مشاهده : 9988 چهره ها RSS

فوت ملکه رنجبر ؛ کوچ غریبانه اولین کوزت ایران در زیر آسمان شهر با واکنش چهره ها (۳۳۸)

فوت ملکه رنجبر ؛ کوچ غریبانه اولین کوزت ایران در زیر آسمان شهر با واکنش چهره ها (۳۳۸) چهره ها
ظهر امروز در زیر آسمان شهر بانوی از میان ما رفت که پدرش یکی از بنیانگذاران تئاتر ایران بود و دخترش یعنی مرحوم ملکه رنجبر از بازیگران باتجربه سینما تئاتر و تلویزیون روحش شاد و یادش گرامی باد... . در ادامه واکنش هنرمندان به فوت ملکه رنجبر را می بینید.

ملکه رنجبر بانوی پیشکسوت تئاتر سینما و تلویزیون بعد از مدت ها دست و پنجه نرم کردن با بیماری پنج شنبه ۸ اسفند به دلیل مشکلات ناشی از بیماری گوارشی درگذشت و غریبانه از میان ما رفت. به خاطر شیوع بیماری کرونا تنها فرزند ایشان فریبرز ایروانیان اعلام کرده هیچ تجمع و گرامیداشت و مراسمی برای وی برگزار نشود. در ادامه ضمن تسلیت به خانواده این هنرمند محبوب و جامعه هنری ایران واکنش چهره ها به فوت ملکه رنجبر را در ادامه در پرشین وی مشاهده می کنید

فوت ملکه رنجبر

ملکه رنجبر، بازیگر سینما و تلویزیون کشورمان که با سریال «زیر آسمان شهر» به شهرت رسید، امروز (پنجشنبه ۸ اسفند) در گذشت. سیدعباس عظیمی، مدیرعامل موسسه هنرمندان پیشکسوت با اعلام این خبر گفت: «ملکه رنجبر، پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون، امروز در بیمارستان کسری دارفانی را وداع گفت و روحش آسمانی شد.» او، این ضایعه تاسف‌بار را به فریبرز ایروانیان، تنها فرزند ملکه رنجبر، همچنین سایر بازماندگان، پیشکسوتان و جامعه هنری ایران تسلیت گفت و اشاره کرد که به درخواست خانواده و با توجه به ویروس کرونا و برای حفظ و سلامتی شهروندان مراسم تشییع ملکه
رنجبر امروز بعد از اقامه نماز میت بدون تشریفات خاصی و در قطعه
هنرمندان در بهشت زهرا برگزار شد.

مدیرعامل موسسه هنرمندان پیشکسوت در این مراسم تاکید کرد که ملکه رنجبر علاوه بر هنرمند بودن انسانی مهربان بود که در امرو خیریه و بخصوص کمک به آسایشگاه کهریزک و همچنین بحث آزادی زندانیان نقش زیادی داشت و امروز نیز که به خاطر ویروس کرونا مراسمی برای ایشان برگزار نکردیم هزینه‌های مراسم یادبود سومین روز و هفتمین روز درگذشت صرف امور خیریه می‌شود و پس از آن که
اوضاع آرام شد قطعا مراسم بزرگداشتی برای او خواهیم گرفت.

فوت ملکه رنجبر

ملکه رنجبر

فوت ملکه رنجبر و حسرت‌های ملکه‌ ایران در سال‌های پایانی زندگی

ملکه رنجبر در یکی از آخرین گفتگوهایش گلایه‌هایی کرده بود. او در آن گفتگو ضمن ابراز نارضایتی از وضعیت امروز خود گفته بود: ناراحتم برای اینکه یک عمر زحمتی که کشیدم، از سن ۶ سالگی بازی کردم و زحمت کشیدم و جان کندم و بهترین سالهای
زندگی ام را پای هنرم گذاشتم و هیچ چیز نصیبم نشد.

