آیا اعضای بدن انسان، بر بدن حقی دارند؟

مشاهده : 2005
آیا اعضای بدن انسان، بر بدن حقی دارند؟ احکام و مسائل شرعی
خداوند نعمت های فراوانی به ما داده است و این نعمت ها نیاز به مراقبت و شکرگزاری دارند . حق اعضای بدن بر انسان را در ادامه بخوانید.

بدن انسان و دستگاه پیچیده آن از مهم ترین و جذاب ترین آفریده های خالق هستی اند و همه ما در این دنیا باید امانت دار آن باشیم . روز قیامت درباره همه اعمال ما و همچنین و درباره بدن و حق آن از ما سوال می گردد. حق اعضای بدن بر انسان را در پرشین وی بخوانید.

حق اعضای بدن بر انسان

حق دستت ، این است که آن را به سوى چیزى که بر تو حلال نیست ، نگشایى.
ثابت بن دینار ابوحمزه ثمالى گوید: امام سجاد علیه السلام فرمود: حق خداى اکبر، بر تو این است که :او
را عبادت کنى و چیزى را شریک او قرار ندهى ، پس اگر تو با اخلاص ، این عمل را
به جاى آورى ، خداوند بر خود چنین قرار داده که امر دنیا و آخرتت را کفایت کند.

حق جان تو ، بر خودت این است که : آن را در طاعت خداوند به کارگیرى.

حق زبان ، گرامى داشتن آن از دشنام و عادت دادنش به خیر و ترک یاوه گویى که فایده اى
در آن نباشد.و نیکى با مردم و خوش گفتارى با آنان است.

حق گوش ، منزه داشتن آن از غیبت ، و آنچه که نباید بشنوى ، حق چشم ، این است
که آن را از محرمات فروبندى.
و نگاه کردن با آن را وسیله عبرت قرارى دهى.
حق دستت ، این است که آن را به سوى چیزى که بر تو حلال نیست ، نگشایى.حق پایت ،
این است که به سوى محرمات راه نسپارى ، چرا که با این پاها بر صراط مى ایستى.پس بنگر، تا
تو را نلغزاند تا در دوزخ افتى.
و حق شکم ، آن است که آن را ظرفى براى حرام نسازى ، و بیشتر از حد سیرى نخورى.من
لا یحضره الفقیه / قسمتى از حدیث ۳۲۱۴، ج ۲ ص ۶۱۸ ۶۲۸

حق اعضای بدن بر انسان

حق اعضای بدن بر انسان

رساله حقوق امام سجاد

حدیث‌پژوهان این حدیث را به‌ جهت اعتبار راویان و منابع حدیثی‌اش معتبر می‌دانند.
ترجمه‌های فارسی (متعدد)، انگلیسی، فرانسوی، اردو و هندی از این رساله منتشر و شرح‌های بسیاری بر آن نوشته‌ شده است.

در قسمت‌هایی از این رساله، هفت وظیفۀ انسان در برابر حقوق اعضاء و جوارح خود
در بیان شیوای امام سجاد (ع) عنوان شده است که در ادامه به آن اشاره می‌شود.

فَأَمَّا حَقُّ اللَّهِ الْأَکْبَرُ فَأَنَّکَ تَعْبُدُهُ لَا تُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ بِإِخْلَاصٍ جَعَلَ لَکَ عَلَى
نَفْسِهِ أَنْ یَکْفِیَکَ أَمْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ وَ یَحْفَظَ لَکَ مَا تُحِبُّ مِنْهَا.

اما حق بزرگ‌تر خدا این است که او را بپرستى و چیزى را شریکش ندانى، و چون از
روى اخلاص این کار را کردى خدا در عهده گرفته که کار دنیا و آخرت تو را کفایت کند و آنچه از آن بخواهى برایت نگهدارد.

وَ أَمَّا حَقُّ نَفْسِکَ عَلَیْکَ فَأَنْ تَسْتَوْفِیَهَا فِی طَاعَهِ اللَّهِ فَتُؤَدِّیَ إِلَى لِسَانِکَ حَقَّهُ وَ إِلَى
سَمْعِکَ حَقَّهُ وَ إِلَى بَصَرِکَ حَقَّهُ وَ إِلَى یَدِکَ حَقَّهَا وَ إِلَى رِجْلِکَ حَقَّهَا وَ إِلَى بَطْنِکَ حَقَّهُ وَ إِلَى فَرْجِکَ حَقَّهُ وَ تَسْتَعِینَ بِاللَّهِ عَلَى ذَلِکَ

حق خودت بر تو این است که کاملاً او را در طاعت خدا بگمارى، به زبانت حقش را بپردازى
و به گوشت حقش را بپردازى و به چشمت حقش را بپردازى و به دست خود حقش را بپردازى
و به پایت حقش را بپردازى و حق شکمت را بپردازى و حق فرجت را بپردازى، و از خدا در این کار یارى جویى.

