مشاهده : 147داستان, سرگرمیRSSاشتراک:

داستان جالب | غذا خوردن‌ آلمانی‌

داستان جالب | غذا خوردن‌ آلمانی‌
سوپ‌ جو را روی‌ میز گذاشته‌ بود. آقای‌ رَت‌ که‌ به‌ سوپ‌خوری‌ زل‌ زده‌بود رو به‌ میز خم‌ شد و گفت‌: «این‌ همان‌ چیزی‌ است‌ که‌ من‌ می‌خواستم‌....

داستان جالب غذا خوردن‌ آلمانی‌

داستان جالب غذا خوردن‌ آلمانی‌ ,سوپ‌ جو را روی‌ میز گذاشته‌ بود.
آقای‌ رَت‌ که‌ به‌ سوپ‌خوری‌ زل‌ زده‌بود رو به‌ میز خم‌ شد و گفت‌: «این‌ همان‌ چیزی‌ است‌ که‌ من‌
می‌خواستم‌.
چندروزی‌ است‌ که‌ اوضاع‌ معده‌ام‌ روبه‌راه‌ نیست‌.
سوپ‌ جو، همان‌ غذای‌ ساده‌ای‌است‌ که‌ لازم‌ دارم‌.
من‌ آشپزی‌ سرم‌ می‌شود.» و سرش‌ را به‌ طرف‌ من‌چرخاند.
سعی‌ کردم‌ درست‌ به‌ اندازه‌ لازم‌ از خودم‌ اشتیاق‌ نشان‌ بدم‌.
ـ چه‌ جالب‌! ـ بله‌.
وقتی‌ کسی‌ ازدواج‌ نکرده‌ باشد لازم‌ است‌.
البته‌ من‌ همه‌ چیزهایی‌ راکه‌ از زن‌ها می‌خواستم‌ بدون‌ ازدواج‌ هم‌ به‌ دست‌ آورده‌ام‌.
دستمال‌ سفره‌ را به‌ یقه‌اش‌ آویزان‌ کرد، سوپش‌ را فوت‌ کرد و ادامه‌ داد:ساعت‌ نه‌ برای‌ خودم‌ یک‌ صبحانه‌ انگلیسی‌
آماده‌ می‌کنم‌، البته‌ نه‌ خیلی‌مفصل‌.
چهار بُرش‌ نان‌، دو تکه‌ گوشت‌ خوک‌، یک‌ بشقاب‌ سوپ‌ و دو فنجان‌چای‌.
برای‌ شماها چیز دندان‌گیری‌ نیست‌.

داستان جالب غذا خوردن‌ آلمانی‌ ها

این‌ جمله‌ را با چنان‌ اطمینانی‌ گفت‌ که‌ جرأت‌ نکردم‌ با آن‌ مخالفت‌ کنم‌.ناگهان‌ همه‌ سرها به‌ طرف‌ من‌ برگشت‌.
احساس‌ کردم‌ که‌ دارم‌ بار سنگین‌مفصل‌بودن‌ صبحانه‌ ملی‌مان‌ را تحمل‌ می‌کنم‌.
منی‌ که‌ صبح‌ها در حین‌ بستن‌دکمه‌های‌ پیراهنم‌ فقط‌ یک‌ فنجان‌ چای‌ خشک‌ و خالی‌ سر می‌کشم‌.
آقای‌ هافمن‌ که‌ اهل‌ برلین‌ بود گفت‌: این‌که‌ چیزی‌ نیست‌، من‌ هم‌ وقتی‌انگلستان‌ بودم‌ صبح‌ها حسابی‌ می‌لمباندم‌.
قطره‌های‌ سوپ‌ را که‌ روی‌ کت‌ و جلیقه‌اش‌ ریخته‌ بود پاک‌ کرد و چشم‌هاو سبیلش‌ را بالا داد.
خانم‌ اشتیگلر پرسید: واقعاً این‌قدر زیاد می‌خورند؟ سوپ‌ و نان‌ برشته‌ وگوشت‌ خوک‌، چای‌ و قهوه‌، مربا و عسل‌ و
تخم‌ مرغ‌، ماهی‌ خام‌ و قلوه‌، ماهی‌پخته‌ و جگر؟ حتی‌ خانم‌ها هم‌ این‌قدر می‌خورند؟ آقای‌ رت‌ گفت‌: دقیقاً.
من‌ این‌ را وقتی‌ در هتل‌ لیشتر اسکوئر بودم‌فهمیدم‌.
هتل‌ خوبی‌ بود، اما بلد نبودند چای‌ دم‌ کنند.
من‌ خندیدم‌ و گفتم‌: این‌ کاری‌ است‌ که‌ من‌ بلدم‌.
می‌توانم‌ چای‌ خیلی‌خوبی‌ دم‌ کنم‌.
راز بزرگ‌ آن‌ این‌ است‌ که‌ باید قوری‌ را گرم‌ کرد.