عیبی ندارد باید بسوزم و بسازم. یک نفر از هنرمندان نمی آید بگوید رنجبر حالت چطور است، هیچ کس به من سر نمی زند و حالم را نمی پرسد، فقط در ابتدای بیماری ام همه گرم بودند و یکی دو نفر آمدند و به من سر زدند اما دیگر از هیچ کس خبری نشد
حتی از خانه سینما هم حتی یک زنگ به من نمی زنند که شاید به چیزی احتیاج داشته باشم.

رنجبر در ادامه گلایه‌هایش اشاره‌ کرده بود: دیگر کاری به من پیشنهاد نمی شود هرچند که اگر پیشنهاد می شد هم قبول نمی کردم چرا که نه توانش را دارم و نه می خواهم که با آنها کار کنم این همه سال زحمت کشیدم چه شد
که حالا هم برای این کار توانم را بگذارم.

شروع فعالیت هنری ملکه رنجبر

ملکه رنجبر فرزند عبادالله رنجبر هنرمند تئاتر گیلان متولد سال ۱۳۱۷ در رشت، بازیگر ایرانی است.
او تحصیلات خود را تا مقطع سوم متوسطه در رشت و همدان ادامه داد و پس از آن زیر نظر
پدرش تعلیم بازیگری دید.

او از سن ۶ سالگی با ایفای نقش کوزت در نمایش بینوایان فعالیت خود را آغاز نمود. سپس در سال ۱۳۲۷ به تهران عزیمت نمود و به ادامه بازیگری در تئاتر سعدی پرداخت. رنجبر از بدو افتتاح تلویزیون با اجرای برنامه های زنده به همکاری
با آن سازمان پرداخت و در سال ۱۳۳۵ کار در رادیو را شروع کرد.

فوت ملکه رنجبر

فوت ملکه رنجبر

خانواده ملکه رنجبر

خانواده ای هنرمند پدر و مادر بنده هر دو گرجستانی هستند. حدود یکصد سال پیش پدرم که کارگردان بزرگی بودند به همراه مادرم برای اجرای تئاتری (به زبان ترکی) در شمال ایران، وارد ایران عزیز شدند و پس از آن در ایران ماندند. پدرم جزو اولین کسانی بود
که تئاتر را در ایران اجرا کرد و مادرم سومین زن مسلمانی بودند که به روی صحنه تئاتر رفتند.

مدارک فعالیت پدر و مادرم در موزه سینما واقع در باغ فردوس است. پس از آن خواهرانم،
گیلان رنجبر، ایران رنجبر، علویه رنجبر، عاطفه رنجبر وارد عرصه تئاتر شدند که متاسفانه
همه آنها از دنیا رفته اند. من بازمانده این خانواده هستم. پدرم در زمان حیات از من
خواسته تا آخرین لحظه در صحنه تئاتر بمانم و تا اکنون سعی
کردم به این خواسته پدرم جامعه عمل بپوشانم.

ملکه رنجبر

ملکه رنجبر و همسرش

ازدواج ملکه رنجبر از زبان خودش

– او از خانواده محترم و معتقدی از شیراز بود. ما برای یک اجرا به شیراز رفتیم و آنجا اجرا داشتیم و قسمت شد که آن جوان که یکی از تماشاگران بود به دنبال من به تهران آمد و با هم ازدواج کردیم. البته این ازدواج مدتی طول کشید و پدر ومادر
من به او می گفتند که به دنبال این وصلت نباشد.

چرا پدر و مادر شما با این ازدواج مخالف بودند؟

– چون او از یک خانواده مقید بود و من هنرپیشه بودم به او می‌گفتند با هم ردیف خودت ازدواج کن
اما او اصرار داشت که با من ازدواج کند اما در نهایت ازدواج کردیم و او همیشه مرا حمایت می‌کرد.

