خصوصیات اخلاقی ستاره های سینمای ایران

مشاهده : 3563
خصوصیات اخلاقی ستاره های سینمای ایران چهره ها
ما همه خوبیم (خاطرات یک دستیار کارگردان از همکاری با ستاره های سینمای ایران ) وقتی امیر قادری زنگ زد و از من خواست تا به بهانه اکران فیلم توفیق اجباری ساخته محمدحسین لطیفی مطلبی درباره خصوصیات اخلاقی بازیگران سینمای ایران برایش بنویسم با تمام گرفتاری‌هایی که این روزها دارم نتوانستم به او نه بگویم.دلیلش […]
ما همه خوبیم (خاطرات یک دستیار کارگردان از همکاری با ستاره های سینمای ایران ) وقتی امیر قادری زنگ زد
و از من خواست تا به بهانه اکران فیلم توفیق اجباری ساخته محمدحسین لطیفی مطلبی درباره خصوصیات اخلاقی بازیگران سینمای
ایران برایش بنویسم با تمام گرفتاری‌هایی که این روزها دارم نتوانستم به او نه بگویم.
دلیلش هم این بود که چون در سینما به عنوان دستیار کارگردان و روابط عمومی فعالیت می‌کنم قطعا اطلاعات موثق‌تری
نسبت به سایر دوستان دارم.
من هم بخشی از دانسته‌هایم را روی کاغذ آورده‌ام که قطعا خالی از اشکال نیست.
همه دوستانی که در سینمای حرفه‌ای مشغول فعالیت هستند به خوبی می‌دانند که مانند سایر مشاغل و حرفه‌ها در سینما
هم نوع کنش و اخلاقیات عوامل براساس شرایط موجود در هر فیلم متغیر است.
یعنی در سینما نیز، هم اخلاق خوب و حرفه‌ای وجود دارد و هم تقریبا اخلاق بد و غیرحرفه‌ای.
تاکنون برای من کمتر پیش آمده که به اصطلاح با آدم بدهای سینما کار کرده باشم و بدون اغراق خوشبختانه
با اکثر افرادی که همکاری داشته‌ام به نوعی خوب و محترم بوده‌اند.
*** پشت صحنه سریال تلویزیونی خواب و بیدار را به خاطر دارید؟ آنجایی که پسر دانیال حکیمی رو به دوربین
می‌گوید: آقای خمیم‌زاده- یا همان فخیم‌زاده- خیلی بداخلاقه…
این جمله هنگام پخش از تلویزیون باعث خنده خیلی از اهالی سینما و حتی خود فخیم‌زاده شد.
شاید با توجه به ذهنیتی که خیلی از افراد چه شاغل در سینما و تلویزیون و چه خارج از محدوده
سینما از فخیم‌زاده در ذهن دارند هیچ‌کس انتظار نداشت که کسی جرات کند چنین جمله‌ای را آن هم از تلویزیون
بیان کند.
می‌گویند فخیم‌زاده چه به عنوان کارگردان و چه بازیگر آدم بداخلاقی است و کار کردن با او دل و جرات
می‌خواهد.
در حالی که واقعا اصلا اینگونه نیست.
چرا که در صورت صحت این ادعا الان فخیم‌زاده باید یکی از کم‌کارترین کارگردان‌ها و بازیگران سینما و تلویزیون باشد.
در حالی که او اکنون سال‌هاست یکی از پرکارترین و پرانرژی‌ترین فیلمسازان سینما و تلویزیون محسوب می‌شود و این نشان
از حرفه‌ای‌گری او دارد.
ضمن اینکه معمولا در کارهای بعدی‌اش با افرادی همکاری می‌کند که قبل‌تر از این هم در فیلم‌ها و سریال‌هایش تجربه
کار کردن با او را داشته‌اند.
وی از آن دسته سینماگرانی است که اعتقاد شدیدی به نظم دارد و شاید همین نظم و انضباط کاری‌اش گاهی
اوقات موجبات دلخوری بعضی از دوستان و همکارانش را فراهم می‌آورد.
همکارانی که بنا بر عادت به دلایل مختلف به خاطر بی‌نظمی‌های متوالی‌شان با وی به مشکل خورده‌اند.
