تاریخ نشر :چهارشنبه ۰۸ اسفند ۱۳۸۶مشاهده : 59رسانهRSSاشتراک:

گفتگوی خواندنی با مهدی فخیم زاده«بی صدا فریاد کن»

گفتگوی خواندنی با مهدی فخیم زاده«بی صدا فریاد کن»
مهدی فخیم زاده: سری دوزی نمی کنم ایراسان/ حسن محمودی «تنهاترین سردار»، «ولایت عشق»، «خواب و بیدار»، «حس سوم» و «بی صدا فریاد کن» نشانگر کارگردانی است که به تدریج از سینما کنده شده و با مدیوم تلویزیون اخت گرفته و مخاطب نیز او را با مولفه های خاصش درک کرده و پذیرفته. اگر خواب […]

مهدی فخیم زاده: سری دوزی نمی کنم
ایراسان/

حسن محمودی

«تنهاترین سردار»، «ولایت عشق»، «خواب و بیدار»، «حس سوم» و «بی صدا فریاد کن» نشانگر کارگردانی است که به تدریج از سینما کنده شده و با مدیوم تلویزیون اخت گرفته و مخاطب نیز او را با مولفه های خاصش درک کرده و پذیرفته. اگر خواب و بیدار را نقطه اوج فخیم زاده در سریال سازی تلویزیونی بدانیم، سریال های دیگر فخیم زاده با نقاط قوت و ضعفش چندان نقاط فرودی ندارد و از استانداردهایی قابل تامل برخوردار است که نمی توان آنها را در سریال سازی این سال ها در تلویزیون ایران نادیده گرفت. بی شک فخیم زاده به شهادت کارنامه اش یکی از معدود سریال سازانی است که مولفه های یک تولید تلویزیونی را می شناسد و بر آن وقوف دارد. اگر بهترین فیلم فخیم زاده در سینما (همسر) همواره نام او را به عنوان کارگردانی که قادر به ساخت فیلمی خوش ساخت و قابل تامل است، مطرح می کند، «خواب و بیدار» او در تلویزیون ارزش سازنده اش را به مراتب خیلی بالاتر می برد. این گفت وگو با توجه به همزمانی آن با پخش سریال بی صدا فریاد کن در روزهای چهارشنبه از شبکه دو معطوف به رویکرد فخیم زاده در سه اثر اخیرش در تلویزیون شد و بیشتر پرسش ها حول و حوش چند و چون تولید در ژانر پلیسی صورت گرفت.

– در این گفت وگو بخشی از کارنامه هنری شما مد نظر است که با سریال«خواب و بیدار» شروع می شود و دو مجموعه «حس سوم» و «بی صدا فریاد کن» به دنبال آن تولید می شود. در نگاه نخست، ژانری موسوم به پلیسی توجه را جلب می کند که در تلویزیون ایران با این سبک و سیاق با خود شما شروع می شود و با خود شما نیز ادامه پیدا می کند. این سه مجموعه، آثاری خوش ساخت و پرمخاطب است که استانداردهای مجموعه سازی را رعایت می کند، و آن گونه که طبیعی نیز هست، با افت و خیزهایی همراه است. ژانر پلیسی در سریال سازی جهان، از اهمیت زیادی برخوردار است و طرفداران زیادی دارد. با این حال در تلویزیون ایران با وجود حجم زیادی از تولیدات نمایشی، هنوز در ابتدای راه است. می خواهم تحلیل و توضیح شما را درباره این ژانر مورد علاقه تان ارائه بدهید.

«تنها ترین سردار»، اولین سریال تلویزیونی من، سریالی بود که قبل از من شروع شده بود و به مشکلاتی برخورده بود که من برای ساخت آن در تلویزیون مامور به خدمت شدم و در واقع من برای ساخت آن از پیش دورخیزی نداشتم. وقتی فیلمبرداری تمام شد و داشتم آن را تدوین می کردم، دیدم قرار است این کار از تلویزیون و قاب آن پخش شود، آن وقت بود که حاصل کارم، به دل خود من نمی نشست. ما بچه هایی بودیم که از سینما آمده بودیم. نگاه ما، دکوپاژ، میزانسن ها و قاب بندی ما مربوط به سینما بود. در تجربه اول متوجه شدم که این نوع دکوپاژ مربوط به سینماست. طبیعی بود کسانی که مثل من از سینما به تلویزیون آمده بودند، پس از کارهای اول متوجه شوند که نوع نگاه آنها مربوط به سینماست. ما با مدیوم تلویزیون چندان آشنا نبودیم. تجربه اول مرا متوجه این نکته کرد که هر پلان را باید از پشت مانیتور ببینم، نه با تصور پرده بزرگ سینما.

کلاً سینمای ما، جنس ملودرام است. این هم دلیل دارد که مربوط به دلایل اقتصادی است. از منظر اقتصادی، در سینمای حرفه یی ما قصه های ملودرام، بیشتر رایج است و طرفدار دارد. در سینمای تجربی و جشنواره یی البته اوضاع به دلایلی دیگر فرق می کند. تلویزیون نیز راغب به ملودرام است. اغلب قصه یی است که در خانه اتفاق می افتد و کسی می خواهد زن بگیرد، یا کسی فوت کرده و مسائل عاطفی و… ملودرام ژانری است که نسبت به ژانرهای دیگر تولیدش از منظر اقتصادی راحت تر است. به این دلیل هم ملودرام پا گرفت که شرایط اقتصادی خودش را داشت و سینمای ما بیشتر از ملودرام، قدرت هزینه کردن را نداشت. یعنی قدرت هزینه کردن برای ژانر تاریخی را نداشت. حتی قبل از انقلاب برای ژانر جنگی هم قدرت هزینه کردن وجود نداشت. بعد از انقلاب به دلیل وقوع جنگ و مسائل مربوط به آن تا حدودی این ژانر مورد توجه قرار گرفت و از سوی نهادهای حامی و پشتیبان جنگ، برای آن هزینه شد. ژانرهای پلیسی، جنایی و وحشت چندان جایی در سینمای ما نداشتند. ملودرام خصوصیت های خود را دارد و بیشتر جنبه رادیویی دارد. آنچه مهم است و حرف اول را می زند، فیلمنامه است که یا می گیرد یا نمی گیرد. اینکه بازیگرها چگونه بازی کنند یا پلان ها به چه صورت گرفته شود، مهم نیست، مهم این است که قصه چگونه و چطور گفته شود. با این اوصاف وقتی قرار است ژانرهای دیگر تجربه و کار شود، مسلم است که توان و قدرتش را نداریم و برای همین این ژانرها در سینما پا نگرفت. در تلویزیون به جهت امکاناتی که وجود داشت، برخی از این ژانرها شکل گرفت؛ مثلاً ژانر تاریخی با هزینه هایی که در تلویزیون شد، با چند سریال پا گرفت و تولیدش رواج پیدا کرد. ژانر جنگی نیز با همت و پشتوانه نهادهای مربوطه شکل گرفت. این ژانر بنابر هزینه هایی که نیاز داشت، در بخش خصوصی چندان نتوانست ادامه پیدا کند و همچنان متکی به نهادهای دولتی باقی ماند. اینها را به طور مقدمه گفتم تا برسم به پاسخ پرسشی که مطرح کردید. یکی از ژانرهایی که در دنیا بیش از پنجاه درصد از تولیدات را به خود اختصاص می دهد، ژانر پلیسی و اقمارش مثل حادثه یی، تریلر و جنایی است. در کشورهای دیگر وقتی نگاه می کنی این ژانر حجم زیادی از تولیدات را به خود اختصاص می دهد. در اروپا درصد زیادی از تولیدات متعلق به ژانر پلیسی و انواع مختلفش است. مثلاً در کشور فرانسه تولیدات متعلق به ژانر پلیسی اش در دنیا خیلی معروف است. این ژانر در کشور ما به چند دلیل پا نگرفت؛ یکی به لحاظ مسائل اقتصادی و دیگری به دلیل عدم تجربه های موفق ما در این ژانر و نیز به دلیل درک نادرستی که متولیان تولید در سینما و تلویزیون از آن داشتند. این عوامل باعث شد فیلم های پلیسی در کشور ما چندان تولید نشود و مورد توجه قرار نگیرد. در حالی که وقتی سینما دچار بحران می شود، می توان از سینمای پلیسی به عنوان راه حل بهره برد و مثلاً وقتی تماشاچی از سینمای ملودرام زده می شود، به جای اینکه پناه ببریم به فیلم های کمدی خیلی سطحی مثل کمدی لهجه، کمدی پوف و کمدی های نازل دیگر، می توان دست به تولید سینمای پلیسی زد و فیلم های خوبی را به تماشاچی و مخاطب عرضه کرد. این ژانر قابلیت جذب مخاطبان جوان زیادی را دارد. ما به عنوان کارگردان آن تجربه را نداشتیم و تهیه کنندگان مان نیز جرات نزدیک شدن به آن را نداشتند. از سوی دیگر متولیان پلیس، شناخت درستی از این ژانر و مدیوم نداشتند.