داستان جالب غذا خوردن‌ آلمانی‌

داستان جالب و خواندنی غذا خوردن‌ آلمانی‌

آقای‌ رت‌ بشقاب‌ سوپش‌ را کنار زد و حرفم‌
را قطع‌ کرد: قوری‌ را باید گرم‌کرد؟ برای‌ چی‌ قوری‌ را گرم‌ می‌کنید؟ ها، ها، هاه‌! فکر نمی‌کنم‌ کسی‌ میلی‌
به‌خوردن‌ قوری‌ داشته‌ باشد! چشم‌های‌ آبی‌ سردش‌ را با حالتی‌ که‌ همه‌جور پیش‌داوری‌ خصمانه‌ در آن‌بود به‌ من‌ دوخت‌.
ـ پس‌ راز بزرگ‌ چای‌ انگلیسی‌ همین‌ است‌؟ تنها کاری‌ که‌ می‌کنید این‌است‌ که‌ قوری‌ را گرم‌ می‌کنید؟ خواستم‌ بگویم‌
که‌ این‌ فقط‌ نوعی‌ مقدمه‌چینی‌ است‌، اما نتوانستم‌ آن‌ راترجمه‌ کنم‌ و ساکت‌ ماندم‌.
پیش‌خدمت‌ گوشت‌ گوساله‌ با ترشی‌ کلم‌ و سیب‌زمینی‌ آورد.
یکی‌ از مسافرها که‌ اهل‌ شمال‌ آلمان‌ بود گفت‌: از ترشی‌ کلم‌خیلی‌ خوشم‌ می‌آید.
الان‌ آن‌قدر خورده‌ام‌ که‌ جا ندارم‌.
مجبورم‌ که‌ فوراً…
به‌طرف‌ خانم‌ اشتیگلر برگشتم‌ و گفت‌: روز قشنگی‌ است‌.
شما زود بیدارشدید؟ ـ ساعت‌ پنج‌، ده‌دقیقه‌ روی‌ چمن‌های‌ خیس‌ قدم‌ زدم‌.
دوباره‌ توی‌رخت‌خواب‌ رفتم‌.
پنج‌ و نیم‌ خوابم‌ برد.
هفت‌ بیدار شدم‌ و یک‌ حمام‌ کامل‌کردم‌.
دوباره‌ به‌ رخت‌خواب‌ رفتم‌.
ساعت‌ هشت‌ پاشویه‌ کردم‌ و ساعت‌هشت‌ و نیم‌ یک‌ فنجان‌ چای‌ نعناع‌ خوردم‌، ساعت‌ نه‌ قهوه‌ مالت‌ و بعدمعالجه‌ام‌ را
شروع‌ کردم‌.
لطفاً ترشی‌ کلم‌ را بده‌.
خودت‌ از آن‌ نمی‌خوری‌؟

