مصاحبه خواندنی با سید جواد رضویان

مشاهده : 2382
مصاحبه خواندنی با سید جواد رضویان سینمای ایران و جهان
اگر کسی جواد رضویان را نشناسد، حتماً داوود برره ای را می شناسد و می داند که جواد رضویان همان بازیگر نمکی و با مزه ای است که تا کنون در چندین سریال طنز بازی کرده و حالا برای خود بازیگر سرشناسی شده است.جواد رضویان هم مثل هر جوان دیگری دغدغه هایی دارد مصاحبه با […]

مصاحبه خواندنی با سید جواد رضویاناگر کسی جواد رضویان را نشناسد، حتماً داوود برره ای را می شناسد و می داند که جواد رضویان همان
بازیگر نمکی و با مزه ای است که تا کنون در چندین سریال طنز بازی کرده و حالا برای خود
بازیگر سرشناسی شده است.
جواد رضویان هم مثل هر جوان دیگری دغدغه هایی دارد مصاحبه با سید جواد رضویان مصاحبه با سید جواد رضویان
(بازیگر نقش زینال) ساختار مجموعه طنز باغچه مینو اصلاً پیچیده نیست.
منوچهر مینو (فتحعلی اویسی ) صاحب باغچه مینو ، برگزار کننده ی مراسم جشن و میهمانی و البته سوگواری است.
برادر کوچکترش امید ( بیژن بنفشه خواه) همراه خواهرش مستانه( طبیه ابراهیم) و نادر ( رضا داوود نژاد) دیگر دست
اندر کاران باغچه مینو هستند.
شوهر خواهر آقای مینو یعنی دکتر خاموش (سیاوش چراغی پور) آخرین بازمانده ی گرود دیگری از بازیگران این مجموعه است
که سرانجام از فهرست بازیگران این مجموعه حذف شده اند.
شاید یکی از حسن هایی که مجموعه های این چنینی دارند( پخش شبانه)، این باشد که کارگردان مجموعه پس از
پخش چند قسمت به این نکته پی خواهد برد که چه زوایدی در بدنه ی مجموعه وجود دارد که او
می تواند آنها را حذف کند.
شاید اکنون بسیاری از بینندگان این مجموعه با راقم ؟؟؟این مطلب موافق باشند که باغچه مینو روی کاکل بازیگران اصلی
اش یعنی جواد رضویان و فتحعلی اویسی می چرخد.
بنابر این نکته باید در این میان مورد توجه قرار گیرد که در باغچه مینو شاید کمترین بار را متن
های این مجموعه به عهده دارد .
اگرچه این به معنای بی ارزش بودن متن مجموعه نیست اما نباید این نکته را از نظر دور داشت که
بار اصلی این مجوعه بر دوش بازیگران آن است.
اگر کسی جواد رضویان را نشناسد، حتماً داوود برره ای را می شناسد و می داند که جواد رضویان همان
بازیگر نمکی و با مزه ای است که تا کنون در چندین سریال طنز بازی کرده و حالا برای خود
بازیگر سرشناسی شده است.
جواد رضویان هم مثل هر جوان دیگری دغدغه هایی دارد.
گمشده هایی دارد و بالاخره آرزوهایی دارد که آنها را در خنداندن دیگران یافته است ولی شاید روحیه تنوع طلبش
چیزهای دیگری بخواهد.
اصلاً ما چرا حرف بزنیم؟ خودتان گفتگو با او را بخوانید.
لطفا خودتان را معرفی کنید؟ سید جواد رضویان هستم متولد مرداد ماه ۵۳ و اصالتاً اهل یزد هستم.
از سال ۷۳ در عرصه بازیگری مشغول به کار شدم.
غالباً کارهای شما حول محور کمدی و طنز بوده و کار رئال ارائه ندادید.
در این مورد برایمان صحبت کنید؟ این بر می گردد به باور تماشاچی، احساس ما این است که تماشاچی ما
را با کاراکتر طنز باور دارد.