ملکه رنجبر

فوت ملکه رنجبر

فوت ملکه رنجبر و گفتگویی متفاوت با وی قبل از درگذشتش

دیدار با «ملکه رنجبر» در آستانه‌ی ۸۲ سالگی

این افتخار بزرگی است، مخصوصا که خانواده شان هم خانواده تئاتر است و روی دیوار خانه شان تبلیغ تئاتری است که پدر ایشان عبادالله رنجبر در سال ۱۳۰۵ روی صحنه برده است. البته مردم بیشتر ایشان را با خانم فرامرزی سریال «زیر آسمان شهر» به خاطر می آورند
با آن تکیه کلام شیرینش و برای همین است که هیچ گاه فراموشش نمی کنند.
حتی اگر چندین سال باشد که به علت کسالت روی صحنه یا صفحه تلویزیون نیامده باشد.

متولد ۱۳۱۵ هستم اما همه جا می نویسند ۱۳۱۷!

امسال انشاءالله وارد هشتاد سالگی می شوید و در مورد شما با افتخار می شود گفت
برای این که از شش سالگی شروع کردید و این یعنی این که هفتاد و چهار
سال در زمینه هنر زحمت کشیدید…

– بیشتر، هفتاد و هشت سال.

چرا؟ مگر از شش سالگی روی صحنه نبودید. اگر از شش سالگی حساب کنید با توجه
به این که امسال و از دهم شهریور که روز تولد شماست وارد
هشتاد سالگی می شوید، پس می شود هفتاد و چهار سال.

– من از هشتاد سال بیشتر دارم.

عکس های ملکه رنجبر

عکس های ملکه رنجبر

آنطوری که در ویکی پدیا نوشته شما متولد سال ۱۳۱۷ هستید…

– نه. من متولد ۱۳۱۵ هستم اما می نویسند ۱۳۱۷٫ نمی دانم این سال تولد از کجا آمده. من که جایی این را نگفتم و هر چه هم گفتم متولد ۱۳۱۵ هستم باز می نوشتند ۱۳۱۷٫ مدام می گفتم چرا دو سال کم می نویسید، می گفتند عیبی ندارد. کسی توجه نمی کند.

فوت ملکه رنجبر بازیگر پیشکسوت ایرانی

اگر می خواستند کم کنند اقلا بیست سال کم می کردند. دو سال که اصلا گفتن ندارد…

– همان چیزی که درست است بنویسند بهتر است. این تابلو که آن بالا می بینی تبلیغ
نمایشی است که پدر من در سال ۱۳۰۵ روی صحنه برده بود و من ۱۰ سال بعد از آن به دنیا آمدم.

ملکه رنجبر

فوت ملکه رنجبر بازیگر پیشکسوت

خب خدا را شکر یک بار هم یک خانم سن واقعی خودش را گفت (خنده). پس دهم شهریور امسال که بیاید شما وارد هشتاد و دو سالگی می شوید با پیشینه هفتاد و هشت سال حضور روی صحنه سینما و تئاتر و بعدها تلویزیون.

– بله. تقریبا همه عمرم چون قبل از آن هم در خانواده ما همه روی صحنه بودند و من هم آن گوشه ها بودم.

ملکه رنجبر

فوت ملکه رنجبر بانوی پیشکسوت

این پوستر مربوط به تبلیغ نمایش پدرتان مرحوم عبدالله رنجبر هم جالب است. بیش از نود سال پیش و در گیلان. اسفند ماه ۱۳۰۵ و نمایشی به نام «حمام عروس مشهدی عباد».

– بله. اینها اعلان هایی است که در خیابان ها می زدند تا مردم بیایند تئاتر ببینند. رویش هم نوشته دو قران و پنج قران و همچنین نوشته که در ساعت فرنگی تئاتر شروع می شود.

