بیوگرافی و خصوصیات اخلاقی مهران مدیری

مشاهده : 2826
بیوگرافی و خصوصیات اخلاقی مهران مدیری سینمای ایران و جهان
مهران مدیری در سال ۱۳۴۰ در میدان بروجردی در سرآسیاب دولاب منطقه‌ای در جنوب تهران به دنیا آمد، او سه برادر دارد و ثمره ازدواجش دو فرزند به نام‌های فرهاد و شهرزاد است، فعالیت‌های هنری خود را از نوجوانی آغاز کرد و تا قبل از ورود به دانشگاه در رشته تئاتر، در چندین اثر نمایشی […]

مهران مدیری در سال ۱۳۴۰ در میدان بروجردی در سرآسیاب دولاب منطقه‌ای در جنوب تهران به دنیا آمد، او سه برادر دارد و ثمره ازدواجش دو فرزند به نام‌های فرهاد و شهرزاد است، فعالیت‌های هنری خود را از نوجوانی آغاز کرد و تا قبل از ورود به دانشگاه در رشته تئاتر، در چندین اثر نمایشی بازی کرد، اما تحصیلات آکادمیک او در رشته تئاتر به دلیل حضور در جبهه‌های جنگ ناتمام ماند. اما عشقش به هنر، او را بار دیگر به تئاتر و سپس به رادیو کشاند، به طور حتم از فعالیت‌های مدیری در سال‌های اخیر اطلاعات کاملی دارید، همچنین از آلبومی که در سال ۷۹ منتشر و کنسرتی هم در بهمن‌ماه ۸۳ در تهران برگزار کرد، برای شما از زندگی این هنرمند مطرح ایران، مطالبی را جمع‌آوری کرده‌ایم که خواندنش هیجان زیادی در شما به وجود می‌آورد…

علاقه به زیست‌شناسی

«دوست داشتم زیست‌شناس شوم، هنوز هم دوست دارم، در کودکی کتاب‌های برادر بزرگم که زیست‌شناسی خوانده بود را مطالعه می‌کردم، شاید بهترین آرزویم این بود که کارهای تحقیقی درباره زندگی حیوانات داشته باشم. هنوز هم علاقه‌مندم، بیشتر فیلم‌های مورد علاقه‌ام، همین فیلم‌های مستند است.»

مهران مدیری سال ۶۵ به دانشگاه رفت، اما حضور در جبهه‌های جنگ باعث شد که درس را نیمه‌تمام رها کند، می‌گوید: «در خیلی از جبهه‌ها بودم، مرصاد، حلبچه و…»

تقدیم به محمد نوری

«آلبوم موسیقی‌ام را به «محمد نوری» تقدیم کردم، چون عاشق صدای او بودم، شعرها و آهنگ‌هایم خیلی نزدیک به صدای نوری بود.» مهران مدیری یک کنسرت هم در سال ۷۹ در دبی اجرا کرد.

برادر موسیقیدان

برادربزرگم، همان که زیست‌شناسی خواند، پیانیست بود، همیشه موسیقی کلاسیک در خانه، شنیده می‌شد، صدای قطعات موسیقی باخ، صدای رویای دوران کودکی‌ام است. تاثیر باخ تا به امروز هم پایان‌ناپذیر و بی‌نهایت است.

کودکی من

کودکی من برایم از پنج سالگی قابل یادآوری است، پیش از آن را به یاد ندارم، آن چیزهایی که در ذهنم به صورت یک لکه مانده، یک خانه دو طبقه کوچک و معمولی، طبقه پایین زندگی می‌کردیم و طبقه بالا اتاق پذیرایی بود، مهم‌ترین وسیله در آن اتاق، یک پیانو بود، تعداد زیادی موسیقی کلاسیک و مقدار زیادی کتاب، کودکی من شبیه دیگر بچه‌ها نبود، دوست داشتم توی اتاق بنشینم و کتاب‌های برادرم را ورق بزنم و اسم‌هایشان را حفظ کنم، یک روز یکی از دوستان برادرم به من گفت: اسم این کتاب چیه؟ گفتم: فلسفه هگل، تعجب کرد، من هم شروع کردم به صورت طوطی‌وار چیزهایی که در ذهنم اندوخته بودم را برای او تعریف کردم. اما درباره برادرم… صدای همسایه‌ها در آمده بود، صبح تا شب از خانه ما صدای پیانو درمی‌آمد، به خصوص اینکه او همیشه یا شوپن یا باخ یا راخمانینف می‌زد… برای همین وقتی من تو کوچه با بچه‌ها تیله‌بازی و لاستیک‌بازی می‌کردم، مثل بقیه بودم، اما وقتی به مهمانخانه یا همان پذیرایی می‌رفتم، وارد دنیای دوست‌داشتنی خودم می‌شدم، احساس تنهایی می‌کردم، چون دوستانم این چیزها را متوجه نمی‌شدند. مدیری می‌گوید: «من هنوز کارنامه‌ها یا پرونده‌های دوران مدرسه‌ام را دارم، توی تمام آنها نوشته شده: فعال است، باهوش و مدیر است.»