اما من هیچ وقت این جسارت و گستاخی را به خودم نمی دهم که اسم بازیگر را روی خودم بگذارم.
اما به این هنر علاقه مندم و در این زمینه مطالعه و تحقیق می کنم اما باور تماشاچی برایمان اهمیت
دارد و ما سعی می کنیم در آن حیطه بیشتر کار کنیم.
من گاهی پیش می آید که می خواهم کار جدی انجام بدهم؛ اما تا الان که خدا نخواسته و جور
نشده است ؛ حالا شاید این کار هم مصداق (ادخال سرورَ فی قلوب المؤمنین) می باشد .
در این برنامه تا چه حد دستتان برای بداهه گویی باز است؟ خوشبختانه از این نظر دست ما را نبسته
اند.
اما همانطور که گفتم بداهه گویی خیلی خطرناک است.
شاید اگر من و آقای اویسی را سه ساعت کنار هم بگذارند از این لحاظ به مشکل بر نخوریم و
بتوانیم برنامه را اجرا کنیم، اما اصولش این نیست.
شما در امر بازیگری موفق هستید فکر می کنید چه عواملی در این امر مؤثر بوده ؟ قبلاً هم گفتم:
من این جسارت را به خودم نمی دهم که بگویم بازیگرهستم و بنابر تحقیق و علاقه مندی ام فعالیت هایی
در این زمینه انجام می دهم.
من در وهله ی اول هر چه دارم از توکل به خدا و بعداً از دعای پدر، مادر و همسرم
دارم.
توکل که باشد راه پیشرفت باز می شود.
با توکل، همت فزونی پیدا می کند.
اما باید دانست خدا اگر بخواهد می بردت به عرش و اگر نخواهد می کوبدت به فرش.
خدا دو جا به بندگانش می خندد.
اول اینکه همه دورت جمع شدند که ببرندت به عرش، آنجا نمی گذارد.
دوم آنجایی که جمع شدند تا بکوبندت به فرش، باز نمی گذارد.
شما از طنز چه تعریفی دارید؟ به نظر من و یکی از عزیزان من، که این حرفشان را باید با
طلا نوشت،«بازی کردن یک موقعیت شوخی به صورت جدی.» یعنی شوخی رو جدی بازی کنید.
متأسفانه در کارهای تلویزیونی ما اسم لودگی را گذاشته اند طنز.
حالا اگر جواد رضویان لباس شندر پندر و کولی وار بپوشد و در جوی آب بیفتد خنده دار نیست، ولی
اگر رضویان کت و شلوار پوشید، از ماشین آخرین سیستم پیاده شدو داخل جوی آب افتاد خنده دار است.
این دو موقعیت، شاید از لحاظ زمان و مکان تفاوتی نداشته باشد ولی از لحاظ شخصیتی متفاوت است.
اگر جواد رضویان کولی وار داخل جوب آب بیفتد برای اینکه بخنداند مجبور می شود چهار تا پشتک هم بزند
شوخی را باید حدّی بازی کرد.
من از لودگی متنفرم و سعی می کنم کارهایم به لودگی نکشد.
از متن ها راضی هستید؟ چقدر از بداهه گویی در این برنامه استفاده می کنید؟ من با آقای صحّت (نویسنده
ی متن ها) هم که صحبت کردم.
گاهی وقت ها متن ها آنقدر ضعیف و بی موقعیت است که مجبور به بداهه گویی می شویم بداهه هم
لبه تیغ است بداهه باید در خدمت موقعیت باشد.
چون اگر برای خنداندن از بداهه استفاده کنید به لودگی می انجامد.
در مورد من تیتری چاپ شده بود که «جنازه هم می تواند طنز بازی کند.» و به نظر من اگر
متن قوی و پخته باشد حتی این حرف هم مصداق پیدا می کند.
اما اگر متن ضعیف باشد اگر ما خودمان را «تکه، تکه» هم کنیم کسی نخواهد خندید، درد ما در این
پروژه (باغچه مینو) متن ضعیف است.
پیش می آید که صبح به ما متنی را بدهند که ما قبول نکنیم.