داستان غذا خوردن‌ آلمانی‌

ـ نه‌ متشکرم‌.
هنوز احساس‌ می‌کنم‌ برایم‌ کمی‌ سنگین‌ است‌.
زن‌ بیوه‌ای‌ که‌ سنجاق‌ سری‌ را لای‌ دندان‌هایش‌ نگه‌ داشته‌ بود پرسید:راست‌ است‌ که‌ تو گیاه‌خواری‌؟ ـ بله‌، الان‌ سه‌سال‌
است‌ که‌ گوشت‌ نخورده‌ام‌.
ـ عجیب‌ است‌! تو بچه‌ نداری‌؟ ـ نه‌.
ـ ببین‌، نتیجه‌ای‌ که‌ از این‌کار می‌گیری‌ همین‌ است‌ دیگر.
کی‌ تا حالا شنیده‌که‌ با سبزیجات‌ بشه‌ بچه‌دار شد؟ شما در انگلستان‌ هیچ‌وقت‌ خانواده‌ای‌ پرزاد و ولد نداشته‌اید.
فکر می‌کنم‌ همه‌ وقت‌تان‌ را صرف‌ جنبش‌ حق‌ رأی‌ برای‌زنان‌ می‌کنید.
من‌ الان‌ نُه‌ تا بچه‌ دارم‌ و همه‌، خدا را شکر زنده‌ هستند.بچه‌هایی‌ سالم‌ و خوب‌.
فکر کنم‌ بعد از این‌که‌ اولی‌ به‌ دنیا آمد من‌…
حرفش‌ را قطع‌ کردم‌: چه‌ جالب‌! سنجاق‌ سر را در موهایش‌ که‌ بالای‌ سرش‌ جمع‌ کرده‌ بود فرو کرد و
بابی‌اعتنایی‌ گفت‌: جالب‌ است‌؟ نه‌ چندان‌.
یکی‌ از دوستانم‌ چهارقلو زایید.شوهرش‌ آن‌قدر خوش‌حال‌ بود که‌ یک‌ مهمانی‌ مفصل‌ گرفت‌.
بچه‌ها راگذاشته‌ بودند روی‌ میز! دوستم‌ حسابی‌ به‌ خودش‌ افتخار می‌کرد.
مرد مسافر که‌ داشت‌ سر چاقو به‌ برشی‌ از سیب‌ زمینی‌ گاز می‌زد گفت‌:آلمان‌ کشور خانواده‌هاست‌.
همه‌ با سکوت‌ تحسین‌آمیزی‌ حرفش‌ را تأیید کردند.
بشقاب‌ها را برای‌ آوردن‌ گوشت‌ گوساله‌، کشمش‌ قرمز و اسفناج‌ عوض‌کردند.
چنگال‌هاشان‌ را با نان‌ سیاه‌ تمیز کردند و دوباره‌ شروع‌ به‌ خوردن‌کردند.

داستان جالب غذا خوردن‌ آلمانی‌

آقای‌ رَت‌ پرسید: چه‌قدر این‌جا می‌مانید؟ ـ دقیقاً نمی‌دانم‌.
سپتامبر باید لندن‌ باشم‌.
ـ حتماً سری‌ به‌ مونیخ‌ هم‌ می‌زنید.
ـ نه‌، متأسفانه‌ وقت‌ ندارم‌.
می‌دانید، نباید در معالجاتم‌ وقفه‌ بیفتد.
ـ ولی‌ شما باید مونیخ‌ را ببینید.
تا وقتی‌ به‌ مونیخ‌ نرفته‌اید یعنی‌ آلمان‌ راندیده‌اید.
تمام‌ نمایشگاه‌ها، همه‌ هنر و روح‌ زندگی‌ آلمان‌ در مونیخ‌ است‌.
درآگُست‌ جشن‌واره‌ واگنر برگذار می‌شود، همین‌طور موتزارت‌ و مجموعه‌ای‌از نقاشی‌های‌ ژاپنی‌.
و آب‌جو! اگر به‌ مونیخ‌ نرفته‌ باشید نمی‌توانید بفهمیدآب‌جو خوب‌ یعنی‌ چه‌.
این‌جا من‌ هر روز بعد از ظهر خانم‌های‌ متشخصی‌ رامی‌بینم‌ که‌ لبی‌ تر می‌کنند اما در مونیخ‌ خانم‌های‌ متشخص‌ لیوان‌های‌
آب‌جوبه‌ این‌ بزرگی‌ می‌خورند.
و با دست‌ اندازه‌ یک‌ پارچ‌ را نشان‌ داد.
آقای‌ هافمن‌ گفت‌: من‌ وقتی‌ زیاد آب‌جو مونیخی‌ می‌خورم‌ حسابی‌ عرق‌می‌کنم‌.
این‌جا که‌ هستم‌، وقتی‌ راه‌ می‌روم‌، دایم‌ عرق‌ می‌ریزم‌، هر چند لذت‌می‌برم‌، ولی‌ توی‌ شهر این‌طور نیست‌.
انگار عرق‌ کرده‌ باشد، چون‌ حرفش‌ رازده‌ بود، گَل‌ و گردنش‌ را دستمال‌ کشید و گوش‌هایش‌ را هم‌ به‌ دقت‌
تمیز کرد.
یک‌ ظرف‌ شیشه‌ای‌ مربای‌ زردآلو روی‌ میز گذاشتند.
خانم‌ اشتیگلر گفت‌: میوه‌ برای‌ سلامتی‌ آدم‌ لازم‌ است‌.
امروز صبح‌ دکتربهم‌ گفت‌ تا می‌توانم‌ میوه‌ بخورم‌.
پیدا بود که‌ او این‌ دستور را دقیقاً اجرا می‌کرد.
داستان جالب غذا خوردن‌ آلمانی‌