اهل شوخی نیستم

در جمع آدم جدی است، می‌گوید: تا دوره نوجوانی فکر می‌کردم، شاد بودن، آواز خواندن و هر کاری که انسان را سرخوش نشان دهد، کاری است به شدت جلف، به نظرم هیچ چیز بهتر از متانت نبود، حالا هم تفکرم عوض نشده، تنها شکلش عوض شده، حالا به این نتیجه رسیدم که شادی اساس یک چیز درونی است، می‌توان متین بود و در عین حال از درون هم شاد بود و احساس خوشبختی کرد.

از ریاضی متنفرم

من در دبیرستان دلگشا، درس خواندم، در دوران تحصیل شاگرد خیلی خوبی بودم، برادر بزرگترم در ایران است و سال‌ها در ادبیات و موسیقی فعالیت می‌کند، دو برادر دیگرم در سوئد زندگی می‌کنند. همیشه نمرات ادبیات و زیست‌شناسی‌ام عالی بود، یادم می‌آید که گاهی اوقات معلم ادبیات کلاس را در اختیار من می‌گذاشت و می‌رفت. در ریاضیات ضعیف بودم، من هنوز که هنوز است علت ریاضیات در جهان را نمی‌دانم، یعنی به نظرم بیهوده‌ترین و پوچ‌ترین درس است و هیچ وقت نمره خوبی از آن درس نگرفتم. من درس ریاضی را به جز جمع و تفریق درک نمی‌کردم.

گرفتاری‌های شهرت

گرفتاری‌های شهرت باعث آزار او می‌شود، «تو دیگر زندگی شخصی نداری، آزاد و راحت نیستی و محدود می‌شوی و همراهانت را هم محدود می‌کنی، شهرت مثل سرطان است، وقتی هر روز در تلویزیون نشان داده می‌شوی، طبیعی است که مشهور می‌شوی. اما آن چیزی که تو را از دیگران متفاوت می‌کند، آگاهی و تفکر پشت قضیه است و کسی که متفکرانه نگاه می‌کند، دیگر شهرت برایش مهم نیست.»

مدیر بودم

بچه که بودم مثل نام خانوادگی‌ام، همیشه مدیر بودم، یعنی همیشه من بودم که می‌گفتم چی بازی کنیم و یا چه جوری بازی کنیم، رییس پلیس‌ها یا رییس دزدها، من بودم، اغلب مواقع هم گناه‌ها را خودم به گردن می‌گرفتم، خیلی از موارد وقتی یکی «لو» می‌رفت، من همه چیز را قبول می‌کردم و می‌گفتم گناهکار من هستم. این حس هنوز هم در من مانده و هیچ وقت عادت ندارم که راز کسی را فاش کنم.

آنچه که خواندید گوشه‌ای از زندگی مهران مدیری بود، گفتنی است؛ مهران مدیری یک سایت خواندنی هم دارد که شما می‌توانید به نشانی WWW. modiri. ir مراجعه کنید.

سلمه سیدآقاییخانواده سبز

2008-10-30 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
سعید کریمی در سریال بچه مهندس ۳ از کرونا و استرس زمان فیلمبرداری گفت سعید کریمی در سریال بچه مهندس ۳ از کرونا و استرس زمان فیلمبرداری گفت
روایت سعید کریمی از شرایط سخت و پر استرسی که در سریال بچه مهندس پشت سر گذاشت
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
داستان سریال نجلا که در ایام اربعین ۹۹ از شبکه سه پخش می شود
سریال های تابستان ۹۹ تلویزیون ؛ از محمدرضا گلزار تا بهاره رهنما
تپق زدن های مهران مدیری مجری دورهمی واقعا غیر عمدی است؟
شرط عجیب صاحب خانه هادی کاظمی و سمانه پاکدل چه بود؟
پایان مبهم سریال پایتخت ۶ ؛ بدون نقی معمولی تکلیف این سریال چه می شود!؟
ممنوع التصویری های تلویزیون؛ از عادل فردوسی پور تا محمدرضا حیاتی
فردوس کاویانی بازیگر نقش کمال همسران ۲۶ سال بعد
اعتراف ریحانه پارسا بازیگر جوان درمورد حاشیه ها و جنجال هایش !
ماشین های معروف سریال های تلویزیونی ؛ از کامیون خوش رکاب تا ماشین بهتاش پایتخت
بازیگران معروفی که مجریان ناموفقی از آب در آمدند
شیلا خداداد بازیگر زن ایرانی از علت کم کاری اش در سینما پرده برداشت
حواشی سلبریتی ها؛ از ریحانه پارسا تا محسن چاوشی و بنیامین بهادری
فلورا سام در دورهمی ؛ ماجرای جالب عاشق شدن فلورا سام همسر مرحوم مجید اوجی
روایت مرحوم صدیقه کیانفر بازیگر معروف از روزهای پایانی عمر در قرنطینه
هم گناه ؛ سریالی که می تواند همه چیز در آن ختم به خیر نشود
بازگشت مهناز افشار به سینما و در ادامه عذرخواهی مهناز افشار !
logo-samandehi