فوت ملکه رنجبر اولین کوزت ایران

اولین تئاتری هم که بازی کردید بینوایان بود و شما هم نقش کوزت را بازی می کردید و یادم
هست که سال ها قبل با شما مصاحبه کرده بودم و تیترش را زده بودم:
«من اولین کوزت ایران هستم». می دانم شما اول رشت بودید و بعد پدرتان
تبعید شد به همدان و بعد از آن آمدید تهران. این تئاتر را در همدان بازی کرده بودید یا در رشت؟

– در رشت. بعدها پدر را به دلیل افکار سیاسی و اجتماعی اش تبعید کردند.

ملکه رنجبر

ملکه رنجبر بازیگر زیر آسمان شهر

از گرجستان شوروی آمده بود…

– بله. از روسیه آمده بود در بندر انزلی و بعد رشت. مادر من تفلیسی بود و پدر من قفقازی. از آنجا آمده بودند اینجا کار تئاتر کنند و همین جا ماندگار شدند و کم کم آمدند رشد. پدرم در آنجا تئاتر به وجود آورد و بعد پدرم را به خاطر این که مادرم را روی صحنه برده بود چهار ماه به زندان بردند. بردن زن روی صحنه از نظرشان جرم بود. بعد پدرم را تبعید کردند همدان. این زمان من هفت هشت سالم بود.

در آن نمایش بینوایان چه کسانی بازی می کردند؟

– رحیم روشنیان نقش پلیس را بازی می کرد، حیدر صارمی ژان والژان را بازی می کرد.

از تهران می آمدند رشت؟

– نه، همانجا بودند. منیژه تسلیمی هم در این نمایش نقش مادر مرا بازی می کرد.

خانم منیژه تسلیمی مادر سوسن تسلیمی بود، درست است؟

– بله. شوهرش خسرو تسلیمی هم توی کار تئاتر بود.

ملکه رنجبر

فوت ملکه رنجبر بازیگر

پدرتان هم در آن نمایش بازی می کردند؟

– بله پدر و مادرم هم توی این کار بازی می کردند. همه مدارک این تئاترها را بردم دادم موزه.
یک بار انتظامی به من گفت اینها حیف است که اینجا باشد. از بین می رود.
بفرست موزه که بماند. من هم بردم آنجا. رئیس موزه مرا برای ناهار دعوت کرد و کلی
تشکر کرد و مرا بردند توی سالن و دیدم همه آن مدارک را بازسازی کرده اند و قاب
گرفته اند و زده اند در سالن موزه.

ملکه رنجبر

ملکه رنجبر

مدارک من را هم زده اند در ویترین و نوشته اند ملکه رنجبر از شش سالگی روی صحنه تئاتر بوده. مدارک و سرگذشت و عکس مرا و عکس پدرم را هم گذاشته بودند. به من گفتند اینها را می دهیم اسکن کنند و دیگر خراب نمی شود و از بین نرود. خدا را شکر. البته من این یک پوستر را قاب کرده و نگه داشته ام برای خودم. یادگار پدرم.

ملکه رنجبر

ملکه رنجبر

گفتید شما کارمند شهرداری بودید. از چه سالی تا چه سالی؟

– یادم نیست، فقط یادم هست که هفده سالم بود که پدرم مرا برد شهرداری استخدام کرد.
پدرم خودش هم در یک مقطعی در گیلان رفته بود و کارمند شهرداری شده بود.
پدرم یک رفیقی داشت که به او گفت رنجبر دخترت را بیاور شهرداری.

نام فامیل شما یعنی در واقع نام فامیل پدر شما از اول رنجبر نبود، فکر می کنم اسماعیل زاده بود، درست است؟

– بله، اسماعیل زاده.

ملکه رنجبر

ملکه رنجبر و معصومه کریمی

نمی دانید چرا فامیل شان را به رنجبر تغییر داده بودند؟

– فکر می کنم به خاطر افکار سیاسی اش رفته بود فامیلی اش را عوض کند.
(عکس پدر را نشان می دهد.) این تنها عکسی است که از پدرم به یادگار مانده.

