پنج شنبه, ۶ اردیبهشت , ۱۴۰۳
درخواست تبلیغات

مسعود فراستی | جنجال انتشار تصویری از افخمی و فراستی و همسران جوان‌شان +تصاویر

اشتراک:
چهره ها
مسعود فراستی ماجرا از این جا شروع شد که مرجان شیرمحمدی، همسر بهروز افخمی مجری برنامه “هفت” با انتشار تصویری از افخمی، فراستی و همسران‌شان، باعث بروز واکنش‌هایی در فضای مجازی شد: این عکس: مرجان شیرمحمدی : در کافه ژی همراه مسعود خان فراستی و شکیبا جان (همسر مسعود خان).امروز یازدهم فروردین عید حالا شیرمحمدی […]

مسعود فراستی

ماجرا از این جا شروع شد که مرجان شیرمحمدی، همسر بهروز افخمی مجری برنامه “هفت” با انتشار تصویری از افخمی،
فراستی و همسران‌شان، باعث بروز واکنش‌هایی در فضای مجازی شد:

این عکس:

مسعود فراستی مرجان شیرمحمدی : در کافه ژی همراه مسعود
خان فراستی و شکیبا جان (همسر مسعود خان).
امروز یازدهم فروردین عید

حالا شیرمحمدی در اقدامی تعجب‌برانگیز، با پاک کردن پست قبل، توضیحات زیر تصویر آن را «دروغ
سیزده» دانسته است! در ادامه پست و توضیح داده مرجان شیرمحمدی، به اضافه تعدادی از کامنت‌های مردم را می‌بینید.
ظاهرا دوستان هنوز معنی “دوران تازه”، قدرت مردم، و شبکه‌های اجتماعی را درک نکرده‌اند…

 مسعود فراستی مرجان شیرمحمدی

مسعود فراستی

 مسعود فراستی

 مسعود فراستی

مسعود فراستی از زندگی شخصی و کاری اش می گوید

از پشت قاب عینک مسعود فراستی، خیلی از اهالی سینما که جایگاه والایی در عرصه هنر دارند،
نقد شده اند اما او به قول خودش هیچ گاه غرض ورزی با کسی نداشته و تمام نقد فیلم ها
را عالمانه و دلسوزانه انجام داده است.
اگرچه در نقد کردن خیلی جدی است اما قلب رئوف و مهربانی دارد.
فراستی اگر از فیلمساز یا بازیگری خوشش بیاید، بدانید که معجزه ای صورت گرفته است و شاید در حد یک
خواب و رویا باشد.
او از من خبرنگار حین مصاحبه چندباری ایراد گرفت که هوش خلاقانه او را می رساند.

وی متولد تهران و ۶۳ سال سن دارد.
استاد پس از اتمام دوران متوسطه به مدت ۲ سال به کشور ایتالیا رفت و در دانشگاه بولونیا نمایشنامه نویسی
خواند.
پس از آن به کشور فرانسه عزیمت کرد و لیسانس هنرهای تجسمی را اخذ و سپس فوق لیسانس خود را
در رشته جامعه شناسی و اقتصاد به پایان رساند.
او همکار شهید والامقام شهید «آوینی» بود و مسئول صفحات سینمایی و معاون شهید «آوینی» در مجله «سوره» برای مدتی
شد و در کنار کار تالیف و مترجمی ۲۰ کتاب، مسئول انجمن منتقدان ایران و مسئول صفحات سینمایی و رادیو-
تلویزیونی نشریه «سروش» بود.
در کافی شاپ متعلق به خود استاد در مهرشهر کرج گفتگویی با ایشان ترتیب دادیم که تقدیم تان می شود،
گرچه باید اشاره داشته باشیم که این اولین بار است که استاد با یک نشریه خانوادگی- اجتماعی به گفتگو می
نشیند…
ممنونیم استاد…

شما از دوستان شهید آوینی بودید. ابتدای مصاحبه را عطرآگین کنیم و با یاد این شهید عرصه مستند مصاحبه را پیش ببریم. لطفا از شهید آوینی و همکاری با او؟

شهید آوینی معرکه بود.
خیلی مهربان و باسواد و تحمل مخالفت را داشت.
خیلی شفاف و اهل جناح خاصی هم نبود.

از شهید آوینی هم انتقاد می کردید؟

دعوا خیلی داشتیم.
(خنده) بعضی از فیلم هایی که من دوست نداشتم را شهید آوینی دوست داشت و بالعکس آن اتفاق می افتاد.
او در مقابل نقد مقاومت می کرد، اما در عین حال بعضی نقدها را می پذیرفت.

 مسعود فراستی

تا به حال شده کسی از شما انتقاد کند و خودتان احساس آرامش کنی؟

من آدم انتقادپذیری هستم، اما اینطور نیست که احساس خالی شدن کنم و اگر نقد را منصفانه بدانم؛ رفتارم را
تصحیح می کنم.
درباره نقد فیلمی، شهید آوینی به من گفت خط اول نقدت خیلی تند است در آخر قرار بده و من
هم پذیرفتم، اما بعد دوباره کار خودم را کردم.
(لبخند می زند).