وقتی به فخیم‌زاده می‌گویند مثلا آفیش حضور سر صحنه ساعت هفت صبح است، خودش سر ساعت مقرر سر لوکیشن آماده
می‌شود و تنها انتظار دارد که عوامل دیگر هم طبق آفیشی که به آنها اعلام شده در صحنه حضور داشته
باشند.
اگر متوجه شود که یکی از عوامل دیرتر از زمان اعلام شده سر صحنه حاضر شده و موجب شده تا
فیلمبرداری با تاخیر انجام شود شاکی می‌شود و با وی برخورد می‌کند.
چرا که اعتقاد دارد یک نفر نباید باعث علافی سی، چهل نفر از عوامل دیگر – چه بازیگر و چه
سایر عوامل پشت صحنه- شود.
او معمولا ارتباطش با عوامل در پشت صحنه فیلم‌ها و سریال‌هایش جالب و دیدنی است.
بعد از کات دادن عادت دارد با همکارانش خوش‌وبش کند و به آنها انرژی دهد.
غذایش را سر یک میز با آنها می‌خورد.
اگر متوجه شود نوع غذایش با دیگران فرق می‌کند و کیفیت غذایش بهتر از دیگران است، مدیر تولید کار را
صدا می‌زند و از او می‌‌خواهد که دیگر این کار را تکرار نکند.
اگر متوجه شود که یکی از عوامل بعد از گذشت زمان قراردادش دستمزدش را نگرفته است به تهیه‌کننده‌اش اعتراض می‌کند.
هرگز از هیچ یک از عواملش حتی آنهایی که به اصطلاح زیرآبی رفته‌اند کینه‌ای به دل راه نمی‌دهد.
با مردمی که برای دیدن پشت صحنه فیلمش در اماکن عمومی دورشان جمع شده‌اند با کمال احترام برخورد می‌کند و…
به هر حال آنهایی که سابقه کار کردن با او را دارند همیشه از اینکه مجددا در پروژه‌ای دیگر با
او همکاری کنند خرسند می‌شوند.
مقدمه نه‌چندان کوتاه این مطلب را با مهدی فخیم‌زاده به عنوان کارگردان- بازیگر آغاز کردم و از آنجایی که امیر
قادری بیشتر حرفه بازیگری برایش مهم بود در ادامه به خصوصیات اخلاقی چند تن از بازیگران مطرح سینما و تلویزیون
می‌پردازم.
**************** عزت‌الله انتظامی: بازیگر متین و قدرتمند سینمای ایران که پر از تجربه است و بحق لقب آقای بازیگر را
برایش انتخاب کرده‌اند.
وی در پشت صحنه فیلم‌ها آنچنان باوقار و پرجذبه است که اکثر اوقات جوانترها به او حسادت می‌‌کنند.
طبق عادت حرفه‌ای‌اش تمام عوامل را با عناوین آقا یا خانم صدا می‌زند.
هم‌صحبتی با او بسیار لذت‌بخش است.
با اغلب افراد گروه میانه‌ای گرم و صمیمی دارد و گاه به اصرار آنها از خاطرات تلخ و شیرین سال‌ها
تلاش در سینما و صحنه تئاتر، دوستی‌های پایدارش با هم‌نسلانش، خاطراتش با زنده‌یاد علی حاتمی و فیلم‌هایش، آرزوهای دور و
نزدیکش، عشق به حرفه‌اش و همچنین همسر و فرزندانش و…
حرف می‌زند.
از بدقولی به شدت ناراحت می‌شود، اما حتی زمانی که ناراحت هم است شیرین و دوست‌داشتنی است.
عاشقانه جوان‌ها را دوست دارد والبته سایر مردم را.
می‌گوید به عشق مردم است که همچنان در سینما فعالیت می‌کند.
هر روز صبح ساعت پنج از خواب بیدار می‌شود و همیشه سر ساعت در صحنه فیلمبرداری حضور دارد.
********************** خسرو شکیبایی: اکثرا آرام، ساکت و بی‌سر وصداست.
لبخندهایش در بین اهالی سینما مشهور است.
به طوری که زمانی که می‌خندد و جمله‌ای هر چند کوتاه می‌گوید- که به خاطر تن صدایش دلنشین است- بی‌نظیر
می‌شود.
هنگامی که جلوی دوربین قرار می‌گیرد حس خوبی را به دیگران منتقل می‌کند.
بیشتر اوقات سرحال و قبراق است و به همه انرژی مثبت می‌دهد.