وَ أَمَّا حَقُّ اللِّسَانِ فَإِکْرَامُهُ عَنِ الْخَنَى وَ تَعْوِیدُهُ الْخَیْرَ وَ حَمْلُهُ عَلَى الْأَدَبِ وَ إِجْمَامُهُ إِلَّا لِمَوْضِعِ
الْحَاجَهِ وَ الْمَنْفَعَهِ لِلدِّینِ وَ الدُّنْیَا وَ إِعْفَاؤُهُ عَنِ الْفُضُولِ الشَّنِعَهِ الْقَلِیلَهِ الْفَائِدَهِ الَّتِی لَا یُؤْمَنُ ضَرَرُهَا
مَعَ قِلَّهِ عَائِدَتِهَا وَ یُعَدُّ شَاهِدُ الْعَقْلِ وَ الدَّلِیلُ عَلَیْهِ وَ تَزَیُّنُ الْعَاقِلِ بِعَقْلِهِ [وَ] حُسْنُ سِیرَتِهِ فِی
لِسَانِهِ وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.

بررسی حق اعضای بدن بر انسان

حق زبانت این است که آن را از دشنام ارجمندتر بدانى و به سخن خوب عادتش بدهى و
مؤدبش دارى و آن را در دهان نگه‌دارى مگر در محل حاجت و براى سود دین و دنیا و آن را
از پرگویى و یاوه‌‏سرایى کم‌فایده که ایمنى از زیانش نیست و درآمدش کم است معاف دارى،
زبان گواه خرد و دلیل بر آن شمرده شود و آراستگى مرد به زیور عقل خوش‌‏زبانى او است و هیچ جنبش و توانایى نیست جز به او.

وَ أَمَّا حَقُّ السَّمْعِ فَتَنْزِیهُهُ عَنْ أَنْ تَجْعَلَهُ طَرِیقاً إِلَى قَلْبِکَ إِلَّا لِفُوَّهَهٍ کَرِیمَهٍ تُحْدِثُ فِی قَلْبِکَ خَیْراً
أَوْ تَکْسِبُکَ خُلُقاً کَرِیماً فَإِنَّهُ بَابُ الْکَلَامِ إِلَى الْقَلْبِ یُؤَدِّی إِلَیْهِ ضُرُوبُ الْمَعَانِی عَلَى مَا فِیهَا مِنْ خَیْرٍ أَوْ شَرٍّ وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ

حق گوش این است که از هر چیز چنان پاکش دارى که آن را راهى به دل خودسازى
(و آن را نگشایى) مگر براى (شنیدن) سخن خوبى که در دلت خیرى پدید آورد یا اخلاق
والایى بدان کسب کنى‏، زیرا گوش دروازه دل است، هر نوع معنى خوب یا بدى را به آن می‌رساند. و لا قوه الا باللَّه العلى العظیم.

حق اعضای بدن بر انسان

حق اعضای بدن بر انسان

وَ أَمَّا حَقُّ بَصَرِکَ فَغَضُّهُ عَمَّا لَا یَحِلُّ لَکَ وَ تَرْکُ ابْتِذَالِهِ إِلَّا لِمَوْضِعِ عِبْرَهٍ تَسْتَقْبِلُ بِهَا بَصَراً أَوْ تَسْتَفِیدُ بِهَا عِلْماً فَإِنَّ الْبَصَرَ بَابُ الِاعْتِبَارِ

و اما حق چشمت این است که از هر چه روا نیست آن را بپوشانى و مبتذلش
نکنی، مگر براى محل عبرت‌آورى که از آن بینا شوى یا دانشى به دست آورى زیرا دیده، وسیلۀ عبرت است.

وَ أَمَّا حَقُّ رِجْلَیْکَ فَأَنْ لَا تَمْشِیَ بِهِمَا إِلَى مَا لَا یَحِلُّ لَکَ وَ لَا تَجْعَلَهَا مَطِیَّتَکَ فِی
الطَّرِیقِ الْمُسْتَخِفَّهِ بِأَهْلِهَا فِیهَا فَإِنَّهَا حَامِلَتُکَ وَ سَالِکَهٌ بِکَ مَسْلَکَ الدِّینِ وَ السَّبْقِ لَکَ وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ

حق اعضای بدن بر انسان

و اما حق دو پایت این است که با آنها به جایى که روا نیست نروى، مرکب راهى
که پویندگانش خفت و اهانت بینند قرارش ندهى، پا وسیله نقلیه توست، به راه
دینت می‌برد، و وسیلۀ سبقت توست. و لا قوه الا باللَّه.

