتری داشتم حتما قبول می‌کردم. توی اون مقطع، بهترین‌ها همونایی هستن که بازی کردم.

برام جالبه که هنوز فیلم عروس اکران نشده بود که فیلم قربانی رو بازی کردید. سکانس دعواتون با داریوش ارجمند توی میدون تره‌بار، خیلی تاثیرگذار بود. رابطه پدر و پسری خیلی خوب دراومده بود.

اون سکانس دعوا رو توی دو تا جمعه فیلمبرداری کردیم. باید حتما میدون تره‌بار تعطیل می بود. فیلم سختی برام بود.

 بعد از عروس، پشت سر هم 3 تا فیلم ویژه کار کردید. «قربانی» «نرگس» و «مهاجران». برای نرگس کاندیدا شدید اما سیمرغ رو نگرفتید. در صورتی که به نظرم حق مسلم تون بود.

لطف داری. نرگس رو یه جور دیگه دوست دارم. یادمه بنی‌اعتماد یه فیلم بهم داد برم ببینم تا بیشتر به نقش نزدیک بشم. کارگردان بزرگیه. شخصیت‌ها رو می‌شناخت و باهاشون زندگی کرده بود. خیلی خوب راهنمایی می‌کرد و منظورش رو می‌رسوند. از طرفی‌ هم همکاری با فریماه فرجامی خیلی خاطره‌انگیز بود. نرگس فیلم بزرگی بود.


واقعا دهه 70 سینما برایم سخت بود

سال گذشته بود كه فریدون جیرانی در برنامه هفت، بینندگان را شگفت‌زده كرد. او ناگهان از صورت تكیده‌ای پرده‌برداری كرد كه همه خاطرات خوشایندی از آن داشتند. این ابوالفضل پورعرب بود. مرد طلایی گیشه در دهه گذشته كه حالا پاسوز اتفاقاتی شده بود كه خود در برنامه به آن اعتراف كرد.پورعرب با حضور در برنامه هفت صحبت خود را با شوك روحی شدیدی كه از دست دادن خواهرش به او وارد كرده بود، آغاز كرد تا آن را علتی برای وقفه بلندمدتش در سینما عنوان كند.پورعرب درباره سینمای دهه 70 گفت كه در آن زمان كسی به این راحتی‌ها نمی‌توانست وارد سینما شود و با ارائه كارهای بی‌كیفیت كنار گذاشته می‌شد.

 كسی كنار من نماند

پورعرب در پاسخ به این پرسش که خودت علت نبودنت را چطور ارزیابی می‌كنی با صراحت گفت: من نمی‌خواستم كار كنم، حتی سیروس الوند به منزل ما آمد و گفت كه تو چه دشمنی‌ای با خودت پیدا كردی؟ چرا دیگه كار نمی‌كنی؟من در بحبوحه فوت خواهرم انتظار داشتم دوستانم كنارم باشند، آنهایی كه سال‌ها برایشان كار كردم و ستاره فیلم‌هایشان بودم ولی كجا بودند. در آن دوران فقط حسین فرح‌بخش، سیروس الوند و علیخانی بودند و دیگر هیچ كس.

 هیچ معلمی نداشتم

كاش وقتی همه ما درسمان تمام می‌شود، یك جایی برای فرهنگ‌سازی داشته باشیم مثلا زمانی كه فوتبالیستی از یك بازی در زمین‌های خاكی به تیم ملی و آن همه امكانات می​رسدخب، ظرفیت لازم دارد و  عواقب آن صد‌درصد به دلیل بی‌معلم بودن آنهاست.مثلا من از پایین شهر آمدم برای یك فیلم انتخاب شدم با اینكه قبل‌تر از آن در دانشگاه درس می‌خواندم، تئاتر كار می‌كردم و ساز می‌زدم اما با این همه باز هم بی‌معلم جلو آمدم.این همه حادثه و شایعه برای من ساخته شد، برای چه؟ به چه گناهی؟ چون من تنها بودم!

 مراقب گلزار و بهداد و بقیه باشید

من وقتی بازی می‌كردم آن دوران از خدا می‌خواستم كه كس دیگری هم باشد كه آنقدر من همه جا نباشم، باور كنید می‌خواستم موتور بخرم اما می‌گفتند سریع در تیتر شایعات قرار می‌گیری! اما الان كو؟! حتی داشتن ویدئو ممنوع بود، پس كو آن همه سختگیری.همه چیز تغییر كرده، واقعا دهه 70 سینما سخت بود.الان گلزار، حامد بهداد و خیلی از جوان‌‌ها در سینما هستند و انصافا هم خوب كار می‌كنند اما زمان من اینها نبودند ما باید حداقل مراقب این نسل باشیم. ما باید از آنها حمایت كنیم و شرایط را طوری بچینیم كه مراقب جوان‌ترها باشیم.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:48 AM

October 22, 2012

آناهیتا همتی در لباس محلی / عکس

به گزارش خبرآنلاین، این نمایش که در تماشاخانه سنگلج روی صحنه است، ماجرای خانواده‌ای روستایی را روایت می‌کند که پس از مرگ پدر و مادرشان، درگیر تقسیم ارثیه فامیلی می‌شوند.

 
در نمایش کمدی «مرثیه وارثان ارثیه» که بعد از 8 اجرا نزدیک به دو هزار تماشاگر داشته است، خسرو احمدی، آناهیتا همتی، ‌سیاوش چراغی‌پور، رضا پاپی، جواد پورزند، مصطفی ساسانی، وحید نفر، حسین شفیعی، حمید دربانی و فرزین حاجیلو بازی می‌کنند.

 

خسرو احمدی و آناهیتا همتی در نمایش «مرثیه وارثان ارثیه»

 

آناهیتا همتی در این نمایش که داستانش در فضایی روستایی می‌گذرد، با لباس محلی روی صحنه بازی و لحظات شاد و کمیکی را نیز خلق می‌کند.

 

اجرای نمایش «مرثیه وارثان ارثیه» تا 24 آبان در تماشاخانه سنگلج واقع در ضلع جنوبی پارک شهر ادامه خواهد داشت.

 

این نمایش کمدی با استقبال تماشاگران روبرو شده است
 

جواد نوری و خیرا... تقیانی‌پور سال گذشته نیز نمایش «پری» را در تماشاخانه سنگلج  روی صحنه بردند که پس از موفقیت در جشنواره کارتاژ تونس، جوایزی نیز از سی امین جشنواره تئا‌تر فجر دریافت کرد.

 عکس ها از روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:55 AM

خبرسازترین موارد پیدا شده داخل غذاها در دنیا !!! / تصاویر

موارد عجیب در دنیای خوراکی ها کم نیستند و برخی از مواقع چیزهایی در غذاها پیدا می شود که بسیار عجیب و غیر قابل باور هستند. در این مطلب نگاهی داریم به تعدادی از این موارد بسیار عجیب در دنیا خوراکی ها:

بند انگشت بین همبرگر



در جدیدترین مورد، یک زوج قمی اقدام به خرید یک بسته همبرگر کردند و در خانه در هنگام برش همبرگرها متوجه تکه خاصی بین آن ها شدند. در ابتدا آن ها فکر کردند یک تکه گوشت اضافی بین همبرگرها وجود دارد اما با دیدن بند انگشت انسان بسیار آشفته شده و سریع موضوع را به سازمان بهداشت قم اطلاع دادند. این بند انگشت متعلق به یکی از کارکنان شرکت تولید کننده فرآورده های گوشتی بود. سازمان بهداشت قم اعلام کرد در پی شکایت این خانواده این کارخانه پلمپ خواهد شد.

موش داخل نان

در جدیدترین مورد خارجی، استیون فورس 41 ساله در  صبح یکی از روزهای ژانویه سال گذشته این موش را در بسته نانی از شرکت مشهور انگلیسی پرمیر فودز دیده بود.دادگاه مربوط به این حادثه چندش آور دیروز  درلندن برگزار شدو طی آن شرکت مذکور به پرداخت 16821 پوند جریمه محکوم شد و پذیرفت که در  بررسی کیفی محصولاتش دچار اهمال شدیدی شده است .



فورس این بسته نان را به قیمت یک پوند خریداری کرده و برای صبحانه به منزل برده بود و زمانی که میخواست ساندویچ پنیر برای دو قلوهایش متیو و جاناتان و دخترش هانا درست کند متوجه شد که این موجود 4 سانتیمتری  در  گوشه چند نان جا خوش کرده است.

کله مرغ سرخ شده



مک دونالد یکی از شرکت های بزرگ فست فود در دنیا است که ادعا دارد بهترین غذاها را با کیفیت بالا در اختیار مردم قرار می دهد اما این موضوع خیلی هم درست نیست. چندی پیش یک مادر آمریکایی برای خرید تعدادی تکه مرغ سوخاری به یکی از شعبه های مک دونالد رفت و البته بعد از برگشت به خانه متوجه شد که داخل ظرفش یک کله مرغ سرخ شده وجود دارد. او سریعا از مک دونالد شکایت کرد و توانست یک غرامت 100 هزار دلاری را دریافت کند و مک دونالد نیز برای این مشکل جریمه شد.

چاقو بین ساندویچ



"جان آگوستینی" 27 ساله بعد از اینکه از یک مغازه در متروی نیویورک ساندیچی را خرید نمی دانست قرار است با چه چیزی روبرو شود. او بعد از گاز اول متوجه شد یک چاقوی اشپزخانه میان ساندویچش وجود دارد. او بعد از خوردن این ساندویچ دچار دل درد شد و برای مدتی نیز در بیمارستان بستری شد. البته بعد از این موضوع کسی نمی داند آیا او از این رستوران شکایت کرد یا خیر.

قورباغه مرده در قوطی نوشابه



با "پپسی" آشنا هستید و می دانید که حرفه اصلی آن تولید انواع نوشابه است و به کیفیت بالای محصولاتش می بالد اما "فرد دینگری" انگلیسی این نظر را ندارد. او بعد از یک روز کاری سخت یک قوطی نوشابه پپسی خرید و بعد از نوشیدن یک جرعه متوجه جسم خاصی داخل ان شد. بعد از خالی کردن قوطی متوجه شد که داخل آن یک قورباغه مرده است."فرد" سریعا با پلیس و تیم تحقیقات غذایی تماس گرفت و آن ها بعد از آزمایشات متوجه شدند این قورباغه سمی نبوده است. او از پپسی شکایت کرد اما هیچوقت به نتیجه نرسید.

انگشت در فرنی

پیدا شدن انگشت در مواد غذایی چندین مورد دارد اما یکی از جنجالی ترین آن ها انگشت یک کارگر در بسته فرنی بود. "کلارنس استوروس" آمریکایی فردی است که یک بسته فرنی از فروشگاه خرید و حتی نیمی از فرنی را خورده بود که متوجه چیز خاصی زیر زبانش شد و در ابتدا فکر کرد تکه شکلات است اما بعد از چند دقیقه آن را از دهانش خارج کرد و شست و سپس متوجه شد انگشت یک انسان است.



او از شرکت تولید کننده فرنی شکایت کرد اما مسئول شرکت تنها در مقابل شکایت او گفت: انگشت متعلق به یکی از کارمندان کارخانه است و او حتی به دنبال بسته نیز دویده است اما نتوانسته آن را بگیرد و این مشکل ما نیست و این شکایت به جایی نرسید.

سوسک در بسته اسنک



معمولا در هنگام خوردن اسنک هایی مانند چیپس و پفک به چیزی که میخوریم دقت نمی کنیم و این دقیقا همان کاری است که یک مرد سنگاپوری انجام داد. او بعد از خوردن1/3 از بسته اسنک ماهی خود یک سوسک را گاز زد اما مزه بد آن باعث شد او به چیزی که می خورد دقت کند. برو روی بدن این سوسک تعدادی دانه مغذی نیز وجود داشت و این بدین معنی است که این سوسک در تمام مراحل تولید همراه با ماهی ها بوده است. او از این شرکت شکایت کرد اما به نتیجه خاصی دست پیدا نکرد.

موش در سس کاری



"کیت برت" انگلیسی از جمله افرادی است که در میان خریدهای خود چیز بسیار عجیبی را پیدا کرد. او بعد از خریدن یک سس "کاری" آن را به خانه آورد و در هنگام استفاده متوجه چیز خاصی در میان سس شد. بعد از خارج کردن این شی جسم نامعلوم مشخص شد که آن یک موش مرده است. او و همسرش موش و شیشه سس را به مغازه بردند و در آنجا مسئول فروشگاه تنها از این زوج عذرخواهی کرد و شیشه را برای آزمایش به شرکت سازنده ارسال کرد.

باشگاه خبرنگاران

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:47 AM

October 21, 2012

دختر شانزده ساله ای که ریش دارد ! +عکس

دختر شانزده ساله ای که ریش دارد !

سایت دیلی میل به تازگی تصاویر دختری شانزده ساله را نمایش گذاشته است که دارای بیماری عجیبی است بطوریکه که صورتش ریش درآورده است.به گزارش این روزنامه این دختر هر روز گریه می کند و از اتاق خود بیرون نمی آید.
قدس آنلاین

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:43 PM

تصاویری دیده نشده از مسابقه «رالی ایرانی» و بازیگران مشهور

این تصاویر مربوط به صحنه‌هایی از مسابقه «رالی ایرانی»که با حضور چهره‌های شناخته شده سینما، موسیقی و تلویزیون برای پخش از شبکه نمایش خانگی تولید شده است.


تهیه کننده این مسابقه سعید ابوطالب است و کارگردانی آن را آرش معیریان به‌عهده دارد.

فصل اول «رالی ایرانی»با حضور الناز شاکردوست، بهنوش بختیاری، سیروان خسروی، محمدرضا فروتن، نیما فلاح و سحر ولدبیگی و اجرای فرزاد حسنی مراحل پایانی مونتاژ را پشت سر می‌گذارد.


از حواشی این مسابقه سقوط موتور چارچرخ الناز شاکردوست و همراهش(بهنوش بختیاری) در یک سراشیبی تند در جنگل بود که منجر به صدمه‌دیدگی پای شاکردوست شد.

 

اما او ترجیح می‌دهد مسابقه را ترک نکرده و به مدت یک روز و نیم تا پایان مسابقه گروه را همراهی کند.

همچنین حمله شب هنگام گراز از دیگر اتفاقات جالبی است که برای زوج جوان شرکت کننده؛ یعنی نیما فلاح و سحر ولدبیگی رخ داده است.

نیما فلاح در یک نشست در ابن باره گفته است: نیمه شب بود و در چادر استراحت می‌کردیم که ناگهان صدای گلوله شنیدیم و وقتی پیگیر شدیم متوجه شدیم که یک گراز به چادر ما حمله کرده و نگهبان بیرون از چادر برای اینکه گراز به چادر ما وارد نشود او را کشته بود. تصور کنید در شب صدای گلوله و ...

شبکه ایران

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:33 PM

دنیای این روزهای اشکان خطیبی رستوران دار!

دنیای این روزهای اشکان خطیبی رستوران دار!

کسب و کار: اشکان خطیبی روزهای پرکاری را پشت سر می گذارد. در حال حاضر سریال «تکیه بر باد» با بازی او از شبکه 5 در حال پخش است و هر شب با نمایش «خدای کشتار» در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه می رود.

در کنار تمام اینها باید حضور در دنیای موسیقی و دست و پنجه نرم کردن با کارهای مربوط به اداره رستورانش را هم اضافه کرد. چیزی که اتفاقا بهانه اصلی ما برای گفت و گو با او بود.

صحبت با بازیگری که مثل تعداد دیگری از هم صنفی هایش به جمع رستوران دارها اضافه شده، قطعا جذابیت های خاص خودش را دارد.

خیلی دوست داریم بدانیم این همه فعالیت زیاد خسته تان نمی کند؟

- من در کل میانه ای با خستگی ندارم. در واقع اصلا معنی اش را نمی فهمم. باید پریزم را از برق بکشند تا متوقف شوضم. خیلی کم آمده که خسته شوم یا انرژی ام کم شود. مثلا نمونه عینی اش همین موقعی بود که مشغول کارهای نعنا بودم.

همزمان نیز سر فیلمبرداری بودم، هم کار موسیقی می کردم، هم به دنبال کارهای شخصی خودم بودم. همان موقع یک نمایشنامه را هم ترجمه کردم؛ می شود گفت در من، نوعی بیش فعالی وجود دارد.

موضوع فعالیت جانبی هنرمندان در تمام این سال ها واکنش های متفاوتی داشته است. گروهی موافق آن هستند، بعضی ها هم معتقدند تمرکز هنرمند فقط باید به رشته ای باشد که در آن مشغول به کار است. حتما این حرف ها به گوش خودتان هم خورده؟

- امیدوارم به کسی برنخورد اما به نظر من هیچ کس حق ندارد درباره کارهای یک آدم دیگر دخالت کند. آخر سر مرا توی قبر خودم می گذارند و خودم باید درباره کارهایی که کرده ام جواب بدهم نه هیچ کس دیگری. اصلا نباید به این چیزها جواب داد. مثلا چند بار به من پیشنهاد تبلیغاتی شد و قبول نکردم.

وقتی تو یک آدم شناخته شده هستی، حالا فرق نمی کند در چه ژانری، وقتی می خواهی محصولی را تبلیغ کنی و امضای تو پای آن باشد باید به چیزی که قرار است به دست مصرف کننده می رسد اطمینان داشته باشی و این یعنی یک مسئولیت فوق العاده سنگین. من اما امضایم را گذاشتم پای «نعنا». جز به جزئش را با تمام جسم و روحم جلو بردم و عرق ریختم.

پس «نعنا» به یک نوع شناسنامه کاری خارج از سینمای اشکان خطیبی است؟

- من برای این کار کلی زمان گذاشتم. غیر از زمانی که اینجا صرف شده کلی وقت صرف جلسه و مشاوره شده، معلوم است که اسمم را تا ابد می گذارم پای این کار. «نعنا» حرف یک سال ودوسال نیست.

ایده اولیه اش شش سال پیش به ذهنم رسید. شریکم آقای رجایی فر از شش سال پیش شروع کردند به خاکبرداری. اینجا کوه بود و با خاکبرداری توانستیم این فضا را ایجاد کنیم، خود من تقریبا دو سال است وارد مقوله شراکت و کار شدم. از وقتی که من بودم کارهای ساختمان داشت شروع می کرد به شکل گرفتن.

نتیجه کار همانی بود که خودتان می خواستید؟

- غیر از دو، سه مورد خیلی کوچک، دقیقا همان چیزی است که خودم می خواستم، به خاطر این کلید و پریز برق را هم خودم خریدم، حتی تا سنگ کف آسانسور.خودم بلند شدم رفتم تا دورترین جاها. برای رنگ دیوارها خودمان بالای سر نقاش ها بودیم. یعنی هر چیز کوچکی که فکرش را بکنید از صافی خودمان رد شده و برایش وقت گذاشته شده. «نعنا» در واقع بخشی از خودم شده، انگار که دارم برای خودم یک چیزی را می سازم.

ساختمان کافه رستوران سه طبقه است، برای دو طبقه باقی مانده برنامه خاصی دارید؟

- از اول برنامه مان این بود که برای شروع، دو طبقه افتتاح کنیم اما به خاطر مشکلاتی که پیش آمد و هنوز هم دارد می آید نشد این اتفاق بیفتد. نمی دانم شاید هم همین وسواسی که ما برای این طبقه به خرج دادیم اجازه نداد همزمان سه طبقه با هم افتتاح شود.

طبقه های دیگر هم در همین سبک است یا فرق می کند؟

- طبقه دوم در واقع سالن دوم همین رستوران است منتها با یک معماری و متریال خیلی متفاوت. فضای طبقه دوم یک مقدار متفاوت تر است. طبقه سوم هم کافه است که در آن غذاهای غیرایرانی سرو می شود.

کافه «گریل» در واقع یک کافه است که قرار است گالری هم باشد و می خواهیم زمستان افتتاحش کنیم چون مخاطب اصلی آن کسانی هستند که زمستان به اسکی می روند.

مسائل مالی تا چه اندازه برایتان اهمیت داشت؟

- در مسائل مالی من هیچ دخالتی ندارم چون سررشته ای هم در این زمینه ندارم، کارهای مالی برعهده آقای رجایی فر است. مسئولیت من بیشتر در بخش هنری کار بود، دکوراسیون، کیفیت غذایی که قرار است سرو بشود و این قبیل کارها چون معتقدم هر کسی باید کاری را انجام بدهد که در آن سررشته دارد.

من نمی توانم از دنیای بازیگری بیایم و احساس کنم هم حسابداری بلدم هم اقتصاد می دانم و هم چیزهای دیگر. طبیعی است فرامرز رجایی فر که سال هاست کارش این بوده عهده دار بخش مالی باشد. به خاطر همین این تقسیم مسئولیت انجام شد بدون اینکه بخواهیم اصلا درباره اش حرف بزنیم.

یعنی حساب دو دوتا چهارتاهایی که موقع این کارها پیش می آید برای شما نبود؟

- ما اصلا برای درآمد مالی اینجا را نساختیم. هیچ وقت هم ننشستیم حساب کتاب کنیم، ببینیم چقدر سود می کنیم. شاید یکی از دلایلی که هنوز روی درآمد حساب باز نکردیم این باشد که هنوز پروژه سه طبقه کامل نشده.

ما هنوزدر مرحله اول هستیم اگر می خواستیم فکر درآمد باشیم چهار سال پیش خیلی راحت یک طبقه معمولی راه می انداختیم با یک آشپزخانه ساده و مثل رستوران های معمولی شروع می کردیم به کار؛ ولی ما می خواستیم رستورانمان یک فضای منحصر به فرد و جدید باشد.

حالا «نعنا» چه ویژگی های منحصر به فردی در مقایسه با فضاهای مشابه دیگر دارد؟

- ما از همان اول می خواستیم فضای نعنا خاص و متفاوت باشد. هر چه کارمان بیشتر پیش می رفت شجاعت بیشتری در خودمان حس می کردیم، اصلا از همان شروع هدفمان این بود که مخاب های خاص داشته باشیم.

«نعنا» برای آدم هایی ساخته شده که برایشان مهم است در چه فضایی دارند غذا می خورند. این وسط دو نکته هست. یک جایی که هم غذایش خوب باشد و هم اینکه از فضای خوب لذت ببرند. ما به طورکلی تفریح خاصی در ایران نداریم، تفریحاتمان کافه و سینما و رستوران و در وجه پایین ترش نهایتا پیک نیک است.

پس با این تفاسیر کافه رستوران شما برای افراد خاصی ساخته شده؟

- طبقه متوسط جامعه معمولا علاقه زیادی به کافه و رستوران دارند. این طبقه هم عموما تحصیلکرده و کتاب خوانده هستند و برایشان خیلی چیزها مهم است، کیفیت، زیبایی، تمیزی. همه اینها در کنار هم برایشان اهمیت دارد و ما در ایران چنین فضاهایی خیلی کم داریم، اگر هم داشته باشیم آنقدر قیمت ها بالاست که طبقه متوسط اگر بتوانند بروند تقریبا هر شش ماه یک بار این توانایی را خواهند داشت. ما بیشتر به طبقه متوسط فکر می کردیم، طبقه متوسطی که یک چیزهایی را کم دارد و به خاطر همین بیشتر تبلیغاتمان اینترنتی بوده، نه بیلبوردی داریم نه تبلیغ خاصی؛ با این وجود مشتری هایمان زیادند. به خاطر اینکه از این دست فضاها کم بوده و استقبال خوبی که از «نعنا» شده موسسه گردشگری از ما خواسته که یک شعبه دیگر هم افتتاح کنیم.

خب حالا ممکن است این ذهنیت هم وجود داشته باشد که مشتری های «نعنا» بیشتر برای دیدن اشکان خطیبی به اینجا می آیند؟

- این تصور اشتباه است، چون ما اینجا اشکان خطیبی سرو نمی کنیم! ما اینجا غذا سرو می کنیم؛ غذاهایی که کیفیت شان مورد تایید مناست؛ به خاطر همین نه اینکه بگویم برایم مهم نیست که طرفدارهایم به خاطر من می آیند «نعنا»، مهم است، قدمشان روی چشم و خیلی هم از آنها متشکرم که به خاطر شخص من می آیند ولی حقیقت این است که غذای خوب خوردن خیلی مهمتر است و اتفاقا همین باعث می شود سعی مان را دو برابر کنیم تا همه راضی باشند.

واکنش ها به تاسیس رستوران تا اینجا چطور بوده؟

- در اینه یک ماه و چند روزی که اینجا افتتاح شده ما رضایت 98 درصدی داشتیم. البته امیدوارم این تصوربه وجود نیاید که می خواهم از کارمان تعریف کنم اما خوشبختانه مراجعه کنندگان تا حالا واقعا راضی بودند چون اتفاق افتاده که مردم برای من نامه نوشته اند و رضایت خودشان را اعلام کرده اند.

«نعنا» چه جایی در دنیای اشکان خطیبی دارد؟

- اینجا یک بخش اصلی از زندگی من است. وقت هایی که سر فیلمبرداری هستم یا آلبوم موسیقی ام را ضبط می کنم، سعی می کنم هر یک ساعت یک بار تماس تلفنی داشته باشم و از اوضاع باخبر باشم یا حداقل جمعه ها که مراجعه کننده زیاد داریم هر طور شده به رستوران سر می زنم چون مهم این است که سرویس دهی در روز شلوغ خوب باشد. ما آنقدر دقیق اوضاع رستوران را زیر نظر می گیریم که بعضی ها فکر میکنند اینجا دوربین داریم در صورتی که واقعا دوربینی در کار نیست.

سرشناس بودن شما تاثیری در جلو افتادن کارهای اینجا داشت؟

- ما در طول تاسیس «نعنا» به مشکلات زیادی برخوردیم و اینکه بعضی ها فکر می کنند چون من شناخته شده بودم کارم زودتر راه افتاد، اشتباه می کنند. اتفاقا همین شناخته شدن توقع ایجاد می کند واین اصلا برای من امتیاز محسوب نشد، یک جاهایی حتی من از شریکم عذرخواهی می کردم که من را می شناسند چون خیلی جاها فکر می کردند چون بازیگرم و معروف قطعا خیلی پولدارم و باید پول بیشتری پرداخت کنم.

راستی اسم «نعنا» از کجا آمد؟

- انتخاب اسم هم کار خودم بود و امیدوارم هر چه زودتر «نعنا» تبدیل به یک ابر برند شود. من می خواهم این حساسیت و دقیق بودن را روی کارم همچنان ادامه بدهم.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:15 PM

نیکی کریمی جایزه را به کلودیو کاردیناله اهدا کرد + عکس

نیکی کریمی جایزه را به کلودیو کاردیناله اهدا کرد

در مراسم اختتامیه ششمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم ابوظبی که ساعت 9 جمعه شب 28 مهرماه جاری (19 اکتبر 2012) با حضور شخصیت‌های برجسته فرهنگی و هنری کشور امارات، علی الجابری مدیر اجرایی جشنواره، انتشال اتمیمی مدیر بخش سینمای عرب جشنواره، اعضای هیئت داوران بخش‌های مختلف، بازیگران سرشناس سینما و تلویزیون امارات و هنرمندان حاضر در ششمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم ابوظبی، در سالن بزرگ و مجلل «قصر امارات» شهر ابوظبی در کشور امارات متحده عربی برگزار شد، با اهدای مروارید سیاه از یک عمر تلاش بازیگر سرشناس سینمای ایتالیا کلودیو کاردیناله و ستاره سینمای مصر سوسن بدر تقدیر شد.
قبل از برگزاری مراسم اختتامیه و در ساعت 30/7 دیشب، ابتدا اعضای اصلی جشنواره بین‌المللی فیلم ابوظبی در مقابل دوربین شبکه‌های خبری جهان و عکاسان حاضر در جشنواره، از روی فرش قرمز عبور کردند و در ادامه، داوران بخش‌های مختلف جشنواره از جمله؛ نیکی کریمی به نمایندگی از سینمای ایران به عنوان داور بخش مسابقه اصلی و همچنین بازیگران و کارگردانان کشورهای مختلف جهان، پا برروی فرش قرمز گذاشتند.

در ادامه این مراسم ابتدا علی الجابری مدیر اجرایی جشنواره، به ایراد سخنرانی پرداخت و در ادامه توسط اعضای هیئت داوران بخش‌های مختلف، برندگان معرفی شدند و مراورید سیاه این جشنواره و جایزه نقدی را دریافت کردند.

اعضای هیئت داوران بخش اصلی ششمین دوره جشنواره فیلم ابوظبی که عبارت بودند از: نیکی کریمی بازیگر سینما از ایران، شابانه آزمی بازیگر سینمای بالیوود از هندوستان (رئیس هیئت داوران)، اسماعیل فرخی کارگردان از مراکش، سیدومیر کولار تهیه‌کننده برنده جایزه اسکار از اسلواکی و سمیر فرید منتقد فیلم و نویسنده سینما از مصر، پس از دیدن و بررسی 15 فیلم سینمایی از کارگردانان 18 کشور جهان، آرای خود را بدین شرح اعلام کردند:

ـ بهترین فیلم داستانی:

جایزه بزرگ 100 هزار دلاری و تندیس «مروارید سیاه» به فیلم سینمایی «جایی بین این دو» به کارگردانی «یاشیم اوستاگلو» محصول مشترک ترکیه، آلمان و فرانسه اهدا شد.

ـ جایزه ویژه هیئت داوران:

جایزه 50 هزار دلاری و تندیس «مروارید سیاه» به فیلم سینمایی «جیبو و سایه» به کارگردانی «مانوئل داولیورا» محصول مشترک پرتغال و فرانسه اهدا شد.