خود من وقتی با سینما آشنا شدم و به سینما برای تماشای فیلم می رفتم، این نوع فیلم ها را خیلی دوست داشتم و از این سینما به آن سینما می رفتم تا فیلم های پلیسی را تماشا کنم. سینما زیاد می رفتم، اما این ژانر بخصوص را خیلی دوست داشتم. در سینمای قبل از انقلاب که ما تجربه کار کردن در آن را داشتیم، اصلاً زمینه یی برای کار کردن در این ژانر وجود نداشت. سینمای قبل از انقلاب، فرمول خاص خودش را داشت و به فیلم های پلیسی اصلاً اهمیت نمی داد. انقلاب که شد در همان سال ها من فیلم «میراث من جنون» را ساختم که اگرچه صد درصد پلیسی نیست، اما یک فیلم جنایی روانی است. آن موقع که سانسور و بازبینی نبود و نهادهای کنترل کننده یی وجود نداشت، من بلافاصله این فیلم را ساختم. بعد از آن دوباره سینما دچار یک سری دستور العمل ها شد. مسوولان یک سری تبصره ها داشتند برای سینما.

– عامل محرکی که باعث شد شما در تولیدات تلویزیونی تان به سمت سریال های پلیسی بروید چه بود؟

زمانی که قالیباف رئیس پلیس بود، مرا صدا زد و گفت در این زمینه کار کنم. خود من نیز علاقه مند بودم که کار کنم و در تکاپو برای ساختن فیلم در این ژانر بودم. ایشان گفتند که دیگر نه پلیس ما، پلیس سابق است و نه دزد ما همان آفتابه دزد قدیم است. در حالی که مردم چنین تصوری دارند و فکر می کنند جامعه هنوز همان جامعه پنجاه سال پیش است، اما جامعه ما یک جامعه صنعتی است و جرم و جنایت های آن نیز مدرن شده و پلیس ما نیز مدرن شده. توصیه ایشان این بود که در کارم، پلیس مدرن را معرفی کنم. از این فرصت استفاده کردم و برای همین، بزهکاری منطبق بر ایده های آنها، مثل ناتاشا را خلق کردم و پلیس ۱۱۰ و غیره را به گونه یی وارد کارم کردم که طبیعی جلوه کند. این اولین سریالی بود که خود پلیس برای ساخت یک تولید نمایشی، راساً اقدام می کرد.

– پیشنهاد تولید سریال پلیسی از سوی پلیس به شما بنابر سابقه تان در ساخت فیلمی مثل «میراث من جنون» بود یا اینکه سابقه حرفه یی شما در مقام یک فیلمساز برایشان اهمیت داشت؟

در آن موقع کسی کاری به فیلم «میراث من جنون» نداشت و پیشنهاد تولید اثری پلیسی به من بیشتر برای سابقه حرفه یی ام در امر فیلمسازی بود. فیلم میراث من جنون با توجه به ضوابط اول انقلاب یک سال بیشتر پروانه نمایش نداشت و بعد از آن هم کسی آنچنان آن را ندید. کسانی که به من پیشنهاد ساخت فیلم پلیسی را دادند، کارهای من را دیده بودند و از آن طریق مرا می شناختند. در ساخت کار اول یعنی «خواب و بیدار»، نیروی انتظامی در سرمایه گذاری و در اختیار قرار دادن تجهیزات و مشاوره ها کمک زیادی به پروژه کرد و در واقع استارت را آنها زدند اما در کارهای دیگرم؛ «حس سوم» و «بی صدا فریاد کن»، نقش سرمایه گذار و حامی را ندارد و هر دو کار متعلق به تلویزیون است و بنابر علاقه و پیشنهاد خود من ساخته شده. زرنگی که آنها داشتند این بود که این حرکت را شروع کردند و آغازگرش بودند. آنها متوجه شدند پس این ژانر خوب جواب می دهد. بعدش خود تلویزیون بود که راغب به ادامه تولید سریال هایی در این ژانر بود. در هر دو کار نیروی انتظامی نه تنها هزینه یی نکرد، بلکه پول هم بابت وسایلی که در اختیار ما قرار دارد، گرفت.

– یعنی در ساخت این دو پروژه مشارکت هم نداشتند؟

اصلاً. با من که نداشتند و چون من خودم تهیه کننده بوده ام، برای هر کاری که انجام دادند یا تجهیزاتی که در اختیارم قرار دادند، مبلغی را دریافت کردند؛ مثلاً بی صدا فریاد کن متعلق به شبکه دو است و تمام هزینه هایش را این شبکه داده. ما هرچه تجهیزات پلیسی در این سریال استفاده کردیم، بابتش هزینه پرداخت کردیم.