کسی که یک عمر نقد کرده، پس انتقادپذیرم هست؟

من یادمه بچه های «خنده بازار» به من زنگ زدند و
نظر من را پرسیدند و من گفتم برنامه بدی نیست و نقد من را تندتر از این هم کنید.

فردی که تقلید شما را می کرد خیلی شبیه شما گریم شده بود.
درسته؟

آره شبیه بود، اما بعضی از حرکت ها هم ابتکار خودش بود.
اتفاق به بازیگر برنامه گفتم که هرچقدر می خواهی تندتر هم کن اما خط قرمز من توهین به نقد است
که برایم خیلی مقدسه و نمی خوام وجهه و جایگاه نقد خراب شود.

شاید در ذهن خیلی افراد اخمو و جدی به نظر برسید، اما با حضور در برنامه خندوانه ذهنیت خیلی ها
تغییر پیدا کرد.
شخصیت مهربانی باید داشته باشید.

من خیلی ساده و معمولی و به شدت راحت می خندم.

آخرین کسی که از شما انتقاد کرد؟

همسرم

 مسعود فراستی

قبول کردید؟

مگه می شه قبول نکرد و سریع چشم گفتم (خنده)

اولین کسی که از شما انتقاد کرد را به خاطر داری؟

اولین کسی که از من انتقاد کرد پدرم بود.
پدر خدابیامرزم فردی بسیار قوی، معرکه و بی نظیر بود.
از مرحوم خشونت ندیدم، اما قدرت زیادی داشت.

تا به حال شده از فیلمی هم تعریف کنید؟

فیلم خارجی «جاک» که هیچ جایزه ای نگرفت، اما فیلم خیلی
خوبی بود که تعریف زیادی هم از فیلم کردم.

استاد، مردم از وضعیت فیلم های سینمایی ناراضی هستند و پس از دیدن فیلم احساس رضایت ندارند.
در این باره نظر شما چیست؟

من نظر تندتری نسبت به این قضیه دارم و متاسفانه، این حکایت در تلویزیون
هم به وضوح دیده می شود و خیلی با ایده آل فاصله دارد و بسیار سبک است…
نظر من این است که برای رهایی از این چالش، سینماها باید خصوصی شوند.

مسعود فراستی

سینما هم می روید؟

بله؛ اتفاقا همین چند وقت پیش رفتم.
مگر می شود نروم…

دشمن هم دارید؟

(خنده) زیاد.
من فکر می کنم مخالف داردم، اما خدا را شکر در بین مردم طرفدار دارم.

از بس این فیلمسازان را اذیت می کنید، مخالف دارید؟

من کسی را اذیت نمی کنم.
من کارم را بلدم و نقد می کنم.

تا به حال شده بعد از نقد فیلمی، عذاب وجدان بگیرید که ای کاش کمتر نقد می کردم؟

نه به
هیچ وجه، تا به حال نشده است که عذاب وجدان بگیرم، چون من غرضی با کسی ندارم و عالمانه فیلمی
را نقد می کنم و هیچ وابستگی هم به هیچ ارگانی ندارم و نقد را با شرافت و توجه انجام
می دهم.

تا به حال شده در نقد فیلمی ملاحظه کسی رو کنید؟

کسانی که پررو نیستند، ملاحظه شون را می کنم!!

قبول دارید که تعریف کردن از کسی هم خوبه؟

من چیز «تعریفی» را «تعریف» می کنم و از چیزی که
نارضایتی داشته باشم.
نقد می کنم.

از چه شخصیتی خیلی انتقاد کردی؟

بیشترین انتقاد را از داریوش مهرجویی و کیمیایی کردم.

مسعود فراستی

درباره کافی شاپی که دایر کردید برای مان بگویید.

در محدوده مهرشهر کرج کافی شاپی به نام«راندوو» دایر کردم و هفته ای دو جلسه، کلاس نقد کتاب و نقد
فیلم داریم، این کافه درحقیقت در کنار محیطی دوستانه و صمیمی به یک محیط فرهنگی هم تبدیل شده است.

اهل فوتبال هم هستید؟

فوتبال ایرانی نمی بینم، اما والیبال ایرانی را دنبال می کنم.

نقد هم می کنید؟

پای تلویزیون بعضی وقت ها داد هم می زنم.

لطفا به این سوال پاسخ دهید و از بازیگر مورد علاقه تون نام ببرید.

فرهاد اصلانی منهای فیلم های پارسال و در بین بازیگران جوان تر هم بازی ترانه علیدوستی را قبول دارم.

از خانواده تان می گویید؟

دو تا پسر دارم به نام های ایلیا و دانیال که یکی ۱۴ ساله و
دیگری ۲۴ ساله است که خوشبختانه هیچ کدام در رشته من نیستند و ترجیح هم می دهم که نباشند!!