ـ بهترین کارگردان جهان عرب:

جایزه 25 هزار دلاری و تندیس «مروارید سیاه» به «نوری ابوزید» کارگردان فیلم سینمایی «زیبایی پنهان» محصول مشترک تونس، فرانسه و امارات اهدا شد.

ـ بهترین بازیگر مرد:

جایزه 20 هزار دلاری و تندیس «مروارید سیاه» به «گائل گارسیا برنال» بازیگر فیلم سینمایی «هیچ» محصول شیلی و آمریکا اهدا شد.

ـ بهترین بازیگر زن:

جایزه 20 هزار دلاری و تندیس «مروارید سیاه» به «فرانسیسکا پتری» بازیگر فیلم سینمایی «خیانت» از روسیه اهدا شد که در این بخش «نیکی کریمی» جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره را به «فرانسیسکا پتری» اهدا کرد.

لازم به یادآوری است؛ در بخش «نمایش سینمای جهان» جشنواره بین‌المللی فیلم ابوظبی فیلم سینمایی «مثل یک عاشق» ساخته کارگردان سرشناس سینمای ایران «عباس کیارستمی» محصول مشترک ژاپن و فرانسه، در دو سانس در سالن شماره 1 وکس مرکز سینمایی «مارینا مال» شهر ابوظبی به روی پرده رفت.

ششمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم ابوظبی در بخش‌های رقابتی و غیررقابتی از جمله؛ بخش «مسابقه اصلی»، بخش «افق جدید»، بخش «مسابقه فیلم‌های مستند بلند»، بخش «نمایش سینمای جهان»، بخش «مسابقه فیلم‌های کوتاه داستانی و مستند»، بخش «مسابقه فیلم‌های امارات»، بخش «نمایش ویژه کشورهای الجزایر و کره جنوبی»، بخش «نمایش فیلم‌های کلاسیک»، «چندین نشست تخصصی در مورد سینما» و همچنین «نشست نقد و بررسی فیلم‌ها» در روزهای 20 تا 29 مهرماه (11 تا 20 اکتبر) در سالن «قصر امارات» و در سالن¬های مرکز سینمایی «مارینا مال» شهر ابوظبی پایتخت امارات متحده عربی برگزار شد.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:44 PM

براد پیت عطر زنانه میفروشد ! +عکس

براد پیت اولین مردی است که در تبلیغات مشهورترین عطر زنانه چنل شرکت می کند!

براد پیت در جدیدترین کمپین تبلیغاتی چنل شرکت می کند و اولین مردی است که این کار را انجام می دهد .

در یک ویدئوی کوتاه تبلیغاتی که توسط جو رایت کارگردانی شده است ، این بازیگر هالیوودی 48 ساله متفکرانه در مقابل یک زمینه خاکستری رنگ ایستاده و صحبت می کند.

براد پیت عطر زنانه میفروشد !


براد در این ویدئو می گوید:" این یک سفر نیست . همه سفرها تمام می شوند اما ما همچنان ادامه می دهیم.دنیا تغییر می کند و ماهم با دنیا تغییر می کنیم.

نقشه ها و طرح ها ناپدید می شوند . رویاها تمام می شوند اما هرجا که من می روم شما شانس من ، سرنوشت من و ثروت من هستید . چنل شماره 5 غیر قابل اجتناب است.

این ستاره مشهور که با آنجلینا جولی نامزد کرده است ، اولین مردی است که در آگهی تبلیغاتی مشهورترین عطر زنانه این کمپانی بزرگ حاضر می شود.

در این کمپین تبلیغاتی جدید چند ویدئوی کوتاه دیگر از براد پیت هم نمایش داده می شود که براد پیت در آنها می گوید ، " جایی می روید ؟ کجا؟ احساس می کنید خوش شانس هستید ؟ چرا؟"

آفتاب

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:38 PM

کارهای عجیب وغریب مدونا پایان ندارد!!! +عکس

به گزارش پرشین وی به نقل از برترین ها: پنج شنبه گذشته وقتی مدونا خواننده آمریکایی کنسرت خود را با صحنه های حاوی اسلحه و تیراندازی فرضی به تماشاگران آغاز کرد، بعضی این اقدام او را صرفا ناشی از ناآگاهی و خطا، و بعضی آن را ناشی از اعتقاد او به آزادی در "بیان احساسات" دانستند. دلیل این اقدام عجیب هرچه که بود بعضی از طرفداران این خواننده را که در کنسرت دنور حضور داشتند ناراحت کرد.

کارهای عجیب وغریب مدونا پایان ندارد!!! +عکس

البته این نمایش که به گفته حاضران نمایشی گرافیک و شامل صفحه ای با لکه های خون بود، قبلا نیز در موقعیت های دیگری توسط این خواننده اجرا شده بود. ولی چنین نمایشی در شهر دنور چندان درست به نظر نمی رسد چراکه دنور، واقع در کلرادوی آمریکا، تنها 3 ماه پیش شاهد فاجعه تیراندازی مردی جوان و کشته شدن 12 نفر بوده است.

مدونا باز هم تماشاگران را متعجب کرد

البته مدونا فعلا سکوت کرده و در مورد کنسرت دنور اظهارنظری نکرده است. هرچند او قبل از شروع نمایش خود گفته بود که این حرکت به معنای حمایت او از اسلحه و تیراندازی نیست، بلکه نماد بی طاقتی و "دردی است که شکستن قلبم بر من تحمیل کرده است."

به گزارش برترین ها بسیاری از کسانی که در کنسرت مدونا حضور داشته اند اعتراض خود را نسبت به این حرکت اعلام کرده اند. بعضی گفته اند که چنین نمایشی توهین به شهری است که تنها 3 ماه پیش شاهد یک تراژدی بوده است. بعضی دیگر گفته اند که دعا می کرده اند هیچ یک از قربانیان یا نجات یافتگان حادثه تیراندازی در کنسرت حضور نداشته باشد.

البته نمایش تیراندازی تنها موردی نبود که موجب ناراحتی و تعجب تماشاگران شد. مدونا دیر به صحنه رفته و برای حمایت از اوباما برهنه شده بود.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:15 PM

روایت زن ایرلندی از موج سواری در چابهار(+عکس)

یک زن 26 ساله موج سوار ایرلندی با لباس طراحی شده شنا برای زنان مسلمان در سواحل چابهار در استان سیستان و بلوچستان موج سواری کرد.

به گزارش عصر ایران روزنامه گاردین بریتانیا با انتشار گزارشی در این باره می نویسد:"ایسکی بریتون " بانوی 26 ساله ایرلندی برای مشارکت در پروژه یک بانوی فیلمساز فرانسوی به همراه این مستند ساز زن فرانسوی وارد ایران می شود و آن گونه که از قبل با استفاده از"گوگل مپ" منطقه مورد نظر جستجو و مشاهده شده بود ، این دو زن اروپایی به چابهار می روند.

موج سوار 26 ساله ایرلندی که مروج این ورزش آبی بین زنان در سراسر جهان از جمله در کشورهای اسلامی است و بدین منظور به کشورهای مختلفی سفر کرده ،می گوید تجربه شنا و موج سواری با لباس مخصوص زنان مسلمان هر چند کمی متفاوت است و در دما و گرمای هوا سخت است ، اما زنان مسلمان می توانند این ورزش را تمرین کنند.

خانم بریتون درباره موج سواری خود در سواحل چابهار می گوید :" ما دو نفر بدون اطلاع قبلی و بدون اطمینان از اینکه در ایران پذیرفته می شویم ، وارد این کشور شدیم و یک راست از تهران به منطقه ای رفتیم که تا حالا شاهد موج سواری هیچ زنی در سواحل خود نبوده است."

این موج سوار افزود :" من با لباس مخصوص  شروع به موج سواری کردم و ناگهان متوجه شدم زنان و مردمان زیادی حیرت زده در ساحل جمع شدند و حتی برخی از آنها به پلیس زنگ زدند."

 


 

وی می افزاید: وقتی پلیس آمد مانع کار من نشد اما گفتند که نگران آسیب دیدن من در اثر برخورد به صخره یا سنگ هستند.

وی با بدیع خواندن تجریه موج سواری خود با لباس کاملا اسلامی در گرمای 30 درجه ساحل چابهارو در آب های اقیانوس هند، ابراز امیدواری کرد که در سفر سال آینده اش به ایران زنانی را ببیند که با تخته بورد در سواحل چابهار موج سواری می کنند.

گفتنی است این موج سوار زن ایرلندی که به کشورهای مختلفی برای ترویج این ورزش در بین زنان سفر کرده است ، سوژه یک فیلم مستند برای " ماریون پویزو" فیلمساز فرانسوی شده است و قرار است این فیلم که بخشی از آن در ایران و در سواحل چابهار فیلمبرداری شده ، هفته آینده از یک شبکه تلویزیونی دولتی فرانسه پخش شود.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:12 PM

October 20, 2012

واکنش مهناز افشار به حاشیه های سفر حج / عکس

تماشا: در پی انتشار اخباری درخصوص سهمیه حج ویژه برای بازیگران زن سینمای ایران، مهناز افشار در صفحه شبکه اجتماعی خود به این اخبار واکنش نشان داد. به گزارش آوینی فیلم، در حالی که سازمان سینمایی وزارت ارشاد از سهمیه حج ویژه بازیگران زن سینمای ایران ابراز بی اطلاعی کرده است، چند تن از بازیگران زن سینمای ایران به همراه مادر مهناز افشار عازم سفر حج شدند.

واکنش مهناز افشار به حاشیه های سفر حج


در همین زمینه اخباری در این خصوص منتشر و تصاویر این سفر نیز منتشر شد. مهناز افشار در صفحه رسمی خود که گویا توسط خودش اداره می شود به این اخبار واکنش نشان داده است. او ابتدا جمله ای را که در برخی سایت ها آمده، نوشته است: «مادر مهناز افشار شب گذشته با استفاده از سهمیه مخصوص و حمایت ویژه یک جریان خاص دولتی، برای انجام مناسک حج تمتع عازم عربستان شد» و بعد از آن به اظهار نظر پرداخته است:

«این نوشته تقدیم به حاشیه پردازان و کسانی که منتظر فرصتی برای خودنمایی هستند تا به این ترتیب روزهای خود را سپری کنند.

شما بهتر نیست کمی به پیرامون خود نگاه کنید؟

بهتر نیست ضعف ها و دردهای جامعه را ببینید؟

بهتر نیست نقص ها، مدیریت و حکم های بَد را ببینید؟

مادر من به خواست خود و به دعوت میزبان اصلی کعبه به این سفر دعوت شد و تمامی کارها و مسیر اداری آن را در سال هایی که در انتظار بود انجام داد و بالاخره راهی شد که همزمان شد با سفر بازیگران سینما به مکه. در زمان سفر عمره خودم نیز عده ای قیام کردند که این کافر با سهمیه دولت چه کرده و فریادهای وای بر ما و توبه، توبه گوش فلک را پاره کرد.

آن وقت هم سکوت کردم و فقط در یک مورد خاص تکذیبیه ای منتشر کردم. در مورد مادرم سکوت نخواهم کرد و این افراد را هیچگاه نمی بخشم. این افراد در خبرگزاری های از من مسلمان تر و خداترس تر باید چشم هایشان را به حقیقت های روشن تری باز نمایند. حقیقتی بزرگ تر از من کافر که به قول شما نابود شود. این سینما با آدم هایی چون من چرا برای تسویه حساب های تان با من وارد زندگی خانواده من می شوید؟

من مهناز افشار، این کافر رسما اعلام می کنم که مرا به حال خود رها کنید، شاید روزی توبه کردم و به راه راست هدایت شدم که البته امید دارم و از خداوند بزرگ می خواهم که راه راست من، راه شما نباشد و فقط و فقط راه خود او باشد.

در پایان باز هم اعلام می کنم که مادر من با هزینه شخصی و طی کردن مراحل اداری در چند سال گذشته و در نوبت ماندن عازم حج شد و نه با این خبرهای دروغ شما. تنها قاضی من خداوند است و بس. یا حق.»

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:47 PM

تصاویر زیبا از نجات یک فیل و پیوستنش به مادر

صحنه های زیبا از نجات یک بچه فیل و پیوستن او به مادرش که بسیار برای فرزندش مضطرب بود.این حادثه در یکی از پارکهای ملی کنیا رخ داده است.









نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:35 PM

ازدواج بازیگر زن با خواننده پاپ در نقطه ای نامعلوم!+عکس

بالاخره و بعد از حدود پنج سال آشنایی، «جسیکا بل» بازیگر زن سینمای هالیوود با «جاستین تیمبرلیک» خواننده پاپ ازدواج کرده و این خبر را به طور رسمی در اختیار مجله PEOPLE قرار داد. این زوج هنری در یک گفتگوی کوتاه و کاملا اختصاصی با PEOPLE از برگزاری مراسم ازدواج خود خبر داده و گفته اند:«این یک ازدواج عالی بود. مراسم ازدواج به گونه ای زیبا و با حضور خانواده و جمعی از دوستان ما برگزار شد.

جالب اینجاست که این زوج برای آن که حواشی پیرامون ازدواج خود را به حداقل برسانند درباره محل برگزاری مراسم ازدواج به هیچ رسانه ای اطلاعات ارائه نکرده و نقطه ای نامعلوم را به عنوان محل مراسم اعلام کرده بودند. این زوج تا آخرین دقایق به مهمانان هم صرفا یک سری اطلاعات مبهم ارائه داده بودند اما گویا این مراسم در نقطه ای واقع در جنوب ایتالیا انجام شده است.

 

تیمبرلیک و جسیکا بِل از دسامبر سال قبل نامزد کرده بودند و از آن هنگام تاکنون نیز در اغلب مراسم رسمی در کنار یکدیگر حاضر بودند. تیمبرلیک درباره همسر خویش گفته است:«او یک انسان خیلی خیلی خیلی ویژه است.»

مراسم ازدواج این دو نفر پنجشنبه گذشته برگزار شد ضمن اینکه یک شب قبل از آن هم این دو نفر مهمانان خویش را به یک مهمانی با موسیقی زنده و شام در کنار ساحل دعوت کرده بودند.

شبکه ایران

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:31 PM

October 19, 2012

درآمد ماهیانه ماهی صفت چقدر است؟

درآمد ماهیانه ماهی صفت چقدر است؟

خیابان سعادت‌آباد، دفتر شیک و تر و تمیز آقای طناز به اضافه یک چای بهار نارنج دبش و البته ضبط صوت همیشگی ما که با زدن دکمه قرمزش شما را هم در این گفت‌وگو شریک می‌کنیم.
آقای ماهی صفت خیلی‌ها شما را نخبه می‌دانند، یکسری شما را به‌عنوان شومن می‌شناسند و عده‌ای دیگر شاید ماشین پول شمار! خودتان از بین این عناوین کدام را انتخاب می‌کنید؟

اول از دنیای‌اقتصاد بابت موضوع خوبی که برای گفت‌وگو انتخاب کرده تشکر می‌کنم. اینکه می‌گویید از محبت‌شان است، اما کلا کار من طنزپردازی است. من مردم را می‌خندانم. در واقع بهتر است بگویم «مجری طنز» یا عنوان بین‌المللی‌اش «کمدین» هستم.

الان چند سال است در قالب، به قول خودتان، طنزپرداز فعالیت می‌کنید؟

الان 17 سال است (از سال 1375) این کار تبدیل به شغل من شده است. اما قبل از آن یا حتی از قبل از انقلاب اسلامی اخلاقم به گونه‌ای بود که همیشه باید در جشن‌ها و مراسم‌های دوستان و اقوام حاضر می‌بودم تا اینکه سال 75 جرقه اولیه کارم زده شد و چون آن زمان تازه چند سال از جنگ تحمیلی گذشته بود و جامعه نیاز مبرمی به چنین اتفاقی داشت، خدا را شکر کار من هم گرفت.

یعنی آن زمان تنها کسی که در ایران جرات انجام چنین کاری را داشت حمید ماهی صفت بود؟

ببین همیشه گفته‌ام این اتفاق لطف خدا بود، اما جدا از این، یکی از دلایلی که باعث شد کار من مورد استقبال مخاطب قرار بگیرد، تلفیق هنر خنداندن با طرح مسائل اخلاقی و اعتقادی لابه‌لای برنامه‌هایم بود؛ همین مساله باعث شد طیف‌های مختلف توجه‌شان به کار من جلب شود؛ چه افرادی که اهل شادی و خنده‌اند و چه افرادی که جزو مسوولان به حساب می‌آیند. جالب اینکه این دسته آدم‌ها آنقدر از نحوه کار من خوششان می‌آمد که همه‌شان در عروسی بچه‌هایشان من را دعوت می‌کردند!

می‌گویند در قالب طنز خیلی از حرف‌های جدی زده می‌شود. حالا این مساله باعث شده طی سال‌های اخیر، بعضی از مسوولان و مقامات از شما دلگیر شوند؟

طبیعتا اوایل کارم یکسری مخالف داشتم که البته بعد از مدتی فهمیدم تصورشان از من این است که یک جورهایی زمینه لس‌آنجلسی دارم! البته خدا را شکر خیلی زود به اشتباه خودشان پی بردند، آن هم به واسطه 3-2 سفر خارجی‌ای که داشتم و مسائلی که آنجا به وجود آمد؛ به عنوان مثال یکی از برنامه‌هایم در وین اتریش را منافقان تحریم کردند یا سلطنت طلبان کانادا به همین ترتیب؛ دلیل‌شان هم برای این کار این بود که می‌گفتند اگر ماهی صفت قصد دارد مردم را بخنداند چرا از شهدا صحبت به میان می‌آورد؟ یا اصلا چرا حدیث می‌گوید و...؟ مسلما هر کاری ابتدایش مخالفانی دارد، به خصوص که آن کار از ایده جدیدی بهره مند باشد.

آنهایی که مخالف من بودند تنها بعد از 3-2 سال، به اصل من پی بردند و دست از عناد برداشتند. یکی دو بار هم تشنج‌هایی در برنامه‌هایم به وجود آمد؛ البته برنامه‌هایی که از طرف قانون نبود،. مثلا اینکه فردی قصد کاندیداتوری داشت و برای اینکه رای بیاورد علیه من حرف زد تا مردم فلان استان به او رای بدهند! البته قضیه خیلی زود لو رفت و دادستان وقت عمل آن فرد را یک تخلف سیاسی برشمرد اما من همچنان دارم مردم را می‌خندانم.


پس آنچنان هم فعالیت شما طی این سال‌ها بی‌حاشیه نبوده است!

بله، از سال 75 تا 80 مسائل مختلفی پیش آمد و حاشیه‌هایی را به وجود آورد، مثلا اوایل کارم در شهر مقدس مشهد تشنج زیادی ایجاد شد که امروز با برطرف شدن همه آن سوءتفاهم‌ها، بیشترین اجراهایم در همان شهر مشهد یا اطراف آن است! خیلی جالب است! خیلی از آنهایی که روزی مخالف من بودند (که البته اسم گروهشان را نمی‌برم) الان مشتری من شده‌اند؛ مثلا نکته‌ای که باعث حیرت خیلی‌ها شد، این بود که ما یک بنیاد اهدای کتاب نماز تشکیل دادیم و از سال 80 تا امروز روزانه 1000 جلد کتاب آموزش نماز به صورت رایگان به دانش آموزان کشور هدیه می‌دهیم.

این اتفاق آنقدر ادامه پیدا کرد که نام من در سال 2011 در کتاب ترجمه گینس به عنوان بیشترین اهدا کننده کتاب در جهان ثبت شد. البته به دلیل مسائل سیاسی، نام هیچ کدام از ایرانی‌ها در کتاب گینس انگلیس ثبت نمی‌شود، علاوه بر من حتی رکورد آقایان رضازاده و علی دایی هم در کتاب گینس انگلیس ثبت نشده است، اما در ترجمه این کتاب در ایران، نام من با اهدای 3 میلیون جلد کتاب ثبت شده است.

این رکورد به امید خدا در سال 2013 با اهدای 5 میلیون جلد کتاب دوباره ثبت خواهد شد. با این اتفاق مردم خواهند دید آدمی که آنها را می‌خنداند، مبلغ مسائل دینی هم هست؛ کما اینکه یک بار در حرم امام رضا (ع) در حال خواندن نماز بودم که آقایی نزدیکم آمد و منتظر شد نمازم تمام شود و بعد از اینکه مطمئن شد من همان کمدین هستم، بغلم کرد و از من حلالیت طلبید و گفت «اصلا فکر نمی‌کردم حتی مسلمان باشید، چه برسد به اینکه نماز بخوانید!»

یعنی خودتان تا به حال دچار پیش‌داوری و قضاوت درباره آدم‌ها نشده‌اید؟

ببین راجع به خود من پیش داوری‌های زیادی اتفاق می‌افتد، کما اینکه چند روز پیش یکی از دوستانم به من گفت در اینترنت سر من دعوا شده است. گویا یک نفر درباره من حرفی زده و دوست من به او گفته «اصلا می‌دانی آقای ماهی صفت چه میزان جنس برای مردم زلزله زده آذربایجان فرستاده که اینگونه راجع به او حرف می‌زنی؟!» همین گفته باعث شده آن فرد از دوست من بابت حرفی که زده بود عذرخواهی کند.

برای همین است که می‌گویم خیلی دچار پیش داوری می‌شوم، اما خودم همیشه سعی می‌کنم درباره آدم‌ها نظری ندهم تا نکند خدای ناکرده درباره کسی دچار اشتباه شوم.

شما گفتید از قبل از انقلاب به انحاء مختلف در مراسم دوستانه یا خانوادگی حضور پیدا می‌کردید و باعث شادی آن جمع می‌شدید و این فعالیت تا امروز ادامه پیدا کرده و شکل جدی‌تر و حرفه‌ای تری به خودش گرفته است. دوست دارم سه دهه مختلف 60، 70 و 80 را با هم مقایسه کنیم تا ببینیم سلیقه مخاطب طی این سه برهه زمانی تا چه حد دستخوش تغییر شده است؟

امروز به دلیل وسعت یافتن ارتباطات و دسترسی اکثر آدم‌ها به اینترنت و دیگر تکنولوژی‌های زندگی، کار من و امثال من برای خنداندن مردم خیلی سخت‌تر شده است؛ مثلا اگر امروز موضوعی پیش بیاید، حداقل 100 میلیون پیامک میان مردم درباره همان مساله رد و بدل می‌شود! در این صورت یا من اصلا نباید درباره آن موضوع در محفلی حرف بزنم یا اگر تصمیم به این کار گرفتم، باید با استفاده از توانایی‌هایم در این کار آن را به گونه‌ای مطرح کنم که متفاوت‌تر از یک اس‌ام‌اس به نظر برسد.

اصولا آدم‌ها به گونه‌های مختلف می‌توانند از متولد شدن یک جوک باخبر شوند، از طریق رادیو می‌توان آن جوک را شنید، به وسیله تلویزیون یا سینما دید، به واسطه روزنامه یا پیامک خواند و...، اما اجرای من با همه اینها متفاوت است، چراکه باید به صورت زنده آن را بیان کنم و برای اینکه بازخورد ایده‌آلی بگیرم باید از میمیک صورت، لحن، لهجه و اینکه چه جوکی را کجا بگویم استفاده کنم. حتی اگر بخواهیم دقیق‌تر شویم، باید توجه کنم ابتدا چه جوکی را بگویم که برای مخاطب ذهنیت‌سازی کرده باشم و بعد سراغ جوک اصلی بروم.

حالا این روند گفتن جوک‌ها در هر برنامه تغییر می‌کند یا ثابت است؟

نه، 50 درصدشان ثابت است و 50 درصدشان به تناسب مخاطبی است که به آن گوش می‌دهد، مثلا توقع مخاطبی که برای حضور در یک جُنگ بلیت خریداری کرده است به مراتب بالاتر از آن فردی است که به واسطه جشن یا مراسم یک ارگان که برای کارکنانش ترتیب داده به صورت رایگان در آن محفل حضور پیدا کرده است؛ در این صورت آن فرد یا می‌خندد یا نه، چون اصلا بلیتی نخریده که بخواهد طلبکار باشد.

مگر می‌شود روبه روی حمید ماهی صفت نشست و نخندید؟ اصلا تا امروز چنین مساله‌ای اتفاق افتاده؟

برعکسش اتفاق افتاده! مثلا طرف آمده به من گفته در فامیلمان آدمی هست که امکان نداشت بخندد، اما در مراسم شما دیدیم قهقهه می‌زند! اصولا قشر پزشکان یا نظامیان کمتر می‌خندند، چراکه ثابت شده تحصیلکرده‌ها کمتر می‌خندند، برای همین هم هست که شادترین و با نشاط ترین برنامه‌های من تا امروز در جمع‌های کارگری رقم خورده است. اصولا این آدم‌ها خوش‌خنده‌ترند. معمولا آدم‌هایی که به مادیات نزدیک ترند، از شادیات دورترند!

شلوغ‌ترین ماه کاری حمید ماهی صفت کدامیک از ماه‌های سال است؟

اول ماه شعبان، بعد ماه رجب و بعد از آنها بهمن ماه. معمولا اغلب سعی می‌کنند جشن‌هایشان را در این 3 ماه سال برگزار کنند.

مساله‌ای که وجود دارد این است که نمی‌توان منکر این موضوع شد که «حمید ماهی صفت» همیشه یک قدم جلوتر از سایر همکارانش در صنف کمدین‌ها بوده است. دلیل این اتفاق از نظر خود شما چیست؟

دلیلش این است که سال 75 اولین کمدین ایران که پشت میکروفون رفت تا برنامه طنز اجرا کند من بودم. حتی آن زمان آنقدر این اتفاق نو بود که خیلی‌ها من را «مستربین ایران» می‌نامیدند.

خیلی وقت‌ها پیش می‌آمد که آدم‌ها در هر شهری برای خودشان یک «ماهی صفت» متصور شده بودند! مثلا می‌گفتند «ماهی صفت اصفهان!» یا مثلا در پادگانی آدم بامزه‌ای حضور داشت که سربازان به او می‌گفتند «ماهی صفت پادگان!» البته قبل از من شخصی به نام «سید کریم» معروف‌ترین کمدین ایران بوده است. ناگفته نماند بسیاری معتقدند من یک جورهایی سدشکنی کرده‌ام و به دلیل همین «اولین» بودن است که الان در این جایگاه قرار دارم.

تا به حال اتفاق افتاده مسوولان بخواهند از شما ایراد بگیرند و برای همیشه مانع انجام فعالیتتان شوند؟

چند سال پیش یکی از مسوولان قوه‌قضائیه به من گفت یک بار یکی از فیلم‌هایت را فریم به فریم آن هم 3 بار دیدیم تا ببینیم می‌توانیم ایرادی از برنامه‌ات بگیریم یا نه که رفتیم به مقامات بالاتر گفتیم «نه، نمی‌شود به ماهی صفت ایرادی گرفت!»

یک بار هم از یکی از آیات اعظام دست‌نوشته‌ای گرفتم با این مضمون که «برنامه من هیچ مشکل شرعی‌ای ندارد!» البته همانطور که می‌دانید خنداندن در ایران از همه جای دنیا سخت‌تر است؛ چراکه همه جای دنیا یک چهارچوب قانونی وجود دارد، اما در ایران علاوه بر آن چهارچوب قانونی، یک چهارچوب شرعی نیز وجود دارد که ما هم موظف به رعایت آن هستیم. فرض کنید در مراسمی هزار یا دو هزار نفر آدم روبه روی من نشسته است؛ در این جمعیت از بچه، جوان و میانسال تا پیر و مرد و زن با اعتقادات مذهبی و سیاسی مختلف حضور دارد، بنابراین باید برنامه‌ام را به گونه‌ای اجرا کنم که به هیچ کدامشان برنخورد، واقعا بسیار کار سختی است.

بعضی وقت‌ها در برنامه‌هایم به سخنان بزرگان درباره شادی استناد می‌کنم یا نظر اسلام را بیان می‌کنم، بعد از آن اول بابت شوخی‌هایم از حاضران در مجلس عذرخواهی می‌کنم و بعد با کسب اجازه، کارم را شروع می‌کنم تا دیگر جای هیچ حرف و حدیث یا سوءتفاهمی برای آدم‌ها باقی نماند.

چند وقت پیش در برخی رسانه‌ها موضوعی مطرح شد درباره شوخی شما با یکی از سیاسیون و ابراز ناراحتی‌ای که بابت این اتفاق مطرح شده بود. از این نمی‌ترسید به خاطر همین شوخی‌ها، شوخی شوخی دچار دردسرشوید؟ اصلا این انتقادات به نحوه اجرا و شوخی‌هایتان به گوش خودتان هم می‌رسد و اگر بله، به کجا منتهی می‌شود؟

اجازه بدهید دو بحث را مطرح کنم؛ ابتدا اینکه اولین موضوعی که مطرح شد و خیلی هم جنجال آفرید، در رابطه با عملکرد همکاران من بود که مثلا درباره فلان فوتبالیست حرفی زده بودند، اما موضوعی که به خودم مربوط می‌شد، درباره اجرایم بود و کسانی که به تقلید صدای یکی از سیاسیون اعتراض کردند.
خدمت این دوستان باید بگویم قبل از اینکه بخواهم در محفلی صدای آقای فلانی را تقلید کنم، قبلا جلوی خودش این کار را انجام داده‌ام و بعد اجازه ورود آن شوخی در جامعه صادر شده است. آنها نمی‌دانند همان بنده خدایی که صدایش را تقلید می‌کنم، وقتی برنامه‌‌ام را دیده، سری به نشانه رضایت تکان داده و آمده گفته «موفق باشید و امیدوارم با قدرت به کارتان ادامه دهید.»