– البته فکر کنم هنوز حمایت ها در جاهایی دیگر ادامه دارد. الان برخی از نهادها در تولید پروژه هایی مثل مواد مخدر و قاچاق کالا و ارز مشارکت هایی دارند.

امکان دارد در برخی جاها مشارکت داشته باشند، اما من هیچ اطلاعی ندارم. درباره خودم باید بگویم که آنها فقط در «خواب و بیدار» مشارکت کردند و بعد از آن هیچ کمکی نکردند، حتی در برخی موارد که هزینه شان را دریافت نکنند، امکان دارد چیزی در اختیار من قرار ندهند. بابت همان بی سیم و دستبند و اسلحه یی که می دهند، پول دریافت می کنند. حتی امکان دارد اگر پول ندهی، تجهیزات نیاید. این کار الان راه افتاده و روی غلتک است. مشکل این ژانر این است که باید قصه داشته باشی و نمی شود پشت جشنواره و حرف های فلسفی و جامعه شناسی و این چیزها قایم شد. این ژانر باید قصه گو باشد و از نظر درام مشکلی نداشته باشد، دکوپاژ و کارگردانی و بازی ها درست باشد. حرکت ها و تکنیک درخور خودش را داشته باشد تا جواب بدهد و نمی شود غلط کار کرد. با ولنگاری هیچ رابطه یی ندارد. اگر ولنگاری بکنیم به قیمت زمین خوردن کار تمام می شود.

– یعنی با هنرپیشه ها نمی شود کار را جمع و مخاطب را علاقه مند به دنبال کردن مابقی ماجرا کرد؟

حرف خوبی گفتی. با هنرپیشه ها نمی شود مخاطب را گول زد. هنرپیشه باید جای خودش باشد. نمی شود یک سوپراستار آورد و بی خیال باقی ماجرا بود. هنرپیشه می خواهد آن لحظات ملتهب را دربیاورد. لحظات عادی زندگی نیست و اغلب لحظات ملتهب زندگی است. در یک فیلم پلیسی اکثر لحظات یا هنرپیشه وارد و درگیر واقعه یی می شود یا ترکش ها و بازتاب های آن واقعه او را درگیر می کند و این لحظات درآوردن شان نیاز به هنرپیشه کارکشته و باتجربه دارد. اینجاست که به آدم کار بلد و کارکشته بیشتر از هنرپیشه و سوپراستار نیاز است.

– ما در سینما و تلویزیون پیشینه چندانی در ژانر پلیسی نداریم. از سوی دیگر در ادبیات و هنرهای دیگرمان نیز سابقه درخشان و قابل تاملی سراغ نداریم. با این اوصاف قبول دارید فیلمنامه در این نوع کار حرف اول را می زند و برای به دست آوردن فیلمنامه یی خوب، فاقد پشتوانه یی قابل تامل در ادبیات مان هستیم؟

فیلمنامه یکی از رکن های اساسی این کار است. اگر روابط و شخصیت ها در ماجرا به صورت سهل انگارانه یی نوشته شده باشد، به کار لطمه وارد می کند. هرچقدر هم میزانسن و بازی ها و کارگردانی خوب باشد، باز هم نمی توان ضعف فیلمنامه را با آن برطرف کرد. این وجه اساسی کار پلیسی است.

– شما تاکنون سه مجموعه پلیسی ساخته اید و در کار سوم این خطر برایتان وجود داشته که به تکرار خود برسید.

همان طور که می گویی در این کار به زودی می توان به تکرار رسید. خیلی از فیلم های پلیسی جهان مثل پوآرو یا فیلم های آلمانی به صورت سری دوزی است. شما در این کارها شخصیت پردازی که نمی بینید. شخصیت هایی خلق شده اند که چندان هم عمقی ندارند. هر دفعه هم قصه یی اتفاق می افتد که شبیه هم اند. این دامی است که ممکن است در کار پلیسی دچارش شوی. من تمام تلاشم را کرده ام که از سری دوزی فاصله بگیرم و دچار آن نشوم. کاری که می کنم زیاد اکشن نیست، بلکه شخصیت هایم خیلی اکشن هستند. مثلاً همه خیال می کنند ناتاشا در خواب و بیدار خیلی آدم کشته است، در حالی که این طور نیست و او انگیزه زیادی در کشتن دارد. او از انگیزه تحرک برخوردار است. در بی صدا فریاد کن خیلی تجهیزات خواب و بیدار در اختیارم نبود. برای همین سعی کردم اکشن در خود شخصیت ها باشد. در این کار شخصیت هایی مثل چنگیز و غلام، آدم های پرتحرکی هستند. من در حس سوم رفتم به دنبال قصه زنی که حس و مشام قوی برای بو کشیدن مواد مخدر دارد و قصه از ایده و طرح نویی برخوردار بود. در بی صدا فریاد کن زنی است که دکتر است و کار پلیسی هم می کند و عده یی نیز در تولید قرص های تقلبی اکس دست دارند. دکتر زن متوجه می شود که قرص های اکس تقلبی چند نفری را کشته است و کنجکاو می شود سرنخ ماجرا را به دست بیاورد. از اتفاق خانواده اش نیز درگیر این ماجرا می شوند و برادرش با قرص های اکس تقلبی می میرد. در اینجا انگیزه های شخصیت ها برای کاری که دارند انجام می دهند خیلی قوی است و همین باعث شده شخصیت ها از تحرک بالایی برخوردار باشند.

– احتمالاً خود شما نیز متوجه برخی نقدها و واکنش ها بر کار بی صدا فریاد کن شده اید که معتقدند شما در این کار اخیرتان، به تکرار کارهای قبلی رسیده اید. البته از منظری نیز می توان گفت تجربه های قبلی شما باعث شده در سومین اثر پلیسی تان به مرزهای استانداردی رسیده باشید و خیلی چیزها دیگر برای تماشاگر عادی شده باشد. به عبارتی شما در سومین کارتان تبدیل به رقیبی برای خودتان شده اید. می خواهم واکنش و تحلیل خودتان را از تعبیر تکرار برای کار اخیرتان از سوی برخی منتقدها بدانم.