متن را تغییر می دهند و در فرصت بسیار کم ما باید آن را آماده کنیم، شب هم کار را
جمع کنیم تا برای پخش آماده باشد.
در کل باید بگویم، بزرگترین مشکل ما «متن ضعیف» است و اگر روی این قضیه بیشتر کار شود، ما می
توانیم کارهای خوبی را ارائه بدهیم.
نظر شما در مورد زمان پخش برنامه های طنزی که در حال حاضر پشت سر هم بر روی آنتن می
رود، چیست؟ آیا این رقابتی که بین شبکه های تلویزیونی به وجود آمده به کیفیت برنامه ها لطمه ای نمی
زند؟این رقابت انشاءالله که سالم است و همه ی ما با هم دوست هستیم.
اما این مساله قابل توجه است که تماشاچی هر شب سه داستان طنز می بیند و این امر ذهنش را
چندگانه می کند.
وقتی برنامه ی بانکی ها را نگاه می کند تا به ذهنش بیاید که شب قبل چه اتفاقی افتاده برنامه
تمام می شود وشبکه دیگر کوچه اقاقیا را نشان می دهد و از آن طرف برنامه ما (باغچه مینو) آغاز
می شود.
اما در این میان برنامه ی ضعیف، خوب و خوب تر از هم متمایز می شوند و حتی حق انتخاب
را به بیننده می دهد.
در عین حال شاید تماشاچی بخواهد هر سه برنامه را دنبال کند و این به راحتی امکان پذیر نیست چون
خود من اگر بخواهم این را بکنم دیوانه می شوم.
من با این سیاست اصلاً موافق نیستم.
از مشکلاتی که در حال حاضر با آن روبرو هستید بگویید.
به نظر شما جامعه ی هنرمندان از چه رنج می برد؟ ما الان بزرگترها و پیشکسوت های این رشته را
می بینیم که با چه مشکلاتی روبرو هستند آنها نه بیمه دارند، نه بازنشستگی و هیچ حمایتی از آنها نمی
شود.
به طور مثال دیشب در همین جا آقای ورشوچی حضور داشتند با اون وضعیت بیماری و کهولت سن به کمک
من به روی صحنه می رفت.
ایشان بیماری قلبی دارند وقتی در کنار ایشان نشسته بودم به من گفت که دستم را روی قلبشان بگذارم و
می گفت مثل اینکه یک بچه از داخل به قفسه سینه اش لگد می زند! ببینید در این سن و
سال کسانی مثل آقای ورشوچی نباید کار کنند.
از ایشان چه توقعی می توان داشت که در میان چند جوان بخواهد هنرنمایی بکند و نقشی را ایفا کند.
بعد از ۴۰ سال کار مداوم چرا ایشان باید به سر کار بیاید.
متأسفانه ما نه بیمه داریم .
نه بازنشستگی و نه هیچ چیز دیگری که حتی یک کارمند ساده از آن برخوردار است.
ما در کارمان امنیت شغلی نداریم .
جواد رضویان اگر فردا از روی درخت بیفتد و از بین برود هیچ اتفاقی نمی افتد شاید بگویند خدا بیامرزدش

سال ۷۹ من به دلیل بیماری ۹ ماه در منزل بستری بودم و هنوز هم در حال مداوا هستم.
ما توقعی نداریم که فلان مسئول هر روز صبح نان سنگک برای ما بیاورد، نه فقط بگویند حالا که فلانی
نیست، کو! کجاست! چه بلایی به سرش آمده! من فکر می کنم وقتی یک چوب لباسی می شکند آن را
دور نمی اندازند چون هنوز دو تا دسته ی دیگر دارد و می شود چند لباس راروی آن آویزان کرد.
اما فرق ما با چوب لباسی در این است که ما اگر عیبی پیدا کنیم دیگر قادر به کار کردن
نیستیم.
به همین راحتی! من به جرأت پس از ده سال کارکردن در تلویزیون می گویم که هیچ چیز ندارم.ما امکانات
و مزایای یک کارمند جزء را هم نداریم.