یا مثلا چند وقت پیش بلوتوثی از قسمتی از برنامه‌ام آماده کردم و به یکی از نهادها فرستادم تا نظرشان را درباره آن آیتم بدانم. دوستان هم گفتند اگر مشکلی وجود داشته باشد، تا چند ساعت دیگر خبرت خواهیم کرد، اما ترجیحا بهتر است حذفش کنی؛ اما چون هیچ تماس دیگری با من گرفته نشد، یعنی مخالفتی با آن برنامه وجود نداشته است.

در کل ممکن است شوخی من با آن فرد خاص خنده دار باشد، اما بی‌شک این اتفاق به نفع خودش تمام شده است نه به ضررش، چراکه نه توهینی صورت گرفته و نه قصدی وجود داشته، اتفاقا مهر تایید بر کارش بوده که برایش طنز ساخته‌ام.

بنابراین باید پیشنهادهای زیادی به دستتان برسد که افراد مختلف از شما خواسته باشند در برنامه‌تان با آنها شوخی کنید تا دیده شوند!

این قضیه در رده‌های پایین‌تر درست است، مثلا مدیر روابط عمومی فلان سازمان می‌گوید اشکالی ندارد اگر با من شوخی کنی.

اصولا اگر حمید ماهی صفت با آدمی شوخی کند، حتما آن آدم مهم است که این اتفاق افتاده یا دوست دارد مهم شود.

انگلیسی‌ها مثالی دارند با این مضمون که «از ما حرف باشد، حرفِ بد باشد!» مثلا زمانی که ادای یک خواننده لس‌آنجلسی را در آوردم، باعث خوشحالی اش شد و حتی از من تشکر هم کرد! در حقیقت ادای آدم‌های مهم را درمی‌آورند دیگر، پس من با هر کس شوخی می‌کنم، حتما آدم مهمی است.

دوست دارم بدانم نگاه آدم‌های جامعه به شومن‌هایی مثل شما و همکارانتان چگونه است؟

درباره همکاران نمی‌دانم، اما امکان ندارد پایم را از دفتر کار یا منزلم بیرون بگذارم و تا وقتی برمی‌گردم چندین تشکر و دعا از مردم نشنوم، یا وقتی به دفترم می‌آیم فکس‌های زیادی با مضمون تشکر آمده است.
ضمن اینکه روزانه تماس‌های زیادی با دفتر من گرفته می‌شود که مردم از من درخواست کتاب‌های نماز یا لوح‌های فشرده‌ام را می‌کنند و در همان بین بابت کارهایم تشکر می‌کنند. خیلی‌ها به من می‌گویند «آقا همین که باعث می‌شوی مردم بخندند دمت گرم.»


حتی یک بار آقایی با من تماس گرفت و گفت «امیدوارم تا عمر داری زنده باشی!» (خنده) یا مثلا چند وقت پیش برای ایرانیان دوبی برنامه داشتم، آقایی جلو آمد و گفت «آقا، شما همان آقایی هستی که» بعد از چند دقیقه فکر کردن اسمم یادش نیامد و گفت «پدرسگ اسمش هم یادم نمیاد!» (خنده) همان جا بابت این موضوع کلی خندیدم و همین اتفاق امروز در برنامه‌هایم تبدیل به یکی از بامزه ترین جوک‌هایم شده است.

اصولا به خاطر اینکه عاشق خنداندن مردم هستم، هیچ غروری ندارم و بابت هیچ اتفاقی ناراحت نمی‌شوم. آنقدر عاشق کارم هستم که روز فوت پدرم باید 3 برنامه اجرا می‌کردم، با این وجود هیچ کدامشان را لغو نکردم. یک بار در لندن به محض اینکه پایم را روی پله سن گذاشتم، یک پیامک برایم آمد که «پسرعمویت فوت کرد!» آن لحظه پیش خودم گفتم این پیامک دروغ است یا اشتباهی به دست من رسیده است، بنابراین با تمام انرژی برنامه‌ام را اجرا کردم و وقتی از سن پایین آمدم، ناراحت شدم و به ایران تلفن زدم و با خانواده‌ام همدردی کردم. اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد که موضوعی بتواند جلوی خندیدن مردم را بگیرد، مگر اینکه شهادت یا عزای عمومی‌ای باشد که آن دیگر جزو اعتقادات و قوانین کشورمان به حساب می‌آید و برای همه محترم است.

اگر تصور کنیم که این اتفاق ممکن بود، آیا دوست داشتید با تمام این استعدادها و توانایی‌هایتان در کشوری متولد می‌شدید یا فعالیت می‌کردید که قوانین و چهارچوب‌های اینجا را نداشت و راحت‌تر می‌توانستید فعالیت‌تان را انجام دهید؟

به هیچ وجه. چون من ایران را خیلی دوست دارم. حتی زمانی به دادستان انقلاب آن زمان این موضوع را ثابت کردم. به او گفتم لس‌آنجلسی‌ها برای اجرای دو برنامه، 500 هزار دلار پیشنهاد داده‌اند و ایشان گفت میل خودت است، اما من صلاح نمی‌دانم، من هم نرفتم.

احساس می‌کنم داخل کشورم خیلی بیشتر به درد می‌خورم. شاید برای تفریح دوست داشته باشم به خارج از ایران بروم اما نه خودم، نه همسرم و نه دختر و پسرم فکر اقامت، پناهندگی، زندگی و ماندن در خارج از کشور هم به سرمان نزده است، حتی اگر آن کشور دوست کشورمان باشد.

اگر فرزندان شما بخواهند در سازمان یا آموزشگاهی ثبت‌نام کنند و آن فرم ثبت‌نام گزینه‌ای به نام «شغل پدر» داشته باشد، آن را با چه اصطلاحی باید مطرح کنند؟

کمدین. اگر خودم هم قرار باشد جایی فرم پر کنم همین اصطلاح را به کار می‌برم.

درآمد شغل شما به چه صورت است؟

خدا را شکر، آنقدری هست که زندگی‌مان به خوبی می‌گذرد، ضمن اینکه هزینه سنگین چاپ کتاب‌های آموزش نمازمان را هم تامین می‌کند. البته یکی از حامیان بحث نماز شهرداری تهران است که در این راه کمک‌هایی به ما می‌کند. قبلا بنیاد تعاون ناجا کمک حال ما بودند و امسال نیز «همراه اول» پیش قدم شد و حتی اعلام کرد هرگونه پیامکی با محتوای نماز را به صورت رایگان به سراسر ایران ارسال می‌کند.

آیا طی 17 سال حضور در این حرفه، تمام ایران توسط شما خندیده‌اند یا تصور می‌کنید هنوز هم کسی در ایران هست که با نام و هنر حمید ماهی‌صفت آشنا نشده باشد؟

بله، خیلی‌ها هستند که هنوز در هیچ برنامه‌ای من را ندیده‌اند، اما مطمئن باشید همان خیلی‌ها حتی شده یک بار سی دی‌هایم را دیده‌اند. حداقل وسیله سفر آدم‌ها اتوبوس است و مطمئنا همان خیلی‌ها هنگام سفر ویدیوهای برنامه‌هایم را دیده‌اند، اما شاید یک یا نهایتا دو درصد مردم ایران هم باشند که اصلا من را نمی‌شناسند، مثلا یک بار یکی از دوستانم را در آسایشگاه سالمندان کهریزک پیدا کردم و آنقدر از این اتفاق خوشحال شدم که همان جا برای آن پیرزن و پیرمردهایی که حضور داشتند برنامه اجرا کردم تا آن آدمی که مدت‌ها است در بستر بیماری قرار دارد هم من را ببیند و هم ارتباط برقرار کند.

سیستمی که در بسیاری از کشورها از جمله انگلیس وجود دارد بحث مالیاتشان است. مثلا اگر بازیگر، فوتبالیست یا هر چهره مشهوری که در این کشور فعالیت می‌کند و درآمدی دارد زمانی که مالیاتش مشخص شود، معلوم می‌شود میزان درآمدش چقدر بوده است. اما این سیستم در ایران وجود ندارد و هیچ کس متوجه میزان درآمد چهره‌های سرشناس نمی‌شود. آیا شما به عنوان یک شهروند ایرانی، مالیات می‌پردازید یا اصلا به این مساله اعتقادی ندارید؟

خوشبختانه در ایران چند دسته از آدم‌ها هستند که از پرداخت مالیات معافند یا درصد بسیار کمی می‌پردازند؛ یکی از این دسته‌ها هنرمندان هستند. به نظر من باید در میان هنرمندان، کمدین‌ها را حمایت زیادی کرد و نه تنها چیزی از ایشان نگرفت، بلکه ساپورتشان هم کرد.

یکی از فرمایشات مقام معظم رهبری این است که «شادی، روغن‌کاری چرخ‌های جامعه است.» خب اگر یکسری چرخ قرار باشد سریع‌تر حرکت کنند، به روغن‌کاری احتیاج دارند. آنهایی را که مردم را می‌خندانند باید تشویق و تقدیر کرد و به مشکلاتشان رسیدگی کرد. خدا را شکر من که از نظر مالی مشکلی ندارم، منظورم آن دسته هنرمندانی است که به واسطه بیماری در بیمارستان‌ها هستند و پولی برای پرداخت ندارند.

اهالی خانه و خانواده‌تان مشکلی با نحوه کار شما ندارند؟ مثلا اینکه چون شما مردم را می‌خندانید بابت این اتفاق ناراحت شوند؟

نه. خدا را شکر نه الان و نه در گذشته هیچ مشکلی نداشته‌اند؛ مثلا چند وقت پیش دخترم برای ثبت‌نام در یکی از آموزشگاه‌های تحصیلی معتبر به آنجا مراجعه کرده بود. زمانی که کارت ملی‌اش را تحویل مسوول ثبت‌نام آن مجموعه داده بود، آن فرد مسوول چند لحظه‌ای وارد اتاق مدیریت مجموعه شده بود و بعد از خروج، به دخترم گفته بود جامعه به پدر شما مدیون است و با اینکه مبلغ ثبت‌نام در آن موسسه 4-3 میلیون تومان بود، دخترم را به صورت رایگان ثبت‌نام کردند.

خب این اتفاق برای دخترم بسیار خوشحال‌کننده بود. یا مثلا همسرم زیاد سفره حضرت ابوالفضل (ع) می‌رود و هر جا می‌رود خانم‌های حاضر در مجلس می‌گویند ایشان باید بالای مجلس بنشیند، چون همسر آقای ماهی صفت است! خدا را شکر مردم خیلی به من محبت دارند که این محبت شامل اعضای خانواده‌ام هم شده است.

*دنیای اقتصاد

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:54 PM

جایزه بزرگ پاداش هنرمندی یک زن خانه دار /تصاویر

به گزارش انعکاس به نقل از دیلی میل: یک زن خانه دار به خاطر نقاشی دیواری بزرگی که با مداد طراحی کرده است برنده جایزه ای ۲۰۰ هزار دلاری شد.

 


 

"آدونا کاره” ۳۲ ساله بیش از ۳ سال وقت صرف کرد تا نقاشی حیوانات خود را که طرحی اسرار آمیز دارد به پایان برساند و بتواند آن را در مسابقه ای بین المللی شرکت دهد.


خانم "کاره” اهل کالیفرنیاست و این تابلوی ۸*۳۵ فوتی را در گاراژ خانه اش طراحی کرده و معتقد است تصویر حیوانات تاثیر عمیقی در زندگی مردم دارد.


او معلم هنر در مدرسه ابتدایی نیز هست و از زمان تولد دخترش روی این نقاشی کار کرده است . وی در مصاحبه اش اعلام کرده است : به یک هدف احتیاج داشتم و دوست داشتم یک جایزه هنری را تجربه کنم.


این زن میگوید انتخاب حیوانات در این تابلو به دلایل کاملا شخصی صورت گرفته است و او فیل را به عنوان نماد برجسته این نقاشی انتخاب کرده است. وی اضافه میکند این نقاشی گوشه ای از بیوگرافی شخصی اوست که خوشحالی و غمهایش را به تصویر کشیده است.
وی در سال ۲۰۰۶ در رشته هنرهای زیبا مدرک کارشناسی گرفت و تا کنون دو نمایشگاه از آثار طراحی های مدادش برپا کرده ست.


حدود ۱۶ نقاش توانستند جایزه نقدی ۵۶۰ هزار دلاری این مسابقه را از /آن خود کنند. در این مسابقه  ۱۵۱۷ نفر از ۵۶ کشور مختلف در موزه هنر میشیگان به رقابت پرداختند.

پرداد

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:44 PM

October 18, 2012

عکس های جدید مهتاب کرامتی در آفریقا


عکس های جدید مهتاب کرامتی در آفریقا
عکس های جدید مهتاب کرامتی در آفریقا
عکس های جدید مهتاب کرامتی در آفریقا 

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 11:23 PM

نیکی کریمی در دبی چه می کند؟ / عکس

تماشا: «نیکی کریمی»، بازیگر و کارگردان سینما، اوایل سال آینده میلادی فیلمی با موضوع ایرانی های مقیم دبی خواهد ساخت. به گزارش ایسنا نیکی کریمی که به عنوان داور در جشنواره فیلم ابوظبی حضور دارد، اعلام کرد: «از ماه مارس 2013 فیلمی درباره شهروندان ایرانی که در دبی زندگی می کنند را مقابل دوربین خواهم برد.» او در ادامه گفت: «این فیلم درباره مهاجران ایرانی است که در اینجا زندگی می کنند. تمام مجوزهای لازم را در این رابطه گرفته ام و از ماه مارس این فیلم مقابل دوربین خواهد رفت.»

نیکی کریمی در دبی چه می کند؟


به گزارش گلف نیوز، نیکی کریمی که داور بخش رقابتی داستانی بلند در جشنواره ابوظبی است، در فیلم جدید خود بازی نخواهد کرد اما به عنوان کارگردان و تهیه کننده و همچنین نویسنده فیلمنامه نقش خواهد داشت.

او افزود: «خیلی از مردم می گویند دبی شهر ساختگی و جعلی است اما من شاعران اماراتی برجسته ای را در جشنواره دبی دیده ام. من دوستان ایرانی خیلی زیادی دارم که این فیلم داستان آنها را روایت خواهد کرد. ما هم اکنون در مرحله پیش تولید این فیلم هستیم.»

نیکی کریمی در ادامه گفت: «من داور جشنواره های متعددی چون لوکارنو، کن و برلین بوده ام اما در اینجا من عاشق کشف استعدادهای سینمایی منطقه هستم.»

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 06:29 PM

این ستاره های سینمای ایران در کودکی بیش فعال بودند!

مجله شهرزاد : شیطنت در کودکی، گاهی به مرحله ای می‌رسد که دیگر می‌شود نام «بیش‌فعالی» را برای آن انتخاب کرد. پای حرف و صحبت هر کسی که بنشینید، از شیطنت‌های دوران کودکی و کارهای عجیب و غریبی که می‌کرده، خاطرات زیادی دارد. این روزها، خیلی‌ها، شیطنت‌های دوران کودکی را به «بیش‌فعال بودن» ربط می‌دهند؛ در حالی که تفاوت چشم‌گیری بین شیطنت کردن و پرانرژی بودن، با بیش فعالی، وجود دارد.

سراغ چندتا از چهره‌هایی رفتیم که هنوز، در بزرگسالی هم، گویا آرام و قرار ندارند و یک جا بند نمی‌شوند. از آن‌ها، درباره دوران کودکی‌شان و میزان انرژی و شیطنت‌هایشان پرسیده‌ایم. جالب این‌که تقریبا این چهره‌ها که همگی در بزرگسالی، هنوز هم پرانرژی و به قول معروف، «اکتیو» هستند، در کودکی‌هایشان هم همین‌قدر انرژی داشته‌اند. حالا این‌که می‌شود کودکی این چهره‌ها را به «بیش‌فعالی» ارتباط داد یا نه، خودش حکایتی است. انرژی‌ها، شیطنت‌ها و شلوغ‌کاری‌های دوران کودکی این چهره‌ها را از زبان خودشان بخوانید:


هومن سیدی


  مثل الانم بودم

من، این روزها، خیلی پرانرژی نیستم، یعنی فکر نمی‌کنم که هیچ وقت بازیگوش بوده باشم. در کودکی هم هیچ فرقی با الانم نداشتم. من، همیشه، همین بوده و هستم؛ البته شاید این روزها، بیش‌تر به نظر می‌رسد که پرانرژی‌ام تا در کودکی، چون یادم نمی‌آید کسی در کودکی، درباره من گفته باشد که بازیگوش هستم.


ماه‌چهره خلیلی

 درس خوبم، سلاحی برای شیطنت کردن بود

در بچگی، من خیلی بازیگوش بودم، خیلی؛ البته از شما چه پنهان که هنوز هم همان‌قدر بازیگوش هستم. من تقریبا، هنوز که هنوز است، یک جا، آرام و قرار ندارم و نمی توانم یک جا، بند بشوم. با این‌که در کودکی، خیلی شیطنت می‌کردم، اما همیشه، درس‌خوان بودم. شاگرد اول بودن در تمام دوران تحصیلی، خودش باعث می‌شد که شیطنت‌هایم کم‌تر به چشم بیاید. حتی زمان دانش‌جویی‌ام هم بالاترین نمره‌ها را می‌گرفتم.

یادم می‌آید در دوران مدرسه، مدام، در حال بازی و شیطنت بودم و همه را سر کار می‌گذاشتم، اما در تمام این مدت، پدر و مادرم را فقط برای تذکر همین شیطنت‌ها و قرار نداشتن‌ها، به مدرسه فرامی‌خواندند. نکته در این بود که نمره‌های خوب و معدل بالای من، همیشه، سپر دفاعی مادر و پدرم در برابر این بحث انضباطی و شیطنت بود.

درس و مشق، سلاحی برای من بود تا بتوانم راحت‌تر و با گیر کم‌تری شیطنت کنم. به من، بیش‌فعال نمی‌گفتند؛ چون در هر حال، هم شیطنت‌هایم آن‌قدر خارج از محدوده نبود و هم در جایگاه سن و سالی خودم، رفتار می‌کردم. من، هیچ وقت، بزرگ‌تر از سنم نبودم. این روزها هم که می‌بینم کودکانی هستند که حرف‌های مربوط به سنین بالاتر از خودشان را می‌زنند، خوشم نمی‌آید. خودم، در کودکی، این‌گونه نبودم و دوست ندارم کودکان خودم هم بیش از سن‌شان باشند. به نظرم، بهتر است هرکسی، متناسب با سن و سالش، مسیر زندگی را طی کند.


نفیسه روشن

عین پسرها بودم

همه نزدیکان و آشنایان و دوستان من می‌دانند که من خیلی بازیگوشم. جالب است که این میزان شیطنت من، یک‌هزارم شیطنت‌هایم در کودکی است. من واقعا از دیوار راست بالا می‌رفتم و خیلی‌ها می‌گفتند اصلا به اندازه من، بازیگوش ندیده‌اند. میزان شیطنت و پرانرژی بودن من، به‌قدری بود که همه به من می‌گفتند «تو عین پسرها هستی.» راست هم می‌گفتند. تمام شیطنت‌هایم هم عین شیطنت‌های پسرانه بود. شاید باورتان نشود، اما حتی اسباب‌بازی‌های من هم پسرانه بود!
من در کودکی، یک ویژگی دیگر هم داشتم و آن هم حیوان‌آزاری بود! زیاد سر به سر حیوان‌ها می‌گذاشتم؛ مثلا با تیروكمان، گنجشك شكار می‌كردم. همیشه مادرم برای من جوجه می‌خرید و من هم دور گردن‌شان، نخ می‌بستم و آن‌ها را به گردش می‌بردم! عاشق قیچی كردن سبیل گربه بودم؛ چون یك بار، یكی از جوجه‌هایم را یك گربه خورده بود.

من، بیش از حد، بازیگوش بودم. شاید واقعا بشود در مورد من و دوران کودکی‌ام، واژه «بیش‌فعالی» را به کار برد؛ چون من، آن‌قدر انرژی داشتم که هیچ‌جوری تمام نمی‌شد و من، مدام، در حال حرکت و بازی و دویدن و شیطنت بودم. من، پا به پای برادرها و بچه‌های همسایه‌مان شیطنت می‌كردم. به‌جرات می‌توانم بگویم که دوران بچگی عجیب و غریبی داشتم.

عاشق دوچرخه‌سواری بودم و با ماشین یا هواپیما بازی می‌كردم. از آن دسته دخترهایی نبودم كه با عروسك و اسباب‌بازی‌های دخترانه بازی كنم، حتی الان هم هیچ اسباب‌بازی از دوران كودكی‌ام ندارم، اما از دوران دانشگاه، خریدن شخصیت‌های عروسكی، مثل میكی‌موس را شروع كردم. كارتون‌های مورد علاقه من، «سرندی‌پیتی» و «رابینسون كروزوئه» بود و به علت علاقه زیاد به كارتون رابینسون، اگر فرصت پیدا كنم، به كیش سفر می‌كنم تا دریا و جزیره، من را یاد دوران كودكی و تماشای آن كارتون بیندازد.

به تماشای كارتون و انیمیشن، خیلی علاقه دارم. شاید بیش‌تر از فیلم، انیمیشن ببینم. یكی از بزرگ‌ترین آرزوهای كودكانه من، «خلبان شدن» بود و همیشه، از تماشای هواپیمای مسافربری لذت می‌بردم، چون پدرم مهندس پرواز بود، من و برادرهایم، از كودكی، با هواپیما و ماكت‌های آن آشنا بودیم؛ اما متاسفانه، من نتوانستم خلبان شوم.

حالا هنوز هم این انرژی‌ها را دارم. یكی از تفریحات مورد علاقه من، رانندگی است؛ چون رانندگی را خیلی دوست دارم و به نظرم، راننده خوبی هستم. وقت‌های خالی‌ام را به كارتینگ (پیست اتومبیل‌رانی) می‌روم و سوار ماشین‌های CRG می‌شوم.


ارسلان قاسمی

 آقای جوزانی به من می‌گفت ویژ ویژ!

من در بچگی، شیطان نبودم؛ «شر» بودم! الان، نسبت به دوران کودکی‌ام، خیلی آرام شده‌ام، ولی در کودکی، واقعا از دیوار راست بالا می‌رفتم. هیچ‌کس نمی‌توانست من و شیطنت‌هایم را کنترل کند، جز خواب!

یادم می‌آید که وقتی در کودکی، برای اولین بار، سر کار رفتم، خیلی شیطنت می‌کردم. همه را کلافه کرده بودم، اما خوش‌بختانه، در عین شیطنتی که داشتم، مودب بودم. آقای «جوزانی»، سر صحنه، من را «ویژ ویژ» صدا می‌کرد؛ چون مثل کش شلوار بودم و مدام درمی‌رفتم. آن‌قدر شیطنت می‌کردم و قابل کنترل نبودم که به من لقب «اسپیدی گنزالس» داده بودند؛ همان موش کارتونی سریع‌السیر که عاشق غذاهای تند بود.

من در شیطنت‌هایم ، مرغ و خروس و اردک و... را هم دخیل می‌کردم. یادم است که همان موقع هم خیلی‌ها می‌گفتند که ارسلان، بیش‌فعال است. به هر حال، هرچه بزرگ‌تر شدم، آرام‌تر هم شدم، اما هنوز هم از یادآوری شیطنت‌های کودکی‌ام، خنده‌ام می‌گیرد و باورم نمی‌شود که این همه انرژی را از کجا می‌آوردم!

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:38 AM

خواستگاری متفاوت در دانشگاه ( +عکس)

 یکی از افراد گروه تشویق‌کنندگان تیم بسکتبال در کالج مسکت میشیگان آمریکا با یک درخواست ازدواج کاملا غافلگیرکننده از هم کلاسیش، همه افراد حاضر در ورزشگاه را شگفت‌زده کرد.
 
به گزارش روزگار نو، وی در بین وقت اضافه بازی بسکتبال در حالی که لباس گروه تشویق کنندگان را به تن داشت در وسط زمین بسکتبال زانو زد و از همکلاسی مورد علاقه‌اش درخواست ازدواج کرد.
 
او در مقابل دیدگان چند صد نفر از تماشاچیان و بازیکنان دو تیم، روبروی همکلاسی مورد علاقه‌اش زانو زد و به وی گفت آیا با من ازدواج می کنی؟
 
دختر خانم شوکه شده نیز این پیشنهاد را پذیرفت و با شادی تمام حضار نامزدی این دو همکلاسی اعلام شد.

خواستگاری

خواستگاری

ازدواج

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:35 AM

October 17, 2012

مراسم انتخاب زیباترین زن چاق در انگلستان! + عکس

به گزارش سیمرغ ، هفته گذشته مراسم انتخاب زیباترین دختر چاق انگلستان برگزار شد که در این مراسم، یک دختر با وزن حدود 160 کیلوگرم توانست به مقام اول دست یابد. تصاویر زیر مربوط به نفر اول این مسابقات می باشد:

مراسم انتخاب زیباترین زن چاق در انگلستان!

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:45 AM

October 16, 2012

بازیگران مشهور سینما با سهمیه ویژه عازم مکه شدند + تصاویر

بازیگران سینما با سهمیه ویژه عازم مکه شدند

تعدادی از بازیگران سینما و تلویزیون، ديشب با استفاده از سهمیه مخصوص با پرواز شماره 1532 تهران را به مقصد جده ترک کردند تا اعمال حج تمتع را به جای آورند

تینا آخوندتبار، لعیا زنگنه، سحر قریشی، رزیتا غفاری، شهرزاد کمال‌زاده، سمانه پاکدل، زهرا عاملی، ماه‌چهره خلیلی و مادر مهناز افشار از جمله حاضران در این کاروان بودند

همچنین شنیده شده بهنوش طباطبایی، امیرحسین مدرس، جهانبخش سلطانی، محمدعلی باشه‌آهنگر و برخی دیگر از سینماگران نیز در این کاروان حضور داشته‌اند. برخی از هنرمندان نیز در دقیقه 90 به علت مسائل کاری نتوانستند با این گروه عازم مکه مکرمه شوند.


رزیتا غفاری و ماه‌چهره خلیلی- سالن حجاج فرودگاه مهرآباد


تینا آخوند تبار و شهرزاد کمال زاده- سالن حجاج فرودگاه مهرآباد


تینا آخوند تبار و شهرزاد کمال زاده- سالن حجاج فرودگاه مهرآباد


سحر قریشی- سالن حجاج فرودگاه مهرآباد


زهرا عاملی مجری تلویزیون- سالن حجاج فرودگاه مهرآباد



ماه‌چهره خلیلی- سالن حجاج فرودگاه مهرآباد


سمانه پاکدل- سالن حجاج فرودگاه مهرآباد


مهناز افشار- سالن حجاج فرودگاه مهرآباد

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 06:44 PM

عکس یادگاری مهتاب کرامتی و ناصر ملک‌مطیعی+عکس

شبکه ایران: عکس زیر مربوط به مراسم تشییع ایرن زازیانس بازیگر سینمای ایران است که مردادماه امسال درگذشت. علاوه بر مهتاب کرامتی، فریدون جیرانی،ایرج نوذری، سعید امیر سلیمانی، ملکه رنجبر، گیتی معینی، رخشان بنی اعتماد،جهانگیر کوثری، تهمینه میلانی، مهتاب کرامتی، شهره لرستانی، پوران درخشنده، لادن مستوفی، ماهایا پطروسیان و.... از دیگر اهالی امروز سینمای ایران بودند که در این مراسم حضور داشتند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:13 PM

گريم‌هاي ماندگار سينماي ايران !! / تصاویر

گريم‌هاي ماندگار سينماي ايران !! / تصاویر

 پيرزن دستش را روي زانويش گذاشت و به زحمت بلند شد. بعد همين‌طور كه چادر رنگي روي سرش را چند بار باز و بسته كرد، گوشه آن را چند بار تا زد و آن را گوشه دهانش فرو كرد و از جلوي دوربين رد شد.

بعد از اين سكانس، صداي دست همه كساني كه در سالن سينما نشسته‌ بودند، بلند شد. چند ثانيه‌اي طول كشيد تا حتي آنها كه مي‌دانستند قرار است اكبر عبدي را در يك گريم متفاوت ببينند، متوجه شوند پيرزني كه همين‌طور زير لب غر مي‌زند همان جناب آقاي بازيگر است كه حالا چهره‌اش زير يك گريم سنگين پنهان شده است؛ گريمي كه باعث شد خيلي‌ها با ديدن او روي پرده سينما يكه بخورند.

اين مطلب مروري است بر گريم‌هاي متفاوت و ماندگار در تاريخ سينما و تلويزيون؛ گريم‌هايي كه يا اينقدر «متفاوت» و عجيب بوده كه يادمان مانده يا آنقدر روي آن نقش نشسته و با آن «متناسب » بوده كه مثلا وقتي بخواهيم چهره‌اي از يك دختر ترشيده، قصاب يا هر تيپ ديگري يادمان بيايد، اولين صورتي كه به ذهن‌مان مي‌رسد، چهره فلان بازيگر در آن فيلم است.

گريم‌هاي متفاوت

رضا كيانيان

او در «يك تكه نان» (1383) سه گريم فوق‌العاده سنگين داشت. وي در اين فيلم نقش سه پيرمرد را با سه گريم متفاوت بازي مي‌كرد.

كيانيان براي هر بار گريم حدود چهار ساعت زير دست عبدالله اسكندري مي‌نشست.

كيانيان از آن بازيگراني است كه صورتش خوراك گريمورهاست. او در «مختارنامه» (1389) چنان گريم متفاوتي داشت كه تماشاچي‌ها براي اين كه آقاي بازيگر را بشناسند، بايد بيشتر به صدايش توجه مي‌كردند تا چهره‌اش! كيانيان براي مختارنامه يك شكم حسابي داشت و بيني‌اش با چند لايه گريم چنان بزرگ و پهن شده بود كه كمتر كسي در نگاه اول او را مي‌شناخت.