برچسب زدن یک امر متداولی است. این امر در مورد هنرپیشه ها نیز صدق می کند که وقتی چند کار انجام می دهند، می گویند دیگر دارد خودش را تکرار می کند. بی صدا فریاد کن یک کار پلیسی است، حس سوم هم یک کار پلیسی است و همین طور خواب و بیدار نیز سریالی پلیسی محسوب می شود. وقتی این سه کار در یک ژانر هستند، خود به خود در آنها پلیس هست، بزهکار هم هست و… اینها چیزهای مشترک آنها هستند. اگر صد کار پلیسی دیگر هم انجام بدهم باید این مولفه های مشترک را داشته باشند، ولی چیزهایی است که مشخصه کار من است و چه کار پلیسی انجام بدهم، چه کار تاریخی یا خانوادگی در آنها دیده می شود و امضای اثری است که ساخته ام و می سازم. اگر کسی مرا نشناسد و کارهای مختلفم را بررسی کند، متوجه می شود که تمامی کارهایم از یک ریتم و تمپوهای واحدی برخوردار است. اینها مختصات واحد یک کارگردان است که وارد کارهایش می شود و دیگر نمی شود به آنها تکرار گفت. ولی اگر من کاری را انجام دادم با شخصیت ها و قصه مشخصی که جواب داد و بعد همان ها را دوباره دستمایه کارهای بعدی قرار دادم و سری سازی کردم، آن وقت می شود گفت من به تکرار رسیده ام و دارم خودم را تکرار می کنم؛ مثلاً اینکه بعد از خواب و بیدار سریال دیگر می ساختم که در آن ناتاشا دوباره پیدا می شد و داستان درباره او و عبدالله پلنگ و خانواده اش ادامه پیدا می کرد. در حالی که بعد از خواب و بیدار چند نفری درباره زن های بزهکار کار کردند، ولی من نکردم. کارهایی شد که دوست داشتنی هم نبود و نگرفت. من در «حس سوم» رفتم سراغ قصه یی که کمی هم کمدی بود و طنز موقعیت ایجاد می کرد. به نظرم نباید زیاد به برچسب ها توجه کرد، چون در آن صورت از کار خود بازمی مانیم. یک سری برچسب ها هست که نباید زیاد جدی گرفت و آنها را دنبال کرد چون نظرات مختلف و متضادی در این رابطه وجود دارد و گوش دادن به آنها باعث سردرگمی می شود. هرکسی باید راه خودش را طی کند، اما به سربالایی. من سعی می کنم راه خودم را بروم. از تکرار خوشم نمی آید و دوست ندارم خودم را تکرار کنم. ولی مثلاً در ژانر پلیسی اگر بزهکار نباشد که آن دیگر ژانر پلیسی نیست.

– در مواجهه با کارهای شما به نظر می رسد همه چیز قبل از تصویربرداری محاسبه شده و کارگردان تمامی پلان های کارش را از پیش مشخص کرده و در مرحله تصویربرداری و تدوین، انگار عملی مکانیکی از پیش تعیین شده صورت می گیرد. این فرض قبل از هرچیز مربوط به نوع کاری می شود که شما تاکنون ارائه داده اید. تصور خود من این است که در کارهای شما به شدت همه چیز از قبل در ذهن شما یا روی کاغذ اتفاق افتاده. می خواهم درباره روند کارتان برایمان توضیح دهید.

این پرسش خوبی است. جالب است بدانید من هیچ وقت سر صحنه دکوپاژ دستم نیست. سر صحنه هم میزانسن می دهم و هم حرکت. همه چیز سر صحنه صورت می گیرد، ولی معنایش این نیست که از پیش ندانم قرار است چه کار بکنم. من هرکاری کرده ام، سناریویش را خودم نوشته ام و کارگردانی ام در سناریو اتفاق افتاده. وقتی می نویسم هم میزانسن، هم حرکت دوربین و هم نور و چیزهای دیگر در آن مشخص است. ممکن است البته اگر کسی دیگر آن را بخواند متوجه نشود و مثلاً کلمه دوربین اصلاً در آن به کار نرفته باشد، اما برای خودم مشخص است. به فرض اگر من بگویم صبح است، علی از خانه بیرون می آید. برای خودم مشخص است که یک لانگ شات داریم و بعد کات می شود به کلوزآپ علی که از خانه بیرون می آید. اما اگر نوشته باشم علی از خانه بیرون می آید. صبح است. معلوم است که اول نمای درشت علی را داریم و بعد فضای صبح دیده می شود. فیلمنامه یی که می نویسم از این لحاظ بسیار دقیق است و توضیحات زیاد است.

– می خواهید بگویید دستور زبان خاص خودتان را در فیلمنامه یی که می نویسید، دارید؟

تمام صحنه ها با میزانسن هایشان را می نویسم و چون رسانه را با شرایطش کاملاً می شناسم، آن چیزی که می نویسم و می سازم، صد درصد تولیدی است. در نتیجه وقتی می آیم سر صحنه انگار این فیلم را یک بار ساخته ام و تماشایش کرده ام. دیالوگ ها و میزانسن ها و چیزهای دیگر را از حفظم و شروع می کنم به گرفتن کار.

– ایده این سه کار اخیر شما مال خودتان است یا اینکه از سوی شبکه ها داده می شود یا نهادهای حمایت کننده؟

هیچ کدام از کارهایی که انجام داده ام، به جز کارهای تاریخی، ایده و طرحش را دیگران به من نداده اند. اما در کارهای تاریخی ایده و طرح و پیشنهاد مربوط به سفارش دهنده بوده است. حتی محورهایش را هم پیشنهاد می دادند که از کجا شروع کن و به کجاها برو. اما درباره کارهای پلیسی این طور نبوده. خواب و بیدار همه چیزش مربوط به خودم بود و آقای قالیباف فقط زمینه کار را پیشنهاد داد. حس سوم را نیز که مال خودم بود و دکتر پورحسین رئیس وقت شبکه دو از من تنها خواست یک کار پلیسی برایشان بسازم. طرح را نوشتم دادم و آنها تصویب کردند و بعد سناریو را دادم تا مراحل تولید شروع شد.

– با توجه به این وسواسی که اشاره کردید نسبت به فیلمنامه دارید، نوشتن یک فیلمنامه برایتان چقدر طول می کشد؟

بستگی به حجم کار دارد. مثلاً «حس سوم» را در عرض شش ماه نوشتم، اما «بی صدا فریاد کن» چیزی حدود هفت هشت ماه زمان برد. الان درباره کار جدیدم- «بازپرس» – به من پیشنهاد کردند که درباره قوه قضائیه یک سریال بسازم. در مورد سه کار دیگرم نیز پیشنهادها تنها در همین حد بوده است که یک کار پلیسی انجام بدهم و حتی نگفته اند که پلیسی بزهکاری باشد یا مواد مخدر.

– فیلمنامه یی که می خواهید مثلاً درباره پلیس بسازید، به هرحال باید به گونه یی باشد که منطبق با واقعیت پلیس جامعه ما شکل بگیرد و واکنش پلیس را در پی نداشته باشد. می خواهم بپرسم برای نزدیک شدن به واقعیت موضوعی که قرار است کار کنید چقدر تحقیق می کنید؟

این مولفه ظریفی است. آیا مثلاً وقتی فیلمی درباره اف بی آی ساخته می شود، آنها می گویند فیلمی که ساخته شده، واقعاً فیلم ماست و ما دقیقاً همین طور هستیم؟ هیچکاک بحثی در این باره دارد که کاری که انجام می دهیم باید قابل باور باشد، نه حقیقت. در همسر من برای اولین بار پلیس زن را آوردم. این به ضرورت قصه باید صورت می گرفت. در حالی که آن زمان ما پلیس زن نداشتیم و بعدها صاحب پلیس زن نیز شدیم. آن موقع می گفتند ما چنین پلیس زنی نداریم. پلیس زن در همسر در واقع حقیقت نما بود. خود حقیقت همیشه چندان چیز خوبی در کار ما نیست. برخی از حقیقت هایی که در زمینه دادگستری و پلیس و بزهکاری در جامعه ما صورت می گیرد، اصلاً در کار ما قابل طرح نیست؛ مثلاً مردی چهار تا بچه اش را سربریده. همیشه این طور نیست که شما بتوانید خود حقیقت را به نمایش درآورید.

