مشکلات در خانواده بر آینده فرزندان چه تاثیری دارد؟

مشاهده : 629
مشکلات در خانواده بر آینده فرزندان چه تاثیری دارد؟ خانواده
مشکلات در خانواده در کانون خانواده های نابسامان، خانواده هایی که از فروغ هرگونه محبت، گرم و روشن نشده است، دشواری کودکان از شیطنت ها و شلوغ کردن های ساده شروع می شود و به انواع بزهکاری ها، طغیان ها، انجام دادن اعمال شنیع و جنایات و عمل منافی عفت و دزدی منتهی می شود.محرومیت […]

مشکلات در خانواده

در کانون خانواده های نابسامان، خانواده هایی که از فروغ هرگونه محبت، گرم و روشن نشده است، دشواری کودکان
از شیطنت ها و شلوغ کردن های ساده شروع می شود و به انواع بزهکاری ها، طغیان ها، انجام دادن
اعمال شنیع و جنایات و عمل منافی عفت و دزدی منتهی می شود.
محرومیت عاطفی که معمولا از تیرگی روابط خانوادگی به وجود می آید، یکی از علل مهم بزهکاری نوجوانان است.

خانواده یکی از اساسی ترین نهادهای اجتماعی است و در مراحل اولیه رشد کودک مهد پرورش وی به شمار می
رود.
به همین دلیل هرگونه اختلالی که در خانواده پدید آید، تأثیر مخربی در روحیه کودک می گذارد.

وضعیت مغشوش خانواده، ستیز و…
اختلاف بین پدرومادر و رفتار خشونت آمیز والدین، از علل مهمی است که جوانان را دچار نگرانی و ناامنی کرده،
در خود فرو می برد و به کناره گیری دیگران به ویژه پدرومادر می کشاند.
جوان در چنین شرایطی روابط خود را با والدین گسسته، گاه در نتیجه فشار یا خواست درونی ناچار می شود
برای ارضای نیازهای مادی و معنوی خود یا انتقام گرفتن از والدین به خاطر محرومیت ها و سختگیری های نابجای
آنها دست به کار های خلاف بزند.

گاهی اوقات خانواده هایی که در آن پدر و مادر از هم جدا نشده اند، نسبت به خانواده های گسسته
اثر مخرب تری روی فرزندان دارند، بدین معنی که اگر اولیا با هم تجانس و توافق نداشته و همیشه درحال
نزاع و مشاجره باشند، کودک احساس حقارت و ناامنی شدیدی خواهد کرد.
اغلب اوقات منشأ اضطراب بزرگسالان را می توان در اختلاف پدر و مادر آنها در زمان کودکی یافت.

البته باید متذکر شد که اختلاف والدین لزوما باعث ایجاد اختلالات روانی کودکان نمی شود، زیرا گاهی کودکانی بوده اند
که با وجود خانواده ناآرام توانسته اند به خوبی با محیط خود سازش یابند و زندگی سالمی داشته باشند.
ولی به طورکلی اغلب کودکانی که در خانواده های غیرعادی پرورش پیدا می کنند، تحت تأثیر سوء آن قرار خواهند
گرفت.

قبل از بچه دار شدن به نوع رابطه و چگونگی رفتار با فرزندانتان فکر کنید

شاید بتوان گفت که آماده سازی برای پدر یا مادر شدن و ایفای چنین نقشی در طول زمان کودکی به
وجود می آید، مراقبتی که از کودک صورت می گیرد، برای آماده سازی عاطفی و دادن الگوی عینی جهت ایفای
نقش والدینی کودک در آینده سودمند است.

از نظر پارسونز، احساس ایمنی به دوران کودکی محدود می شود، در این دوران کودک، محبت بی قیدوشرط والدین را
دریافت می کند.
خانواده، اساسی ترین نهاد «جامعه پذیرکردن» کودکان، به ویژه در سال های حساس اولیه زندگی است.
خانواده، تحت شرایط صحیح، کودکان را آماده می سازد تا توانایی های بالقوه خود را شناسایی کنند و به عنوان
افراد بالغ نقش های سودمندی را درجامعه برعهده گیرند.