البته او يك بار ديگر هم در سريال «كيف انگليسي» (1378) سراغ عجيب كردن بيني‌اش رفت. كيانيان در اين سريال يك بيني بزرگ و كج داشت كه او را به طرز عجيبي به شخصيتش نزديك كرده بود.

كيانيان در «يه حبه قند» (1389)، « يه بوس كوچولو» (1384)، «روزگار قريب» (1381)، «خانه‌اي روي آب» (1380) و فيلم‌ها و سريال‌هاي زيادي زير دست گريمورها رفته و صدايش هم در نيامده است.

مجموعه «کلاه پهلوي» نيز که اين روزها از تلويزيون در حال پخش است ، يکي از متفاوت ترين گريم هاي دوران بازيگري کيانيان را براي وي به همراه داشته است.

گريم‌هاي متفاوت

آزيتا حاجيان

تا سال‌ها پس از «دزد عروسك‌ها» (1368) كسي حرفي درباره جادوگر فيلم نمي‌زد و كسي نمي‌دانست عجوزه‌ ساكن زيرزمين داستان، همان آزيتا حاجيان جوان آن روزهاست. شايد حاجيان در آن روزها تجربه‌گراتر از سال‌هاي بعد بازيگريش بود كه حاضر شد در سال‌هاي اول ستاره‌ شدنش چنين بلايي سر صورتش بياورند.

 

گريم‌هاي متفاوت

اكبر عبدي

عبدي دو بار و با دو گريم بشدت متفاوت نقش زن را بازي كرده است كه هر دو بار هم حسابي جنجال به راه انداخت. عبدي در آدم برفي (1373) جلوي چشم تماشاچي تصميم گرفت براي راه افتادن كارش به دختر اتوكشيده‌اي تبديل شود.

براي همين هم خودش را بزك كرد و به دختر آداب‌دان و شيكي تبديل شد. هر چند در آخر فيلم دوباره به اصل خودش برگشت، اما گريم متفاوت عبدي باعث شد آدم برفي براي پروانه نمايش مدت‌ها معطل بماند.

اما تجربه عبدي در «خوابم مي‌آد» (1390) يك تجربه متفاوت بود. او به عنوان يك شخصيت زن با گريمي سنگين و بشدت باورپذير روي پرده سينما رفت.

عبدي با گريم ايمان اميدواري و البته قابليت بازي خودش به عنوان يك زن عامي اينقدر باورپذير شده بود كه در چند ثانيه اولي كه او را روي پرده مي‌ديدي، بايد چهره‌ خود عبدي را در ذهن‌ مرور مي‌كردي يا يادت بيايد اين پيرزن در اصل خود آقاي بازيگر است.

عبدي هم تعريف مي‌كند بعد از تست گريم‌اش وقتي با همان قيافه راهي خانه مي‌شود، از نگهبان در خانه‌شان گرفته تا خانواده‌اش، او را نمي‌شناسند و فكر مي‌كنند عمه‌ اكبر عبدي به خانه‌شان آمده است.

مادر، اجاره‌نشين‌ها، محله بهداشت، سفر جادويي، آدم برفي، مدرسه پيرمرد‌ها و روز فرشته فقط تعدادي از فيلم‌هاي عبدي است كه در آنها گريم‌هاي كاملا متفاوت داشته است.

گريم‌هاي متفاوت

عزت‌الله انتظامي

براي بازي در نقش خان مظفر «هزار دستان» (1366) ساعت‌ها زير گريم بود. انتظامي براي اين نقش بايد شكمي زير لباسش جاساز مي‌كرد كه چيزي حدود سه كيلوگرم وزن داشت و همين كار جناب بازيگر را سخت مي‌كرد.

البته انتظامي سال‌ها قبل براي بازي در نقش مش حسن «گاو» (1348) ​ زير بار يک گريم سنگين رفته بود. او موقع گريم براحتي خودش را به دست گريمورها مي‌دهد تا هر بلايي مي‌خواهند سرش بياورند.

گريم‌هاي متفاوت

محمود بصيري

اگر پيرزن «دستفروش» (1365) را ببينيد، باورتان نمي‌شود اين صورت چروك و چشم‌هايي كه هر لحظه ممكن است به خواب ابدي بروند، همان محمود بصيري است.

او آن‌ سال‌ها جوان رعنايي بود كه قبول كرد زير گريم چند لايه و سنگين اسكندري بنشيند تا او و چهار دستيارش روي صورتش كار كنند. جالب است بدانيد بصيري براي اين نقش 15 هزار تومان هم دستمزد گرفت.

گريم‌هاي متفاوت

حميد فرخ‌نژاد

فرخ‌نژاد جزو بازيگراني است كه كاراكترهاي زيادي را بازي كرده است. او يكي از متفاوت‌ترين گريم‌ها را در سريال «حلقه سبز» (1385) داشت؛ يك روح سرگردان كه چهره‌اش رفته‌رفته قابل تحمل‌تر مي‌شد.

 


گريم‌هاي متناسب

مهدي فتحي

شايد هيچ‌كس به اندازه مهدي فتحي نمي‌توانست عمروعاص سريال «امام علي»(ع) باشد. او با يك شكم بزرگ و ريش‌هاي پرپشت به يكي از ماندگارترين چهره‌هاي سريال‌هاي تاريخي تبديل شد.

 


 

گريم‌هاي متناسب

فريماه فرجامي

اين‌طور كه معلوم است او اولين زن تاريخ سينماي ايران است كه حاضر شد موهايش را زير تيغ بدهد.

فرجامي در «سرب» (1367) با خونسردي تمام جلوي دوربين نشست و موهايش را زير تيغ داد.

سال‌ها بعد از او خاطره حاتمي در «قرنطينه» (1386) و زهرا داوودنژاد در «بچه‌هاي بد» (1379) هم اين كار را كردند.

گريم‌هاي متناسب

پرويز پرستويي

با اين كه 14 سال از ساخت «آژانس شيشه‌اي» (1377) مي‌گذرد، اما هنوز وقتي قرار است كاراكتر يك فرمانده دوران جنگ را به خاطر بياوريم كه حالا مثل يك آدم عادي در كوچه پس كوچه‌هاي شهر دنبال كار و زندگي روزمره‌اش است، حاج كاظم آژانس شيشه‌اي اولين چهره‌اي است كه ناخودآگاه به ذهن‌مان مي‌رسد.

پرويز پرستويي را كسي با گريم چند لايه و سنگين سراغ ندارد. او با گريم‌هاي سبك و نه‌چندان متفاوت (مثل حاج كاظم) هم بخوبي به شخصيتي كه قرار است نقش‌اش را بازي‌ كند نزديك مي‌شود. پرستويي در «بيد مجنون» (1383) در نقش يك نابينا بود.

او در اين فيلم هم يك گريم سبك اما بشدت نزديك به كاراكتر داشت.

گريم‌هاي متناسب

ويشكا آسايش

وقتي در روزهاي اول بازيگريش قسمت‌هاي پاياني سريال «امام علي»(ع) (1373) آن هم در نقش يكي از قاتلان امام ظاهر شد، كمتر كسي فكر مي‌كرد ويشكا آسايش ديگر شانس درخشيدن در سينما و تلويزيون را داشته باشد.

او با گريم عبدالله اسكندري به يك زن كينه‌جوي عرب تبديل شده بود. آسايش پس از اين چندان گريم متفاوتي نداشت تا «ورود آقايان ممنوع!» (1390) كه با يك عينك بزرگ و سبيل‌هاي پشت لبش به يك دختر ترشيده عصبي تبديل شد. آسايش براي بازي در اين فيلم، سيمرغ بهترين بازيگر زن را از جشنواره فجر گرفت.

گريم‌هاي متناسب

عليرضا مجلل

بعد از «كوچك جنگلي»(1366) ديگر خبري از عليرضا مجلل نبود. او اواسط دهه 60 با يك گريم سنگين چنان شبيه ميرزا كوچك‌خان جنگلي شده بود كه اگر كسي او را با صورت بدون گريم در كوچه و خيابان مي‌ديد، نمي‌شناخت.

افخمي، عليرضا مجلل را كه در هنرهاي زيبا تئاتر خوانده بود و در راديو و تلويزيون گيلان كار مي‌كرد براي نقش ميرزا انتخاب كرد. افخمي تعريف كرده است مجلل روزي بين هفت تا هشت ساعت زير دست گريمورها بود. مثلا قرار بود ساعت 11 مجلل را گريم شده تحويل بدهند، اما ساعت چهار عصر مي‌شد تا از زير گريم بيرون مي‌آمد.

گريم‌هاي متناسب

محمدعلي كشاورز

شايد هيچ بازيگري به اندازه محمدعلي كشاورز استعداد متنفر كردن تماشاچي از خودش را نداشته باشد. او با گريم شعبون استخوني در «هزار دستان» (1366) تا سال‌ها اسم شعبون استخوني را يدك مي‌كشيد و هيچ‌ كس دل خوشي از او نداشت.

دو سال بعد او در «مادر» (1368) علي حاتمي، پسر قصاب‌ پيرزن بود كه آنجا هم با يك گريم منزجركننده، چنان تماشاچي را از خودش متنفر مي‌كرد كه با ورود پسر عرب (جمشيد هاشم‌پور) و كنف كردن او سر مچ انداختن، دل همه حسابي خنك مي‌شد.

گريم‌هاي متناسب

مهتاب كرامتي

تا چند سال قبل متفاوت‌ترين گريمي كه زير بارش رفته بود در سريال «خاك سرخ» (1381) بود. آنجا نقش يك زن جنوبي را بازي مي‌كرد و براي همين اجازه داده بود صورتش حسابي گريم شود. اما پس از اين تجربه، درباره پذيرش گريم‌هاي متفاوت كمي نرم‌تر شده است.

او در «بيست» (1387) زير يك گريم سنگين رفت و مزدش را هم گرفت.

كرامتي براي بازي در اين فيلم سيمرغ بهترين بازيگر زن را از جشنواره گرفت.

جام جم

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:01 AM

تصاویر/ نمایشگاه تبدیل زنان به مترسک

نمایشگاهی طی روزهای اخیر در لندن برگزار شده که صاحبان آن برای جلب نظر مردم، موهای زنان را به شکل های عجیبی در آورده اند. این موضوع با مخالفت گروههای حامی حقوق زنان مواجه شده و آنها اعلام کرده اند این نمایشگاه هدفی جز تبدیل زنان به مترسک و کالای تبلیغاتی ندارد.













نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:28 AM

October 15, 2012

عكس/ نيكي كريمي در جشنواره ابوظبي

نيكي كريمي در جشنواره ابوظبي

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:02 AM

مرسی تجدید فراش می کند / عروس، مشهورترین و زیباترین دختر مسیحی است! + تصاویر

مرسی تجدید فراش می کند / عروس، مشهورترین و زیباترین دختر مسیحی است! + تصاویر

روزنامه «الدیار» لبنان مدعی شد که کاخ ریاست جمهوری مصر در تدارک برای برگزاری مراسم ازدواج مشهورترین دختر مسیحی مصری با «محمد مرسی» رئیس جمهور این کشور است.

 الدیار به نقل از منابعی در کاخ ریاست جمهوری مصر نوشت که اقدامات لازم برای ازدواج «هیفاء مرعی» مشهورترین و زیباترین دختر مسیحی با مرسی در حال انجام است و از سه ماه پیش گفت‌وگوهای بین دو طرف در مورد این ازدواج در جریان است.

بر اساس این گزارش مشکل اصلی ازدواج مرعی با مرسی مسیحی بودن وی است اما مرعی پذیرفته است که برای ازدواج با مرسی به دین مبین اسلام مشرف شود.

به گزارش فارس الدیار در ادامه نوشت: مرعی که 9 سال در سفارتخانه‌های خارجی در مصر فعالیت کرده است با مرسی و سیاست‌های وی تفاهم فکری دارد.

بنابراین گزارش جشن عروسی مرسی با مرعی قرار است با حضور روسای چندین کشور برگزار شود.

انتشار این خبر در حالی است که هنوز هیچ منبع رسمی و رسانه‌ای مصر این خبر را تائید و یا تکذیب نکرده‌اند.

نجلا محمود، همسر کنونی مرسی

 

هیفاء مرعی، بانویی مسیحی که گفته می شود مرسی به دنبال ازدواج با اوست

 

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:05 AM

October 14, 2012

فرهاد مجیدی بازیگر می‌شود؟

کاپیتان سابق و خبرساز این روزهای تیم استقلال که به تازگی کفش ها را آویخته و از دنیای بازیگری در فوتبال خداحافظی کرده، به زودی در عرصه سینما خبرساز خواهد شد.

به گزارش کافه سینما به نقل از جام ورزشي؛ فرهاد مجیدی که از دوستان نزدیک پوریا پورسرخ سوپراستار سینمای ایران می باشد، به جرگه بازیگران سینما خواهد پیوست.

بنا بر همین گزارش، کاپیتان سابق آبی پوشان بعد از مواجه شدن با پیشنهادي مبني بر بازي در يك فيلم سينمايي، چندان هم اظهار بی میلی نکرد و به این ترتیب احتمال اینکه به زودی فرهاد مجیدی را جزو فعالان در عرصه بازیگری ببینیم چندان کم نیست.

 

پیش از این هم بوده اند فوتبالیست هائی که به عرصه بازیگری ورود کرده بودند که از جمله آن ها می توان به نفراتی مثل نیما نکیسا و علی انصاریان اشاره کرد.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 07:19 PM

عکس : نگار جواهریان به همراه خواهر و برادرش

نگار جواهریان به همراه خواهر و برادرش

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 07:03 PM

October 13, 2012

تولد 70 سالگی آمیتا باچان به اتفاق خانواده + تصاویر

«آمیتاباچان»، بازیگر سرشناس هند روز یازدهم اکتبر 1942 در الله‌ آباد هند متولد شد و از سال 1969 با فیلم سیاه و سفید «هفت هندی» پا به سینما گذاشت و از آن پس همواره از مطرح‌ ترین چهره‌ های سینمای هند بوده‌ که تاکنون 12بار جایزه‌ی اصلی سینمای هندی را از آن خود کرده‌ است.پدر او «هاروانش رای باچان» یکی از شاعران معروف هند و مادرش «تجی باچان» بود.آمیتا علاقه فراوانی به بازیگری داشت، اما به دلیل قد بلندی که داشت مورد توجه کارگردانان قرار نمی‌گرفت.

 ایسنا نوشت: هنگامی که از دانشگاه فارغ‌ التحصیل شد، تلاش زیادی کرد تا بالاخره «کی عباس» حاضر شد نقشی در فیلمش به او بدهد و به این ترتیب آمیتا در اولین فیلم خود با نام «هفت هندی» حضور یافت، اما این فیلم نتوانست موفقیت چندانی به دست بیاورد. سرانجام با اکران فیلم «آناند» در سال 1972 بازی آمیتا مورد توجه قرار گرفت و او جایزه نقش مکمل مرد را دریافت کرد. از آن به بعد آمیتا مورد توجه قرار گرفت و با ایفای نقش های متعدد مختلف توانست به محبوبیت و شهرت فوق‌العاده‌ای دست پیدا کند و به این ترتیب لقب «پادشاه بالیوود» را از آن خود کند.
 

«آمیتا باچان» حتی در کشورهای دیگر نیز به شهرت فراوانی دست پیدا کرد و در همه جای دنیا او را به عنوان بازیگر افسانه‌ای هند می‌شناسند. وی که تاکنون به خاطر بازی‌های خوب خود در بالیوود جوایز بی‌شماری را دریافت کرده است، در کشورهای دیگر نیز افتخارات فراوانی بدست آورده است.در ژوئن 1999 بی‌بی‌سی پس از انجام یک نظرسنجی از باچان به عنوان «بزرگ‌ترین ستاره هزاره» یاد کرد. در این نظرسنجی باچان گوی سبقت را بازیگران صاحب نامی چون «مارلون براندو» و «چارلی چاپلین» ربود.

باچان در در ژوئن 2000 نخستین بازیگر آسیایی نام گرفت که مجسمه مومی‌اش در موزه مجسمه‌های مومی «مادام توسو» در لندن قرار گرفت.از دیگر افتخارات «آمیتا باچان» می توان به دریافت عنوان «قدرتمندترین هنرپیشه بالیوود» از سوی سایت «فوربس»، دریافت جایزه «ستاره‌ی قرن» از جشنواره فیلم اسکندریه، دریافت عنوان «بزرگ‌ترین ستاره سینمای دنیا» از تئاتر لینکلن در نیویورک طی ویژه برنامه‌ای با نام «یک شب با آمیتاب باچان» در سال 2005 اشاره کرد.


تولد 70 سالگی آمیتا باچان
تولد 70 سالگی آمیتا باچان
تولد 70 سالگی آمیتا باچان
تولد 70 سالگی آمیتا باچان  

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 08:01 PM

جزییات کلاهبرداری ۵۵ میلیون تومانی از اکبر عبدی

تماشا نوشت:

دو روز پیش خبری منتشر شد که حکایت از کلاهبرداری میلیونی از یک بازیگر مرد داشت. خبر این بود:«مردی که بدون اجازه شریک خود رستوران‌شان را در شمال غرب تهران به یک بازیگر سینما اجار داده و میلیون‌ها تومان از او کلاهبرداری کرده و متواری شده بود تحت تعقیب پلیس تهران قرار گرفت. وکیل این بازیگر سرشناس سینما و تلویزیون با حضور در شعبه چهارم بازپرسی دادسرای ناحیه دو تهران علیه این مرد به اتهام کلاهبرداری میلیونی شکایک کرد.»

اکبر عبدی بازیگر سینما و تلویزیون کسی است که مورد کلاهبرداری قرار گرفته است. او درباره این کلاهبرداری گفت:«من تصمیم گرفتم کافی شاپ تاسیس کنم. بعد از جست‌وجو بالاخره جایی را پیدا کردم که برای چنین کاری مناسب بود. این مکان را از طریق بنگاه مشاور املاکی در شهرک غرب پیدا کردم؛ این مغازه در خیابان سیمای ایران واقع در شهرک غرب بود.»

عبدی همچنین توضیح داده است:«وقتی با مالک این ملک وارد مذاکره شدیم این آقا به من گفت که بهتر است که آقای مشاور را بی‌خیال شویم تا نخواهیم پول بنگاه بدهیم حتی به من گفت خودش در کار مشاوره املاک بوده و کاغدهای مبایعه‌نامه و... را دارد ولی من گفتم که چنین کاری نمی‌کنم و باید این آقای مشاور املاک هم حق و حساب خودش را دریافت کند، او هم گفت که اگر شما می‌خواهید پول به او بدهید، من که نمی‌دهم.»

او ادامه داد: «قرار اولیه ما 55 میلیون رهن بود که بعد از پرداخت کامل این مبلغ قرار بود مبلغی هم به عنوان اجاره بهای ماهیانه پرداخت شود. از این 55 میلیون تومان 15 میلیون به صورت نقد پرداخت و رسید هم دریافت شد. برای بقیه این مبلغ هم دو چک 10 و 30 میلیونی ارایه شد؛ یک چک 60 میلیونی(متعلق به آقای جواد نوروزبیگی تهیه کننده مربوط به سریال بیدار باش بود) را به من برگرداند. بعد از این تماس ما، او دیگر تلفن من را جواب نداد جالب این‌که سر موعد مقرر دو چک 10 و 30 میلیونی را هم وصول کرده بود و از طرف دیگر چک آقای نوروزبیگی را هم در موعد چک برگشت زد.»

این مالک مدتی طولانی پاسخ عبدی را نمی‌دهد در حالی که نه برگه قرارداد و نه کلید مغازه را به او داده است.

حالا وکیل اکبر عبدی پیگیر شکایت این بازیگر است تا بتوانند پول او را زنده کنند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:53 PM

تخریب خانه عامری‌ها برای ساخت مجتمع تجاری / تصاویر

 

به گزارش خبرنگار مهر، عمارت و باغ تاریخی عامری ها در خیابان فردوسی شمالی شهر تهران از جمله خانه باغ های اواخر قاجار است که بر اساس نقشه عبدالغفار به سال 1309 هجری قمری، در انتهای حصار ناصری شهر تهران و نزدیک دروازه یوسف آباد قرار دارد که روزگاری در اراضی و باغ های "محله جناب طهران الدوله" قرار داشته و دارای درختان تنومند فراوانی بوده است.

در کنار عمارت و باغ عامری ها، دو اثر ثبتی خانه شاعر نامی "امیر هوشنگ ابتهاج" معروف به "ارغوان" و "ساختمان دفتر اولین کارخانه سیمان تهران" قرار دارد که در سال 87 و 84 به شماره های 23877 و 13391 در فهرست آثار ملی کشور و با قدمت های پهلوی دوم و اول به ثبت رسیده اند.

خانه عامری ها نیز در حریم درجه یک این دو اثر ثبتی قرار دارد. با این وجود می توان گفت قرار گیری این سه اثر در کنار هم یکی از عوامل هویت بخشی به محله فردوسی شده است.

این خانه متعلق به یکی از وزرا دربار در دوران نخست وزیری "حسن وثوق الدوله" دارای معماری تلفیقی از سبک های معماری ایرانی و اروپائی با ستون های بلند و کاشی کاری های لعابی است.

در کنار عمارت و باغ عامری ها خانه ها و مسافرخانه هایی از هویت قدیم خیابان فردوسی دوره پهلوی باقیمانده بود که مدتی است به بهانه ساخت مجمتع تجارت جهانی فردوسی و تبدیل این مجتمع به بورس طلا و جواهرات، تخریب شدند و بدون در نظر گرفتن به حریم دو بنا ثبتی و قرار گیری در مجموعه حفاظت شده این آثار، ساخت این مجتمع شروع  شده است. حتی در پی این اقدام، چندین بار بر اثر گودبرداری های غیراصولی، رانش زمین در خیابان فردوسی رخ داده است.         

البته به گفته کارشناسان سازمان میراث فرهنگی، کمیسیون ماده 5 تصویب کرده است که خیابان فردوسی بین میدان امام خمینی (ره) و میدان فردوسی به طرحی ویژه نیاز دارد و مشاور باید این طرح را تهیه کند تا پس از تصویب در این کمیسیون اجازه ساخت وساز در خیابان فردوسی داده شود. این در حالی است که برای تخریب و گودبرداری در کنار خانه عامری ها، این اقدامات انجام نشده و بر اساس گفته های محمد ابراهیم لاریجانی مدیرکل پیشین میراث فرهنگی استان تهران از این اداره کل هیچ مجوری برای ساخت وساز صادر نشده است.

حال با توجه به اینکه در طرح تفصیلی شهر تهران این محدوده به عنوان پهنه حفاظت شده و ساختمان های تاریخی با ارزش دیده شده و از سویی در حریم درجه یک خانه "ابتهاج" و "دفتر کارخانه سیمان" قرار دارد و هرگونه ساخت و ساز در کنار این اثر بر اساس قوانین مصوب میراث فرهنگی کشور و مصوبه سال 88 شورای شهر تهران ممنوع است، به تازگی مالک این مجتمع تجاری، عمارت تاریخی عامری ها که در سال 1383 جزو بناهای ارزشمند از سوی میراث فرهنگی استان تهران شناسایی شده را خریداری و شروع به تخریب آن کرده است.

تا کنون بخشی از ستون ها و شیروانی های این عمارت تخریب شده و باید دید آیا مسئولان میراث فرهنگی استان تهران و شهرداری منطقه 12 نسبت به این اقدام خلاف قانون برخورد خواهند کرد؟

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:26 PM

اشکان بنام عشق گل می زند!+عکس

گل: معمولا بازیکنان فوتبال نام خود یا فرزندانشان را روی استوک های خود حک می کرذند اما اشکان د‍ژاگه بازیکن دورگه تیم ملی روی استوک های نایکی خود کلمه شقایق را حک کرده که در نوع خود جالب به نظر می رسد. به نظر رفتار اشکان هنوز برای ما کمی تعجب آور است.

 

پس از خالکوبی های وی که با استین و یقه پوشانده شده است نام همسرش هم روی استوک هایش امری است که کمتر در میان بازیکنان ایرانی می بینیم. با این حال اشکان یکی از امیدهای کشورمان در بازی با کره است و امیدواریم پس از غیبت در دیدار با لبنان او بتواند گره از کار تیم ملی بگشاید.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:03 PM

بازیگر مطرح ایرانی در فیلم ترور «بن لادن»

خبرگزاری ایسنا: بر اساس یک ویدیوی منتشر شده، همایون ارشادی بازیگر مطرح ایرانی در فیلم پرحاشیه «30 دقیقه بامداد» کاترین بیگلو درباره ماجرای ترور اسامه بن‌لادن بازی کرده است.

اگرچه هیچ خبری از حضور بازیگر ایرانی در پروژه سینمایی کاترین بیگلو درباره ترور اسامه بن‌لادن منتشر نشده بود اما انتشار یکی از تریلرهای این فیلم نشان می‌دهد که همایون ارشادی بازیگر مطرح سینمای ایران در بخش‌هایی از این فیلم به ایفای نقش پرداخته است.

این در حالی است که سایت مرجع IMDB و سایت رسمی «30 دقیقه بامداد / Zero Dark Thirty» هم در بخش بازیگران این پروژه هیچ اشاره‌ای به نام همایون ارشادی نکرده و به همین دلیل به نظر می‌رسد نقش وی در این فیلم بسیار کوتاه است.

او در بخشی از این تریلر جمله «شما هیچوقت اون رو پیدا نمی‌کنید» را به زبان انگلیسی بیان می‌کند و در ادامه هم صدای او را در بخش کوتاهی از ویدیوی منتشر شده می‌توان شنید.

بازیگر مطرح ایرانی در فیلم ترور «بن لادن»


بر اساس اعلام سایت IMDB، همایون ارشادی پیش از این در فیلم «آگورا Agora» در نقش آسپاسیوس نیز بازی کرده بود.

گفتنی است تاکنون تنها دو تریلر از فیلم جدید بیگلو منتشر شده است. «30 دقیقه بامداد» قرار است در 12 دسامبر امسال (29 آذرماه) در سینماهای جهان روی پرده برود.

بر اساس اسناد منتشر شده در رسانه‌های خارجی، کاترین بیگلو کارگردان مطرح هالیوود برای ساخت «30 دقیقه بامداد» درباره دستگیری اسامه بن‌لادن مذاکرات مفصلی با مسئولان کاخ سفید داشته است.

طبق مدارکی که منتشر شده است، سازمان اطلاعات جاسوسی آمریکا (سیا) و وزارت دفاع این کشور این امکان را برای کاترین بیگلو فراهم کرده‌اند تا وی علاوه‌ بر دسترسی به اطلاعات طبقه‌بندی شده درباره‌ی دستگیری و مرگ «بن‌لادن»، با یکی از برنامه‌ریزان و فرماندهان تیم عملیاتی مسئول دستگیری رهبر القاعده نیز دیدار کنداما «کاترین بیگلو» با رد این شایعات اعلام کرد هیچگونه دسترسی به مدارک طبقه‌بندی شده درباره مرگ بن لادن ندارد.

«کاترین بیگلو»60 ساله کارگردان معروف هالیوود و همسر سابق «جیمز کامرون» است که از «قفسه درد» به عنوان موفق‌ترین و درخشان‌ترین فیلم کارنامه‌ او نام برده می‌شود که به شرایط حاکم بر سربازان آمریکایی در عراق جنگ‌زده پرداخته است.

«ملکه» که در جوایز اسکار موفق به دریافت شش جایزه ازجمله بهترین فیلم و کارگردانی شد نیز از جمله موفق‌ترین فیلم‌های بیگلو است.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:26 PM

شوک بزرگ در انتظار عاشقان فرزاد فرزین

تماشا: برنامه هایی که فرزاد فرزین در این یکی دو سال اخیر در تهران روی صحنه برده، همیشه یک نکته واحد و مشترک را در خود داشته و آن هم سناریوهایی است که این خواننده برای کنسرت هایش می نویسد و آنها را روی صحنه اجرا می کند.


شوک بزرگ در انتظار عاشقان فرزاد فرزین


همین باعث شده برنامه های او در مقایسه با خیلی ها طرفداران بیشتر و پر و پا قرص تری داشته باشد. فرزاد قرار است باز هم در روزهای 4 و 5 آبان در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی روی صحنه حاضر شود و به دیدار دوستدارانش برود. با او درباره اجرای جدید و جزئیات کنسرت جدیدش گپ زدیم.

در روزهای اخیر صحبت ها و حرف و حدیث های متفاوتی درباره کیفیت اجراهای زنده در دو سالن میلاد نمایشگاه بین المللی و برج میلاد از سوی اهالی موسیقی شده.

عده ای اعتقاد دارندکه سالن برج میلاد سالن شیک تر و کنسرتی تری است و عده ای هم سالن میلاد نمایشگاه بین المللی را با توجه به استیج بزرگتر و ظرفیت بالاترش، بهتر و مستعدتر می دانند.

فرزاد فرزین که قرار است برنامه جدیدش را در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی برگزار کند، در این باره اعتقاد دارد: «سالن میلاد نمایشگاه بین المللی جدیدا تغییرات زیادی داشته و استیجش خیلی فرق کرده. برای کاری که ما قرار است در این برنامه انجام دهیم، قطعا این سالن، بسیار بهتر و مناسب تر است.»