– در خیلی از سریال هایی که مثلاً درباره پزشکی و داستان های مربوط به آن ساخته می شود با اعتراض صنف پزشکان یا پرستاران روبه رو هستیم که مدعی هستند واقعیت زندگی و شغل آنها تحریف شده و اغلب معترض هستند، در حالی که پلیس در سریال های شما به گونه یی به تصویر درمی آید که تصور می شود پلان به پلان سریال تحت نظارت پلیس و طبق دستور العمل او گرفته شده. پرسش من از این زاویه است که چقدر شما برای کارتان تحقیق می کنید که تا این حد تصور می شود همه چیز کپی برابر اصل است و اعتراض پلیس را در پی ندارد؟

برای کارهایی که انجام می دهم تحقیق زیادی انجام می دهم. همسر را که می خواستم بسازم، رفتم در خانه سالمندان و در آنجا با وضعیت سالمندان آشنا شدم و تحقیق کردم. برای سریال تاریخی تنهاترین سردار، شورایی از تاریخدان های اسلامی مشورت می دادند و به تحقیق کار کمک می کردند. در کارهای پلیسی که انجام دادم یک افسر متخصص تحصیلکرده پلیس به انتخاب خودم با من بود. در خواب و بیدار هم دو افسر بودند که من چیزهای مد نظرم را می گفتم و آنها چیزهایی را می گفتند که هم وجه سینمایی داشت و هم از لحاظ پلیسی ایرادی بر آن وارد نبود. آنها خیلی زود متوجه شدند چه چیزهایی به درد من می خورد و همان ها را می گفتند. آنها اگر چیزی خطا بود؛ ایرادش را می گفتند و اگر جایز بود، تایید می کردند. در حس سوم سرهنگی را صدا زدم که از لحظه تحقیق با من باشد و کمکم کند. در بی صدا فریاد کن، همان افسر با من بود و راهنمایی مورد نیاز را انجام می داد. فیلمنامه را بهش دادم خواند و راهنمایی خوبی را انجام داد. ایشان در تمام لحظات ساخت قسمت های مربوط به پلیس حضور داشت. بعد از مونتاژ هم از او خواهش کردم بیاید کار را با دقت ببیند و خطاهای احتمالی اش را بگوید، برای اینکه نمی خواستم اشتباه کنم. ولی اگر در کارهایم متوجه می شوید که هیچ بی حرمتی نسبت به پلیس صورت نمی گیرد، مربوط به خودم است که نمی خواهم هیچ بی حرمتی نسبت به پلیس صورت بگیرد و برای پلیس شأن و جایگاهی خاص قائل هستم. وقتی پلیس را در یک سریال تضعیف کنی به این معنی است که بزهکار را تقویت کرده یی و من ترجیح می دهم پلیس را تقویت کنم تا اینکه بزهکار را تقویت کنم. در برخی جاها نیز انتظار دارند من پلیسی را نشان دهم که خلافکار است و مثلاً رشوه می گیرد. من گفتم وقتی ما هنوز برای پلیس، کارهای زیادی نساخته ایم، چرا باید درباره کارهای خلاف برخی از پلیس ها کار تولید کنیم و این نیرو را تضعیف کنیم. بنابراین قداست پلیس در کارهای من در وهله اول حاصل نوع نگاه خود من به آن است و دلم می خواهد آن را تضعیف نکنم تا بزهکار تقویت نشود. این را هم در نظر بگیرید وقتی به پلیس احترام گذاشتی، باعث می شود احساس حرمت کند و بنابر همین حرمتی که برایش گذاشته یی خودش را موظف می داند که وظیفه اش را خوب انجام دهد.

– یک پلیس زن در فیلم سینمایی همسر شما سر و کله اش پیدا می شود و بعدها در سریال خواب و بیدار حضور پررنگ تری پیدا می کند. احساس نمی کنید سر و کله این پلیس زن در بی صدا فریاد کن به شدت زیاد شده و حتی حالت اغراق پیدا کرده؟

در خواب و بیدار که پلیس زن، لادن طباطبایی بود. در حس سوم که پلیس زن نداشتم. اما در بی صدا فریاد کن پلیس زن حضور پررنگی دارد. ضرورت هاست که پلیس زن را در کارهای من کم رنگ یا پررنگ می کند. در خواب و بیدار وقتی بزهکار زن است ضرورت ایجاب می کرد که یک سرگرد زن را به وجود بیاوریم که این دو رو در روی هم قرار بگیرند و لحظاتی نمایشی را به وجود بیاورند که با ضوابط پخش منطبق باشد. اگر ناتاشا مرد بود به احتمال زیاد آن خانم پلیس هم سر و کله اش در سریال پیدا نمی شد. در حس سوم شاهد حضور پلیس زن نیستیم، برای اینکه ضرورت ایجاب نمی کرد و خلافکار یک مرد بود. در بی صدا فریاد کن، پلیسی را می خواستم که هم پلیس باشد و هم دکتر. انتخاب یک مرد برای این شخصیت چندان برایم جذاب نبود. مردی که هم دکتر باشد و هم پلیس در سریال تا اندازه یی بخشنامه یی و کلیشه یی به نظر می رسید.

– به نظر می رسد شخصیت ها در بی صدا فریاد کن در یک سطح از بازی و نقش نگه داشته و کنترل می شوند تا بیشتر از دیگری دیده نشوند. می خواهم بدانم شخصیت ها و بازیگران را کنترل کرده اید تا برجسته تر از دیگری نشوند؟

این کار بیشتر روابط است و موقعیت. آدم هایی بوده اند که داشته اند زندگی خود را می کرده اند. یک موقعیت پیش می آید که همان نقطه برخورد است. آدمی که هیچ ارتباطی با مواد مخدر نداشته، ماشین اش را با ماشین یک باند مواد مخدر اشتباه می گیرد و آن را برمی دارد. ماجرا از همین جا شروع می شود. آنها فکر می کنند دار و دسته یی وارد کارشان شده اند و اینها دست و پا می زنند از این ماجرا بیرون بیایند. یعنی در این سریال بیشتر روابط حاکم هستند؛ روابط مرد با زنش، رابطه مرد با داماد و دخترش و… در «خواب و بیدار» این شخصیت ها بودند که قصه را شکل می دادند، اینجا در« بی صدا فریاد کن» روابط هستند که حاکم اند.