داستان جالب

مرد مسافر گفت‌: انگار شما هم‌ نگران‌ هستید که‌ جنگ‌ در بگیرد.
قابل‌درک‌ است‌.
من‌ توی‌ روزنامه‌ مقاله‌ای‌ راجع‌ به‌ بازی‌ای‌ که‌ شما انگلیسی‌هادرآورده‌اید خوانده‌ام‌.
آن‌ را دیده‌اید؟ من‌ صاف‌ نشستم‌ و گفت‌: بله‌، اما مطمئن‌ باشید که‌ جا نزده‌ایم‌.
آقای‌ رَت‌ گفت‌: خوب‌، پس‌ حالا حساب‌ کار خودتان‌ را بکنید.
شما ارتش‌ندارید، مگر یک‌ مشت‌ پسربچه‌ که‌ کله‌شان‌ از سم‌ نیکوتین‌ پر شده‌ است‌.
آقای‌ هافمن‌ گفت‌: نگران‌ نباشید.
ما نیازی‌ به‌ انگلستان‌ نداریم‌.
اگر لازمش‌داشتیم‌ سال‌ها پیش‌ گرفته‌ بودیمش‌.
ما واقعاً چشم‌داشتی‌ به‌ شما نداریم‌.
قاشقش‌ را با سر و صدا به‌طرفم‌ تکان‌ داد.
طوری‌ به‌ من‌ نگاه‌ می‌کرد که‌انگار بچه‌ کوچکی‌ هستم‌ که‌ می‌تواند هرطور که‌ خودش‌ دلش‌ خواست‌ با من‌رفتار کند.
گفتم‌: مطمئناً.
ما هم‌ آلمان‌ را لازم‌ نداریم‌.
آقای‌ رَت‌ برای‌ این‌که‌ موضوع‌ گفت‌ و گو را عوض‌ کند گفت‌: امروز صبح‌یک‌ حمام‌ نصفه‌نیمه‌ کردم‌.
بعد از ظهر باید زانوها و بازوهایم‌ را بشویم‌.
بعدباید یک‌ساعت‌ ورزش‌ کنم‌.
یک‌ گیلاس‌ شراب‌ بزنم‌ با کمی‌ نان‌ و ساردین‌…
کیکی‌ خامه‌ای‌ که‌ رویش‌ گیلاس‌ بود آوردند.
زن‌ بیوه‌ از من‌ پرسید: شوهرت‌ چه‌ نوع‌ گوشتی‌ دوست‌ دارد؟ ـ راستش‌ درست‌ نمی‌دانم‌.
ـ نمی‌دانی‌؟ چند سال‌ است‌ که‌ ازدواج‌ کرده‌ای‌؟ ـ سه‌ سال‌.
ـ باورم‌ نمی‌شود.
یک‌ هفته‌ هم‌ نمی‌شود بدون‌ دانستن‌ این‌ موضوع‌خانه‌داری‌ کرد.
ـ هیچ‌وقت‌ ازش‌ نپرسیده‌ام‌.
راستش‌ خیلی‌ به‌ غذا اهمیت‌ نمی‌دهد.
همه‌ در سکوت‌ نگاهم‌ می‌کردند و با دهان‌های‌ پر از هسته‌ گیلاس‌ سرتکان‌ می‌دادند.
زن‌ بیوه‌ دستمالش‌ را تا کرد و گفت‌: انگار در انگلستان‌چیزهای‌ خیلی‌ بدی‌ را از پاریس‌ها تقلید می‌کنید.
چه‌طور یک‌ زن‌ می‌تواندشوهرداری‌ کند، آن‌وقت‌ بعد از سه‌ سال‌ زندگی‌ مشترک‌ هنوز نداند غذای‌مورد علاقه‌ شوهرش‌ چیست‌؟ داستان
جالب
غذا خوردن‌ آلمانی‌ عصر ایران