شوک بزرگ در انتظار عاشقان فرزاد فرزین

غافلگیری

این خواننده در مورد سناریویی که برای این اجرا در نظر گرفته نیز گفت: «کاری که ما می خواهیم این بار اجرا کنیم، هیچ ربطی به سالن ندارد و کاملا مجزا و پرهیجان است. می خواهیم باز هم مثل همیشه همه حاضران در سالن شوکه شوند. هر چند در کیفیت اجرا هم فکرهای زیادی داریم و نوازنده های ارکستر سمفونیک هم به گروه ما اضافه شده اند و تغییرات زیادی را در موسیقی ارائه شده نیز داشته ایم. کارهایی هم که مربوط به کارگردانی هنری برنامه است را بسیار فکر شده تر و پرهیجان تر در نظر گرفته ایم تا مخاطبان این بار بیشتر از دفعات قبلی تحت تاثیر برنامه قرار بگیرند ونفس شان بند بیاید. نقطه اوج ماجرا هم opening کنسرت است که مطمئنا همه خشک شان خواهد زد و هاج و واج خواهند ماند.»


برج یا نمایشگاه؟

این هنرمند درباره تفاوت های بین سالن میلاد نمایشگاه و برج میلاد که این روزها از سوی اهالی موسیقی عنوان شده اعتقاد دارد: «فکر نمی کنم سالن برنامه تاثیر چندانی روی کلیت یا کیفیت یک کنسرت داشته باشد. بدون شک محتوای یک کنسرت و کارهایی که جز موسیقی روی سن انجام می شود، می تواند باعث شود ذائقه حاضران در سالن تغییر کند و آنها در طول برنامه خسته نشوند. راستش را بخواهید من با این صحبت ها زیاد موافق نیستم و هیچ فرقی بین این دو مکان برای اجرای برنامه نیست.»


تهیه کننده های جوان؟

بازار این روزهای موسیقی کشور شاهد حضور تهیه کننده های جوان و پرانگیزه ای است که باعث شده اند خواننده ها برای ادامه فعالیت شان گزینه های بیشتری داشته باشند و بتوانندبرای ادامه عمر هنری خود، بهترین گزینه ممکن را انتخاب کنند.

فرزین در انتهای صحبت هایش درباره تاثیرات حضور تهیه کننده های جوان در بازار موسیقی کشور گفت: «به نظر من این اتفاق کاملا مثبت ومنطقی است. وقتی کار بین همه تقسیم شود، هر کسی که بهترین سرویس را ارائه دهد، برنده است و می تواند نتیجه خوبی هم بگیرد. این ماجرا باعث می شود که بازار از استثمار عده ای خاص خارج شود و تنوع بیشتری در بین دوستان برقرار باشد. من این نکته را نکته ای مثبت می بینم و امیدوارم با ادامه این روند موسیقی کشور روزهای بهتری را در آینده تجربه کند.»


ملک مطیعی: دوست داشتم خودم در بین تماشاگران بودم!

در همه این سال هایی که فرزاد فرزین با شیوه و سبکی جدید روی صحنه حاضر شده و توانسته بنیانگذار سبکی جدید در کنسرت های داخلی باشد، یک نفر در پشت صحنه همه کارها و فعالیت های این هنرمند را مدیریت کرده و به قولی کارگردانی هنری برنامه های او را برعهده داشته است.

«کیوان ملک مطیعی» که نسل اندر نسل سابقه ای سینمایی را در خانواده اش دیده، همیشه نشان داده که در ایجاد برنامه های خاص و تک، یکه تاز بوده و با ایده های جذابش همیشه کاری کرده که برنامه های فرزاد فرزین، وجه تمایزی قابل توجه را با بقیه برنامه های زنده داشته باشد.

ملک مطیعی درباره سوژه ای که در برنامه ماه بعد فرزین پیش بینی کرده می گوید: «ما در همه این چند سال سعی کرده ایم که همه کنسرت های فرزاد را با کارگردانی و سناریوهای خاص پیش ببریم. همه فکر می کنند آن برنامه ای که فرزاد با بدل اش اجرا کرد، بهترین طرحی بود که می شد در ایران اجرا کرد ولی این بار برنامه ریزی ما جوری است که چند برابر آن برنامه، همه شوکه خواهند شد و در روز اجرا می بینید که حرف های من صرفا شعار و تبلیغاتی نبوده. خود من این روزها به این فکر می کنم که کاش خودم جای کسانی بودم که در سالن نشسته و قرار است این برنامه را تماشا کنند! به قدری ماجرا پرهیجان است که خودمان هم وسوسه می شویم که کاش در سالن بودیم و آن را از نزدیک می دیدیم، نه در پشت صحنه.»

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:25 PM

از سوپراستارهای بیکار چه خبر؟

از سوپراستارهای بیکار چه خبر؟

تماشا: اگرچه جوجه ها را آخر پاییز می شمارند اما نیمه اول سال هم، زمان بدی برای چرتکه انداختن نیست. مخصوصا اگر پای ستاره ها در میان باشد که خبردار شدن از حال و روزشان، ماهی یک بار هم حداقل برای طرفدارانشان کم است. در نیمه اول امسال، تعدادی از بازیگران شناخته شده و ستاره های محبوب، هیچ کار سینمایی نکردند و ترجیح دادند اوقاتشان را به کارهای دیگری بگذرانند.

ستاره هایی که از ابتدای سال، نه روی خوشی به پروژه های سینمایی نشان داده و نه سراغ کارهای تلویزیونی رفته اند و نه حتی در تئاتر سر و کله شان پیدا شده یا حتی اگر کاری داشته اند، هیچ انعکاس خبری نداشته است. به این فهرست نگاهی بیندازید:

1- بهرام رادان

تکلیف رادان روشن است، اگر سر کارهای سینمایی نباشد، تلویزیون و شبکه نمایش خانگی و ... محلی از اعراب برایش ندارد. او از ابتدای امسال و بعد از انتشار آلبوم «روی دیگر» کوله بارش را بست و راهی کانادا شد و با هیچ پروژه سینمایی همکاری نکرد.

رادان جزو بازیگرهایی است که از نوروز سال 91 تا انتهای شش ماه اول سال ترجیح داد، کمی استراحت کند یا شاید به پیشنهادهایش با دقت بیشتری فکر کند. به زودی فیلم «پل چوبی» از او در سینماها به نمایش درمی آید که محصول سال 90 است. درباره آلبوم دوم او هم صحبت زیاد است.


2- پرویز پرستویی

پرستویی پس از بازی در دو پروژه ای که به خاطرشان راهی شمال کشور شده بود، ترجیح داده فعلا هیچ کاری نکند. «خرس» و «من و زیبا» آخرین پروژه هایی بوده اند که او در آنها بازی کرده. آخرین فیلمی هم که از او اکران شده، «سیزده 59» سامان سالور بوده است. این بازیگر در فیلم سینمایی «چ»، پروژه در دست ساخت کارگردان وفادارش، حاتمی کیا هم نقشی ندارد.


3- لیلا حاتمی

کسی از سوپراستارها خبر ندارد؟!

خانم سیمین، اگرچه این روزها قراردادش با مهرجویی را بسته تا با فیلم «چه خوبه برگشتی» برای چندمین بار جلوی دوربین این کارگردان برود اما از ابتدای سال 90 تا انتهای شش ماه اول سال، کار سینمایی خاصی نداشته است. قرار بود بار دیگر او در فیلم سینمایی «سر به مهر» هادی مقدم دوست بازی کند. او فیلم «پله آخر» را در نوبت اکران دارد.


4- پارسا پیروزفر

کسی از سوپراستارها خبر ندارد؟!

پسر چشم روشن سینما و تلویزیون، هیچ وقت پرکار نبوده. او بعد از عید امسال تنها به یک جلسه روخوانی نمایشنامه «خرده جنایت های زن و شوهری» در مجموعه ایرانشهر بسنده کرد و پس از آن هم راهی آمریکا شد. پارسا تقریبا ساکن این کشور است و شاید به همین خاطر در این شش ماهه هیچ کاری را قبول نکرده است.


5- امین حیایی

کسی از سوپراستارها خبر ندارد؟!

چه کسی باور می کند مرد پر شر و شور سینمای ایران، بعد از عید کاری نداشته است؟ اگر یکی دو جلسه بازی او در سریال «ساخت ایران» را که به بعد از عید موکول شد، فاکتور بگیریم، امین حیایی بعد از عید هیچ کاری قبول نکرده است. از او فیلم های سینمایی «قلاده های طلا» و «قفس طلایی» این اواخر اکران شده و «فیتیله و ماه پیشونی» جواد هاشمی و «خودزنی» احمد کاوری را در نوبت اکران دارد.


6- امین تارخ

کسی از سوپراستارها خبر ندارد؟!

خیلی عجیب است که تارخ مدتی است بعد از عقد قرارداد، بی خیال پروژه ها می شود و انصرافش را اعلام می کند. او سریال «رویای گنجشک ها» به کارگردانی راما قویدل را رد کرد. سر پروژه «محمد (ص)» نرفت و حتی پروژه های سینمایی دیگر را هم به رغم بستن قرارداد بی خیال شد. او از نوروز امسال سر هیچ پروژه ای نرفته. البته به نظر می رسد این اتفاق، تصمیم شخصی او در این مورد است.


7- علی مصفا

کسی از سوپراستارها خبر ندارد؟!

درست است که او از ابتدای امسال تاکنون درگیر پروژه ای نبوده اما قرارداد او با اصغر فرهادی برای فیلم بعدی اش، به اندازه خیلی از پروژه ها می ارزد. مصفا این روزها فیلم «پله آخر» را در نوبت اکران دارد. فیلمی به کارگردانی و بازیگری خودش. هر چند شنیده می شود که در تک سکانسی در فیلم «برلین منفی هفت» هم یک بازی افتخاری کوتاه کرده است.


8- هنگامه قاضیانی

کسی از سوپراستارها خبر ندارد؟!

برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در جشنواره سی ام، از ابتدای امسال ترجیح داده پیشنهادهایش را رد کند و در پروژه ای حاضر نشود. فیلم «روزهای زندگی» او اکران شده. هر چند از او فیلم «میگرن» مانلی شاجی فرد در نوبت اکران است. او این روزها درگیر پروژه «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» به کارگردانی روح الله حجازی است که در آن با همتایش در «روزهای زندگی» همبازی است.


9- فرهاد اصلانی

کسی از سوپراستارها خبر ندارد؟!

شاید جالب باشد بدانید دیگر بازیگر سیمرغی جشنواره سی ام هم از ابتدای امسال کاری نکرده است. او که گویا این اواخر درگیر بیماری مادرش بوده است، در شش ماه اول سال، کار جدیدی را نپذیرفته است. از او «پل چوبی»، «خرس» در نوبت اکران است. او قرار بود در سریال «یلدا» ساخته میرباقری بازی کند که آن را هم منتفی کرد.


10- محمدرضا گلزار

کسی از سوپراستارها خبر ندارد؟!

کسی از آقای سوپراستار خبر ندارد؟! او تا اسفند سکانس هایش در سریال «ساخت ایران» را به پایان رساند و بعد از آن دیگر در هیچ پروژه ای حاضر نشد و به گذاشتن عکس هایی از خودش همراه با چهره های دیگر در صفحه شخصی اش در شبکه اجتماعی بسنده کرد. خیلی ها این بی کاری او را به ممنوع الفعالیت بودنش ربط می دهند.


دیگران

بازیگران دیگری هم هستند که این روزها خیلی سرشان شلوغ نیست. از عزت الله انتظامی و محمد علی کشاورز که به علت درگیری با بیماری در پروژه ای حاضر نشده اند که بگذریم، بازیگران دیگری را هم می توانیم به این فهرست اضافه کنیم. رویا نونهالی، گوهر خیراندیش، گلاب آدینه، فاطمه معتمد آریا، افسانه بایگان، شیلا خداداد و نسرین مقانلو از جمله این بازیگران سرشناس هستند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:20 PM

October 12, 2012

ازدواج همزمان یک زن با دو برادر ! /عکس

تاشی سانگمو، در سن ۱۷ سالگی همزمان با دو برادر ازدواج کرد.

این نوع ازدواج که در میان قبایل دور افتاده کشور نپال رایج است، از نظر ساکنان آن امری کاملا عادی است و حتی این کار خود را از چند جهت مفید می دانند.

ازدواج همزمان یک زن با دو برادر/عکس


تاشی سانگمو در مورد ازدواج همزمان با دو برادر می گوید: « زندگی به این شیوه بسیار آسان تر خواهد بود، چون به جای اینکه ثروت و دارایی خانواده به چند بخش تقسیم شود، همه در خانواده باقی می ماند و من نیز مسئول آن خواهم بود»

هنگامی که تاشی سانگمو با « مینگمار لاما » ۱۴ ساله ازدواج کرد، برادر شوهرش « باسانگ » ۱۱ سال سن داشت و چنین مقرر شد که بعد از ازدواج دختر با برادر بزرگ تر مراسم ازدواج او با برادر کوچکتر نیز برگزار شود .

« باسانگ » می گوید: « در این شیوه ازدواج، گذراندن زندگی برای همه ما آسان تر خواهد بود »

در این شیوه ازدواج معمولا دختر با پسر بزگتر خانواده ازدواج می کند و بعد از ان به برادر کوچک تر اجازه ازدواج با او داده می شود. اما بهای این کار برای برادر کوچکتر این خواهد بود که مسئولیت پخت و پز و بزرگ کردن فرزندان بر عهده اوست و زن آنها هم مسئول دخل و خرج خانواده است.

اول نیوز

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:44 AM

این خودرو چگونه اینجا پارک شده است؟! +عكس

"کیف" پایتخت اکراین یکی از شلوغترین شهر های دنیا است و پیدا کردن جای پارک در آن بسیار سخت. چندی پیش یک تویوتا یاریس که در ارتفاع 20 متری از زمین پارک شده بود نظر بسیاری را به خودش جلب کرد چرا که هیچکس نمی داند این خودرو چگونه وارد بالکن این خانه شده است.







نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:52 AM

این همان دریایی ست که در قرآن آمده! + عکس

در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توانید در سجیه دید، این شمالی ترین شهر دانمارکیهاست، جایی که دریای بالتیک و دریای شمال بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا بوجود می آید.



و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.

سورة مبارکه الرحمن

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲)
۱۹. دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.۲۰. اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.۲۱. پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟ ۲۲. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.

سوره مبارکه فرقان آیه ۵۳

« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.

افکار

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:51 AM

زنی با وسواس عجیب !! +عکس

 افراد بسیار زیادی مبتلا به بیماری وسواس اند و البته بسیاری از آن ها با مراجعه به روانپزشک مشکل خود را حل می کنند. گاهی نیز این وسواس از کنترل خارج می شود و دیگر از دست دکترها نیز کاری بر نمی آید.

"جولیا عبدا..." 40 ساله، اهل مالزی است و به یک وسواس بسیار شدید در مورد نظافت شخصی اش دچار است. این وسواس از سن 20 سالگی در او ایجاد شده و البته به مرور بسیار پیشرفت کرده و از کنترل خارج شده است.

این وسواس او به حدی رسیده است که تا 300 بار دست هایش را در یک 24ساعت می شویید و همچنین گاهی اوقات تا 5 ساعت به طور مداوم موهایش را شامپو می زند.



برای اولین بار این بیماری دو دهه پیش به سراغ او آمد چرا که او در یک آزمایشگاه مشغول به کار بود و گاهی مجبور بوده تا آزمایشاتی مانند ادرار یا خون های حاوی بیماری های خطرناک را جا به جا کند و این باعث شد تا وسواس بیشتری برای شستن دست هایش داشته باشد.

با پیشرفت این بیماری او شغلش را از دست می دهد پس از آن به درمان بیماری پرداخت تا اینکه بالاخره توانست بر آن علبه کند.

اما داستان وسواس او به اینجا ختم نمی شود در سال 2010 و در حالی که یک سال از ترک وسواسش گذشته بود بار دیگر این بیماری به سراغش آمد و این بار بسیار شدیدتر بود به طوری که او روزانه 21 قالب صابون مصرف می کرد. این روزها "جولیا عبدا..." بار دیگر تحت درمان قرار گرفته است تا بتواند بار دیگر این بیماری را کنترل کند.

باشگا خبرنگاران

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:40 AM

سعید حدادیان در کنار مهران غفوریان (عکس)

حاج سعید حدادیان (مداح اهل بیت) در کنار مهران غفوریان (بازیگر طنز)

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:25 AM

October 11, 2012

بیماری عجیب کوری چهره در این خانم! + عکس

شاید شما جزو کسانی باشید که در به یاد آوردن چهره‌ها مشکل داشته باشید، شاید از اینکه مثل دوستان و دیگر افراد خانواده حافظه قوی‌ای در این مورد ندارید، پیش خودتان ناراحت باشید، خودتان را سرزنش کنید یا احساس کنید که کم‌هوش هستید، اما این فقط شما نیستید که این مشکل را دارید، دو درصد از کل مردم، بیش و کم، همین مشکل شما را دارند. بیایید این خبر را با شرح زندگی کسی که به شدت این مشکل را دارد، شروع کنیم:



 ساندرا اوکانر با دختر 24 ساله‌اش -بِکی- زندگی می‌کند، با وچود اینکه او هر روز دخترش را می‌بینید، اما اگر از او بخواهید که ظاهر دخترش را توصیف کند، می‌بینید که او قادر به این کار نیست، ساندرا چشمانش را می‌بندد و به سختی تمرکز می‌کند، بلکه موفق به انجام این کار شود، اما نمی‌تواند!


ساندرا مبتلا به بیماری عجیب و کمتر شناخته‌شده‌ای به نام «کوری چهره» است، به این معنی که او نمی‌تواند چهره افرادی را که می‌شناسد، به خاطر بسپارد، حتی چهره نزدیک‌ترین آنها را.


او تقلا می‌کند که همسرش را در میان یک جمعیت شناسایی کند، یا وقتی به فرودگاه برای استقبال از پسرش می‌رود او را پیدا کند، اما نمی‌تواند. او حتی نمی‌تواند در یک عکس دست‌جمعی، خودش را پیدا کند. او زمانی را به یاد می‌آورد که هفت‌ساله بود و در کلاس درس عکسی با همکلاسی‌هایش گرفته بود، او نمی‌توانست خودش را در عکس پیدا کند. حتی وقتی بعضی از همکلاسی‌ها اذیتش می‌کردند، او نمی‌توانست آنها را به آموزگار معرفی کند.


ساندرا هر وقت که به آینه نگاه می‌کند، شگفت‌زده می‌شود، او زن میان سال معمولی‌ای را در آینه می‌بیند که به او زل زده است و به ناگاه متوجه می‌شود که این خود اوست. در همین حال اگر عکس افراد دیگری هم در آینه افتاده باشد، او نمی‌تواند شناسایی کند که کدام چهره متعلق به خود اوست.


آشنایی او با همسرش -دِرِک- مدیون حضور او در یک برنامه رادیویی بود، او در 18 سالگی در یک برنامه رادیویی شرکت کرد تا در مورد بیماری عجیب‌اش صحبت کند، همین جا بود که او با همسرش آشنا شد.


طبعا شاید این سؤال برایتان پیش بیاید که ساندرا چطور همسرش را در جمع شناسایی می‌کند. از روی ژاکت قرمزی که درک همیشه می‌پوشد!


البته سوء تفاهم‌ها بین این زن و شوهر هم کم نبوده‌اند، مثلا یک بار ساندرا شاکی شده بود که چرا درک در خیابان با یک زن جذاب صحبت می‌کند! اما در واقع مردی که با آن زن صحبت می‌کرد، درک نبود، بلکه مرد همسایه بود!


دختر ساندرا – بکی- همیشه لباس سبز می‌پوشد تا مادرش راحت‌تر بتواند شناسایی‌اش کند، پسر او هم به همه دوستانش گفته که مادرش، کوری چهره دارد، تا آنها وقتی با بی‌اعتنایی مادرش روبرو می‌شوند، دلخور نشوند.

 

یک میلیون نفر در برتانیا، مبتلا به درجاتی از کوری چهره هستند که اصطلاحا پروسپاگنوزیا prosopagnosia خوانده می‌شود. البته همه بیماران مبتلا به شکل شدید بیماری نیستند.


ساندرا در نتیجه این بیماری، هیچ دوستی ندارد، آخر چه کسی را می‌شود پیدا کرد که بعد از آشنایی از او برای پنچمین و ششمین بار نامش را بپرسید، همچنان مایل به حفظ دوستی باشد؟! او تا حالا فقط دو بار به جشن تولدها دعوت شده است و به خاطر مشکلی که دارد، از ارتباط چشمی با دیگران اجتناب می‌کند.


اما چه چیز باعث این بیماری می‌شود؟ مشکل مادرزادی یا عصبی‌ای ایجاد شده در دوکی‌شکل یا fusiform مغز باعث این بیماری می‌شود.


تصور می‌رود که دو درصد مردم، درجاتی از این بیماری را داشته باشند، این بیماری مردان و زنان را به یک میزان گرفتار می‌کند.


جالب است که کار ساندرا بچه‌داری است، او از 4 بچه مواظبت می‌کند، برای اینکه او آنها را شناسایی کند، او مجبور است که عکس‌هایی از آنها داشته باشد و مدام به آنها نگاه کند و با توجه به جزئیاتی مثل خال‌ها و علایم مادرزادی، رنگ و حالت مو یا نحوه گام برداشتن آنها، شنایی‌شان کند.

 

ساندرا تا 40 سالگی متوجه ماهیت مشکل خود نبود و نمی‌دانست که این مشکل از نظر پزشکی چطور توجیه می‌شود، در این زمان بود که او با یک جستجوی اینترنتی متوجه بیماری‌اش شد، اما خوشحالی او بابت پیدا کردن علت بیماری‌اش زیاد باقی نماند، چون به زودی فهمید که بیماری‌اش، درمان خاصی ندارد.
مثل بعضی دیگر از ناتوانی‌ها، این بیماری خاص هم باعث تقویت حواس دیگر در ساندرا شده است، در مورد تمرکز مدام او برای شناسایی افراد با استفاده از حرکات و حالات صورت و بدن، منجر به قوی شدن درک زبان بدن شده است.

 

یک مورد دیگر این بیمار سارا وینگمن 29 ساله است، او یک تحلیل‌گر اقتصادی باهوش با ضریب هوشی 150 است، او هم به دردسرهای این بیماری مواجه است، او نمی‌تواند شوهای تلویزیونی را تماشا کند، چون مدام چهره کاراکترها را با هم اشتباه می‌گیرد، او مجبور است در فیس‌بوک توضیح بدهد که به خاطر بیماری ممکن است گاهی بعضی از دوستان را ایگنور کند و آنها باید او را درک کنند و رنجیده نشوند. او وقتی که با نامزدش آشنا شد، فقط به هوش و خوش‌صحبتی او توجه کرد و اهمیتی به چهره و زیبایی‌اش نداد، چون می‌دانست که قیافه‌ها را خیلی زود فراموش می‌کند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:27 PM

کشف مرد بدون صورت + (تصاویر 16+)

به گزارش قدس آنلاین،«جسیکا استیلول» مادر آمریکایی در اعتراض به بی‌نظمی و کثیف کردن خانه توسط سه فرزندش، 6 روز اعتصاب نظافت کرد و شست‌وشو و رفت‌و روب را کنار گذاشت.

این مادر آمریکایی از وضعیت خانه در این مدت عکس‌برداری کرده و تصاویر را در وبلاگ خود قرار داده است البته جسیکا ننوشته آیا فرزندانش سر بره شده اند یا نه وآیا در تنظیف خانه از این پس به وی کمک می کنند یاخیر؟

این "اعتصاب که از آن به "اعتصاب نظافت"یاد شده در نوع خود حرکتی جالب به شمار می آید

کشف مرد بدون صورت + (تصاویر 16+)
کشف مرد بدون صورت + (تصاویر 16+) 

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:24 PM

لادن طباطبایی از کار ، ازدواج و دو فرزندش می گوید ! / عکس

لادن طباطبایی از کار و دو فرزندش می گوید !

مجله سیب سبز: شنیدن خبر خداحافظي از دنياي بازيگري اين روزها دیگر خیلی غیر عادی نیست. لادن طباطبايي هم یکی از آخرین نمونه هایش. بازيگر سريال‌هاي پليسي و اكشن و البته سریال به یاد ماندنی ولايت عشق. او البته می گوید از سينما و پشت دوربين دور نمي‌شود و امیدوار است که در قامت یک كارگردان دوباره به سینمای حرفه ای بازگردد.

اما لادن طباطبایی، مثل خیلی دیگر از زنان سینمای ایران، همه زندگی اش در هنر خلاصه نمی شود. او مادر 2 فرزند است، پسري 23 ساله و دختري 7ساله. می شود حدس زد که لادن، با خصوصیت های مردانه ای که خودش می گوید از کودکی با او بوده و در نقش‌هایش هم جلوه می کند، مادری جدي و مهربان است و با پسرش شاهين، بيشتر دوست و رفيق. یک دلیلش هم شايد فاصله سني كم اوست با پسرش. لادن طباطبایی حوالی 20 سالگی مادر شده.

لادن طباطبایی از کار و دو فرزندش می گوید

چرا لادن طباطبایی بازیگری را رها کرد؟

آیا این یک خداحافظی است؟

من از سینما و دنیای نمایش خداحافظی نكردم بخشی را كه به عنوان حرفه‌ای از آن دستمزد خوب می‌گرفتم، كنار گذاشتم یعنی دیگر جلوی دوربین نمی‌روم اما دلیل نمی‌شود تجربه 20 سال فعالیت در این حرفه را كنار بگذارم. من نیاز به زمانی دارم كه وارد مرحله بعدی شوم. در حال حاضر شرایط مهیا نیست اما در شرایطی كه سینما جوابگو باشد كارگردانی خواهم كرد. این در شرایطی است كه بودجه مناسب داشته باشم. قبلا هم فیلم كوتاهی با نام تارو پود با سرمایه شخصی‌ام ساختم و یك اكران خصوصی هم گذاشتم. خیلی از همكارها آن را دیدند و از همه نظر گرفتم. تمرکز تحقیقاتم مدت‌هاست روی كارگردانی است و چون 20 سال با حرفه‌ای‌ترین‌ها كار كردم، قاعدتا خیلی چیزها یاد گرفتم. لیسانس من بازیگری تئاتر است و 70 كار كوتاه و بلند و سریال انجام دادم. در واقع احساس می‌كنم به لحاظ ابزاری آمادگی كارگردانی دارم اما شرایط دیگری لازم است كه خیلی مهم‌تر از خود كارگردانی است.

مادر ما را چطور بزرگ کرد؟

مادرم سؤال‌های امتحان فردا را طرح می‌كرد و روی میز می‌گذاشت؛ من طرف آنها هم نمی‌رفتم. نگو كه حالا او از دور مواظب بود و من را امتحان می‌كرد. از آن زمان مادر به من خیلی اعتماد دارد و می‌گوید لادن از بچگی خیلی صداقت داشت و قابل اعتماد است.  مادرم دبیر خیلی محبوب و فعالی بود و با بچه‌ها خیلی جور بود. البته بیشتر از آنكه من از نظر احساسی با مادرم نزدیك باشم همكلاسی‌هایم با او نزدیك بودند. آن روزها نفهمیدم و اذیت نشدم. سال‌ها بعد، یعنی بعد از ازدواجم حس كردم خیلی لطمه خوردم. البته مادر برای من و خواهرم خیلی وقت می‌گذاشت اما فاصله را با ما حفظ می‌کرد.

بچگی ما بچگی امروزی ها...

الان بچه‌ها خیلی عجله دارند زود بزرگ شوند. زمانی كه بزرگ می‌شوید دیگر نمی‌توانید به كودكی برگردید و یك عمر باید آدم بزرگ باشید. پس عجله نكنید و از لحظه‌های ناب بچگی استفاده كنید. سریع وارد مسئولیت نشوید و از لحظه‌های كودكی و سپس جوانی لذت ببرید. البته خودمن خیلی این طور زندگی نکردم.

18ساله بودم كه دانشگاه قبول شدم. اما همه چیز به گونه‌ای پیش رفت كه من دانشگاه ثبت‌نام نكردم. در آن زمان دخترها یا باید درس می‌خواندند یا ازدواج می‌كردند. پس خانواده صلاح دانستند كه با پسرعمه‌ای ازدواج كنم که دانشجوی خارج از کشور بود. چون پدرم اجازه نمی‌داد من تنها برای ادامه تحصیل بیرون از ایران بروم.

تمام هدف و سعی و تلاش من این بود كه مثل پدر و مادرم زندگی كنم و الگوی من آنها بوند. چند ماه بعداز رفتن، با همسرم به ایران برگشتیم و از دانشگاه برایم نامه آمد كه می‌توانم ثبت‌نام كنم و در همان دوره باردار شده بودم. با این حال ادامه تحصیل دادم و وارد رشته تئاتر شدم.

چطور بازیگر شدم؟

در آن دوره از توی خیابان بازیگر پیدا نمی‌كردند. كارگردان‌ها به محیط دانشجویی می‌آمدند و چهره پیدا می‌كردند. آن موقع یك سینمای جوان بود و دانشگاه. كلاس بازیگری متداول نبود. اولین كارگاه خصوصی فیلمسازی درایران خیابان وزرا بود. این كلاس به نام آقای فریدون جیرانی تاسیس شد. البته من در 17سالگی این دوره را گذراندم و بعد از ازدواج هم كه تئاتر را آغاز كردم.

آن زمان مجله فیلم تازه چاپ می‌شد. من از شماره 2 آن را داشتم. دور و بر من همه مهندس و دكتر بودند و معلم و پرستار. كسی هنر را به عنوان حرفه اصلی انتخاب نكرده بود. با اینكه مادرم نقاشی رنگ روغن حرفه‌ای كار می‌كرد و پدرم حافظ‌شناس بود و عاشق موسیقی‌شناسی. مادرم طراحی لباس می‌كرد و من هم نقاشی و طراحی را از مادرم یاد گرفتم اما زمانی كه من كنكور هنر داشتم دوران سختی را گذراندم. مادرم معتقد بود یك زن باید به همه هنرها آراسته باشد. اما پدرم اصلا موافق نبود من وارد رشته تئاتر شوم.