فیلم بازی نکرده بودند؟

– نه، فقط توی کار تئاتر بود.

چه سالی فوت کردند؟

– خیلی وقت است. وقتی ایشان فوت کردند، بچه من دو سالش بود.

ملکه رنجبر

فوت ملکه رنجبر بازیگر زیر آسمان شهر

اسم مادرتان چه بود؟

– خیرالنسا رنجبر.

و شما کوچک ترین فرزند این پدر و مادر هنرمند بودید. اسم خواهران شما چه بود؟

– ایران رنجبر، گیلان رنجبر، عاطفه رنجبر و من. پدرم همه را برد سر کار تئاتر.
گوشه یکی از اعلامیه هایی که دادم موزه نوشته شده
از نظمیه اجازه ورود خانم ها به روی صحنه گرفته شده.

پسرم جواهر است.

پسرتان آقا فریبرز کارشان چیست؟

– فریبرز دو تا مدرک را در انگلیس گرفت. یکی از آنها لیسانس فنی است و آن دیگری هم
انگار دکترای یک رشته است. اگر اشتباه نکنم او الان در اینجا دفتر بازرگانی دارد.

ملکه رنجبر

تصاویر ملکه رنجبر

یک نوه دارید؟

– بله. یک نوه دارم به اسم لیلی که بیست سال دارد و در دانشگاه لندن حقوق می خواند. به او می گویم برای چه داری وکالت می خوانی؟ می گوید برای این که از بدبختان دفاع کنم. به پسرم گفتم او را نفرست خارج از کشور، گفت تو چرا من را فرستادی؟
من هم مقابله به مثل کنم. او هم فرزندش را فرستاد که درس بخواند و وکیل شود.

نام فامیلی آقا فریبرز ایروانی است؛ چرا؟ آیا ریشه پدرشان هم گرجستانی بود؟

– پدربزرگش و عموهایش و اینها مال ایروان بودند.

یعنی از فامیل های پدر شما بودند؟

– نه، شانسی شده بود. اتفاقی مرا پیدا کرده بودند. فریبرز ۹ سالش بود که پدرش
در جوانی و در سی و هفت هشت سالگی فوت کرد.

ملکه رنجبر

دیدار گلشید بحرایی از ملکه رنجبر

چرا؟ تصادف کرده بود؟

– نه، انفارکتوس کرده بود. پسرم زود یتیم شد و ما برایش پدر شدیم، مادر شدیم، برادر شدیم و رفیق شدیم. هر چه در گوشه های تئاتر و سینما کار کردیم فرستادیم برایش و خدا را شکر موفق شد. پسرم قدرشناسی می کند و من برای این که چنین پسری دارم خدا را شکر می کنم.

شما نمی دانید این پسر برای من چکار می کند. هر روز از آنجا به من زنگ می زند
می گوید رنجبرجان چرا صدایت اینطوری گرفته است؟ می گویم چیزی نیست پسرم.
حالم خوب است. از پرستارم می پرسد کبری جان مامان ناهار خورده؟
کبری جان مامان دواهایش را به موقع خورده؟ به شدت حق شناس است. خدا را شکر.

 

ملکه رنجبر

فوت ملکه رنجبر بانوی هنرمند ایرانی

 

آخرین بار کی با پدر و مادرتان آمدید روی صحنه؟ یادتان هست؟

– پدرم را که به همدان تبعید کردند، باز آنجا هم دختران و دامادها و خانواده را روی تئاتر بود. نیست تئاترهایش کمی چپی بود از همدان به تهران تبعیدش کردند و نوشتند عبدالله رنجبر حق ورود به شمال ایران را ندارد. وقتی که به تهران تبعیدش کردند دیگر تئاتر کار نکرد.