کودکان در فرآیند جامعه پذیری در خانواده، امر و نهی والدین، تقلید و همانندسازی را که از مهم ترین شیوه
های انتقال ارزش ها، هنجارها و سنت های اجتماعی است، یاد می گیرند.
درحقیقت در خانواده است که کودکان می آموزند چه چیزی درست یا چه چیزی غلط است و چه چیزی خوب
یا چه چیزی بد است.

طبیعی است که خانواده نقش قابل ملاحظه ای در شکل گیری شخصیت و رفتار کودک دارد.
در محیط گرم و دوستانه خانواده که در آن پدر و مادر و اعضای دیگر خانواده، دارای روابط خوب و
صمیمانه ای هستند، معمولا کودکان سالم، با شخصیتی مثبت و فعال بار می آیند که بازتاب عشق و علاقه خانوادگی
را به صورت کار و کمک به دیگران نشان می دهند.

عدم مراقبت دقیق والدین و بی توجهی آنان به امر تعلیم وتربیت فرزندانشان، اساس کج روی ها را در کودکی
پایه گذاری می کند که این امر در نوجوانی با شدت و حدت ظاهر می شود.

فشار و خشونت رفتار والدین به نوبه خود موجب اختلال عصبی در کودکان و نوجوانان می شود، محیط و رفتار
نامناسب خانواده یکی از انگیزه های بزهکاری در کودکان و نوجوانان است.
کودکانی که از عطوفت و محبت والدین برخودار نباشند به دشواری های روانی دچار می شوند.
پدران و مادران نخستین کسانی هستند که می توانند اضطراب را در نوجوانان پدیدآورند.

روابط نادرست والدین با کودک از نظر مهرورزی و عاطفی و سختگیری های افراطی آنها ازجمله عوامل انحراف نوجوان است.
روابط والدین با فرزند باید براساس عشق و علاقه و صمیمیت استوار باشد تا اعتمادبه نفس را در نوجوانان ایجاد
کند.
کانون سرد و بی فروغ و خالی از محبت و نوازش خانواده، اثر شومی در کودک به جا می گذارد.

پرخاشگری، بزهکاری و سایر مشکلات رفتاری نمایانگر اختلالاتی در روابط بین والدین و نوجوانان است.
از آن جا که دلبستگی به خانواده ارتباط معکوسی با دلبستگی به همسالان دارد، هر قدر نوجوان به دلیل احساس
تعلق که در خانواده از آن محروم است، به گروه همسالان جذب شود، خانواده بیشتر او را طرد می کند
و او بیشتر جذب همسالان ناهنجار خود می شود.

مشکلات مالی و فقر می تواند بر آینده فرزندان تأثیر گذارد

فقر بی گمان به وجودآورنده سختی ها و ناملایماتی است که اگر نتوان در برابر آنها مبارزه کرد، خواه ،
ناخواه انسان را به زانو درمی آورد.
بیشتر محرومیت ها و برآورده نشدن تمایلات که باعث عدم اطمینان اجتماعی می شود، متکی به عامل فقر است و
نمی توان آن را نادیده گرفت.
بحران اقتصادی و کاهش درآمدها و در نتیجه، فقر عمومی رابطه نزدیکی با جرایم نوجوانان دارد.
ناکامی ناشی از فقر و تنگدستی کودک را به انحرافات گوناگون می کشاند.

آلفرد مارشال در کتاب «تئوری های اقتصادی سرمایه داری» می نویسد: «در محیط فقر، به ویژه در مناطق پرجمعیت، فقر
اقتصادی موجب از میان رفتن و پژمرده شدن استعدادهای انسانی می شود، جنایت، فحشا، فساد و رفتار خلاف اخلاق در
درجه اول ناشی از فقر است.»

شاید بتوان گفت فقر و محرومیت مادی از مهم ترین عوامل به وجود آورنده
جرم و بزهکاری است.
فردی که دچار جرم و بزهکاری می شود، از یک سو از لحاظ روانی احساس حقارت و مغبون بودن می
کند و از جامعه طلبکار می شود و از سوی دیگر، چون جامعه را مسئول محرومیت و فقر خود می
پندارد، نوعی احساس انتقام کشی در او پرورش می یابد.

فرادید

2016-04-12 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
فیلم پرشین وی
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
logo-samandehi