دو، سه تا از آدم‌های معتبر فامیل آمدند و پدرم را راضی كردند كه اجازه دهند من در دانشگاه هنرهای زیبا ادامه تحصیل دهم و پدرم رضایت داد. او معتقد بود كه محیط بهتر و سالم‌تر شده و این آغاز راه من شد. البته همسرم با هنر مخالفتی نداشت و یك ترم گذشت. ترم دوم دانشگاه بودم که شاهین به دنیا آمد. در واقع ما با هم كودكی می‌كردیم. آن موقع بیشتر با پسرم همبازی بودم تا مادر. مادرم و همسرم برای پسرم خیلی زحمت كشیدند و من یادم می‌آید كه آن روزها با شاهین كاردستی درست می‌كردیم و كاغذ قیچی می‌كردیم و عروسك می‌ساختیم. ترم اول واحد تربیت حس را برداشتم كه استاد خدا بیامرز سمندریان استاد ما بودند و من سؤالی از ایشان پرسیدم، نگاهی به من كردند و گفتند:  هنر‌جوی بازیگری هستی؟ گفتم  هنوز نمی‌دانم. گفت بازیگری برای تو خیلی مناسب است و این سؤالی كه از من پرسیدی یك بازیگر بالذات می‌پرسد و در تو یك بازیگر پنهان است؛ به این فكر كن. من اصلا به این قضیه فكر نمی‌كردم. صحنه را دوست داشتم و گرایش اصلی من نمایش عروسكی بود. چون عاشق كارگاه بودم. اما بعد از یك سال گرایش خودم را تغییر دادم چون متوجه شدم در این رشته آدم‌های جدید را نمی‌پذیرند و كسی را راه نمی‌دهند و این حس را دوست نداشتم. البته در این سال كلی با شاهین عروسک می‌ساختیم و خلاقیت او هم به اینگونه رشد كرد. هر دوی ما دوباره با هم كودكی كردیم و تجربه کسب كردیم. خلاصه ترجیح دادم كه رشته تئاتر را ادامه دهم.

لادن طباطبایی از کار و دو فرزندش می گوید


چرا لادن طباطبایی بازیگری را رها کرد؟

می خواستم مشهور شوم؟ نه!

در مورد بازیگری باید بگویم عاشقانه این كار را دوست داشتم و از ابتدا این كار برایم راه بروز خلاقیت و راه استفاده از فیلترهای درونی‌ام بود. اما اصلا دنبال چهره شدن و پولدار شدن نبودم. من در خانواده‌ای بزرگ شدم كه بدون اینكه دلم بخواهد مركز توجه بودم. محیط ما كاملا پسرانه بود و من اصلا دخترانه رفتار نمی‌كردم و در فضایی بودم كه به جلب توجه فكر نمی‌كردم. بیشتر آتش می‌سوزاندم!  شیطنت‌های كودكی من به گردن بقیه می‌افتاد و متوجه شدم كه همیشه تقصیر گردن آنهایی می‌افتد كه به چشم می‌آیند؛ پس كاری می‌كردم كه به چشم  نیایم. لباس پوشیدنم ساده بود و بی‌اعتنا بودم به مد و پوشش. این حالت شاید تربیتی بود و خواهرم هم همینطور بود. مادرم دبیر فیزیك بود. دوم دبیرستان بودم كه مادرم از یك مدرسه دیگر به مدرسه ما منتقل شد. همان سال اول كه وارد مدرسه ما شد من شاگردش شدم و از این بابت بسیار ناراحت بودم. قبل از اول مهر خیلی جدی با مامان حرف زدم و گفتم اصلا دلم نمی‌خواهد دوستانم بدانند كه شما مادرم هستید. او خندید و جدی نگرفت، اما تا آخر سال فقط دوست بغل دستی‌ام می‌دانست كه خانم فیزیك ما مادرم است. دلم نمی‌خواست به واسطه مادرم از امكانات، نمره و... استفاده كنم.


داستان پیشرفت

تا آخرین سال تحصیل در همه گروه‌های دانشگاهی كار می‌كردم. اولین كاری كه روی صحنه حرفه‌ای رفتم پایان‌نامه دوستم فرشته سرابندی بود كه من در جشنواره فجر به عنوان بازیگر برگزیده جایزه گرفتم. فراموش نمی‌كنم كه ما دوتایی بازی كردیم و آن كار زبان خیلی سنگینی داشت. من جایزه بهترین بازی را از دست آقای انتظامی  گرفتم. 10 روز در تالار مولوی اجرا داشتیم و در كمال حیرت كار به چشم آمد و دیده شد. هنوز هم به این فكر نمی‌كردم كه بازیگر خوبی می‌شوم یك جورهایی گیج و گنگ بودم. اما از این مسیر لذت می‌بردم. به این ترتیب وارد حرفه بازیگری شدم. آن زمان آقای ایرج طهماسب اولین كار كودك را انجام داد. ایشان استاد ما بودند و برای كار ایشان نقشی را ایفا كردم و جلسه بعد استاد آمدند و به من دستمزد دادند. این اولین درآمد حرفه‌ای من بود. بعد «نیمه پنهان ماه» بود. اول آقای شاه‌محمدلو و بعد آقای جعفری كارگردان آن بودند و بعد از آن با آقای ژكان اولین سینمایی را كار كردم. با آن كارها شناخته شدم؛ در واقع من دنبال بازیگری نمی‌دویدم. پیش آمد. در آن فیلم خانم کریمی و آقای شكیبایی نقش مقابل من بودند.


با همه اینها، من یک مادرم...

من دو فرزند دارم با فاصله سنی 16 سال. اول شاهین به دنیا آمد و زمانی كه دوباره تصمیم گرفتم كه بچه‌دار شوم حدس می‌زدم كه دختردار شوم. زمانی كه سها به دنیا آمد همه فامیل به فاصله زمانی كوتاه پسردار شدند و سها تنها نوه دختری خانواده است. به همین دلیل خیلی برای همه عزیز شده. خلاصه آن زمان باورم نمی‌شد كه من هم دختردار شوم. سها هم دختری است با رفتارهای كاملا دخترانه و من اصلا بلد نبودم كه به جز گل سرزدن به سر دخترم باید چه كارهایی انجام دهم. سها خیلی خودكفا و مغرور است و اعتمادبه‌نفس و نگاه‌های عمیقی دارد. دختر من  7 سال سن دارد اما حرف نمی‌زند. IQ او بالای 120 است و باورنكردنی است كه به نرم‌افزار همه گوشی‌ها فورا تسلط پیدا می‌كند. لپ‌تاب و آیفون را سریع زیر و رو می‌كند اما حرف نمی‌زند و این باعث شد كه زندگی زناشویی من شدیدا تحت‌الشعاع قرار بگیرد.


داستان سها

سها صحبت نمی‌كند اما كارهایی انجام می‌دهد كه حیرت‌آور است. دكترهای متعددی كه ما از آنها مشاوره گرفتیم همه متفق‌القول به این نتیجه رسیدند كه سها دلش نمی‌خواهد حرف بزند. مقاومت و بی‌نیازی بسیار بالایی دارد. وقتی گرسنه می‌شود گاز را روشن می‌كند و كره و تخم‌مرغ را بیرون می‌آورد و تابه را روی گاز می‌گذارد. من در این حالت مچش را می‌گیرم. همه كارهای شخصی‌اش را خودش انجام می‌دهد.

سها نقطه كاملا مخالف پسرم است و احساساتش را بیرون نمی‌ریزد. حتی دلتنگی و ناراحتی‌اش متفاوت است. اگر محبوب‌ترین اسباب‌بازی‌اش را از دستش بگیرید بی‌تفاوت از كنار شما رد می‌شود و ساعتی بعد بی‌سر و صدا از زمانی كه حواس شما نباشد اسباب‌بازی‌اش را برمی‌دارد و جایی پنهان می‌كند كه هرگز نتوانید آن را پیدا كنید. آنقدر با برنامه‌ریزی رفتار می‌كند كه من را می‌ترساند. حرف نزدنش هم از زمانی تشدید شد كه احساس كرد توجه همه را جلب می‌كند پس بیشتر مقاومت كرد. فهمید كه مركز توجه است و با حرف نزدن می‌تواند آوانس بگیرد و این رفتار به عادت تبدیل شد. حالا دیگر ترك این عادت سخت است ولی امكان‌پذیر. من در كل در مورد بچه‌هایم و عزیزانم عادت دارم آنها را همان‌طور كه هستند  می‌پذیرم و ارتباط را به امید اینكه طرف مقابل تغییر می‌كند ادامه نمی‌دهم.


بازی پیشه با بازیگر فرق دارد

حالا کار به جایی رسیده كه بازیگری یك كالای قابل داد و ستد شده؛ حدود 2سال قبل سعی كردم این استحاله بازیگری از یك كار دلی و درونی و تبدیل به یك كالای قابل داد و ستد شدن را بپذیرم. سر دو،‌ سه تا كار رفتم و با اصرار آنها كار را پذیرفتم. دستمزد بالا گفتم و می‌پذیرفتند. در برنامه‌ای گفتم كه من بازی‌پیشه نیستم و مجری از من پرسید یعنی چه؟ گفتم من هرگز بازیگری را برای امرار معاش انجام نداده‌ام؛ سعی كردم كه بتوانم اما نتوانستم. سر یك تله‌فیلم رفتم كه از همان اول گفتم این نقش برای من مناسب نیست. اصرار كردند و اصرار كردند. دوستی به من گفت رقم بالا بگو كه قبول نكنند و تو هم راحت شوی. گفتم و باز هم قبول كردند. از روز اول سر صحنه حرص خوردم و كلافه شدم. دو، سه روز اول ناراحتی‌ام خیلی محسوس بود چون رفتارهای كارگردان تازه‌كار خیلی آزاردهنده بود. من اگر بازیگری را برای پول و شهرت وسیله می‌كردم الان جایگاه من اینجا نبود. خلاصه كه همیشه با دلم تصمیم گرفتم. این كارگردان اولین تله زندگی‌اش را می‌ساخت و خیلی خوشحال بود. سر پلان‌های اول ایراد كار را گفتم و جلوی همه گفت من جوری عمل می‌كنم كه خودم می‌خواهم. همان آدمی كه تا دو روز قبل التماس می‌كرد كه با ما قرارداد ببندید تا از تجربه شما استفاده كنیم این همه تغییر كرد. واقعا گفتم چشم ولی با دل چركین. یكی از دستیار كارگردان‌ها كه شاهد این اتفاقات بود از من پرسید چرا شما اینقدر ناراحتید؟ نكاتی را به من متذكر شد كه دیدم صحیح است و لی به مرور دیدم كه من نمی‌توانم فقط پول بگیرم و كار را انجام بدهم حتی اگر خطا باشد. تله 16 روزه،  29 روز طول كشید و زمان و وقت و انرژی و بودجه را هدر داد. حتی دوربین تصویربرداری اشتباه انتخاب شده بود. من تهیه‌كننده و مدیرتولید و دستیار كارگردان بودم اما نمی‌توانم چشمم را ببندم و صدایم درنیاید. هرقدر به من پول بدهند نمی‌توانم سكوت كنم. پول این كارها بركت هم ندارد. من خیلی به این معتقدم. در ولایت عشق بازی كردم و كمترین دستمزد دوران بازیگر‌ی‌ام را گرفتم اما این پول كم آنقدر بركت داشت كه باورنكردنی بود. سه تا كار با آقای اوجی انجام دادم؛ هم با اعصاب راحت، هم بی‌دغدغه و هم دستمزدم بركت داشت. كاری كه با دل انجام نشود ارزش ندارد. من صرفا نمی‌توانم به منافعم فكر كنم. بازیگری كار من نبود، عشق من بود. پس خداحافظی كردم.

این حرف آخر است...

خیلی وقت است كه انگیزه‌هایم را از دست دادم. فیلمنامه‌ها جذبم نمی‌كرد و ضعف كارها آزارم می‌داد. احساس می‌كنم كه باید با كارگردانی برگردم و دیگر دلم نمی‌خواهد جلوی دوربین باشم. فكرهایم را كردم...

عکس:kampek

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:50 PM

October 10, 2012

معرفی معروف‌ترین مثلث‌های عاشقانه تاریخ هالیوود +تصاویر

این روزها بحث در باب خیانت در سینمای ایران، و مثلث‌های عشقی بالا گرفته است. پس بی‌مناسبت نیست که به همین بهانه سری بزنیم به سینمای هالیوود و معروف‌ترین مثلث عشقی‌های تاریخ سینما، از میان آثار مشهور، تا فرصتی برای مقایسه میان این آثار و نمونه‌های داخلی‌اش فراهم شود:

در چند سال گذشته در فیلم هایی چون "بازیهای گرسنگی"، "گرگ و میش"، و "هری پاتر"، وجود یک مثلث عشقی، هندسه رومانتیک پیچیده ای را به وجود آورده است. و سبب شده تا مخاطبان برای دیدن ادامه فیلم به سینما باز گردند.

 

1. بازی های گرسنگی

گِیل (لیام هموورث)، بهترین دوست و عاشق کاتنیس (جنیفر لورنس) لسا؛ امّا هنگامی که کاتنیس وارد بازیهای گرسنگی می شود، او می فهمد که تنها راه برای زنده ماندن، ادای عاشقان را در آوردن می باشد. کاتنیس باید ادعا می کرد که عاشق پیتا (جاش هاچیرسون) است. لحظه ای او احساس می کند که نمی تواند عشق واقعی را از خیالی تمیز دهد، و پیچیدگی های عاشقانه از همین جا آغاز می گردد.

 

 

2. افسانه گرگ و میش

اووه، بِلا (کریستین استوارت)، تو عاشق خون آشام جذّاب ادوارد (رابرت پاتینسون) خواهی شد، یا گرگینه وفادار بدون لباس جاکوب (تیلور لاتنِر)؟ موضوع زمانی بدتر می شود، هنگامی که او با یکی از آنها است، دیگری مجنون می شود؟

 

3. هری پاتر

هرمیون (اما واتسون) نامزدی خود را با ران (رابرت گیرینت) به پایان می رساند، که بعدها می فهمد ران واقعا عاشق او بوده است. او پیش هری (دانیل رادکلیف) می رود، امّا بعد می فهمد که آنها فقط دوست هستند، نه چیزی بیشتر.

 

4. Camelot

مثلث عشقی این داستان، به قدیمی افسانه آرتور است. در این نسخه موزیکال، گونیویر (وانیسا ریدگیریو) خوشحال است که با پادشاه آرتور (ریچارد هاریس) است، تا آنکه سِر لانسیلوت (فرانکو نیرو) جوان را می بیند.

 

 

 

5. دختری با خالکوبی اژدها

این فیلم مثلث عاشقانه متعارف تری را به تصویر می کشد. مایکل (دانیل کریج) رابطه طولانی مدّتی با ناشر خود اریکا (رابین رایت) و هَکِری که عاشق خالکوبی است، لیسبیث (رونی مارا) دارد. هنگامی که لیسبیث، در پایان فیلم آنها را دست در دست یکدیگر می بینید، راه‌اش را می‌کشد و می‌رود.

 

6. مرد عنکبوتی

آیا معشوقه زیبای پیتر پارکر (توبی مگوایر)، ماری جِین (کریستین دانست) با خود او یعنی مرد عنکبوتی خواهد بود یا با رقیب ثروتمند او جیمز آزبورن (جیمز فرانکو)؟

 

7. کازابلانکا

اگر الیسا (اینگرید برگمن) واقعا ریک (همفری بوگارت) را دوست داشت، چرا او را در کازابلانکا تنها گذاشت و با شوهر خود، ویکتور (پائول هنیرید) رفت؟

 

8. دفتر یادداشت

رایان گاسلینگ، عاشقی است که چشمانش دختر ثروتمندی به نام راشِل مک آدامز را می گیرد. امّا رقیب او دلّال ثروتمندی به نام جیمز ماریسدین است.

9. دزدان دریایی کارائیب

در این فیلم کایرا نایتلی بین عشق دو نفر جک اسپارو با بازی جانی دپ و اورلاندو بلوم قرار می گیرد. این هم یک نمونه از عشق های دریایی!

 

10. ویکی کریستینا بارسلونا

وودی آلن داستان فیلمش را در روزهای آفتابی اسپانیا و در شهر بارسلونا با دو دختر زیبای آمریکایی به نام های ویکی (ربکا هال) و کریستینا (اسکارت جوهانسون) روایت می کند. مشکلات وقتی آغاز می شود که کریستینا و دوستش ویکی عاشق مرد هنرمند جوانی با بازی خاویر باردم می شوند و حتی سر و کله همسر سابق و حسودش پنه لوپه کروز نیز پیدا می شود.

 

 

 

11. بر باد رفته

چرا اسکارلت (ویوین لی) نمی تواند عاشق ریس (کلارک گابل) باشد؟ در حالیکه که او بسیار جذّاب تر از اَشلی (لیسلی هووارد) می باشد؟ او نمی تواند- و این سبب می شود تا مثلثی عشقی پدید آید.

 

 

12. غرور و تعصب

الیزابت بِنِت (کایرا نایتلی در نسخه سال 2005)، نسبت به شخصیت محکمی که پشت آقای دارسی (ماتیو مکفایدین) مغرور وجود دارد، حسادت می کند. و دنبال شخصیت مفتون کننده آقای ویکهام (رابرت فریند) می افتد. خوشبختانه، قبل از آنکه پرده نهایی بیافتد، او آگاه می شود.سیمرغ

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:53 PM

October 09, 2012

عکس نوجوانی حامد بهداد

- حامد بهداد بازیگر سینمای ایران سال 1352 در نیشابور به دنیا آمده است. به گزارش خبرآنلاین، حامد بهداد با فیلم «آخر بازی» ساخته همایون اسعدیان، به سینمای ایران معرفی شد و به خاطر بازی در همین فیلم نامزد دریافت سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر شد.

 

«بوتیک»، «کافه ستاره»، «دایره زنگی»، «باغ فردوس، پنج بعد از ظهر»، «هفت دقیقه تا پاییز»، «سعادت آباد» و «نارنجی پوش» از جمله فیلم‌های این بازیگر سینمای ایران است.

 

بهداد سال 1389 به خاطر بازی در فیلم «جرم» ساخته مسعود کیمیایی توانست سیمرغ بلورین نقش مکمل جشنواره فجر را به دست آورد.

 

ناصر تقوایی هم بهداد را برای ایفای نقش اصلی فیلم «چای تلخ» انتخاب کرد ، اما این فیلم ناتمام ماند.

 

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 09:02 PM

عکسی از ابوالفضل پورعرب در کنار فرزندش پوریا

عکسی از ابوالفضل پورعرب در کنار فرزندش پوریا

تماشا: پوریا پورعرب که از رفتار احمد میرعلایی و خبرگزاری ایسنا به شدت ناراحت است این مساله را بیان کرده که از ایسنا شکایت خواهد کرد. انتشار خبر کذب درگذشت ابوالفضل پورعرب سبب ساز آن شد که فرزند پسر این بازیگر قدیمی سینمای ایران در کانون توجهات رسانه ها قرار گیرد. ابوالفضل پورعرب و پسرش پوریا پور عرب در شرایطی که مدتهاست پورعرب پاسخگوی پرسشهای رسانه ها نیست فرزندش پوریا دیروز روز پرحاشیه ای را پشت سر گذاشت. وی ابتدا خبر درگذشت پدرش را تکذیب کرده و بعد هم به صراحت اعلام کرد که هم از احمد میرعلایی مدیر بنیاد فارابی ناراحت است و هم از خبرگزاری ایسنا؛ پوریا پورعرب در گفتگو با «تماشا» این مساله را هم عنوان کرد که از خبرگزاری ایسنا شکایت خواهد کرد.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:54 PM

October 08, 2012

مائده طهماسبی و همسرش فرهاد ائیش / عکس

مائده طهماسبی و همسرش فرهاد ائیش

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 07:16 PM

عکس یادگاری پیمان معادی، مهناز افشار و صابر ابر+عکس

«برف روی کاج‌ها» با بازی مهناز افشار، ویشکا آسایش، صابر ابر، حسین پاکدل، حسن معجونی، آناهیتا افشار، الهام کردا و شیرین یزدان‌بخش از فیلم‌های تحریم شده از سوی حوزه هنری است که ظاهراً همان طور که از قبل اعلام شده بود از آبان ماه در گروه سینمایی عصرجدید اکران خواهد شد.

شبکه ایران

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 07:12 PM

گزارش تصويري / ابوالفضل پور عرب از ديروز تا امروز

بازيگر"مردي از جنس بلور" كه اين روزها محفل خبرگزاري ها شده، هنوز استوار در صحنه زندگي حضور دارد.









































































نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 06:24 PM

دعوای ماریا کری و نیکی میناژ در صحنه فیلمبرداری امریکن آیدل!

نیکی میناژ و ماریا کری که داوران فصل جدید امریکن ایدل هستند روز سه شنبه در صحنه فیلمبرداری با هم دعوا کردند و بنا به گزارشات رسیده این درگیری آنقدر شدید بود که باعث شد تهیه کنندگان این برنامه فیلمبرداری را متوقف کنند.
این دو خواننده مشهور که داوران جدید این برنامه استعداد یابی هستند ظاهرا" در کارولینای شمالی در حال تست گرفتن از شرکت کنندگان این منطقه بودند که اختلاف نظر آنها در مورد یکی از شرکت کنندگان باعث می شود آنها با هم درگیر شوند و دعوا کنند.
دعوای ماریا کری و نیکی میناژ در صحنه فیلمبرداری امریکن آیدل!


در ویدئوی کوتاهی که توسط وب سایت تی ام زد گرفته شده است نیکی میناژ عصبانی و خشمگین درحال داد زدن و فحش دادن به ماریا کری است و با اشاره به تهیه کنندگان این برنامه می گوید: "من به آنها گفتم که نمی توانم با این خانم کنار بیایم."
در این ویدئو، کری هم در حال جواب دادن به نیکی میناژ و مشاجره کردن با اوست در حالیکه کیت اربن که بین این دو نشسته است و سعی می کند اوضاع را آرام کند.

بنا به این گزارش، در گیری این دو نفر آنقدر شدید بود که مسئولان برنامه تصمیم گرفتند و فیلمبرداری را متوقف کنند و تست گرفتن از سایر شرکت کنندگان را به روز دیگری موکول کنند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:13 AM

خواهر مایکل جکسون, مسلمان و با حجاب شده است!! + عکس

جانت جکسون خواهر مایکل جکسون این روزها سوژه بسیاری از مجلات شده است. او مدتی است که با یک مرد ثروتمند عرب با نام وسام المانع که اصلیتی قطری دارد در تماس است و چند روز پیش بود که در مجلسی با حجاب اسلامی ظاهر شد و باعث تعجب همگان شد.

 


http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/5098_2.jpg
جنت جکسون و نامزد او

مجلات و روزنامه ها معتقدند که وی مسلمان شده اما نمی خواهد این موضوع رسانه ای شود!

سیمرغ

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:06 AM

دختر علی دايي، صاحبِ شركت شده ! / تصاویر

وقتي علي دايي در مراسم افتتاح شرکت خدمات بیمه نورا تدبیر ايرانیان شركت كند، طبيعتا يكي از همراهان اصلي او «نورا دايي» خواهد بود

دختر علی دايي، صاحبِ شركت شده !

دختر علی دايي، صاحبِ شركت شده !

سایت گل

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:59 AM

October 07, 2012

عکس: آنا نعمتی در کنسرت وصل یار

کنسرت گروه وصل یار با خوانندگی مصطفی محمودی و سرپرستی ابراهیم اثباتی در تالار وحدت برگزار شد.





 

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 08:36 PM

سرقت بزرگ از بازیگر معروف ! / عکس

به گزارش خبرگزاری رویترز، بنا به گفته پلیس نیویورک در حدود ده قطعه جواهر به ارزش تقریبی 127000 دلار از خانه این بازیگر در آپارتمان خود در منهتن به سرقت رفته بود و وی از آن زمان پلیس را در جریان نگذاشته بود و حال بعد از گذشت ماهها تازه این سرقت را رسانه ای کرده است.

سرقت بزرگ از بازیگر معروف ! / عکس


پلیس اظهار داشت که احتمال اینکه سرقت را 17 الی 25 کارگر ساختمانی که در 6 ژوئن تا 28 آگست مشغول نوسازی خانه روستائی او بودند ،زیاد است.

این جواهرات متشکل از ده قطعه بوده که هفت قطعه از آن الماس بوده و بقیه زمرد بوده است و دارای ارزش بالائی بوده است.

جولیانی مور که نامزد دریافت اسکار بوده ،برای ساخت فیلم به آمریکای شمالی و شهر تورنتو رفته بوده که بعد از برگشت به خانه متوجه سرقت شده و از آنجا که ثروت فراوانی داشته بنا به گفته خود بخاطر ترس از رسانه ای شدن و از سوی دیگر نداشتن ارزش زیاد برای او ،این سرقت را به پلیس گزارش نداده است.

جولیان مور متولد 3 دسامبر 1960 فایتویل، نورث کارولینا آمریکا می باشد. در سال 1986 با جان گولد رابین ازدواج کرد و در سال 1995 طلاق گرفت. سپس در سال 2003 با برت فرونلیچ ازدواج کرد که این ازدواج تا به امروز ادامه داشته است.

او در فیلم های بسیاری به ایفای نقش پرداخت. فیلم های همچون «هانیبال»، «فرزندان آدم» و «کوری» که مورد توجه منتقدین نیز قرار گرفته اند

جولیان مور در فیلم های «آخر عشق بازی»، «یک همسر ایده آل» و «شبهای بوگی» نامزد جایزه گلدن گلوب و در فیلم های «دور از بهشت»، «ساعتها» و «آخر عشق بازی» نامزد دریافت جازه اسکار بوده و تاکنون موفق به دریافت این دو جایزه معتبر نشده است.

قدس آنلاین

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:36 PM

نیما فلاح و سحر ولدبیگی زن و شوهر بازیگر در مسابقه رالی / عکس

نیما فلاح و سحر ولدبیگی زن و شوهر بازیگر

خبرآنلاین

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:35 AM

عکس/ صحت و فرزاد حسنی در مهد کودک !

در «عملیات مهد کودک» علیرضا خمسه، اکبر عبدی، حسام نواب صفوی، سروش صحت، مریم سعادت، فرزاد حسنی، بهنوش بختیاری، لیلا بلوکات، نرگس محمدی و امیر حسین رستمی نقش آفرینی می‌کنند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:12 AM

یادبود سالگرد مرگ استیو جابز، با شیوه ای خاص !+ عکس

شرکت اپل، خاطره ی تلخ مرگ بنیانگذار خود را، در سالگرد او، زنده کرد.

به گزارش خبرنگار قدس آنلاین، یک سال از مرگ تلخ استیو جابز، بنیانگذار شرکت اپل گذشت و کمپانی اپل در سالگرد او، صفحه اصلی سایت را به نامه ای برای یاد و خاطره استیو جابز، که توسط مدیر عامل کنونی کمپانی یعنی تیم کوک نوشته شده، اختصاص داد و ویدیویی برای ادای احترام به وی گذاشت.
این ویدیوی یک دقیقه و 45 ثانیه ای، شامل تصاویری سیاه و سفید از استیو جابز می باشد. همچنین در این ویدیو، صدای استیو جابز در مارس 2011 و مراسم رونمایی از آی پد 2 شنیده می شود، که می گفت: « در ذات اپل، تکنولوژی به تنهایی کافی نیست، فناوری اپل با هنرهای لیبرال و انسان دوستی درآمیخته و این باعث می شود که نیرویی قلب ما را به سمت این دستگاه های ساخته شده ی پس از کامپیوتر، فرا بخواند.»
این ویدیو، چندین اختراع استیو جابز مانند؛ آی مک، آی پاد و آی فون را در مفاهیم خود برجسته کرده است.
استیو جابز در 5 اکتبر 2011 و پس از دست و پنجه نرم کردن با سرطان لوزوالمعده برای مدت طولانی و یک روز قبل از رونمایی از آیفون 4s، در 56 سالگی درگذشت.
شهردار شهری که استیو جابز در آن زندگی می کرد نیز، برای سالگرد او، پرچمی سفارش داده است تا در منزل او برافراشته و یادش گرامی داشته شود.
 

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:12 AM

تقدیر احمدی‌نژاد از امیرمحمد (عکس)

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:00 AM

حمایت خواننده معروف از علی کریمی/عکس

حمایت خواننده معروف از علی کریمی/عکس

جام نیوز

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:16 AM

مراسم خاكسپاری مادر قلعه نويی با حضور اهالی فوتبال/ تصاوير

جام نیوز: علی فتح الله زاده مدیرعامل استقلال، داریوش مصطفوی، علیرضا منصوریان، سردار آجرلو معاون تربیت بندی سپاه، میرشاد ماجدی، امید طیری مربی سابق استقلال، سیاوش اکبرپور، امیرحسن صادقی، منصور پورحیدری، شاهرخ بیانی، اصغر و محسن حاجیلو، علی نظری جویباری، وحید طالب‌لو، علی امیری، عبدالحمید رمضانی مدیرعامل باشگاه پاس همدان، بیژن کوشکی، امیدرضا روانخواه، حنیف عمران‌زاده، حمید بابازاده، ستار همدانی، رضا رجبی و تعدادی از بازیگران سینما و تلویزیون در این مراسم حضور داشتند. امیر قلعه نویی با وجود عمل جراحی که دو روز قبل داشته، باید استراحت مطلق میکرده اما با عصا و کمک همراهان در مراسم خاکسپاری مادرش شرکت کرد. به دلیل فشاری که روی پایش در این روز ایجاد شد مجددا پای عمل شده اش کمی به مشکل برخورد کرده و باید مجدد مورد معاینه قرار بگیرد.







نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:11 AM

نیکول کیدمن از جدایی از تام کروز و بارداری اش می گوید!

نیکول کیدمن بالاخره سکوت خود را درباره جدایی دردناکش از تام کروز شکست و شایعاتی را که پیرامون برقراری ارتباط او با کتی هولمز پس از جدایی اخیر وجود داشت تکذیب کرد.

«من هیچوقت با او صحبت نکردم.» کیدمن در مصاحبه با یک روزنامه استرالیایی گفت و در ادامه افزود:« آرزو می کنم که همه شان خوب و خوش باشند اما من درگیر ماجرای آنها نبودم.»

به گزارش کافه سینما به نقل از زپ، کیدمن که طی سالهای 1990 تا 2001 همسر تام کروز بود، دوران بعد از دنبال جدایی از کروز را «تنهاترین و تنهاترین زندگی ممکن» توصیف کرد.

« زمانی که ازدواجم با تام به سرانجامی نرسید، واقعا مجبور بودم نقبی به درون بزنم و راه خود را از میان افسردگی پیدا کنم. اینک هم به هیچ عنوان پشیمان نیستم. تمام آن فرآیند بخشی از بزرگ شدن من بود.»

«دهه شگفت انگیزی بود.» کیدمن در توصیف ازدواج نخستش گفت. «برای تمام کسانی که بخشی از زندگی من بوده اند خوبی و خوشی را آرزو می کنم؛ چون برای من بسیار مهم است که در جایگاه بخشش و محبت قرار داشته باشم.»

«ازدواج من به سرعت رخ داد و در آن زمان واقعا جوان بودم. اما پشیمان نیستم چون بلا و کانر[فرزندخوانده هایش از ازدواج با کروز] را برایم به ارمغان آورد و برای مدت زمانی طولانی ازدواجی رویایی داشتم.»

کیدمن چهل و پنج ساله در سال 2006 با کیت اوربن، خواننده کانتری، ازدواج کرد. ازدواجی تاکنون موفقیت آمیز برای این زوج استرالیایی که دو دختر به نامهای ساندی و فیت ثمره آن است.

« در حیرتم که بیشتر عمر خود را در مقام یک مادر بوده ام. برایم خیلی عجیب است اما به خاطر فرزندانم احساس نمی کنم که چهل و پنج سال دارم.»

کیدمن که از داشتن فرزندی از بطن خود نومید شده بود، حاملگی غافلگیر کننده اش با ساندی را «معجزه زندگی خود» خواند. [کانر و بلا که اشاره شد و فیت هم با رحم اجاره ای به دنیا آمد.]

«همه اش تلاش می کردم و شکست می خوردم.» کیدمن در توصیف تلاش برای بارداری گفت و ادامه داد:«هر زنی که درگیر این بالا و پایین ها بوده در جریان افسردگی ناشی از آن هم هست. برای همین وقتی که فهمیدم ساندی را حامله هستم از فرط خوشحالی فریاد برآوردم «چی؟». احتمال آن بسیار پایین بود.»

«تمام بچه هایم نقاط پر رنگ زندگی من هستند. آنها بزرگترین لذتهای من در زندگی هستند.»

نیکول کیدمن که پیش از این برای فیلم «ساعتها» برنده جایزه اسکار شده، اخیرا در نقش گریس کلی، پرنسس موناکو، ایفای نقش کرده است.

کافه سینما

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:58 AM

هدیه تهرانی: دیگر برای سینمای ایران کاری انجام نخواهم داد!

هدیه تهرانی در صفحه‌ شخصی‌اش دریکی از شبکه‌های اجتماعی از شرایط ایجاد شده در بازیگری گله کرده است. تهرانی که یکی از اعضای تیم بازیگری مجموعه قلب یخی است، در حال حاضر فیلم «پل چوبی» را آماده اکران دارد که قرار بود اکران دوم عید فطر باشد.

او که به دلیل صدور چک بلامحل بابت حق‌الوکاله و هزینه دادرسی و پرداخت خسارت تاخیر و تادیه برای نمایشگاه عکس «آبان‌گان» به پرداخت مبلغ 463256270 ریال محکوم شده است گفت: با این وضعیتی که نسبت به وجود آمده دیگر برای سینمای ایران کاری انجام نخواهم داد چون تلاش، بی‌حاصله و واقعا خسته شدم از این همه حذف و این همه سختی که بازیگران تحمل می‌کنند. تئاتر کار می‌کنیم، اجازه اجرا نداریم. فیلم بازی می‌کنیم اکران نمی‌شود. گالری عکس می‌گذاریم تا 10 سال بعد باید جواب پس بدهی. یقین داریم «قلب یخی» هم ... دیگر نمی‌دانم چی بگویم. متاسفم شدید.

هفت صبح

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:50 AM

...و حالا یک گفتگو با ابوالفضل پورعرب که انتشار تصاویرش در هفته اخیر خبرساز شد

...و حالا یک گفتگو با ابوالفضل پورعرب که انتشار تصاویرش در هفته اخیر خبرساز شد

هفته گذشته انتشار تصاویری از او با شکل و شمایل تازه در رسانه‌‌ها، خبرساز شده بود. "در واقع سینما هیچ ارزشی ندارد که ستاره ای داشته باشد. جایی که به راحتی خیلی ها پول می دهند و در آن بازی می کنند یا آن شخصی که بدون گذراندن دوره بازیگری و تحصیل در این رشته بازی می کند..."

با ابولفضل پورعرب در بجنورد صحبت کردیم. زمانی که محسن توکلی بعد از سال‌ها تحمل بیماری و سختی‌های زیادی که سوپر استار سینمای ایران در دهه هفتاد با آنها دست و پنجه نرم کرده بود برای تله فیلم جاودانگی از او دعوت به عمل آورد.

حاصل این گفت و گو که بیشتر درد و دل و گلایه های او از دنیای سینما بود در تیر ماه امسال انجام شد. چهره شکسته او در جلسه‌ای که هنرمندان در محکومیت ساخت فیلم موهن دور هم جمع شده بودند بهانه‌ای شد تا این گفت و گو و این درد و دل را منتشر کنیم. از بازیگری که زمانی خیلی‌ها را به سینما می‌کشاند.

به گزارش کافه سینما به نقل از CHN، پورعرب دل پردردی دارد! و کوله باری از گلایه! وقتی با سوز و گداز حرف می‌زند باور نمی‌کنی که این آقا همان هنرمند جوان دهه 70 سینمای ایران است که نامش بر سر زبان‌ها بود، همان تازه داماد فیلم «عروس»، فرمانده فیلم‌های "مردی از جنس بلور" و "مردی شبیه باران"، عادل فیلم «نرگس» و... ابوالفضل پورعرب را می‌گویم که طی سال‌ها فعالیت در سینما به نقش‌های مختلف جان بخشید و در ذهن‌ها ماندگار شد. او به علت بیماری بسیار ضعیف شده است اما «پورعرب» هم چنان برای ما «پورعرب» است؛ خبر سر حال شدن و حضور دوباره‌اش جلوی دوربین یک فیلم تلویزیونی بسیار خوشحال کننده بود. «جاودانگی» در شهر بجنورد جلوی دوربین رفت و پورعرب باز هم پس از یک سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری جلوی دوربین رفته بود. بازیگری که هر چند چهره‌ شکسته‌اش هیچ نشانی از شادابی سال‌های جوانی را ندارد اما به همان اندازه امیدوار و به همان اندازه با انگیزه به آینده فکر می‌کند و راجع به آن حرف می‌زند.

...و حالا یک گفتگو با ابوالفضل پورعرب که انتشار تصاویرش در هفته اخیر خبرساز شد

در شروع این گفت و گو می خواهم از حال و هوای «ابوالفضل پورعرب» دهه 70 که ستاره سینمای ایران بود بپرسم.

حال عمومی ام بد نیست، اما هنوز ناخوش احوالم و اگر بازی در فیلم «جاودانگی» را پذیرفتم فقط به دلیل دوستی دیرینه ام با محسن توکلی کارگردان فیلم است. این نکته را هم بگویم که در مجموع فضای کلی هنر و سینما خوشایند نیست. در دیداری که وزیر ارشاد با صنوف مختلف داشت، مشکلات را مطرح کردیم. ضمن این که معتقدم انحلال خانه سینما یکی از بهترین کارهایی است که وزارت ارشاد انجام داد.

 

یعنی از انحلال خانه سینما رضایت دارید؟

بله، به هر صورت فضای خوبی نداشت. هر کس که می خواست وارد سینما شود از کانال خیابان انتخاب می شد نه خانه سینما! انجمن بازیگران آن ها را انتخاب نمی کردند، اکنون 5 سال است که عضو خانه سینمای سابق نیستم. در کل فضا و بازی در سینما سخت شده است.

 

چه طور شد در دهه 70 که ورود به عرصه بازیگری مشکل بود و به راحتی نمی شد ستاره شد به ستاره سینمای ایران تبدیل شدید؟

هیچ وقت فکر نمی‌کنم ستاره سینما شدم، چون سینما ستاره ای ندارد؛ در واقع سینما هیچ ارزشی ندارد که ستاره ای داشته باشد. جایی که به راحتی خیلی ها پول می دهند و در آن بازی می کنند یا آن شخصی که بدون گذراندن دوره بازیگری و تحصیل در این رشته بازی می کند. به بازیگرانی که در این رشته تحصیل کرده و تئاتر خوانده اند کار نمی دهند. بنابراین بازی در سینما عشق و انگیزه ای ندارد و خیلی خوشحالم که در آن کمتر حضور دارم.

 

پس خودتان چگونه وارد سینما شدید؟

من در این رشته تحصیل کردم و در تئاتر بازی می کردم. روزی آقای بهروز افخمی به تئاتر شهر آمد و من را برای بازی در فیلم عروس انتخاب کرد. البته آن مقطع تصور میکرد من به هیچ عنوان سینما را نمی شناسم البته من برای بازی خودم سخن نمی گویم بلکه راجع به آدم‌هایی صحبت می کنم که خیلی به گردن این سینما حق دارند.

 

به طور مثال چه کسانی؟

آدم‌هایی که سوخته‌اند و دیگر در سینما نیستند. خیلی ها زحمت کشیده اند و دیگر نیستند. من، اکبر عبدی و خسرو شکیبایی و امثال این دوستان سال‌ها نقش اصلی را در فیلم ها بازی کردیم. متأسفانه عده ای دیگر در سینما نیستند، داستان این است که عده ای در این رشته تحصیل کرده اند و اکنون دارند آواز می خوانند! نمی دانم یعنی چه. خیلی بد است که ما در این شرایط هستیم.

 

در دهه 70 چهره ای محبوب و مشهور بودید. داشتم به این فکر می کردم که شاید برخی اتفاق ها در زندگی یک هنرمند باعث می‌شود که از مسیر اصلی اش دور شود، چون در برنامه «هفت» گفتید که درگذشت خواهرتان شوکی به شما وارد کرد و وقفه‌ای طولانی در فعالیت شما ایجاد کرد.

من وقتی بازی در فیلم «قرمز» را نپذیرفتم به فریدون جیرانی برخورد و 5 سال درباره ام مطلبی در هفته نامه خودش منتشر نکرد، اما کناره گیری ام ربطی به حاشیه ندارد. من مبتلا به سرطان ریه شدم. سال ها پیش که در فیلم بهشت پنهان در پاریس بازی می کردم ضربه ای به من خورد که 2 روز در بیمارستان بستری بودم و بعد از پایان فیلم به تهران آمدم و بیماری ام را پیگیری نکردم تا این که در مجموعه «وضعیت سفید» حالم بد شد و 11 روز در کما بودم و جراحی داشتم. این نکته را هم بگویم که سوپراستار نبودم که کناره گیری کنم.

 

قبول دارید که عده ای به عشق «ابوالفضل پورعرب» به سینما می رفتند و عکس شما روی جلد مجله ها و بیلبورد بر فروش گیشه تأثیر داشت؟

من خودم را باور نداشتم، چون هیچ زمان خودم را درگیر این مسائل در زندگی‌ام نکردم و نخواستم مغرور شوم. وقتی انسانی تغییر می‌کند، علامت خطری است و باید خیلی از لحاظ آسیب های اجتماعی مراقب خود باشد. در هر حرفه‌ای این مشکلات وجود دارد، مهم این است که وقتی انسان کار می کند، رفتاری معقولانه و انسانی داشته باشد. من درگیر شهرت نبودم. چندین مرتبه در جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت سیمرغ شدم، اما به من جایزه ندادند! و بعد از 7 سال که نامزد بازیگری در جشنواره شدم به من جایزه دادند. معتقدم هنرمندان باید مراقب شخصیت خود باشند تا آسیب نبینند و این سینما چیزی ندارد که انسان بخواهد در آن کار کند.

 

چرا اکنون هر پیشنهادی که برای بازی به شما می شود می پذیرید؟

رابطه دوستانه‌ای با «محسن توکلی» کارگردان فیلم «جاودانگی» داشتم و باعث شد در آن بازی کنم. کارگردان گفت می خواهم امضای تو پای فیلمم باشد هم چنین تولید یک فیلم سینمایی 2 ماه طول می کشد و من به دلیل بیماری و ناتوانی ام نمی توانم کار کنم. البته کیفیت فیلم های سینمایی هم پایین آمده است، ما به واقع داریم به بیراهه می رویم.

 

از تشکیل سازمان سینمایی کشور راضی هستید؟

بله، حداقل ما بدون واسطه با وزارت ارشاد ارتباط پیدا می‌کنیم. دوم این که باید به آن‌ها فرصت داد تا فعالیت خود را در سازمان آغاز کنند.

 

با بازی در فیلم عروس بهروز افخمی به شهرت رسیدید و در جشنواره فیلم فجر از بازی‌تان تجلیل شد. نظرتان درباره آن چیست؟

فیلم‌نامه‌ای نوشته می‌شود و ما بازی می‌کنیم، وقتی فیلمی اکران می‌شود برخورد مردم برایم اهمیت دارد و با همه مسائل موجود چه خوب و چه بد برای نقش زحمت می‌کشم و نمی‌توانم بگویم که برای ارائه نقش انرژی نمی‌گذارم. همان گونه که اشاره کردم در تئاتر شهر مشغول بازی در نمایش حاکم یک شبه بودم که هم بازی هایم مصطفی کاری، مجید مظفری و جهانگیر الماسی بودند که به انتخاب بهروز افخمی، داماد فیلم عروس شدم.

 

بازی قابل تحسین‌تان در فیلم مردی شبیه باران سیمرغ بهترین بازیگر جشنواره فیلم فجر را برایتان به ارمغان آورد و این تنها سیمرغی بود که گرفتید. هنگام دریافت این جایزه چه احساسی داشتید؟

هنوز هم سیمرغم را دارم. وقتی بعد از 7 سال در جشنواره فیلم فجر به من جایزه دادند و پرسیدند چه احساسی داری گفتم خیلی وزنش سنگین بود! جوایز بسیاری گرفته‌ام. جایزه تأثیری در روند کاری‌ام نداشت. وقتی که کار می‌کنم نمی‌توانم کم بگذارم، مردم برایم اهمیت دارند.

 

دستمزدی که از بازیگری می‌گیرید راضی کننده است؟

اکنون 3 برابر آن دوران دستمزد دریافت می‌کنم. شعرهایم هم قرار است به زودی چاپ شود.

 

نسل جدید سوپراستارهای سینمای ایران را چگونه می‌بینید؟ آیا توان جذب تماشاچی به سینما را دارند و فروش گیشه را تضمین می‌کنند؟

هر دوره‌ای جوان خودش را دارد. اکنون به طور مثال محمد رضا گلزار مطرح شده است و خیلی خوب هم بازی می‌کند و عده‌ای علاقه‌مند دارد. مسلما عده‌ای به خاطر عکس روی جلد او به سینما می‌روند. آن موقع که جوان بودم تصور نمی‌کردم که مردم به خاطر من به سینما می‌روند اما اکنون که 50 ساله شده‌ام با زمینه فکری و مطالعاتی بیشتری کار می‌کنم.

 

اگر سخنی در پایان باقی مانده است بفرمایید.

من فیلم نامه طلاق را نوشته‌ام که برگرداننده فیلم عروس است و اگر بهروز افخمی نسازد خودم فیلم را خواهم ساخت. با نیکی کریمی هم درباره این فیلم مذاکراتی کرده‌ام. هم چنین صحبت‌هایی با ضیاء هاشمی کرده‌ام و نیکی کریمی پیشنهاد داد که به طور مشترک سرمایه گذار فیلم باشیم.

کافه سینما

اخبار مرتبط :

عکس/ چهره جدید ابوالفضل پورعرب به دلیل بیماری سرطان !

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:45 AM

October 04, 2012

حرکت غیر اخلاقی مردان ایتالیایی با همسران خود!

حرکت غیر اخلاقی مردان ایتالیایی با همسران خود!

در یک عمل غیر انسانی و باورنکردنی، ایتالیایی ها, همسران شان را برای تفریح, به هم دیگر قرض می دهند حتی برلوسکنی نیز از این امر مستثنی نیست.

به گزارش  باشگاه خبرنگاران ، فردانیوز نوشت: در یک عمل غیر انسانی و باورنکردنی، ایتالیایی ها, همسران شان را برای تفریح, به هم دیگر قرض می دهند حتی برلوسکنی نیز از این امر مستثنی نیست.


ایندیپندنت در گزارش خود به نقل از روزنامه پرتیراژ "لاستامبا” چاپ ایتالیا نوشت: «بسیاری از زنان و مردان ایتالیایی که برای گذراندن تعطیلات تابستانی در منطقه زیبای "توسکانا” در مرکز شهر رم پایتخت ایتالیا دعوت نامه دریافت می‌کنند.


ممکن است پیش از پذیرفتن و قبول این دعوت خوب به آن فکر کنند علت این مسأله آن است که شاید این زن و شوهرها مجبور شوند در مقابل پذیرفتن این دعوت، همسر خود را با همسر دیگری عوض کنند.»


در گزارش "لاستامبا” آمده است: «در هر دوره تعطیلات تابستانی حدود پانصد هزار زن و شوهر در دویست کلوپ شبانه که در سراسر ایتالیا وجود دارد همسران خود را با یکدیگر عوض می‌کنند!!


هزار تعویض همسر نیز در اماکنی غیر از کلوپ‌ها مانند گاراژهای خودرو، سواحل دریایی ویژه و حتی برخی از قبرستان‌ها صورت می‌گیرد.»


در ادامه گزارش این روزنامه ایتالیایی آمده است: «این آمار و ارقام توسط مؤسسه "فیدر” بدست آمده و آمار اعلام شده حدود پانصد هزار است در حالی که حقیقت بیشتر از این عدد است و گمان می‌شود حدود دو میلیون باشد.»


این مؤسسه می‌افزاید: آمارها نشان می‌دهد معدل سن بیشتر مردانی که تبادل همسر می‌کنند حدود ۴۳ سال و زنان ۳۵ سال است.


نکته تعجب برانگیز این است که این روزنامه ایتالیایی در گزارش خود اعلام کرده "سیلویو برلوسکونی” نخست وزیر ایتالیا نیز چندی پیش خواستار تعویض همسر خود "فرونیکا” با همتای دانمارکی خود "آندریاس فوج راسموسن” شده بود!!


گفتنی است نگاه جامعه امروز غرب به زن برگرفته از الگوی روم و یونان باستان است که زن به عنوان موجودی برای کامیابی و لذت جوئی مردان قلمداد می شد.


این نگاه تمام مسائل و حقوق زنان را در غرب تحت الشعاع خود قرار داده و لذا تعویض همسر نیز که در بخش های مختلف اروپا و آمریکا به ویژه در جشن ها نمود بیشتری می یابد کاملا مغایر با شعار برابری زن و مرد بوده و آن را به چالش می کشد.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:19 AM

October 03, 2012

نظر جالب کمند امیرسلیمانی راجع به پوشش

نظر جالب کمند امیرسلیمانی راجع به پوشش

خبرگزاری مهر: کمند امیر سلیمانی با اعلام این مطلب که خیلی کم به مد اهمیت می‌دهد و دوست دارد لباسم شیک اما نه چندان طراحی شده باشد گفت: لباس باید چیزی باشد که تماشاچی باور کند و لباس‌های طراحی شده آن چنانی تماشاگر را از بازیگر دور خواهد کرد.

کمند امیر سلیمانی؛ بازیگر سینما و تلویزیون در مورد نوع پوشش بازیگران در فیلم های سینمایی و تأثیر آن بر مد و لباس افراد عادی جامعه گفت: بازیگران و نوع پوشش آنها بر افراد جامعه تأثیر بسزایی دارد چون اصولا تماشاچی ها دوست دارند با بازیگر محبوبشان همزادپنداری کنند. اگر این بازیگر شخصیت مثبت و ایده آلی در فیلم داشته باشد که دیگر خیلی تاثیر بیشتری دارد.

وی افزود: اولین چیزی که در یک بازیگر جلب توجه می کند نوع پوشش اوست. پوشش خوب می تواند بازیگر را به مخاطب و تماشاگرش نزدیک کند. البته در مورد این تاثیرات باید خیلی دقیق کارشناسی شود. آنچه که مردم برداشت می کنند ممکن است با عقیده و حدس ما متفاوت باشد.

این بازیگر سینما و تلویزیون در ادامه اضافه کرد: ممکن است یک پوشش منفی در فیلم توسط تماشاچی مثبت تلقی شده و از آن تقلید کند. اما یک پوشش مثبت روی تماشاگر تاثیر منفی بگذارد. برای انتخاب پوشش کاراکترهای منفی و مثبت یا خوشبخت و بدبخت باید خیلی دقیق طراحی انجام شود.

امیر سلیمانی در ادامه در ارتباط با اینکه چقدر طراحی لباس بازیگران فیلم ها به واقعیت موجود در جامعه نزدیک است اذعان داشت: خوب طبیعتا اگر به آنچه که مردم در جامعه می پوشند نزدیک نباشد اجازه پخش ندارد. ما اقشار مختلفی در جامعه داریم که هر کدام حجاب و نوع لباس مخصوص خود را دارند با پوشانندگی کم یا زیاد.

همین هم باعث می شود نشود یک مدل معمولی طراحی کرد که همه به آن نزدیک باشند. از طرف دیگر بازیگری که در فیلم نقش یک آدم مرفه را بازی می کند با پوشش یک فرد کارمند فرق دارد. سلیقه تماشاگر هم متفاوت است. این کار طراحی لباس فیلم را برای باور تماشاگر خیلی سخت می کند.

بازیگر فیلم سینمایی "قرمز" در مورد محدودیت های طراحی لباس اضافه کرد: یک جاهایی محدودیت هایی وجود دارد که خیلی دست و پاگیر است. خیلی وقت ها باید فیلم با واقعیت ها مطابقت کند اما محدودیت ها باعث می شود این اتفاق نیوفتد.

مثلا بازیگری که می خواهد نقش یک ورزشکار را بازی کند نمی تواند لباس مربوط به آن ورزش را در فیلم به تن داشته باشد و طراحی لباسش با واقعیت جور در نمی آید. در مورد خیلی از مشاغل این طور است. بعضی وقت ها پوشش و طراحی معمولی آن مناسب پخش عمومی نیست.

این بازیگر در مورد اینکه برگزاری جشنواره ای با موضوع مد و لباس سینمایی تا چه اندازه به رفع محدودیت های موجود کمک می کند گفت: الگوهایی که این جشنواره ها می تواند تعریف کند خیلی به کمک طراحان لباس در فیلم های سینمایی می آید.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 06:07 PM

تازه ترین حرفهای آرنولد درباره رابطه پنهانی با خدمتکارش

تازه ترین حرفهای آرنولد درباره رابطه پنهانی با خدمتکارش

برای اولین بار در یک مصاحبه تلویزیونی، آرنولد شوارتزنگر درباره رابطهی پر سر و صدایش با پیشخدمت خانوادگی شان صحبت کرده و اذعان داشته که آن «احمقانه ترین عملی» بوده که در طول ازدواجش با ماریا شرایور انجام داده است؛ عملی که «رنجی عظیم بر خانواده اش تحمیل کرد.»
در مصاحبه‌ی «شصت دقیقه» با لسلی استال که در سی سپتامبر(نهم مهر) بر روی آنتن رفت، شوارتزنگر تایید کرد که او به همسرش در مورد این رابطه دروغ گفت.
«فکر می کنم که آن احمقانه ترین عملی بود که در طول دوران زناشویی انجام دادم. وحشتناک بود. من رنجی مهیب بر ماریا و دردی باورنکردنی بر بچه هایمان تحمیل کردم.»
شوارتزنگر شصت و پنج ساله تا کنون در مورد رابطه اش با پیشخدمت شان، میلدرد بائنا، سکوت اختیار کرده بود. او و بائنا پسری به نام ژوزف داشتند که نمی دانست شوارتزنگر پدرش است تا اینکه رسوایی آرنولد سال گذشته سر خط خبرها شد.
بعد از فاش شدن واقعیت، شریور و شوارتزنگر شروع به اقدامات قانونی برای پایان دادن به ازدواج بیست و پنج ساله‌ی خود کردند. آنها چهار فرزند دارند.
این مصاحبه تلویزیونی تقریبا همزمان شده است با اول اکتبر که زمان انتشار کتاب اوتوبیوگرافی آرنولد، «یادآوری کامل: زندگی واقعی باورنکردنی من» هم هست. آرنولد در مصاحبه با استال گفت که او مصمم بوده است کتابی بنویسد که هم «شکست ها» و هم موفقیتهایش در بدن سازی، فیلم و سیاست را در بر داشته باشد.
شواتزنگر، که تفکرات جمهوری خواهی دارد، با پایان دوره فرمانداری اش به صنعت فیلمسازی بازگشته است. او «یکبار مصرفهای دو» را آگوست گذشته در اکران داشت و بازی در پنج فیلم سینمایی دیگر را هم در برنامه دارد. آرنولد چندی پیش نیز یک انستیتوی تحقیقاتی مرتبط با چالشهای سیاست جهانی تاسیس کرد؛ انستیتویی به نام خود آرنولد که در کمپ دانشگاه کالیفرنیای جنوبی واقع در لس آنجلس قرار دارد.

کافه سینما

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:33 PM

رابطه زیبا و شگفت انگیز ادیسون و مادرش!

رابطه زیبا و شگفت انگیز ادیسون و مادرش!

مادرم کسی بود که زندگی مرا ساخت. او برای من بهترین، درست‌کارترین و معتمدترین آدم روی زمین بود و تنها به خاطر وجود او بود که احساس می‌کردم چیزی مرا به ادامه زندگی تشویق می‌کند. من هیچ‌گاه از او ناامید نشدم چون همیشه یک حامی تمام و کمال بود و در هیچ شرایطی امید مرا به ناامیدی تبدیل نکرد.» اینها جملات ادیسون هستند که همیشه و در هر شرایطی او آنها را بارها و بارها تکرار می‌کرد اما فکر می‌کنید چرا مادر ادیسون تا این حد روی سرنوشت، احساسات و افکار او تاثیر داشت؟ ...

توماس هفت ساله بود که مدت 12 هفته به مدرسه رفت و در یک اتاق کوچک که 38 دانش‌آموز از سنین مختلف در آن بودند، درس خواند. معلم او که بسیار بی‌صبر، بداخلاق و بدون مهارت بود و با 38 دانش‌آموز قد و نیم قد هم باید سر و کله می‌زد چندان از ادیسون خوشش نمی‌آمد چون از سوالات پیاپی او خسته شده بود و پاسخی برای آنها نداشت و ضمنا به نظر او ادیسون رفتاری خودمحور داشت که هیچ‌کس نمی‌توانست حریف آن شود. معلم همیشه او را با لقب «کله پوک بی‌خاصیت» صدا می‌کرد در حالی که ذهن ادیسون سرشار از سوالات و نادانسته‌ها بود و همه می‌دانستند که او بسیار بزرگ‌تر از سن و سالش فکر می‌کند اما معلم او معتقد بود توماس پیش از حد فعالیت می‌کند که حتی بعدها بسیاری از متخصصان معتقد بودند او دچار بیش فعالی و کاهش تمرکز است.

این رفتارها و واکنش‌ها که در مدرسه نسبت به او ارایه می‌شد توماس را ناراحت کرده بود ولی مادرش اقدامی انجام داد که شاید در آن زمان بی‌معنا و بیهوده بود اما در اصل بسیار موثر و سرنوشت‌ساز شد. مادر که بسیار به توماس علاقه داشت و به گفته ادیسون زندگی او را ساخت شرایط را کاملا درک کرد و از اوضاع و احوال فرزندش و جو مدرسه به این نتیجه رسید که بهتر است فورا پسرش مدرسه را ترک کند و در عوض خودش در منزل مسوولیت تدریس او را به عهده گرفت چون حس می‌کرد محیط مدرسه نه تنها تاثیری مثبت روی او ندارد بلکه ممکن است راه را برای او ببندد.

مادر خیلی زود متوجه شده بود که به علت هوش سرشار پسرش این دیگران هستند که او را درک نمی‌کنند. به این ترتیب کتاب‌های مختلف از جمله انجیل را به او یاد داد.

عمده منابع آموزشی او در منزل از کتب موثق آن زمان بود. متاسفانه ماجرا به همین خوبی و خوشی ادامه پیدا نکرد چون توماس در همان سنین کودکی مشکل شنوایی پیدا کرد که دلیل آن مخملک و عفونت مکرر گوش بود اما مادر این موضوع را هم برای توماس به یک مشکل پیش پا افتاده تبدیل کرد و نگذاشت ناامیدی و یأس راه او را مسدود کند. ادیسون با همان ذهن پویا و جدی علاقه شدیدی به تاریخ و ادبیات انگلیسی پیدا کرد و دایم اشعار مختلف شعرای انگلیسی زبان را زمزمه می‌کرد.