– یعنی می خواهید بگویید در بی صدا فریاد کن این رابطه ها هستند که قرار است برای مخاطب برجسته شود و درگیر آنها شود؟

مخاطب به جای اینکه چنگیز برایش مهم باشد، رابطه چنگیز با دخترش را دنبال می کند و به یاد می سپارد. رابطه مونا با پدرش رابطه یی عجیب است و مخاطب درگیر تماشای آن می شود. این دختر توسط شوهری که عاشق اش است، کتک می خورد. مادرش را پدرش کشته و بعد پدرش قصد سر به نیست کردن شوهر او را دارد. دختر می داند پدرش قاچاقچی است و می داند مادرش به دست پدر کشته شده و حالا حس می کند شوهری را که کتکش می زده و دوستش داشته، پدرش کشته است.

– با این اوصاف به نظر می رسد مثلاً شما بازی بازیگر نقش مونا را کنترل می کنید تا در نزد مخاطب به عنوان یک شخصیت برجسته نشود و بازی او به گونه یی شکل بگیرد که رابطه مونا با شخصیت های دیگر اهمیت پیدا کند و برای مخاطب کشش ایجاد کند تا کنجکاو پیگیری چگونگی رابطه ها و موقعیت ها باشد؟

مسلم است.

– فکر نمی کنید مخاطب فکر کند قابلیت بازیگرها بیشتر از این چیزی که ارائه داده اند، نیست؟

در روابطی که وجود دارد، شخصیت ها قدم به قدم رشد می کنند و روابط شان شکل می گیرد و آشکار می شود. در قسمت های باقی مانده شما رشد شدیدی بین رابطه های شخصیت ها مشاهده خواهید کرد. در همین قسمت های اخیر اگر دیده باشید، دختر در درون خانه پدرش توطئه می کند. تمامی این روابط رشد پیدا می کند؛ رابطه نقشی که من بازی می کنم با افراد خانواده اش و رابطه مونا با پدر و عمویش. رابطه بین پدر و دختر به مرز فاجعه باری می رسد.

– در خبرها آمده که مشغول سریال دیگری به نام بازپرس هستی که گویا نگارش فیلمنامه اش را به اتمام رسانده یی. علاقه مندیم درباره بازپرس بدانیم.

«بازپرس» با کارهای دیگرم کاملاً فرق می کند.

– حتی از لحاظ ژانر؟

اصلاً ژانر فرق می کند. به این شکل پلیسی اصلاً نیست. جنس کار فرق می کند. در «بازپرس» یک قاضی محور ماجراست.

– احتمالا خانوادگی تر است؟

بله. داستان بیشتری دارد. وجه روانشناسی آدم ها و ماجراهایی که اتفاق می افتد، بر وجه های دیگر غلبه پیدا می کند. ماجرایی پیش می آید که پای قاضی را به میان می کشد و ترکش های آن به آدم های دیگر نیز اصابت می کند و پای آنها را هم به ماجرا می کشاند.