تمرین کردن‌هایش که معمولا به تنهایی و در گوشه‌ای از لوکیشن انجام می‌شود از بازی‌اش جلوی دوربین دیدنی‌‌تر است.
شعر خواندن‌هایش بی‌نقص و جالب است و قابل توجه.
عاشق شب‌کاری است و در صحنه‌هایی که در شب فیلمبرداری می‌شود سرحال‌تر از سایرین نشان می‌دهد.
امکان ندارد یک بار هم که شده جمله «خسته‌ شده‌ام» را از زبان او بشنوید.
به قول بعضی از همکاران مانند ساعت کار می‌کند.
******************* ابوالفضل پورعرب: می‌گویند معمولا دیرتر از موعد مقرر سر صحنه حاضر می‌شود.
اما به نظر من یکی از منظم‌ترین و آن‌تایم‌ترین بازیگران سینما و تلویزیون است.
همین چند وقت پیش که در یک سریال با او همکاری داشتم شاهد بودم که سر ساعت می‌آمد و سر
ساعت هم می‌رفت.
حتی روزهایی که احساس می‌کرد ممکن است به خاطر ترافیک دیر به لوکیشن برسد، زودتر از دیگران سر صحنه حاضر
می‌شد.
یکی از عادت‌‌های پسندیده او این است که به محض ورود به لوکیشن اولین نفری است که با دیگران سلام
و احوالپرسی می‌کند و جالب اینکه حتی اگر سی نفر هم در آنجا حضور داشته باشند با تک‌تک آنها دست
می‌دهد.
معمولا با عوامل فنی میانه‌اش گرم‌تر از دیگران است چون اعتقادش بر این است که آنها نسبت به دیگران زحمت
بیشتری می‌کشند و هدفش فقط رفع خستگی آنهاست.
با مردم کوچه و بازار آنچنان گرم و صمیمی برخورد می‌کند که در کمتر از چند ثانیه به او علاقه‌‌مند
می‌شوند.
از برخورد احتمالی نامناسب سایر عوامل با مردم به شدت ناراحت شده و این مساله را به آنها گوشزد می‌کند.
پیشنهادهای اصلاحی‌اش را در ارتباط با نقش و فیلمنامه خیلی محترمانه با دلیل و برهان با کارگردان در میان می‌گذارد
و اگر کارگردان پیشنهادش را رد کند بدون چون و چرا می‌پذیرد.
یک جمله معروف دارد و آن اینکه «حرف اول و آخر را کارگردان می‌زند، چه درست باشد و چه غلط.»
**************** اکبر عبدی: یکی از شوخ و شنگ‌ترین بازیگران سینمای ایران است.
فقط کافی است از او بخواهید یک جمله در توصیف شخصیتی که قرار است بازی کند برایتان بگوید.
با شنیدن پاسخی که می‌دهد همه اطرافیان حتی آنهایی که احیانا عصبی و بدعنق هستند از خنده روده‌بر می‌شوند.
با عالم و آدم شوخی می‌کند و معمولا لهجه شیرین آذری‌اش به کمکش می‌آید تا دلنشین‌تر و شیرین‌تر جملات را
ادا کند.
البته ناگفته نماند که گاهی هم عصبانی می‌شود.
اما حتی زمانی که عصبی و ناراحت است هم با جملاتی که می‌گوید همه را به قهقهه می‌اندازد.
به برخورد متقابل به شدت اعتقاد دارد.
اگر احساس کند کارگردان فیلمی که در آن بازی می‌کند به هر بهانه‌ای با تاخیر سر فیلمبرداری حاضر می‌شود و
این تاخیر مکررا اتفاق می‌افتد، خودش نیز به نشانه اعتراض از فردای آن روز با چند ساعت تاخیر سر صحنه
حاضر می‌شود.
برای مردم احترام خاصی قائل است و خودش را متعلق به آنها می‌داند.
************** علیرضا خمسه: برخلاف نقش‌هایش که معمولا پرتحرک و با شوخی و خنده همراه است، سر صحنه فیلمبرداری معمولا جدی،
باوقار و صد البته مانند نقش‌‌هایش دوست‌داشتنی است.
البته جدی نه به معنای بداخلاق و بدعنق، بلکه یک جورهایی مودب است و سعی می‌کند کمتر شوخی کند.