وَ أَمَّا حَقُّ یَدِکَ فَأَنْ لَا تَبْسُطَهَا إِلَى مَا لَا یَحِلُّ لَکَ فَتَنَالَ بِمَا تَبْسُطُهَا إِلَیْهِ مِنَ اللَّهِ الْعُقُوبَهَ
فِی الْآجِلِ وَ مِنَ النَّاسِ بِلِسَانِ اللَّائِمَهِ فِی الْعَاجِلِ وَ لَا تَقْبِضَهَا مِمَّا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهَا وَ لَکِنْ
تُوَقِّرُهَا بِهِ تَقْبِضُهَا عَنْ کَثِیرٍ مِمَّا لَا یَحِلُّ لَهَا وَ تَبْسُطُهَا بِکَثِیرٍ مِمَّا لَیْسَ عَلَیْهَا فَإِذَا هِیَ
قَدْ عُقِلَتْ وَ شُرِّفَتْ فِی الْعَاجِلِ وَجَبَ لَهَا حُسْنُ الثَّوَابِ مِنَ اللَّهِ فِی الْآجِلِ

و اما حق دست تو این است که آن را به ناروا دراز نکنى تا فردا گرفتار کیفر خدا و امروز
گرفتار سرزنش مردم در دنیا شوی و از کارهاى واجب آن را عقب نکشى، بلکه با بستن
دست از بسیارى از نارواها و گشودنش به بسیارى از غیر واجبات، عزیزش دار؛ آنگاه
است که خردمندى کرده شرف دنیا و ثواب آخرت را فراهم خواهد کرد.

وَ أَمَّا حَقُّ بَطْنِکَ فَأَنْ لَا تَجْعَلَهُ وِعَاءً لِقَلِیلٍ مِنَ الْحَرَامِ وَ لَا لِکَثِیرٍ وَ أَنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِی
الْحَلَالِ وَ لَا تُخْرِجَهُ مِنْ حَدِّ التَّقْوِیَهِ إِلَى حَدِّ التَّهْوِینِ وَ ذَهَابِ الْمُرُوَّهِ فَإِنَّ الشِّبَعَ الْمُنْتَهِیَ
بِصَاحِبِهِ إِلَى التُّخَمِ مَکْسَلَهٌ وَ مَثْبَطَهٌ وَ مَقْطَعَهٌ عَنْ کُلِّ بِرٍّ وَ کَرَمٍ وَ إِنَّ الرأی [الرِّیَّ الْمُنْتَهِیَ
بِصَاحِبِهِ إِلَى السُّکْرِ مَسْخَفَهٌ وَ مَجْهَلَهٌ وَ مَذْهَبَهٌ لِلْمُرُوَّهِ

آشنایی با حق اعضای بدن بر انسان

و اما حق شکمت این است که آن را ظرف حرام کم یا زیاد نکنی و از حلال هم به اندازه‌‏اش
بدهى و از حد تقویت به حد شکم‌خوارگى و بی‌مروتى نرسانى، و هرگاه گرفتار گرسنگى
و تشنگى شد، بر آن مسلط باش؛ زیرا سیرى بى‌اندازه شکم را بیاشوبد و کسالت آورد
که مایه باز ماندن و دور شدن از هر کار نیک و ارجمند است و نوشابه‌ای که صاحبش را
مست کند، مایه سبکسرى و نادانى کردن و بی‌مروتى است.

وَ أَمَّا حَقُّ فَرْجِکَ فَحِفْظُهُ مِمَّا لَا یَحِلُّ لَکَ وَ الِاسْتِعَانَهُ عَلَیْهِ بِغَضِّ الْبَصَرِ فَإِنَّهُ مِنْ أَعْوَنِ الْأَعْوَانِ
وَ ضَبْطُهُ إِذَا هَمَّ بِالْجُوعِ وَ الظَّمَإِ وَ کَثْرَهِ ذِکْرِ الْمَوْتِ وَ التَّهَدُّدِ لِنَفْسِکَ بِاللَّهِ وَ التَّخْوِیفِ لَهَا بِهِ وَ بِاللَّهِ الْعِصْمَهُ وَ التَّأْیِیدُ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِهِ.

و اما حق فَرجت نگهدارى آن است از آنچه حلال نیست برایت و کمک گرفتن بر آن است
به چشم‌پوشى از نامحرم؛ زیرا که آن بهترین یاوران است، و نیز با بسیار یاد مرگ کردن و
خود را تهدید کردن از خوف خدا، و از خدا است عصمت و تأیید و جنبش و توانى نیست جز به او. (تحف العقول، النص، ص۲۵۷)

هفته ها ـ باشگاه خبرنگاران

2020-12-28 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)