منبع: اعتماد

2008-02-27
امتیاز بدهید
امتیاز : 4 تعداد رای : 1
رشته mba را می شناسید؟رشته mba را می شناسید؟
توهین‌ به علی صبوری و خراب شدن حال او!توهین‌ به علی صبوری و خراب شدن حال او!
پوستی روشن را با آلوورا تجربه کنیدپوستی روشن را با آلوورا تجربه کنید
غبغب صورت را چگونه میتوان برطرف نمود؟غبغب صورت را چگونه میتوان برطرف نمود؟
چرا در اسلام خواندن فاتحه برای اموات توصیه شده است؟چرا در اسلام خواندن فاتحه برای اموات توصیه شده است؟
۹ روش مؤثر برای داشتن خوابی آرام و لذت بخش در شب۹ روش مؤثر برای داشتن خوابی آرام و لذت بخش در شب
رنگ میوه‌ها چه خواصی دارند؟رنگ میوه‌ها چه خواصی دارند؟
مبارزه باحشرات موذی درمنزلمبارزه باحشرات موذی درمنزل
دوربین گلکسی نوت ۹ و آشنایی با ویژگی های آندوربین گلکسی نوت ۹ و آشنایی با ویژگی های آن
تبلیغات بهاره رهنما برای برند جواهرات دوستشتبلیغات بهاره رهنما برای برند جواهرات دوستش
شیرینی دانمارکی دسر بسیار خوشمزهشیرینی دانمارکی دسر بسیار خوشمزه
عاملان حمله به ماموران شهرداری اهواز دستگیر شدند!عاملان حمله به ماموران شهرداری اهواز دستگیر شدند!
تزریق هورمون ضدبارداری برای مردان چه عوارضی دارد؟تزریق هورمون ضدبارداری برای مردان چه عوارضی دارد؟
گوش درد شایع ترین بیماری های کودکانگوش درد شایع ترین بیماری های کودکان
زندگی جنجالی سلین دیون و راه های خرج کردن ثروت بی پایانش!زندگی جنجالی سلین دیون و راه های خرج کردن ثروت بی پایانش!
تب بالا و تشنج کودکان چه علتی دارد؟تب بالا و تشنج کودکان چه علتی دارد؟
خواهرزاده های بهنوش طباطبایی که به او لذت مادر بودن می دهند!خواهرزاده های بهنوش طباطبایی که به او لذت مادر بودن می دهند!
فواید خشم از دیدگاه روانشناسیفواید خشم از دیدگاه روانشناسی
خرید ملک در خارج از کشور و ایجاد شغل برای جوانان خارجیخرید ملک در خارج از کشور و ایجاد شغل برای جوانان خارجی
راهنمای انتخاب لباس زنانه بر اساس فرم بدنراهنمای انتخاب لباس زنانه بر اساس فرم بدن
بیوگرافی کامل محمدرضا شیرخانلو (بازیگر کودک )+عکس های جدید ایشانبیوگرافی کامل محمدرضا شیرخانلو (بازیگر کودک )+عکس های جدید ایشان
استایل جنیفر لوپز و نامزدش الکس رودریگز برای صرف صبحانهاستایل جنیفر لوپز و نامزدش الکس رودریگز برای صرف صبحانه
طراحی حیرت انگیز خودروی کانسپت مرسدس-مایباخ ویژن ۶+تصاویرطراحی حیرت انگیز خودروی کانسپت مرسدس-مایباخ ویژن ۶+تصاویر
سفر به چین و فرهنگ چینیسفر به چین و فرهنگ چینی
اس ام اس عاشقانه (۹۴)اس ام اس عاشقانه (۹۴)
عکس های خنده دار ۴۲۶ | از لیست اسامی مفسدین اقتصادی تا بستنی عروسکی اونا و ما!!!عکس های خنده دار ۴۲۶ | از لیست اسامی مفسدین اقتصادی تا بستنی عروسکی اونا و ما!!!
هنر سازسازی |ظریف ترین هنرهای ایرانیهنر سازسازی |ظریف ترین هنرهای ایرانی
فروختن مال وقفی چه شرایطی دارد؟فروختن مال وقفی چه شرایطی دارد؟
هاتف اصفهانی | شعر زیبای سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو راهاتف اصفهانی | شعر زیبای سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را
لحظات چاقوکشی یک هوادار در بازی پرسپولیس و نفت مسجد سلیمان!!لحظات چاقوکشی یک هوادار در بازی پرسپولیس و نفت مسجد سلیمان!!
کاریکاتور پیدا شدن مسبب اصلی بدبختی موسسات مالیکاریکاتور پیدا شدن مسبب اصلی بدبختی موسسات مالی
بازی محلی جالب و سنتی ،‌ قلعهبازی محلی جالب و سنتی ،‌ قلعه
واکنش علی صبوری کمدین خنداننده شو به توهین های مردم!!واکنش علی صبوری کمدین خنداننده شو به توهین های مردم!!
نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
رایانمهر
ریحانه پارسا در تلویزیون | مجری تلویزیون من هم ۶ ماه از همسرم خواستگاری کردم!ریحانه پارسا در تلویزیون | مجری تلویزیون من هم ۶ ماه از همسرم خواستگاری کردم!
آیا بازیگران زن با روشهای غلط دنبال شوهر پولدار می‌گردند؟!آیا بازیگران زن با روشهای غلط دنبال شوهر پولدار می‌گردند؟!
دستمزد جنجالی مهناز افشار برای سریال گلشیفتهدستمزد جنجالی مهناز افشار برای سریال گلشیفته
اکران فیلم های کوتاه تابستانه با حضور چهره های بسیار مشهور | از ریحانه پارسا تا آزاده صمدی و حامد بهداداکران فیلم های کوتاه تابستانه با حضور چهره های بسیار مشهور | از ریحانه پارسا تا آزاده صمدی و حامد بهداد
موفقیت شهرزاد ۳؛ موفقیت شبکه نمایش خانگیموفقیت شهرزاد ۳؛ موفقیت شبکه نمایش خانگی
تغییر در برنامه جدید اکبر عبدی در شبکه نسیمتغییر در برنامه جدید اکبر عبدی در شبکه نسیم
دستمزد بازیگران ایرانی + سوال‌های همیشگی: این قدر ارزش دارند؟دستمزد بازیگران ایرانی + سوال‌های همیشگی: این قدر ارزش دارند؟
فصل سوم سریال شهرزاد در جذب مخاطب موفق خواهد شد؟فصل سوم سریال شهرزاد در جذب مخاطب موفق خواهد شد؟
واکنش جالب احسان علیخانی به شوخی با او در لیسانسه هاواکنش جالب احسان علیخانی به شوخی با او در لیسانسه ها
دلیل افت فصل دوم سریال شهرزاد چه بود؟دلیل افت فصل دوم سریال شهرزاد چه بود؟
از صحنه تجاوز در سریال رهایم نکن تا ناصر ملک مطیعی ؛امان از تیغ تیز سانسوراز صحنه تجاوز در سریال رهایم نکن تا ناصر ملک مطیعی ؛امان از تیغ تیز سانسور
بیماری اصغر شاهوردی صدابردار سینما شدت گرفتبیماری اصغر شاهوردی صدابردار سینما شدت گرفت
مراسم اهدا جوایز قرعه کشى فیلم سینمایى آذر توسط نیکى کریمى و ژاله علو!مراسم اهدا جوایز قرعه کشى فیلم سینمایى آذر توسط نیکى کریمى و ژاله علو!
فیلم جدید فرهادی در جشنواره «کن» نمایش داده می‌شود؟فیلم جدید فرهادی در جشنواره «کن» نمایش داده می‌شود؟
کدام آقازاده‌ها پشت کدام فیلم‌ های سینمای ایران هستند؟!کدام آقازاده‌ها پشت کدام فیلم‌ های سینمای ایران هستند؟!
منتظر «شهرزاد ۴» نباشید!منتظر «شهرزاد ۴» نباشید!
گزارش تصویری اکران مردمی فیلم هاری با حضور الناز حبیبیگزارش تصویری اکران مردمی فیلم هاری با حضور الناز حبیبی
حاشیه های حضور پر شمار چهره های مشهور در پنجمین روز جشنواره جهانی فجرحاشیه های حضور پر شمار چهره های مشهور در پنجمین روز جشنواره جهانی فجر
فیلم پُرحاشیه جن زیبا به ایستگاه پایانی رسید!فیلم پُرحاشیه جن زیبا به ایستگاه پایانی رسید!
حضور پرشمار چهره های مشهور در اکران خصوصی فیلم سینمایی خجالت نکشحضور پرشمار چهره های مشهور در اکران خصوصی فیلم سینمایی خجالت نکش
انصراف شهاب حسینی از بازی در شهرزاد۴انصراف شهاب حسینی از بازی در شهرزاد۴