ضمن اینکه بسیار خوش‌صحبت است و معمولا اطرافیانش از هم‌صحبتی با او به خاطر دانش بالا و اطلاعات عمومی بی‌نظیرش
لذت می‌برند.
حتی زمان‌هایی که احتمالا شوخی هم می‌کند، حرف‌‌ها و شوخی‌هایش مودبانه و بدون متلک و کنایه است.
با مردم هم بسیار مودبانه حرف می‌زند و با سرعت با آنها ارتباط برقرار می‌کند.
در ضمن از روانشناسی بسیار بالایی هم برخوردار است.
یکی از علایق مهمش ورزش صبحگاهی است.
**************** محمدرضا گلزار: اصولا بازیگری است که به آهستگی با عوامل پشت صحنه ارتباط برقرار می‌کند و رابطه‌اش با آنها
در طول فیلمبرداری شکل می‌گیرد که همیشه مودبانه بوده و با احترام همراه است.
کلمه معروف و محبوبش «عزیزم» است و آن را برای آنهایی به کار می‌برد که رابطه دوستی نزدیکتری با او
دارند.
از جنجال‌هایی که در سالیان اخیر مطبوعات زرد برایش به پا کرده‌اند به شدت ناراحت و دلخور است، اما ترجیح
می‌دهد جواب آنها را با بی‌توجهی و سکوتش بدهد.
چند سالی است که یکی از سحرخیزترین بازیگران سینما لقب گرفته است و خوش‌‌قولی‌اش حرف ندارد.
به گفته خودش که آن را در جاهای مختلف بیان کرده عاشق مردم است و آنها را متقابلا دوست دارد.
صحت و سقم این حرف او را می‌توانید در اکران‌های خصوصی فیلم‌هایش و همچنین در پشت صحنه فیلم‌هایی که لوکیشن
آن در اماکن عمومی است مشاهده کنید.
آنچنان برخورد دوستانه‌ای با مردم دارد که باورش برای بعضی‌ها سخت است.
امضا دادن به دوستدارانش برای او لذت‌بخش است، اما از عکس انداختن با آنها معمولا طفره می‌رود.
شاید یکی از دلایل آن تکثیر متعدد عکس‌هایی است که از او و دیگران با فتوشاپ کار شده و در
اینترنت قرار گرفته است.
گوشی موبایلش یا اکثرا خاموش است یا در دسترس نیست و تنها راه ارتباط تلفنی با او اینگونه است که…
بگذریم، چون ممکن است برایش دردسرساز شود.
**************** بهرام رادان: بازیگر خوش‌برخورد و خوش‌اخلاق سینمای ایران که طی سال‌های اخیر پله‌های ترقی را با موفقیت پیموده است،
همچنان اخلاق حرفه‌ای‌اش را حفظ کرده است.
برخوردهایش آنچنان دوستانه است که هر کسی را به سرعت شیفته اخلاق خود می‌‌کند.
رابطه‌اش با افراد و گروه‌های مختلف فیلمسازی اکثرا همراه با احترام متقابل بوده است و دوستان زیادی در بین اهالی
سینما دارد.
در خارج از محیط سینما هم رفتارش محترمانه و قابل ستایش است.
در انتخاب نقش‌هایش وسواس زیادی به خرج می‌دهد و این وسواس اکثرا به نفعش تمام می‌شود.
بسیاری از نقش‌هایی را که بازی کرده است دوست دارد و صراحتا از بازی در تعدادی از نقش‌ها ابراز پشیمانی
می‌کند.
همواره خوش‌قول است و سرقرارهای کاری‌اش به موقع حاضر می‌شود.
پیشنهادات جدید کاری‌اش را با دقت بررسی می‌کند و با اینکه می‌تواند تلفنی عدم اشتیاقش از حضور در بعضی از
فیلم‌ها را اعلام کند برای ادای احترام به تهیه‌کننده و یا کارگردان تعدادی از آن فیلم‌ها در دفتر تولید حضور
می‌یابد و علت عدم قبول همکاری‌اش را شفاهی بیان می‌کند.
**************** امین حیایی: بازیگر پرتحرک و پرانرژی سال‌های اخیر سینمای ایران در پشت صحنه فیلم‌هایش نیز یک لحظه آرام و
قرار ندارد.
او به راحتی و در یک چشم برهم زدن با دیگران ارتباط برقرار می‌کند.
مردم را عاشقانه دوست دارد و پیشرفت در کارهایش را مدیون حمایت‌های آنها می‌‌داند.