اصلاً در نظر می گیریم که تمام مشکلاتی که گفتم قابل حل باشد.
اما بعد از همه اینها شما دوست دارید که یک کسی زبان تشکر از شما را داشته باشد.
اما متأسفانه این هم وجود ندارد.
در عوض شکر خدا مردم خوبی که در بیرون از اینجا می بینیم واقعا خستگی را از تن ما در
می آوردند.
بیشترین نگرانی شما در کار از چیست ؟ متن بد، متن بدی که برای کار به من می دهند، من
را خیلی اذیت می کند.
واقعاً نمی دانم که چه طور با مردم روبرو بشوم و فقط شرمندگی برای من باقی می ماند.
به قول یکی از دوستانم که می گفت: اگر یک روزی از خانه تا محل کار کسی به من توجه
نکرد، آن روز، روز مرگ من است.
واقعاً متن بد و ضعیف تمام خستگی کار را در تن آدم باقی می گذارد.
من خودم یک بار چهار روز از خانه بیرون نیامدم از خجالت این که چه جواب مردم را بدهم.
کدام یک از فیلم های دفاع مقدس را دوست دارید؟ من اغلب کارهای آقای ملاقلی پور را دوست دارم ضمن
این که ارادت خاصی خدمت ایشان دارم.
یکی دو بار هم قرار بود که در کارهایشان حضور داشته باشم که به خاطر مشکلی که سال ۷۹ برایم
پیش آمد نتوانستم و سعادت نداشتم .
مستند ساز بودن آقای ملاقلی پور در دوران دفاع مقدس باعث داشتن دید خوب و درایت بالای ایشان و مهمترین
عامل موفقیت وی شده است.
ایشان چون در جریان وقایع و اتفاقات جنگ بودند، خیلی راحت می توانند آنها را منعکس کنند.
در مورد نقش زینال در این مجموعه توضیح دهید؟ زینال یک آدم خانه زاد است که سر راهی بوده و
آقای مینو او را بزرگ کرده ، به همین سبب شاخصه های اخلاقی آقای مینو در وی تأثیر داشته.
از طرفی یکسری خصوصیات مختص خود زینال است مثل آشپزی و خوانندگی که جذابیت های خاص خودش را دارد.
خود من در این ۳۸ قسمت که تا به حال گرفته شده می توانم بگویم که از ته دل نخندیده
ام و از شخصیت زینال هنوز راضی نیستم ولی نمی دانم نظر مخاطب چیست.
دیالوگ ضعیف باعث این اتفاق شده و دوست دارم مردم بدانند من برای بازی در این مجموعه در مقابل عمل
انجام شده قرار گرفتم.
البته من نمی خواهم زحمات دوستانم را در این مجموعه زیر سوال ببرم همه اینجا صادقانه و پرتلاش زحمت می
کشند اما نمی توان انکار کرد که یک متن ضعیف می تواند زحمات همه را به باد بدهد.
به قول یکی از عزیزان در کارهای روتین ۹۰ قسمتی، فرق بین کار خوب و بد ۱۲ ساعت است و
در این بین فقط یک همت لازم است که یکسری حذف و اضافه در متن و شخصیت ها انجام شود.
شاید اگر من از این داستان بروم کار درست شود.
آیا در حال حاضر کاری را در نظر دارید که خودتان انجام دهید؟ برای گروه کودک شبکه جام جم یک
کار ارائه دادم که تصویب هم شده است.
متن آن را خودم نوشته ام.
چرا کار کودک؟ چون زبان بچه ها را خیلی دوست دارم.
رنگ و لعاب بچگی برایم خیلی جالب است.
به نظر من، ما بزرگترها زندگی را سیاه و سفید می بینیم ولی بچه ها رنگی و شفاف به زندگی
نگاه می کنند.
کار دیگرم برای گروه جوان شبکه جام جم است که طرح آن را به آقای قاسم خانی ارائه دادم و
تصویب هم شده است.