حضور آتش نشان ها در اکران مردمی فیلم چهارراه استانبول در پردیس کورش!!!حضور آتش نشان ها در اکران مردمی فیلم چهارراه استانبول در پردیس کورش!!!
پاسخ محمدرضا شریفی نیا به سوال ازدواج با رز رضویپاسخ محمدرضا شریفی نیا به سوال ازدواج با رز رضوی
«شهرزاد» بهتر شده اما نه خیلی!«شهرزاد» بهتر شده اما نه خیلی!
افتخاری در سطح جهانی برای مهراب قاسم خانی و شقایق دهقانافتخاری در سطح جهانی برای مهراب قاسم خانی و شقایق دهقان
کسب نخل طلا توسط جعفر پناهی در جشنواره کن و دست های خالی فرهادی!کسب نخل طلا توسط جعفر پناهی در جشنواره کن و دست های خالی فرهادی!
برنامه «من و شما» با حضور «ناصر ملک مطیعی» بصورت ناگهانی قطع شد!برنامه «من و شما» با حضور «ناصر ملک مطیعی» بصورت ناگهانی قطع شد!
نشست رسانه ای جنجالی فیلم سینمایی عرق سرد در پردیس ملت برگزار شدنشست رسانه ای جنجالی فیلم سینمایی عرق سرد در پردیس ملت برگزار شد
تندیس طلا برای مهراوه شریفی نیا !تندیس طلا برای مهراوه شریفی نیا !
بالاخره ستایش ۳ ساخته می‌شودبالاخره ستایش ۳ ساخته می‌شود
توهین‌ به علی صبوری و خراب شدن حال او!توهین‌ به علی صبوری و خراب شدن حال او!
علی صبوری ، استنداپ کمدین گروه فرهاد آییش در مسابقه خنداننده شو برنامه خندوانه شب گذشته در مرحله نیمه نهایی به رقابت با امیرحسین قیاسی پرداخت و پس از این برنامه از توهین هایی که به وی می شود انتقاد کرد.
به آسانی و فوری پولدار شوید ! بدون نیاز به صرف زمان و هزینه
هدیه ایی ویژه برای خوشحال کردن همسرتان
دیگر جشن عروسی نگیرید، بدون عروسی ساز !!!
شیک ترین و جدیدترین مدل های لباس عروس , سفره عقد , آرایش عروس و ...
استوری های تسلیت چهره ها برای درگذشت ضیاءالدین دری | از لیلا اوتادی تا کوروش تهامی !
تشییع پیکر ضیاءالدین دری در شیراز و ۶ نکته جالب درباره کارنامه زنده‌یاد سیدضیاءالدین دری
ستاره های معروف در اکران فیلم سینمایی کاتیوشا | از لیلا اوتادی تا محسن افشانی و همسرش و فرزاد حسنی
حمید گودرزی در پنج ستاره جانشین اشکان خطیبی شد!
هنرمندان مشهور در مراسم رونمایی آلبوم ایران من همایون شجریان | از سحر دولتشاهی تا مهدی پاکدل!
حاشیه های هجدهمین جشن حافظ | از شوخی مهدی سلطانی با پسر و عروس هایش تا حرف هایی که مدیری نگفت!
وقتی دوستان ریحانه پارسا به انتخاب او برای نقش لیلای پدر واکنش بد نشان دادند
شوخی مهران مدیری در جشن حافظ درباره سیگار کشیدن
ازدواج امیر کاظمی و حاشیه هایی مربوط به هزینه این مراسم که آن هارا تکذیب کرد!
اکران فیلم های کوتاه تابستانه با حضور چهره های بسیار مشهور | از ریحانه پارسا تا آزاده صمدی و حامد بهداد
پرونده همسر مهناز افشار بازهم خبرساز شد ؛ واکنش مهناز افشار پس از دیدن خبری درباره آن
اکران خصوصی فیلم راه رفتن روی سیم | از استایل زیبای احمد مهرانفر و همسرش تا تیپ عجیب اندیشه فولادوند
جشن تولد پژمان بازغی در اکران همه چی عادیه با حضور چهره های مشهور
انگشتر سحر قریشی و مهدی طارمی ؛ سوژه داغ این هفته
نفیسه روشن در کهنوج با این دلیل عجیب از حضور در بین مردم منع شد!
از استنداپ وحید رحیمیان و جنجالی که درست کرد تا شوخی آیت بی غم با فرهاد آئیش در مرحله سوم خنداننده شو
موفق‌ترین زوج سینمای ایران : شهاب حسینی و ترانه علیدوستی یا رضا گلزار و مهناز افشار
بازیگران مشهور در اکران مردمی فیلم خجالت نکش در پردیس مگامال
از ممنوع التصویری حمید استیلی و آزاده صمدی تا مائده هژبری، همه جنجال‌ های صدا و سیما!
مراسم بزرگداشت فریدون جیرانی با حضور چهره های بسیار مشهور
اکران فیلم کاتیوشا با حضور هادی حجازی فر و لیلا اوتادیِ همیشه خوشتیپ
مجری گری اکبر عبدی و ۵ دلیل برای اینکه عمو اکبر مجری خوبی نیست
شکایت آنجلینا جولی از برد پیت ؛ جنجال جدید هالیوود!
تبریک تولد پریا قاسمخانی توسط پدرش ، سوژه جدید مهراب قاسمخانی شد!
افسردگی الناز حبیبی و ماجرای غمناک درگیر شدن با این بیماری
واکنش عجیب و غریب و فوق العاده خنده دار شیلا خداداد به قیمت دلار
الناز شاکردوست و مهناز افشار و مسیر مشترکی که در آن قدم گذاشتند!
ریحانه پارسا در تلویزیون | مجری تلویزیون من هم ۶ ماه از همسرم خواستگاری کردم!
اکران فیلم سینمایی دشمن زن با حضور چهره های مشهور | از الناز حبیبی تا امیرحسین آرمان
۱۰ فیلم برتر عاشقانه سینمای ایران
روسری هانیه غلامی و واکنش‌ های جنجالی به قیمت چهار میلیونی آن!
اکران خیریه فیلم سینمایی دارکوب باحضور بازیگران بسیار مشهور
مدلینگ الناز حبیبی در هیبت عروس!
خداحافظی بهنوش بختیاری با سینما بعداز چاقوکشی بازیگر زن برای شوهر و مادرشوهرش!
از رضا گلزار تا رامبد جوان | بازیگران درخشانی که مجری شدند
با پارتیشن اداری چگونه محیط کار دوستانه خلق کنیم ؟
بهترین محصولات مراقبت از پوست تالگو مخصوص خانمها و آقایون
در سال جدید نگران کسب درآمد نباشید | کسب درآمد عالی
ویژه تابستان 97 | امسال را متفاوت تجربه کنید
توهین‌ به علی صبوری و خراب شدن حال او!
توهین‌ به علی صبوری و خراب شدن حال او!
استوری های تسلیت چهره ها برای درگذشت ضیاءالدین دری | از لیلا اوتادی تا کوروش تهامی !
استوری های تسلیت چهره ها برای درگذشت ضیاءالدین دری | از لیلا اوتادی تا کوروش تهامی !
تشییع پیکر ضیاءالدین دری در شیراز و ۶ نکته جالب درباره کارنامه زنده‌یاد سیدضیاءالدین دری
تشییع پیکر ضیاءالدین دری در شیراز و ۶ نکته جالب درباره کارنامه زنده‌یاد سیدضیاءالدین دری
ستاره های معروف در اکران فیلم سینمایی کاتیوشا | از لیلا اوتادی تا محسن افشانی و همسرش و فرزاد حسنی
ستاره های معروف در اکران فیلم سینمایی کاتیوشا | از لیلا اوتادی تا محسن افشانی و همسرش و فرزاد حسنی
حمید گودرزی در پنج ستاره جانشین اشکان خطیبی شد!
حمید گودرزی در پنج ستاره جانشین اشکان خطیبی شد!
هنرمندان مشهور در مراسم رونمایی آلبوم ایران من همایون شجریان | از سحر دولتشاهی تا مهدی پاکدل!
هنرمندان مشهور در مراسم رونمایی آلبوم ایران من همایون شجریان | از سحر دولتشاهی تا مهدی پاکدل!
حاشیه های هجدهمین جشن حافظ | از شوخی مهدی سلطانی با پسر و عروس هایش تا حرف هایی که مدیری نگفت!
حاشیه های هجدهمین جشن حافظ | از شوخی مهدی سلطانی با پسر و عروس هایش تا حرف هایی که مدیری نگفت!
وقتی دوستان ریحانه پارسا به انتخاب او برای نقش لیلای پدر واکنش بد نشان دادند
وقتی دوستان ریحانه پارسا به انتخاب او برای نقش لیلای پدر واکنش بد نشان دادند
رایانمهرامیران پرواز