در مواقعی که در کوچه و خیابان‌ها در حال فیلمبرداری هستند، دائما در حال خوش‌وبش و احوالپرسی و گفت‌وگو با
افرادی است که برای تماشای هنرنمایی‌های او و گروه فیلمبرداری به آن مکان آمده‌اند.
با هر گروهی که در فیلم‌های مختلف مشغول به کار می‌شود آنچنان ارتباط صمیمانه‌ای برقرار می‌کند که معمولا تک‌تک افراد
گروه شیفته اخلاقش می‌شوند.
یکی از منظم‌ترین و منضبط‌ترین بازیگران حال حاضر سینمای ایران است و بنا به روایات مختلف تا الان حتی نیم
ساعت هم برای حضور سر صحنه فیلمبرداری به هر دلیلی تاخیر نداشته است.
یکی از افتخاراتش این است که از معدود بازیگرانی است که در دهه اخیر اکثر قریب به اتفاق فیلم‌هایش در
گیشه فروخته است و در پرونده کاری‌اش بالای پانزده فیلم پرفروش را به ثبت رسانده است.
************ پولاد کیمیایی: چهره‌اش نشان می‌دهد که جوان خشک و بدعنقی است.
اما واقعا اینگونه نیست.
پولاد از آن دسته بازیگرانی است که وقتی از نزدیک با او برخورد می‌کنید متوجه خواهید شد چقدر نازنین، خوش‌برخورد
و مهربان است و همچنین احساس می‌کنید که دوستی با او یک غنیمت است.
اطلاعات عمومی و مخصوصا سینمایی‌اش محشر و مثال‌زدنی است و فیلم‌های روز دنیا و متعاقبا فیلمسازان مطرح را کاملا می‌شناسد.
شاید دلیل اصلی این دانش او به تسلطش بر زبان‌های انگلیسی و آلمانی برمی‌گردد.
برخوردش با عوامل پشت صحنه فیلم‌ها و خصوصا بازیگران مقابلش آنچنان دوستانه است که فکر می‌کنید سالیان سال است با
هم در یک خانواده زندگی کرده‌اند.
البته ناگفته نماند که معمولا ارتباط و صمیمیتش با جوانترها بیشتر است.
دوست دارد بازی در فیلم‌های سایر کارگردان‌ها را نیز تجربه کند و شاید این مساله یکی از مهمترین دلایل حضورش
در فیلم صحنه جرم، ورود ممنوع ساخته ابراهیم شیبانی و همچنین سریال سفر به تاریکی ساخته فریدون جیرانی باشد.
یک اندیشه بزرگ در سر دارد و آن اینکه در تلاش است تا با اندوخته‌هایش که بخشی از آن را
از بازی در فیلم‌ها کسب کرده است و بخش بیشتری از آن را از پدرش آموخته فیلمسازی را تجربه کند
و در صورت موفقیت آن را ادامه دهد.
افتخار می‌کند که فرزند مسعود کیمیایی است.
*************** حامد بهداد: در زندگی خصوصی و بیرون از نقش‌هایش هم شبیه جوانان عصیانگر است.
بسیار تند و با حرارت و هیجان حرف می‌زند و معمولا دست‌هایش در القای این هیجان به دیگران به کمکش
می‌آیند.
دیرتر از موعد کشف شده، اما این مساله اصلا او را نگران نمی‌کند.
رفاقت‌هایش همیشگی و متداوم است و یکی از دوست‌داشتنی‌ترین بازیگرانی است که وقتی با او هم‌صحبت می‌شوید از کلماتی که
بیان می‌کند لذت می‌برید.
یا حرفی را نمی‌زند و یا اگر چیزی بگوید یا قولی بدهد تا آخر پایش می‌ایستد.
همه نقش‌هایی را که بازی کرده است به نحوی عاشقانه دوست دارد.
عاشق و شیفته نحوه بازیگری مارلون براندو است و یکی از آرزوهایش دیدار با اوست.
که البته الان دیگر با مرگ این بازیگر امکانپذیر نیست.
اعتقاد دارد هر حرفی را راجع به دیگران باید رودرروی آن شخص بیان کرد تا تاثیرگذار باشد.
با عوامل و گروه‌های متعدد فیلمسازی به سرعت ارتباط برقرار می‌کند و دوستانه‌ترین برخوردها را با آنها از خود بروز
می‌دهد.