تلگرام پرشین وی

زولا بازی کن

ندای ارژنگ

آیسان پرواز

نو عروس

نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
زولا بازی کن

آیسان پرواز

ندای ارژنگ
داستان کوتاه | مردم آزارداستان کوتاه | مردم آزار
اذیت آزار مردم چه به صورت جدی و چه به صورت شوخی و سرگرمی عملی زشت می باشد در ادامه این مطلب با داستان های در این باره با شما خواهیم بود
به آسانی و فوری پولدار شوید ! بدون نیاز به صرف زمان و هزینه
جدیدترین مدل های دکوراسیون برای خانه ، آشپزخانه ، پذیرایی ، اتاق خواب
در پاتایا و آنتالیا چه می گذرد ؟ ایرانیان به دنبال چه هستند ؟
تورهای متنوع باکو با پرواز هفتگی ایران ایر !!
دختر و پسرهای اهل هیجان حتما ببینند !! داغ داغ
چند پیشنهاد ویژه برای خوشحال کردن آنکه دلش مال توست !
چیدمان شیک و طراحی فوق العاده اتاق کودک + تصاویر
مجلل ترین و باشکوه ترین عروسی های ایرانی !!!
شیک ترین و جدیدترین مدل های لباس عروس , سفره عقد , آرایش عروس و ...
تست هوش تصویری | تفاوت ها را بیابید (۳۲)
اس ام اس فصل بهار
داستان زیبای | دروغ های مادرم
تست هوش | ردیف مجهول!
اس ام اس عاشقانه (۷۳)
داستان جالب | درخت گلابی
معمای جالب | شجره نامه
اس ام اس خداحافظی (۱)
داستان آموزنده | زشت ترین دختر کلاس
تست هوش | سرعت عمل گزینه متفاوت را بیابید
اس ام اس تبریک روز پدر و روز مرد (۷)
داستان جالب | نزاع چهار نفر بر سر انگور
معمای جالب | خط کوتاهتر
اس ام اس تبریک ولادت حضرت علی (ع) (۱)
داستان زیبای | کشیش در هواپیمای طوفان زده
معمای تصویری | رمزگشایی حاصلضرب (۵)
اس ام اس خنده دار و جالب (۶۵)
داستان شیوانا | تاجر ورشکسته
تست هوش | بهترین کلاس مدرسه
اس ام اس وفات حضرت زینب (س) (۱)
داستان جالب | عشق واقعی مارمولک
اس ام اس خیانت و نامردی (۱۳)
تست هوش جالب | کشف رابطه اعداد
داستان پند آموز | دنیای مجازی واقعی
اس ام اس تنهایی (۲)
تست هوش جالب | باز هم کاشیکاری منطقی!
داستان بهلول | قیمت پادشاهی هارون
داستان جالب | مرده‌ای در تابوت
متن و عکس پروفایل نیمه شعبان با تبریک ولادت امام زمان سال ۹۷
عکس پروفایل روز معلم با متن های زیبای تبریک
با پارتیشن اداری چگونه محیط کار دوستانه خلق کنیم ؟
بهترین محصولات مراقبت از پوست تالگو مخصوص خانمها و آقایون
چیدمان میز ناهارخوری با اصول و قواعد پذیرایی شیک و مدرن ! + تصاویر
در سال جدید نگران کسب درآمد نباشید | کسب درآمد عالی
ویژه بهار 97 | امسال را متفاوت تجربه کنید
چهل نما