من آن موقع چهارده پانزده سالم بود و همان زمان اولین فیلمی که بازی کردم «عمر دوباره» بود و بعد در هفده سالگی با علی محزون «محکوم بیگناه» را بازی کردم که پرویز خطیبی نوشته بود.

یعنی پدر هیچ کاری نمی کرد؟

– نه. کارمند بازنشسته شهرداری بود. بعد هم که مرا برد شهرداری استخدام کرد.

ملکه رنجبر

دلتنگی های ملکه رنجبر قبل از فوتش

چند سال در شهرداری کار کردید؟

– بازنشسته شدم. الان هم از شهرداری حقوق بازنشستگی می گیرم و البته زندگی مرا پسرم تامین کرده. پسرم تمام وسایل کهنه زندگی مرا ریخته بیرون و این زندگی را برای من درست کرده. تلویزیون و فرش و … گفت مادر تو دیگر نباید از اینها استفاده کنی.

شکر خدا پسرم حواسش هست و مثل جواهر است. از سمت هنر و از طرف ارشاد هم به عنوان پیشکسوت ماهی ۱۵۰ هزار تومان به من می دهد. البته از آقای عظیمی خیلی تشکر می کنم که پیشکسوتان را اینجا آورد و به من لوح و هدیه دادند.

عکس های ملکه رنجبر

عکس های ملکه رنجبر

آخرین بازی که رفتید روی صحنه کی بود؟

– بعد از «زیر آسمان شهر» دو سه تا فیلم دیگر هم بازی کردم اما متاسفانه الان اسم شان یادم نیست. هم سریال بود و هم فیلم سینمایی.

آخرین بار کی روی صحنه تئاتر رفتید؟

– بعد از انقلاب دو سه تا تئاتر رفتم. یکی شان در تئاتر سعدی بود و دو سه تا دیگر هم در تئاتر دهقان.

ملکه رنجبر

فوت ملکه رنجبر

بازیگرانی که با آنها همکاری کردید با چه کسانی صمیمی تر بودید یا هستید و از بزرگان با چه کسانی کار کردید؟

– همه آنها که ما با آنها تئاتر بازی کردیم وزنه بودند: تفکری، ظهوری، ایرج دوستدار، احسان، علی محزون، خانم مهین دیهیم، محتشم، بهمنیار، صادق بهرامی، عزت الله انتظامی، نادره، قنبری، پروین سلیمانی و خیلی های دگر که الان اسم شان یادم نیست. معصومه خاکیار هم بود که خودش را آتش زد. بازیگر بود و شوهرش فحش بدی به او داده بود و رفت توی آشپزخانه، نفت ریخت روی خودش و خودش را آتش زد.

از این بازیگران، دوستان صمیمی شما چه کسانی بودند؟

– پروین سلیمانی، مهین دیهیم و فخری پازوکی هنرمندان خوب تئاتر بودند که با هم دوست بودیم و رفت و آمد داشتیم و البته آنقدر کار داشتیم که زیاد وقت این که برویم خانه های همدیگر قصه بگوییم را نداشتیم.

ملکه رنجبر

ملکه رنجبر

از بازیگران جوانی که هستند کدام را بیشتر دوست دارید؟

– نمی توانم قضاوت کنم که چه کسانی را بیشتر دوست دارم. همه را دوست دارم ولی هفت، هشت نفر هستند که لطف کرده و برای دیدن من آمدند. معروف بودند. با آقای دان آمدند. چند نفر از همکاران خانه سینما و از قدیمی ها آمدندپیشکسوتان هم دسته جمعی آمدند و مرا بردند.

بعضی ها را نمی شناختم. خانم پرستو صالحی هم خیلی محبت کرد و مرا با ماشین برد به یک کنسرت و مرا بردند روی سن و گلباران کردند و البته تماشاچیان که همه خانم بودند برای من روی سن گل انداختند. هر چه گفتم نکنید این کار را ولی لطف کردند. به من تقدیرنامه و لوح سپاس هم دادند. پرستو صالحی بود با سه چهار نفر از خانم های جوان که جدید بودند و متاسفانه من اسم شان الان یادم نیست.