دیگر اینکه برای سیزده روز عید نوروز هم کاری را در حال آماده سازی دارم و فکر می کنم که
درآن برنامه بتوانم خود را تخلیه کنم .
فکر می کنم کار قشنگی از آب در بیاید.
بزرگترین تفریح شما چیست؟ بزرگترین تفریح من در زندگی این است که با همسرم راه بیفتم در خیابان و با
مردم صحبت کنم.
دوست دارم بدانم مردم از جواد رضویان چه توقعی دارند – با راننده هایی که از کنارم رد می شود
و بوقی هم برایم می زند، دوست دارم بیشتر رابطه برقرار کنم و با آنها صحبت کنم و به همین
بوق و دست تکان دادن ختم نشود.
مهمترین نکته هم این است که دوست دارم محاسن و معایب کار خودم را بدانم تا در آینده موفق تر
عمل کنم؛ اگر هم تا الان توانسته ام ذره ای با مخاطب ارتباط برقرار کنم دلیلش فقط ارتباط با مردم
است.
به نظر شما معایب کار روتین چیست؟ اول اینکه نمی توانیم نقش هایی که بازی کرده ایم را ببینیم تا
معایب خودمان را در قسمت بعدی رفع کنیم .
دوم اینکه فرصت مطالعه متن را نداریم و اگر هم باشد خیلی کوتاه است بعضی موقع ها با برنامه زنده
فرقی نمی کند.
پیامتان برای جوان ها چیست؟ من ارادت خاصی خدمت جوان ها دارم و انشاءا…
که توانسته باشم خدمتی برای آنها انجام بدهم.
توکل به خدا و دعای خیر پدر و مادر ، آنهایی که پدر و مادر دارند خدا برایشان حفظ کند
و مطمئناً دعایشان می کنند و آنهایی هم که از پدر و مادر خود را دست دادند اگر توکل به
خدا داشته باشند، مطمئناً دعای خیر پدر و مادر در آن دنیا، شامل حالشان می شود.
www.iran-forum.ir

2010-02-23 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
سعید کریمی در سریال بچه مهندس ۳ از کرونا و استرس زمان فیلمبرداری گفت سعید کریمی در سریال بچه مهندس ۳ از کرونا و استرس زمان فیلمبرداری گفت
روایت سعید کریمی از شرایط سخت و پر استرسی که در سریال بچه مهندس پشت سر گذاشت
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
داستان سریال نجلا که در ایام اربعین ۹۹ از شبکه سه پخش می شود
سریال های تابستان ۹۹ تلویزیون ؛ از محمدرضا گلزار تا بهاره رهنما
تپق زدن های مهران مدیری مجری دورهمی واقعا غیر عمدی است؟
شرط عجیب صاحب خانه هادی کاظمی و سمانه پاکدل چه بود؟
پایان مبهم سریال پایتخت ۶ ؛ بدون نقی معمولی تکلیف این سریال چه می شود!؟
ممنوع التصویری های تلویزیون؛ از عادل فردوسی پور تا محمدرضا حیاتی
فردوس کاویانی بازیگر نقش کمال همسران ۲۶ سال بعد
اعتراف ریحانه پارسا بازیگر جوان درمورد حاشیه ها و جنجال هایش !
ماشین های معروف سریال های تلویزیونی ؛ از کامیون خوش رکاب تا ماشین بهتاش پایتخت
بازیگران معروفی که مجریان ناموفقی از آب در آمدند
شیلا خداداد بازیگر زن ایرانی از علت کم کاری اش در سینما پرده برداشت
حواشی سلبریتی ها؛ از ریحانه پارسا تا محسن چاوشی و بنیامین بهادری
فلورا سام در دورهمی ؛ ماجرای جالب عاشق شدن فلورا سام همسر مرحوم مجید اوجی
روایت مرحوم صدیقه کیانفر بازیگر معروف از روزهای پایانی عمر در قرنطینه
هم گناه ؛ سریالی که می تواند همه چیز در آن ختم به خیر نشود
بازگشت مهناز افشار به سینما و در ادامه عذرخواهی مهناز افشار !
logo-samandehi