آیسان پرواز

معمای جالب | شجره نامهمعمای جالب | شجره نامه
در این معمای جالب شجره نامه حدس نسبت بین دو نفر می باشد سطع دشواری ساده ای دارد که به آسانی به جواب می رسید فقط کمی دقت لازم است با ما همراه شوید
تست هوش | سرعت عمل گزینه متفاوت را بیابید
معمای جالب | خط کوتاهتر
معمای تصویری | رمزگشایی حاصلضرب (۵)
معمای جالب تیله‌ بازی با قاضی
معمای جالب | ساعت دیجیتال روی شیشه
معمای جالب | شمش تقلبی
معمای جالب | چه کسی کیک ملکه را خورد؟
معمای ریاضی | حدس می‌زنید اول باشد؟
معمای ریاضی | شناسایی عدد مفقوده!
معمای المپیادی | افراد و زبان های مختلف
معمای ریاضی | محاسبه تعداد صفرها
معمای ریاضی | تعداد مثلث ها
معمای المپیادی | اعداد متوازن
معمای ریاضی | بزرگترین حاصل ضرب
معمای جالب | جواهر گرانبها
معمای ریاضی | ده ضلعی و درصد مساحت رنگی
معمای المپیادی | وزن بیشینه وزنه ها
معمای المپیادی | کشاورز نمونه
معمای ریاضی | دانش آموزان و امتحان
معمای ریاضی | حرکت اسب ها
معمای ریاضی | تعداد طوطی و قفس
معمای ریاضی | زاویه مجهول
معمای ریاضی | همه ارقام در سه تساوی
معمای جالب | توپ بازی پینگ پنگ
چیستان های جالب و خواندنی (۱۱)
معمای جالب | پرواز کبوتر
معمای جالب پیدا کردن صاحب گورخر
معمای المپیادی | معمای نمایی
معمای جالب | چوپان و عبور از پل
تست هوش تصویری | تفاوت ها را بیابید (۳۲)
تست هوش | ردیف مجهول!
تست هوش | سرعت عمل گزینه متفاوت را بیابید
تست هوش | بهترین کلاس مدرسه
تست هوش جالب | کشف رابطه اعداد
تست هوش جالب | باز هم کاشیکاری منطقی!
تست هوش | تابلوی بعدی کدام است؟
تست هوش نوروزی همه سین‌های سفره
تست هوش تصویری | تاس ها
تست هوش تصویری | تفاوت ها را بیابید (۴۹)
تست هوش فضایی | مکعب نادرست
تست هوش | زنجیره علائم متفاوت
تست هوش | روابط منطقی بین اعداد
تست هوش | بیشترین حجم رنگ ها
تست هوش | تشخیص نسبت ها
تست هوش | پنج ضلعی‌های خالدار
تست هوش | کلمات پنهان شده در تصویر
تست هوش تصویری | چهره غیر طبیعی!
تست هوش | اشتباه تصویر کجاست (۴)
تست هوش جالب | انار شب یلدا
تست هوش تصویری | تفاوت ها را بیابید (۴۸)
تست هوش | موش زبر و زرنگ!
تست هوش تصویری | تفاوت ها را بیابید (۴۷)
تست هوش | تمام مثلث‌های شکل را بشمارید.
تست هوش | قطعات مکمل شکل
تست هوش تصویری | تفاوت ها را بیابید (۴۶)
تست هوش | مرغ و تخم مرغ
تست هوش تصویری | تفاوت ها را بیابید (۴۵)
تست هوش | آشپز و ساعت های شنی
تست هوش | کاشی‌های رنگی و الگوهای به کار نرفته!
داستان کوتاه | مردم آزار
داستان کوتاه | مردم آزار
تست هوش تصویری | تفاوت ها را بیابید (۳۲)
تست هوش تصویری | تفاوت ها را بیابید (۳۲)
اس ام اس فصل بهار
اس ام اس فصل بهار
داستان زیبای | دروغ های مادرم
داستان زیبای | دروغ های مادرم
تست هوش | ردیف مجهول!
تست هوش | ردیف مجهول!
اس ام اس عاشقانه (۷۳)
اس ام اس عاشقانه (۷۳)
داستان جالب | درخت گلابی
داستان جالب | درخت گلابی
معمای جالب | شجره نامه
معمای جالب | شجره نامه
رایانمهرامیران پرواز
چهل نما