مردم را به خاطر مردم دوست دارد و بازیگری را به خاطر خودش.
در انتخاب نقش‌هایش بسیار سختگیر است و اگر با نقش پیشنهادی کنار نیاید با صراحت آن را رد می‌کند.
او بازیگری است که قطعا از آینده چشمگیری برخوردار خواهد بود.
****************** اندیشه فولادوند: وقتی با او هم‌کلام می‌شوید احساس می‌کنید که با یک شاعره نه‌چندان جوان و باتجربه چندین و
چند ساله روبه‌رو شده‌اید.
دیالوگ‌هایش سرشار از اطلاعات عمومی است که با سن و سال او جور درنمی‌آید.
مودبانه‌ترین جملات را برای گفت‌وگو با دیگران برمی‌گزیند و معمولا حرف‌هایش سرشار از دوستی و محبت است.
تمام فیلم‌هایی را که در آنها بازی کرده است، فیلم‌های خوبی می‌‌داند.
اما از بازی خود در هیچ فیلمی راضی نیست و متقاعد کردن او در این مورد به‌خصوص کار بسیار دشواری
است.
معمولا افراد گروهی را که با آنها کار می‌کند از اعضای خانواده خود می‌داند و افرادی را که صمیمیت بیشتری
با آنها برقرار می‌کند با عناوین دایی، خاله و…
که فقط مخصوص خودش است صدا می‌زند.
یکی از دلایل کم‌کاری‌اش در سینما شاید به این برمی‌گردد که تلفن همراهش اکثرا در دسترس نیست یا خاموش است
و خیلی سخت می‌شود او را یافت.
هنوز در بین مردم آنچنان شناخته شده نیست، اما همان تعداد کسانی که او را از نزدیک می‌شناسند با هوش
و ذکاوتش و همچنین ادبیات خاص او و برخوردهای محبت‌آمیزش آشنایی کامل دارند.
او عاشق سفر است و شاید الان هم در سفر باشد.
****************** میترا حجار: در زمان حضورش در ایران یکی از پرکارترین بازیگران زن سینما در دهه اخیر محسوب می‌شد، اما
افسوس که اکنون دور از عالم سینما در آمریکا اقامت دارد.
برای او بیش از هر چیز نقش‌های پیشنهادی‌اش اهمیت داشت و اولین چیزی که به ذهنش می‌رسید چگونگی ارتباط برقرار
کردن با آن نقش بود.
برای ایفای نقش در فیلم زمستان است ساخته رفیع پیتز یک ماه قبل از شروع فیلمبرداری به مدت سه هفته
تمام با لباس مخصوص کارگردان شامل چادر و مانتوی کارگری هر روز به کارخانه پاتن جامه می‌رفت و مانند بقیه
کارگرها به دوخت و دوز و خیاطی مشغول می‌شد و برخورد دوستانه و صمیمانه‌اش با آنها باعث شده بود که
وقتی گروه برای انجام فیلمبرداری به آنجا رفتند هیچ یک از کارگران زن نمی‌دانستند که او بازیگر نقش اول فیلم
است و همگی او را به عنوان یکی از همکارانشان می‌شناختند.
نوع رفتار و برخورد حجار با عوامل پشت صحنه نیز آنچنان صمیمانه و همراه با دوستی بود که هیچ‌کس فکرش
را هم نمی‌کرد ممکن است او نیز روزی عصبی و پریشان شود.
اما در یکی از روزهای برفی و سرد زمستان همان ایام در شهر اراک در حین فیلمبرداری سکانسی از فیلم
که اتومبیل پلیس در نمایی باز- لانگ شات- به کلبه محل اقامت او نزدیک می‌شد و خبر مرگ شوهرش را
می‌داد به این دلیل که این پلان بیش از ۱۰ بار تکرار شده بود و هر بار که حجار دلیل
تکرار آن را از کارگردان می‌پرسید جوابی نمی‌شنید، ناگهان عصبانی شد و فیلمبرداری را متوقف کرد و این عصبانیت باعث
شد تا همان برداشت دهم از نظر کارگردان OK اعلام شود.
به هر حال سوز و سرمای بیش از حد زمستان آن سال در شعله‌ور شدن عصبانیت او قطعا بی‌تاثیر نبوده
است، چرا که بلافاصله پس از این اتفاق عوامل گروه مجددا با چهره خندان او روبه‌رو شدند.