واکنش چهره های به فوت ملکه رنجبر بازیگر پیشکسوت ایرانی

شهره سلطانی : افسوس … یاد و خاطره تان همیشه در قلب ماست 🖤😔

شهره سلطانی

شهره سلطانی

پرویز پرستویی : خانم ملکه رنجبر هنرمند پیشکسوت سینما و تلویزیون دارفانی را وداع گفت . روحش شاد و یادش گرامی تسلیت به بازماندگانش🖤

پرویز پرستویی

پرویز پرستویی

گلشید بحرایی : اولین باری که رفتم خونشون گفتم خانم ملکه رنجبر گفت جانم،منو ملکه صدا کن..
گفتم ملکه جون گفت جانم،گفتم میشه برام از جونیهاتون تعریف کنید از وقتی وارد هنر شدید..
گفت اره مهشید جان..گفتم من اسمم گلشید هست خندید گفت ببخش مادر ..

تعریف کرد من شش سالم بود که وارد مارکت هنر شدم و اولین کاری هم که کردم تاتر بود و در نقش کوزت دختر فانتین و من اولین کوزت ایران لقب گرفتم چون اولین نفر بودم این نقش رو بازی میکردم..و پوستر نمایش رونشونم دادن بلیتش دو قران بود ..اینگونه شد
که من هر وقت به دیدنشون میرفتم هم ملکه جون صداشون میکردم
هم ی وقتایی کوزت جون..خیلی مهربون و اصیل بودن..😔😔
روحتون شاد اولین کوزت ایران😔😐 تسلیت عرض میکنم به جامعه هنری و پسر داغدارشون🙏😔

ملکه رنجبر

ملکه رنجبر و گلشید بحرایی

فاطمه گودرزی : درگذشت بانوی متشخص بازیگر خانم ملکه رنجبر را به خانواده
ایشان وخانواده هنر تسلیت عرض میکنم 🙏😞

فاطمه گودرزی

فاطمه گودرزی

مریم امیرجلالی : بانوی سینمای ایران سفرت خوش بدان که خاطرات توعزیز هرگزازدلمان
بیرون نخواهد رفت روحشان شاد وتسلیت‌به خانواده محترمشان 🖤

مریم امیرجلالی

مریم امیرجلالی

شهره لرستانی : ملکه ای بود…… اما بسیار ….رنج کشید خدایش بیامرزد…. کم کم آسمان
هنر ایران بزرگتر هایش را از دست می دهد
و ای دریغ……. ای کاش تازه نفس ها ، یکشبه ره صد ساله رفته ها، حرمت
پیشکسوتان بدارند

شهره لرستانی

شهره لرستانی

رزیتا غفاری : درگذشت بانو ” ملکه رنجبر ” را به خانواده محترمشان و جامعه هنری
تسلیت گفته و آرزومندم روحش قرین آرامش باشد🖤

رزیتا غفاری

رزیتا غفاری

بهنوش بختیاری :کاش مردم میدیدن که روزی هجده ساعت عاشقانه روی پا می ایستادی
وبه عشق خنده هاشون هرروز پرانرژی تر ظاهر میشدی…. کاش مردم بدونن
که هنرمند نفسش به نفس مردمش بسته س

خیلیا میگن خب پولشو میگیرید …به ولله که هر کار دیگری صدبرابراین حرفه با این حجم انرژی که ازآدم میگیره پول داره
ولی امان از عشق هنرمند وامان ازبی عشقی …از جفاها
و قضاوتها وبی وفاییها….تسلیت عرض میکنم

بهنوش بختیاری

بهنوش بختیاری

سلام سینما , خبر انلاین , ماهنامه دیده بان , فرادید , مهر , میزان

2020-02-27 / گردآوری:
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
هواوی