آشپزی
هم بلدید؟

بله خیلی خوب آشپزی می کنم.
ماهی سفید و سبزی پلو و کوکو سبزی را خوب درست می کنم و تا به حال غذایی را نسوزوندم.

 مسعود فراستی

کسی هست که از شما دلخور باشه؟

از نزدیکان کسی نیست اما شاید در بین دیگران کسانی باشند.

برخی از هنرمندان تیپ های عجیبی می زنند نظرتان چیست؟

من نظری درباره دیگران ندارم و خودم به شخصه از
۳۰ سال پیش ریش داشتم و به من هم خیلی میاد و کاری به دیگران ندارم.

دوران مدرسه هم انتقاد می کردی؟

در دوران دبستان خیی مودب و شاگرد اول بودم، اما در دوره دبیرستان خیلی
شر بودم و از معلم هم انتقاد می کردم.

عکس العمل شما درباره رفتار تند کسانی که ازشون انتقاد کردی چه بود؟

من آرام می خندم و فکر نمی
کنم هیچ وقت برافروخته شده باشم.

قصد ساختن فیلمی را ندارید؟

من کارم فقط نقد است.

می شه از من خبرنگار انتقاد کنی؟

موهات رو دوست ندارم (خنده) خط بدی هم داری.

 مسعود فراستی

یه مساوی جلوی مسعود فراستی بگذاریم چه می نویسی؟

منتقد راستگو، ظاهرا خشن، اما مهربان و دلسوز.
کارشم خوب بلد هست و فکر می کنه بهترین کار را بلده.

منم اعتماد به نفسم خوبه و از خودم زیاد تعریف می کنم؟ خوبه؟

به نظرم نمیاد و از خودت تعریف
نکن.
اعتماد به نفس یعنی این که تا آخر هدف خود دست بردار نباشی.

پرویز پرستویی را زیاد نقد می کنی؟

بازیگر خوبی نیست و خودش رو تکرار می کنه و کلیشه ای شده،
اما قبلا بازیگر خوبی بود.

حرف آخر؟

فقط آدم های سطحی هستند که در مبنای ظواهر داوری نمی کنند!!!

مسعود فراستی

فراستی از زبان خودش

در فروردین
۱۳۳۰ در تهران متولد شدم.
در دبستان تشویق و سپس در دبیرستان اندیشه در رشته ریاضی تحصیل کردم.
از سال آخر دبیرستان (برای دو سال) به عنوان مترجم برای شرکتی (پرس ترانسپورت بار) کار می کردم.
زبان فرانسه را در انجمن ایران و فرانسه شروع کردم.
در ۱۹ سالگی در امتحان اعزام محصل به خارج قبول شدم و به ایتالیا رفتم و پس از یادگیری ایتالیایی
در شهر «پروجا» به «بولونیا» رفتم و در رشته فلسفه و نمایش در دانشگاه بولونیا درس خواندم.

سپس به فرانسه رفتم و در پاریس هنرهای تجسمی خواندم و بعد به دانشگاه پاریس ۸ (ونسان) رفتم و
جامعه شناسی و اقتصاد سیاسی خواندم.
لیسانس هنرهای تجسمی را از «بوزار» (هنرهای زیبا) گرفتم.
لیسانس جامعه شناسی و متریز اقتصاد سیاسی را با تز «سرمایه داری پیرامون در کشورهای جهان سوم» گرفتم و در
اسفند ۵۷ به ایران آمدم.

اولین برنامه تلویزیونی را در سال ۶۹ ساختم (سینمای کمدی) و پس از آن مجموعه های «گفتگو با سینما»، «دست
به نقد»، «سینما جشنواره»، «سینما جنگ» را برای تلویزیون ساختم و منتقد برنامه هفت شدم.

اولین کتابم (ترجمه) «سینمای کمدی و بیان فردی» (کامینسکی) و سپس ترجمه «فانوس خیال» (اینگمار برگمان) را برای انتشارات سروش
درآوردم.
کتاب «ده فیلم ده نقد» در سال ۷۰ در مجله سوره درآوردم.
و بعد «ده فیلم، ده نقد دیگر»، «هیچکاک همیشه استاد».

کتاب های دیگرم: نقد چیست، منتقد کیست، اسطوره جان فورد، کارناوال فلینی، افسانه چاپلین، کوروساوا سامورای سینما، جنگ برای صلح
(سه جلد)، ۲۵ سال سینمای جنگ و دفاع، سینما قلم، فرهنگ فیلم های جهان، همیشه استاد (هیچکاک)، دیلکتیک نقد، رویا-
پناهگاه (برگمان)، لذت نقد (مجموعه نقدهای ایرانی ام) و…

کافه سینما

گردآوری:
اخبار مرتبط:
فیلم پرشین وی
آرون گروپ
آرون گروپس