***************** دانیال حکیمی: با مطبوعات میانه خوبی ندارد و آن هم به این دلیل که سال ۷۷ یکی از ماهنامه‌های
تخصصی سینما که اکنون چند سالی است منتشر نمی‌شود، در ویژه‌نامه بازیگری‌اش به اشتباه تلفن منزل او را به جای
تاریخ تولدش چاپ کرد و این اشتباه فاحش باعث شد تا مشکلات باورنکردنی و عجیب و غریبی در زندگی خصوصی‌اش
برای او رقم بخورد و این خود دلیل قانع‌کننده‌ای است.
چرا که قطعا اثرات وحشت از آن اتفاق هنوز در ذهن او باقی مانده است.
حکیمی البته رفتارش با اهالی مطبوعات بسیار معقول و دوستانه است و خیلی محترمانه تقاضای آنها را برای انجام گفت‌وگو
رد می‌کند.
او معمولا با افراد شاغل در گروه‌های فیلمسازی نیز ارتباط تنگاتنگ و دوستانه‌ای برقرار می‌کند و تقریبا با اکثر افراد
حتی پس از پایان کار هم در ارتباط است.
مردم هم در بیرون از محیط سینما او را دوست دارند و او نیز سعی می‌کند در حد معقول ارتباط
دوستانه و صمیمانه‌ای هنگام روبه‌رو شدن با آنها برقرار کند.
او نیز یکی از افرادی است که وقت‌شناسی برایش از اهمیت خاصی برخوردار است.
به‌طوری که اگر احساس کند شاید دیرتر از زمان مقرر سر قرار کاری‌اش حاضر می‌شود نگران شده و با تماس
تلفنی قبل از حضورش از طرف یا طرف‌‌های مقابل عذرخواهی می‌کند.
که البته این نگرانی او اکثرا بیهوده بوده است و برخلاف اینکه احساس می‌کرده حضورش با تاخیر همراه خواهد بود،
سر ساعت در محل قرار حاضر شده است و این تنها از احساس مسوولیتش نسبت به دیگران سرچشمه می‌گیرد.
افشین رضایی- آبان ۸۶ سینمای ما
2007-11-29 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
تولد امید حاجیلی تا کودکی علیرضا آراء و دیدار پاییزی سوگل طهماسبی تولد امید حاجیلی تا کودکی علیرضا آراء و دیدار پاییزی سوگل طهماسبی
از تبریک های تولد امید حاجیلی تا دیدار پاییزی سوگل طهماسبی با دوستانش و این روزهای سحر قریشی و ترلان پروانه را در اینستاگرام هنرمندان مشاهده کنید.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
زندگی شهره قمر بازیگر جنجالی از شروع تا شهرت بازیگر هزار چهره سینما
سام درخشانی و پسرش تا تبریک نسیم ادبی برای آخرین پاییز قرن
فریبا نادری و همسرش به وقت تولد تا آتنه فقیه نصیری در گذر زمان
زندگی صادق برقعی بازیگر زمین گرم از شروع با تئاتر تا شهرت با تلویزیون
تولد علی سخنگو و عاشقانه همسرش تا تبریک بهنام بانی به شهریوری ها
تولد زیبا بروفه تا سپنا در بوم و بانو با شیلا خداداد و پسرش
زندگی مهران رجبی از معلمی تا بازیگری و شهرت با تلویزیون
تولد نیکی مظفری تا مکس امینى و احسان کرمی با اسب سواری سارا
زندگی علی انصاریان بازیگر سرزده از فوتبال و خوانندگی تا بازیگری و اجرا
تولد علی ضیاء تا فرزاد فرزین با دوستان و پدر نفیسه روشن
زندگی کیمیا خلج بازیگر سرزده از تحصیل در پزشکی تا شهرت با تلویزیون
دیبا زاهدی در بوم و بانو تا امید حاجیلی شاد و خوشحال در لندن
چهلم ماه چهره خلیلی تا شب عشق بنیامین و خانواده شاهرخ استخری
روزبه حصاری بچه مهندس با مهدی یغمایی تا مه لقا باقری عاشق سینما
تولد خواهر شاهرخ استخری تا درخشش روح الله زمانی در ونیز
زندگی بهاره کیان افشار از شروع بازیگری تا زیباترین زن مسلمان جهان
logo-samandehi