در سن 11 سالگی، پدر و مادر او سعی کردند اشتهای وافر او را به دانستن از طریق آشنایی به کتابخانه محلی برطرف کنند چون او سرشار از سوالات مختلف بود و علاقه وافری به دانستن داشت. این تمایل آن‌قدر زیاد بود که توماس هر کتابی که در قفسه بود می‌خواند اما باز هم مادرش با درایت به موقع او را راهنمایی کرد تا در آنچه می‌خواند دقت نظر داشته و انتخاب کند و باز هم مادر بود که در جریان تمام کتب خوانده شده و یا موجود در کتابخانه قرار داشت.

به این ترتیب او در سن 12 سالگی مطالعه حدود 5 سری چند جلدی از کتب معتبر تاریخی، آناتومی، علوم و شیمی را تمام کرد. متاسفانه از این سن به بعد او با مشکلاتی روبه‌رو شد. مثلا علاقه شدیدی به فیزیک و قوانین نیوتن پیدا کرد اما مادر نتوانست با همان اندوخته‌های اندک از علم فیزیک ذهنش را پرورش داده و قدرت تفکر و آزمایش را در او ایجاد کند.

متاسفانه چون تحصیلات رسمی نداشت، نتوانست در مراحل پیشرفته‌تر علوم و مهندسی ادامه تحصیل بدهد اما باز هم مادر به کمکش شتافت و نگذاشت درمانده و ناامید شود.

به این ترتیب با تشویق‌های مکرر مادر او به این فکر افتاد که خودش آزمایش‌ها را انجام دهد. نکته قابل‌توجهی که در شخصیت توماس دیده می‌شد و تا آخر عمرش برای همه جالب بود صبر و حوصله بیش از حد او در حل مسایل و مشکلات بود که به گفته او از مادرش یاد گرفته بود. در همان 12 سالگی رفتاری بزرگ‌منشانه داشت و از والدینش خواست که اجازه کار به او بدهند و باز هم والدین و به خصوص مادر با درایت کافی به او اجازه کار دادند چون حس می‌کردند با این اقدام به توماس کمک می‌کنند که هر چه زودتر بتواند آزمایشگاهی را که همیشه دوست داشت راه بیندازد

در سن 16 سالگی در حالی که 80 درصد شنوایی گوش راستش از بین رفته بود باز هم با تشویق‌های مادر توانست اولین اختراع خود را که «تکرارکننده خودکار» بود مطرح کند. این دستگاه سیگنال‌های تلگراف را منتقل می‌کرد و اجازه می‌داد هر کس سیگنال‌های موردنظر را با سرعت و سلیقه خود به صورت کد مورد نظر تبدیل و ترجمه کند و بعد از آن اختراعات گوناگون انجام داد که درنهایت به اختراع الکتریسیته رسید.

ادیسون می‌گوید: «در مراحل مختلف آزمایشات و اختراعات بارها و بارها شکست می‌خوردم و حتی خرابی به بار می‌آمد اما می‌دانستم که تنها یک مکان مرا دوباره آرام کرده و به ادامه کار تشویق می‌کند و آن هم نزد مادرم بود. هیچ‌گاه مرا سرزنش و یا مسخره نکرد. ناامیدم نکرد و فقط حمایت و پشتیبانی از او می‌دیدم. صبر من که زبانزد همه همکاران بود از مادر به من رسیده بود. او با درایت و راهکارهای عاقلانه و درست، زندگی مرا ساخت و من هم تا جایی که می‌توانستم دنیا را ساختم.»

سلامتیران

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:31 PM

20 نمونه جالب از تغییرات عجيب جسماني بازیگران هالیوود برای بازي در فیلم‌ها + عکس

20 نمونه جالب از تغییرات عجيب جسماني بازیگران هالیوود برای بازي در فیلم‌ها + عکس

تنها بازیگران اندکی حاضرند که برای نقش فیلم های خود، به تغییرات عمده ی بدنی تن بدهند. تعداد خیلی کمتری از آنان حاضرند این کار را بیش از یک بار انجام دهند. این بازیگران ویژه که بازیگران متُد نام گرفته اند، آماده ی هر گونه افزایش یا کاهش وزن و نیز انجام ورزش های سنگین مانند کار با وزنه هستند. در زیر تعدادی از قابل توجه ترین تغییرات بدنی توسط ستاره های سینما را معرفی می کنیم

 
 
جورج کلونی
جورج کلونی – سیریانا (Syriana)
جورج کلونی برای نقش خود به عنوان عامل کهنه کار CIA در فیلم تریلرِ سیاسی-هیجانیِ سیریانا در حدود 12 کیلو وزن اضافه کرد. معمولا افزایش وزن برای یک نقش با استقبال بازیگران همراه می شود، اما این موضوع برای کلونی (که ادعا می کند به تناسب اندام خیلی اهمیت می دهد) معامله ای بود برای اولین و آخرین بار. او همچنین ریش طبیعی خیلی جالبی هم گذاشت.
 جیک جیلِنهال
جیک جیلِنهال – تفنگدار دریایی (Jarhead)
 
هنرپیشه باریک اندام جیک جیلِن هال (دانی دارکو در کوهستان بروکبَک) برای نقش خود در فیلم تفنگدار دریایی در سال 2005 به عنوان آنتونی سوفورد که در مورد اولین جنگ خلیج بود، حدود 11 کیلو عضله خالص اضافه کرد.

 
رایان رینولدز
رایان رینولدز - سه گانه Blade
 
رایان رینولدز، ستاره سابق سریال کمدیِ "دو بچه، یک دختر و یک پیتزا فروشی"، برای نقش خود در قسمت سوم از سه گانه Blade به ورزش های قدرتی پرداخت. این حرکت رینولدز را از ظاهری صرفا جذاب و مهربان که تنها مختص یک سبک ار فیلم ها بود، به بازیگری چند کاره تر با طیف فعالیت جدیدی در فیلمهای اکشن تبدیل کرد.

 
هیلاری سوانک

 
هیلاری سوانک - دختر میلیون دلاری (Million Dollar Baby)
سوانک با تغییر ظاهر برای بازی در فیلم ها غریبه نبود. پس از بازی در نقش یک پسر در فیلم "پسرها گریه نمی کند"، او عملا تنها فرد مناسب برای بازی در این فیلم زیبا و غم انگیز در مورد یک دختر بوکسور به کارگردانی کلینیت ایستوود بود.
تام هنکس
تام هنکس – دور افتاده (Cast Away)
تام هنکس به خاطر چهره و شخصیت چند بعدی خود توانسته است در نقش های بسیاری کاملا باور پذیر به نظر برسد. این ویژگی او کاملا به نفعش تمام شده است و باعث شده که وی هیچ وقت در طول زندگی حرفه ای طولانی مدت خود، مانند بعضی از هنرپیشه های دیگر اسیر یک نقش مشابه در تمام فیلم هایش نشود. اما به یاد ماندنی ترین تحول ظاهری تام برای نقش فیلم دور افتاده بود، که در آن به اندازه اسکلتی لاغر شد و ریشی بسیار بلند و ژولیده گذاشت.

 
 جارد لِتو
جارد لِتو - فصل 27 (Chapter 27)
 
شایعه شده بود که لِتو برای تجربه عظیمِ افزایش وزن خود برای این فیلم، هر روزه چندین گالن مخلوطی از روغن زیتون و بستنی می خورد. صحتش را نمی دانیم! اما جالب است که او همه وزنی را که در طول این فیلم بدست آورده بود، در مدت تنها دو ماه از از دست داد. این بدین معناست که جارد لتو در حال حاضر دوباره لاغر است و خط چشم می کشد!

 
ادوارد نورتون
ادوارد نورتون - تاریخچه آمریکا X
ادوارد نورتون با برنامه ای سخت شامل رژیم غذایی سرشار از پروتئین، ورزش های غیر هوازی و مقدار زیادی کار با وزنه، موفق شد در حدود 14 کیلو عضله اضافه کند. ظاهر او در قالب یک سفید پوستِ برتری جو، تفاوت بسیار زیادی با سایر نقش های او داشت. نقش او به عنوان کشیشی با موهای متمایل به قرمز در فیلم "ایمانت را نگه دار" را به یاد آورید!

 
چارلیز ترون
چارلیز ترون – هیولا (Monster)
ترونِ بی نهایت زیبا مجبور شد برای بازی در نقش یک زن قاتل دیوانه 14 کیلو وزن اضافه کند. او در این فیلم توسط منتقدی بنام راجر ایبرت به عنوان یکی از بهترین اجراها در تاریخ سینما مورد ستایش بی سابقه قرا گرفت، و تا آنجا پیش رفت که جایزه اسکار برای بهترین بازیگر نقش مکمل زن را از آن خود کند.

 
راسل کرو
راسل کرو - مجموعه دروغ ها (Body of Lies)
ستاره استرالیایی فیلم های اکشن، راسل کرو، برای فیلم خود "مجموعه دروغها"، 28 کیلو وزن اضافه کرد. او این افزایش وزن را مدیون برنامه روزانه صبحانه ای شامل چیزبرگر و کیک است.

 
جرالد باتلر
جرارد باتلر – 300
ستاره ی سابقِ شبح اپرا، از متخصص تناسب اندام مارک توایت کمک گرفت تا او را برای نقش "شاه لئونیداس" در فیلم 300 آماده کند. در حالی که بسیاری از بازیگران این فیلم برای هشت تا ده هفته به سختی آموزش می دیدند، باتلر تصمیم گرفت یک رژیم دوازده هفته ای را امتحان کند که شامل تمرینات متعددی با 300 تکرار و رژیم غذایی سفت و سخت بود. نتیجه نهایی، بدنی با ابهت بود که حسادت اکثر خوانندگان رمان های گرافیک را بر می انگیخت!

 
بنسیو دل تورو
بنیسیو دل تورو - ترس و نفرت در لاس وگاس (Fear and Loathing in Las Vegas)
بازی به یاد ماندنی دل تورو در سال 1998 در این فیلم، تنها نقدهای معتدلی در پی داشت. او برای اجرای صحنه ی غوطه وریِ کامل برای این نقش نیاز داشت که 18 کیلو اضافه وزن پیدا کند و با رضایت تمام خود را با سیگار بسوزاند تا برای نقش وکیلِ دیوانه ی مواد مخدرِ هانتر اس تامپسون (نویسنده ی فیلمنامه) آماده شود.

 
رنه زلوه گر
 

رنه زلوگر –دفترچه خاطرات بریجت جونز (Bridget Jones Diary)
سایز زلوگر، هنرپیشه موفق هالیوود، معمولا 6 است. اما هنگام فیلمبرداری مجدد نقش او در قسمت دوم فیلم، 14 کیلو وزن اضافه کرد.
 

 
اریک بانا
اریک بَنا - Chopper
اریک بنا چگونه موفق شد وزن کافی برای نقش خود به جای مارک براندون رید در این فیلم را بدست آورد؟ با خوردن هر چه که دلش می خواست در کنار ورزش نکردن و استراحت کردن برای مدت یک ماه!
وال کیلمر – الکساندر
وال کیلمر که مدت هاست به عنوان هنرپیشه ای چاق در نظر گرفته می شود، در گذشته یکی از خوش هیکل ترین چهره های سینمای هالیوود بود. تغییر ظاهر مهم او از فیلم الکساندر در سال 2004 شروع شد، بطوری که برای نقش "فیلیپ اسکندر مقدونی" حدود 15 کیلو وزن اضافه کرد. که تفاوتی باورنکردنی با آنچه که ما از او در فیلم "درها" در نقش جیم موریسون دیدیم دارد.
کالین فارل
کالین فارل - فیلم های آینده
کالین فارل اخیرا وزن زیادی را از دست داده است و ادعا می کند که این کار هم برای سلامتی اوست و هم برای فیلم آینده او مورد نیاز است. حال سوال این است که "آن فیلم آینده چیست؟"
مت دیمون
مت دیمون - شجاعت زیر آتش (Courage Under Fire)
دیمون برای نقش خود به عنوان یک سرباز معتاد به هروئین در سال 1996 کاهش وزن قابل توجهی را متحمل شد. او در عرض 100 روز 18 کیلو وزن از دست داد. و این همه برای تنها دو روز فیلمبرداری بود. این تجربه ی سخت، که بدون مشاوره و کنترل فردی حرفه ای انجام نشده بود، اثرات بدی بر سلامت دیمون داشت، بطوری که او برای مدت دو سال نیاز به مصرف داروی آدرنال پیدا کرد تا بتواند سلامت خود را باز یابد.

 
مت دیمون
مت دیمون – خبرچین (The Informant)
دیمونِ باریک اندام برای نقش خود در فیلم خبرچین 14 کیلو وزن اضافه کرد. این فیلم که در آن دیمون نقش یک خبرچین با نام مارک ویتِکر را بازی می کند، در مارس 2009 اکران شد.

 
کریستن بل
کریستین بِيل - ماشین کار (The Machinist)
بيل برای این نقش در طول سه ماه حدود 30 کیلو کاهش وزن داشت. غذای روزانه ی او شامل قهوه، آب و گاهي ماهی تن یا یک سیب بود. در واقع بل در طی فیلمبرداری این فیلم، از وزن نرمالِ 83 کیلو به 54 کیلو رسید.
کریستن بل


کریستین بيل - بتمن آغاز می کند (Batman Begins)
شاید جالب ترین نکته در افزایش وزن کریستین بل برای فیلم آغاز بتمن این باشد که، فیلمبرداری این فیلم درست شش ماه پس از پایان فیلم ماشین کار شروع شد! او وزن خود را دوباره به بیش از 90 کیلو رساند، و سرانجام آن را برای نقش بتمن بر روی 85 تثبیت کرد.
سیمرغ

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:40 AM

عکس یادگاری بهاره رهنما، سروش صحت، فلامک جنیدی

«آوازخوان طاس» نمایشنامه‌‌ای در 11 پرده است که در آن بازیگرانی چون هومن برق‌نورد، بهاره رهنما، سروش صحت، امید روحانی، فلامک جنیدی و هوتن شکیبا ‌روی صحنه می‌روند.

عکس یادگاری بهاره رهنما، سروش صحت، فلامک جنیدی


این اثر اوژن یونسکو، چون دیگر نمایشنامه‌هایش، داستان و موضوعی مبهم و اسرارآمیز دارد که جهان در هم و برهم و آشفته امروز را نشان می‌دهد.

معنا گریزی، موقعیت های کمیک، سرگشتگی آدم ها و نگاه هجو آمیز ار دیگر مشخصات نمایشنامه های یونسکو است که در «آواز خوان طاس» نیز دیده می شود.

خبرآنلاین

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:18 AM

درخواست یک زن جوان از علی کریمی و مردانگی وی + عکس

در حالی که این روزها هواداران پرسپولیس در مقابل ورزشگاه درفشی‌فر جلوی علی کریمی را برای بازگشت به تیم می‌گیرند، یک مادر درخواست دیگری از وی داشت.
پس از اخراج علی کریمی از سوی مانوئل ژوزه این بازیکن در ورزشگاه درفشی فر حاضر می شود و به طور اختصاصی تمرین می کند.
همواره هنگام خروج کریمی از مجموعه درفشی فر، هواداران پرسپولیس جلوی خودروی وی را گرفته و می خواهند که به تیم برگردد و در این خصوص با وی گفت و گو می کنند.
روز گذشته یک مادر که کودک هفت ماهه اش را در بغل داشت از کریمی خواست به صحبت هایش گوش دهد.
درخواست یک زن جوان از علی کریمی و مردانگی وی + عکس

در حالی که همه فکر می کردند وی نیز خواهان بازگشت کریمی به پرسپولیس است، از بیماری خاص فرزندش که هزینه های سنگینی دارد سخن گفت و درخواست کمک کرد.
حاضران در صحنه اعلام کردند کریمی تمام هزینه های درمان این کودک را تقبل کرد.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:49 AM

October 02, 2012

درگیری هنرپیشه زن هالیوودی با یک مرد جوان 25 ساله /عکس

لیندسی لوهان که چندی قبل به خاطر فرار از یک صحنه تصادف تحت تعقیب پلیس قرار گرفته بود به تازگی هم مدعی شده یک مرد جوان به او آسیب زده است!

درگیری هنرپیشه زن هالیوودی با یک مرد جوان 25 ساله /عکس

برخی هنرمندان هالیوودی چنان در حواشی غرق شده اند که اگر ماهی بگذرد و خبری تازه از درگیریهای آنها با مخدر یا پرونده های جنایی به گوش نرسد اسباب تعجب است. «لیندسی لوهان» از جمله این هنرمندان حاشیه ای است. لوهان که چندی قبل به خاطر فرار از یک صحنه تصادف تحت تعقیب پلیس قرار گرفته بود به تازگی هم مدعی شده یک مرد جوان به او آسیب زده است!

به گزارش wrap.com ماجرا از این قرار است که خانم لوهان بعد از ملاقات با مردی 25 ساله در هتلی واقع در منهتن به علت اینکه این مرد با گوشی موبایلش از وی عکس گرفته با او درگیری لفظی پیدا کرده است و این درگیری به برخورد فیزیکی انجامیده است. گویا لوهان به همراه تعدادی از دوستانش در طبقه پانزدهم هتل دبلیوی منهتن بوده که این مرد جوان به طور مخفیانه از لوهان عکس گرفته است و آگاهی لوهان از این مساله، اسباب ناراحتی وی را موجب شده است.

پلیس هویت این مرد را مشخص کرده و معلوم شده که نام وی «کریستین لابِلا» است. لوهان به پلیس گفته که حدودا ساعت چهار بامداد یکشنبه گذشته تصاویر خود را روی موبایل این مرد دیده و گوشی موبایل را از دست او گرفته است اما «لابلا» لوهان را هل داده و جراحاتی را هم به وی وارد نموده است. بعد از این درگیری لوهان سعی می کند فرار کرده و از راه پله ها به لابی هتل برود ولی به دلایلی نامعلوم بازگشته و دوباره با «لابلا» مواجه می شود؛ این رویارویی درگیری دیگری را در پی دارد تا جایی که لوهان با فشردن دکمه «اعلان خطر» کاری می کند که «لابلا» فرار کند. اما فرار این مرد جوان هم بی نتیجه است چراکه وی حین فرار با پلیس روبرو شده و پلیس هم بلافاصله او را دستگیر می کند.

نماینده قانونی لوهان یعنی «استیو هونیگ» بروز درگیری مابین لوهان و یک مرد 25 ساله را تایید کرده و از این مساله سخن گفته که هرچند لوهان زخمی شده اما آسیب دیدگی اش آن قدر جدی نبوده که به حضور او در بیمارستان منجر شود. لوهان سعی دارد به شیوه قانونی شکایت خود علیه «کریستین لابلا» را پیگیری کند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:05 AM

زنان اکشن کار در سینمای ایران !!+عکس

زنان اکشن کار در سینمای ایران !!+عکس

اولین پروژه رزمی سه بعدی تاریخ سینمای ایران که توسط علیرضا سهراب زاده بنیانگذار ورزش رزمی ووشو در ایران نگارش و تولید می شود از تابستان سال جاری جلو دوربین رفت.این فیلم داستان فردی رزمی کار به نام جهان را به تصویر می کشد که با برگزاری مسابقه ای مجازی در یکی از مکان های تاریخی ایران در پی گنجی است که در مکان مسابقه نهفته است.

طی داستان فیلم «سیامک» و «ستاره» از رزمی کاران متوجه این قضیه شده و از طرفی پای نیروهای امنیتی به داستان باز می شود که ماجرای فیلم را می سازد. مراحل فیلم برداری این پروژه پنجم مهرماه پایان یافت و فیلم آماده تدوین شد. تدوین این کار توسط علی شاهیده انجام می شود.

در این فیلم بازیگرانی چون ستاره سهراب زاده، نعمت جلالی، طیبه ابراهیم،حمید قلی زاده،الهام جدی، سعید پیرو، پیمان رضایی، بهمن صادق پور، اسماعیل اکبری کله، ساناز قهرمانی نیا، سید احمد قیومی و جمعی از قهرمانان رزمی کشور به ایفای نقش پرداختند.

همچنین عوامل فنی کار عبارتند از نویسنده تهیه کننده و کارگردان: علیرضا سهراب زاده، مشاور کارگردان: محسن بخارایی، بازیگردان: سید احمد قیومی، برنامه ریز: علی ناصری، منشی و مدیر صحنه: ایمان منوچهریان، مدیر فیلمبرداری: علی شاهیده،کارگردان و فیلمبردار سه بعدی: فرامرز قهرمانی فر، صدابردار: مصطفی بهمنی، گریم: مجتبی نبوی، مهسا قیومی، طراح صحنه و لباس: داوود باقری، مدیر تولید: محسن غفارزاده، مجری طرح: موسسه تولید فیلم رویای قدیم.

شبکه ایران

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:56 AM

October 01, 2012

خارج کردن 2 کیلو مو از شکم یک دختر +عکس

یک دختر هندی 19 ساله چند روز پیش به علت آنکه توانایی خورد و یا اشامیدن چیزی را نداشت به پزشک مراجعه کرد و در آنجا متوجه اتفاق بسیار عجیبی شد.


این دختر که عادت به جویدن موهایش داشته است دچار عارضه ای خاص در داخل شکمش شده و سریعا برای عمل جراحی به اتاق عمل منتقل شد.

در طی سال ها در داخل معده این دختر یک تومور 2 کیلوگرمی از جنس مو جمع شده بود که مانع از غذا خوردن او می شد. نکته جالب در مورد این تومور این است که کاملا شبیه به معده این دختر درست شده است و تمام فضای آن را گرفته بوده است.

باشگاه خبرنگاران

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:44 PM

آقای دوربینی در مراسم تشییع یک بازیگر قدیمی (عکس)

مراسم تشییع پیکر مرحوم بهروز مسروری صبح امروز یکشنبه با حضور جمعی از هنرمندان و مسئولان در تالار وحدت برگزار شد.







نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 06:14 AM

۱۰ زن مشهور که درآمدشان از شوهرانشان بیشتر است /عکس

در دنیا رسم بر این است که مردها نان  آور خانه باشند و مردانی که نتوانند این مهمترین وظیفه خود را به خوبی انجام دهند، مورد عتاب خانواده هایشان قرار می گیرند.

ذهنیت دیگری که بسیاری از مردم دنیا از جمله خود ما داریم این است که در صورتی که زن هم سر کار برود درآمد مرد باید بیشتر از درآمد زن باشد، اما این داستان برای ستارگان زن هالیوود کمی متفاوت است.

بسیاری از ستارگان زن هالیوود درآمد و ثروتی بسیار بیشتر از همسران و همراهان خود دارند و با این قضیه هم ظاهرا مشکلی ندارند. در این گزارش به معرفی 10 زن هالیوودی می پردازید که ثروت و درآمدشان با شوهرانشان قابل مقایسه نیست.

1. جسیکا سیمپسون

 

10 زن مشهور که درآمدشان از شوهرانشان بیشتر است

 
برای کسی مثل جسیکا سیمپسون چندان ساده نیست که مردی را پیدا کند که به اندازه خودش در کار و حتی پول درآوردن موفق باشد. این ستاره تلویزیونی و سینمایی زرنگ و دانا در بیزینس هم موفقیت های قابل توجهی دارد و خط تولیدی برای محصولات مو و زیبایی دارد. ضمن اینکه در کار طراحی کفش، کیف های دستی و عطر هم هست.

خب ناگفته پیداست که حتی در آمریکا هم شوهری پیدا نمی شود که ثروتش بالاتر از ثروت 100 میلیون دلاری این خانم باشد. به هر حال او خوشبختی را در کنار اریک جانسون، بازیکن پیشین NFL، لیگ حرفه ای فوتبال آمریکایی تجربه می کند.

 


2. کریس جنر

 
10 زن مشهور که درآمدشان از شوهرانشان بیشتر است

 
این خانم بیش از هر چیز به خاطر اینکه مادر کیم کارداشیان، ستاره مشهور هالیوود است، شناخته می شود، هر چند شخصیتی تلویزیونی، تهیه کننده تلویزیون و یک بیزینس من هم هست.

همسر خانم جنر، بروس جنر، دارنده مدال طلای المپیک تابستانی 1976 است، اما شهرت فعلی اش بیش از هر چیز به خاطر همسرش است.

خانم جنر در حال حاضر مدیریت بیزینس های خانواده اش را بر عهده دارد و در کنار آن نیز به بیزینس های شخصی هم مشغول است.

 


3. اپرا وینفری


 
10 زن مشهور که درآمدشان از شوهرانشان بیشتر است

 
یکی از محبوبترین شخصیت های تلویزیونی در آمریکا و حتی کل دنیا، اپرا وینفری است که با نگاهی به ثروت 3 میلیارد دلاری اش به سادگی می توان دریافت که او جزو ثروتمندترین زنان جهان است و رسیدن به این ثروت هم کار هر کسی نیست.

همراه زندگی اش استفان گراهام هم بیزینسمن موفقی است و مدیریت یک شرکت بزرگ را برعهده دارد، اما هر چقدر هم که درآمد و ثروت داشته باشد به گرد پای خانم وینفری هم نمی رسد!

 


4. جنیفر لوپز


 
10 زن مشهور که درآمدشان از شوهرانشان بیشتر است

 
مجله فوربس اخیرا از جنیفر لوپز به عنوان قدرتمندترین سلبریتی نام برده است و همراهش خیلی باید از او سرتر باشد که از قدرتمندترین سلبریتی دنیا پیشی بگیرد، چه به لحاظ شهرت و محبوبیت و چه به لحاظ ثروت و درآمد.

در میزان ثروت خانم لوپز همین بس که سال گذشته خانه ای به ارزش حدود 52 میلیون دلار خریده است.

 


5. بتنی فرانکل


 
10 زن مشهور که درآمدشان از شوهرانشان بیشتر است

 
این روزها باب شده که می گویند پسر های بیکار دنبال زن شاغل می گردند که خیالشان از بابت خرج زندگی راحت باشد! حالا حکایت بتنی فرانکل و شوهرش است. همسر خانم فرانکل،جیسون هوپی کار ندارد ام در عوض همسری پولدار و مشهور دارد که خیلی هم برایش ارزش قائل است.

خانم فرانکل شخصیتی تلویزیونی، نویسنده، کارآفرین و سرآشپز است.

مسئله بیکاری شاید در ظاهر نارحتی برای آقای جیسون نداشته باشد، اما کسی از دلش خبر ندارد!

 


6. گوئن استفانی


 
10 زن مشهور که درآمدشان از شوهرانشان بیشتر است

 
این خواننده و طراح مد هم با همراهی گاوین روسدیل از شغل مشترکشان و موفقیت هایی که در آن در زمینه موسیقی کسب می کنند، لذت می برند. خانم استفانی البته خواننده با کارهای انفرادی زیاد و خواننده موفق و مهم و همچنین طراح مد نیز هست، اما همسرش که ده سال است با هم زندگی می کنند، عضو یک گروه موسیقی است. پس طبیعی است که ثروت استفانی از شوهرش بیشتر باشد.

 


7. کایرا سدویک


 
10 زن مشهور که درآمدشان از شوهرانشان بیشتر است

 
همسر کایرا سدویک هم همکارش است و این خانم بازیگر به همراه همسرش کیوین بیکون از شغل خود کاملا راضی و خشنود هستند، اما درخشش خانم بازیگر از آقای بازیگر بیشتر است و طبیعتا پول بیشتری هم بابت این درخشش زیاد می گیرد. او برای هر اپیزود درام تازه اش چیزی نردیک به 300 هزار دلار دریافت کرده است.

 

8. سارا جسیکا پارکر

 
10 زن مشهور که درآمدشان از شوهرانشان بیشتر است

 
سارا جسیکا پارکر هم با همسرش متیو برودریک همکار است، اما او نیز مانند کایرا از همسرش خیلی بیشتر می درخشد و با ایفای نقش های اصلی سر خود را شلوغ کرده است و درآمد خوبی هم دارد، کاری که همسرش انجام نمی دهد و با این تفاسیر طبیعی است که درآمد خانم بازیگر از همسرش بیشتر باشد.

 


9. جنیفر آنیستون


 
10 زن مشهور که درآمدشان از شوهرانشان بیشتر است

 
جنیفر آنیستون هم که همسر سابق برد پیت بود و در سال 2005 از او جدا شد، به زودی قرار است با جاستین سروکس ازدواج کند، اما خوب درآمد و ثروت شوهر آینده اش به پای او نمی رسد. او حتی خانه ای برای شوهرش هم خریده است. ثروت خانم آنیستون به بیش از 100 میلیون دلار می رسد.

 


10. مریل استریپ


 
10 زن مشهور که درآمدشان از شوهرانشان بیشتر است

 

خانم استریپ همه نوع جایزه ای در ویترین افتخارات خود به عنوان بازیگر دارد و از امی و گلدن گلوب گرفته تا سه اسکار در ویترینش یافت می شود. ثروت این بانوی بااستعداد دنیای بازیگری به 50 میلیون دلار می رسد و در کنار دن گامر زندگی خوبی دارد هرچند درآمد و ثروتی بیش از او دارد.

بانکی

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 06:03 AM

عکس/ چهره جدید ابوالفضل پورعرب به دلیل بیماری سرطان !

ابوالفضل پورعرب كه به دلیل بیماری سرطان مدتها خانه نشین بوده است، پس از ماه ها در مراسم تجمع هنرمندان برای محكومیت اهانت به پیامبر اسلام(ص) در برابر دوربین رسانه ها قرار گرفت.

ابوالفضل پورعرب در تجمع هنرمندان در اعتراض به هتک حرمت به ساحت پیامبر اعظم(ص)

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:55 AM