مریم امیرجلالی:درسریال چهاردیواری آتش به دل بودم ولبخند به لب

مشاهده : 582
مریم امیرجلالی:درسریال چهاردیواری آتش به دل بودم ولبخند به لب سینمای ایران و جهان
«بدترین اتفاق زندگی من درست در روزهایی بود که یکی از شادترین قسمت‌های سریال چهاردیواری را بازی می‌کردم.» مریم امیرجلالی، ۲۹ آذر سال ۱۳۲۶ در خانواده‌ای نظامی، هنرمند و پرجمعیت به دنیا آمد، او اصالتا آذری و دارای ۴ خواهر و ۴ برادر است و تا قبل از آشنایی با مینا جعفرزاده و بازی در […]

مریم امیرجلالی:درسریال چهاردیواری آتش به دل بودم ولبخند به لب«بدترین اتفاق زندگی من درست در روزهایی بود که یکی از شادترین قسمت‌های سریال چهاردیواری را بازی می‌کردم.» مریم امیرجلالی،
۲۹ آذر سال ۱۳۲۶ در خانواده‌ای نظامی، هنرمند و پرجمعیت به دنیا آمد، او اصالتا آذری و دارای ۴ خواهر
و ۴ برادر است و تا قبل از آشنایی با مینا جعفرزاده و بازی در مجموعه تلویزیونی زیرگنبدکبود به مدت
۱۴ سال در قسمت اداری فروشگاه شهر و روستا کار می‌کرد.
این بازیگر درباره بدترین اتفاق زندگی‌اش می گوید: اواسط برداشت سریال چهاردیواری بودم، برای گرفتن یک قسمت به برداشت بیستم
رسیده بودیم، مدام عوامل می‌خندیدند، برداشت تکرار می‌شد، بالاخره این سکانس تمام شد و کارگردان استراحت کوچکی به بازیگران داد.
رفتم سراغ کیفم و بی‌دلیل نگاهی به گوشی‌ام کردم، شماره‌ای غریبه بارها و بارها به من زنگ زده بود…..
شماره را گرفتم، صدای پشت خط را نمی‌شناختم.
احوالپرسی مختصری با من کرد و ازم خواست سفری به اراک داشته باشم ! وقتی علت را برایم گفت گوشی
تلفن از دستم افتاد! امیرجلالی با تاثر ادامه داد: از حال رفتم.
مدتش را نمی‌دانم.
وقتی به خودم آمد همه بالای سرم بودند.
دست یکی لیوان آب بود، یکی شانه‌هایم را می‌مالید و….
فقط یادم می‌آید با صدای بلند گریه می‌کردم و می‌گفتم، برادرم، برادرم….
خلاصه کنم.
از کارگردان مرخصی گرفتم و رفتم اراک.
۴ یا ۵ روز آنجا ماندم و بعد برادرم را منتقل کردم تهران.
می‌گفتند سرطان کبد داشته و….
حتی خودش هم از این بیماری اطلاعی نداشت.
امیرجلالی توضیح می‌دهد، سریال چهاردیواری یک مجموعه کمدی، طنز بود، در حالی که من عمیقا دردمند و متاثر بودم، باید
هر روز جلوی دوربین می‌رفتم و می‌خندیدم.
۱۲ روز بیشتر طول نکشید که برادرم را از دست دادم.، بیماری کبد از پادرش آورد.
روزهای بعد از فوت برادرم خیلی سخت گذشت.
از یک طرف مجبور بودم جلوی دوربین، سکانس‌های شاد را شاد بازی کنم و از طرف دیگر فقط خدا از
حال و دلم خبر داشت.
همین بود که گریمم بارها و بارها تکرار می‌شد، اشکم بند نمی‌آمد….
خیلی سخت گذشت….
فقط آنهایی که برادر از دست داده‌اند می‌دانند چقدر مشکل است آتش به دلت باشد و لبخند بر لبت…
خدا نصیب هیچ‌کس نکند.
جام جم

2011-03-12 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
سعید کریمی در سریال بچه مهندس ۳ از کرونا و استرس زمان فیلمبرداری گفت سعید کریمی در سریال بچه مهندس ۳ از کرونا و استرس زمان فیلمبرداری گفت
روایت سعید کریمی از شرایط سخت و پر استرسی که در سریال بچه مهندس پشت سر گذاشت
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
داستان سریال نجلا که در ایام اربعین ۹۹ از شبکه سه پخش می شود
سریال های تابستان ۹۹ تلویزیون ؛ از محمدرضا گلزار تا بهاره رهنما
تپق زدن های مهران مدیری مجری دورهمی واقعا غیر عمدی است؟
شرط عجیب صاحب خانه هادی کاظمی و سمانه پاکدل چه بود؟
پایان مبهم سریال پایتخت ۶ ؛ بدون نقی معمولی تکلیف این سریال چه می شود!؟
ممنوع التصویری های تلویزیون؛ از عادل فردوسی پور تا محمدرضا حیاتی
فردوس کاویانی بازیگر نقش کمال همسران ۲۶ سال بعد
اعتراف ریحانه پارسا بازیگر جوان درمورد حاشیه ها و جنجال هایش !
ماشین های معروف سریال های تلویزیونی ؛ از کامیون خوش رکاب تا ماشین بهتاش پایتخت
بازیگران معروفی که مجریان ناموفقی از آب در آمدند
شیلا خداداد بازیگر زن ایرانی از علت کم کاری اش در سینما پرده برداشت
حواشی سلبریتی ها؛ از ریحانه پارسا تا محسن چاوشی و بنیامین بهادری
فلورا سام در دورهمی ؛ ماجرای جالب عاشق شدن فلورا سام همسر مرحوم مجید اوجی
روایت مرحوم صدیقه کیانفر بازیگر معروف از روزهای پایانی عمر در قرنطینه
هم گناه ؛ سریالی که می تواند همه چیز در آن ختم به خیر نشود
بازگشت مهناز افشار به سینما و در ادامه عذرخواهی مهناز افشار !
logo-samandehi