چه چیزهایی مشوق طلاق است؟

مشاهده : 179
چه چیزهایی مشوق طلاق است؟ خانواده
طلاق شاید یکی از مباحثی که از ابتدای آغاز بکار این وبلاگ مطرح بوده صحبت از حقوق زن و مرد بوده است. من نام حقوق خانواده را انتخاب کردم تا توجه عموم را به این نکته جلب کنم که خانواده چیزی فراتر از من و توست.وقتی فکر کردن به منافع فردی زن و مرد باعث […]

طلاق

شاید یکی از مباحثی که از ابتدای آغاز بکار این وبلاگ مطرح بوده صحبت از حقوق زن و
مرد بوده است.

من نام حقوق خانواده را انتخاب کردم تا توجه عموم را به این نکته جلب کنم که خانواده چیزی فراتر
از من و توست.
وقتی فکر کردن به منافع فردی زن و مرد باعث شود به خانواده توجه نشود دیگر خانواده ای باقی نمیماند
تا زن و مرد خود و حقوق خود را در آن بخواهند تفکیک کنند.

جوانی میاید و عنوان میکند من هزار سکه مهریه کردم و همسرم از حق حبس استفاده کرده و بدون کمترین
ارتباطی نصف مهریه خود را میخواهد و در موقعیت زندانی شدن هستم و آبرویم دارد میرود.

بدنبال این مسائل ناله و زاری سر میدهد که البته حق دارد.
این جوان روزی را که سند عقد را امضاء میکرد و از روی شهوت و یا….
چشم و ابروی دختر مورد نظرش کاملاً چشم عقل او را کور کرده بود را از یاد برده است .
روزی که باید فکر میکرد که اگر این مبلغ قرار نیست پرداخت شود اصولاً چرا باید تعیین میشد و چرا
اینقدر زیاد.

آیا آبروی هیچ خانواده با آبرویی با تعیین مقدار مهریه کم و زیاد میشود؟

آن جوان روزی که باید به شناخت مناسبی از دختر و خانواده او میرسید وقت خود را صرف امور بی
اهمیت دیگری کرده است و نتیجه چنین رفتاری زیاد دور از ذهن نیست.
از طرف دیگر قوانین ناقص هم بجای خود که در انتها در مورد آن صحبت خواهم کرد.

از طرف دیگر زنی میاید و عنوان میکند شوهر معتاد دارد و بد بخت و بیچاره شده است شوهرش پولی
ندارد که بپردازد و طلاق گرفتن او بدون مهریه انجام میشود .
و بدنبال این صحبتها مسائلی در مورد پایمال شدن حقوق زنان مطرح میکند و آه و ناله سر میدهد.
(البته زندگی چنین زنی هم تباه شده است)همین خانم روزی را که برای پیدا کردن شوهر نذر و نیازهای مختلف
میکرده و راههای مختلفی را برای رسیدن به آرزو ها (و رویاهای ) خود پیموده است فراموش کرده.

روزی که خواستگار را میبیند صرف بیان مهریه آنچنانی و حرفهایی که غیر از فریب معنائی دیگر ندارد به ازدواج
و شوهر کردن دلخوش میشود و با خودداری از کمترین تعقل خود را مستعد بدبختی میکند.

در همین حال خانواده ها بجای باز کردن چشم جوانان و روشن کردن مسیر زندگی (چه بسا والدین خود نا
آگاه باشند) جوانان را بسمت چیزهایی هدایت میکنند که عاقبت خوبی ندارد.

عده ای با مادیگری و عده ای با خشک مقدسی باعث بدبختی جوانان میشوند.
چطور است که برای کارهایی که خیلی هم ارزش حیاتی در زندگی ندارد آنها را به کارشناسش میسپاریم اما در
ازدواج صرف وجود عمه و عمو و دائی و خاله کفایت میکند؟

چطور میتوان کاری بدون تعقل و علم و
بدون شناخت انجام داد و سپس با این تفکر که توکل به خدا میکنیم خودمان را فریب دهیم.
آیا این توکل است یا توهم ؟

اما قانون و حقوق خانواده

باید به صراحت عنوان کنم که حقوق وضع شده در خانواده و در
قانون مدنی بصورتیست که همیشه فرد مظلومتر و آبرومندتر بیشتر ضربه میخورد.
وقتی در یک خانواده از اینکه برای مهریه و یا موارد دیگر بخواهند به دادگاه مراجعه کنند احساس شرم میکنند
و یا اینکه با وجود مقصر بودن مرد زن نمیخواهد اسم طلاق بر روی او بیاید معلوم است که چنین
زنی در خانواده در معرض آسیبهای زیادی میتواند باشد .

در مقابل وقتی در یک خانواده با وجود تقصیر از طرف دختر براحتی بعد از چند ماه از عقد اسم
دادگاه و پاسگاه به میان میآید و بدون هیچگونه رو دربایستی مراحل شکایت و دادگاه و اجرای مهریه و حق
حبس و…
به زندگی باز میشود بدیهیست که هر مردی از اینکه بخواهد با چنین خانواده ای وصلت کند باید نگران عواقب
وخیم آن باشد .

اما مساله ای که به آن توجه نمیشود عواقب این رفتار است.
هر چند هر دختری (بخاطر زیاد بودن مهریه) میتواند بعد از عقد مشکلات فراوانی برای طرف مقابل خودش بوجود بیاورد
و با اجرای مهریه و دیگر اقدامات موجب ایراد ضربات روحی به طرف خود بشود اما نهایت کار این است
که کار به طلاق میانجامد و ضربه سنگینتر نهایی متوجه خود دختر میشود .
لذا میتوان انتظار داشت خانواده هایی که بعد از عقد براحتی با بروز کمترین مشکلات قبل از عروسی تشویق به طلاق میکنند برای مشکلات و عواقب این موضوع زیاد نگران نیستند و گاهاً طمع بدست آوردن یکشبه پول زیاد
و یا قصد آزار آنها را به اقداماتشان تشویق میکند .

این راهیست که خیلی از خانواده ها در پیش میگیرند یعنی اقدام به آزار و اذیتی که آینده فرزندانشان را
تباه میکند و متاسفانه باید گفت که قانون چنین راههایی را برای مردم باز کرده است.

در قانون صحبت از حق حبس و ماده ۱۰۸۵ قانون مدنیست اما همین موضوع بعد از اینکه آبروی مرد رفت
و احیاناً بخاطر مهریه و ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی مرد به زندان افتاد بدون اینکه زندگی مشترکی
وجود داشته باشد بر اساس ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی اقدام به تقسیط مهریه میکند و موجب میشود
مردبا پرداخت اقساط مهریه نجات پیدا کند و باز دوباره شرایط به حال طبیعی بر میگردد اما لطفی که این
قوانین در حق خانواده دارند و در واقع خیانتی که به اسم حقوق به زنها میشود در موارد زیر مشخص
میشود.

وقتی مهریه به اجرا گذاشته شد مرد بخاطر نداشتن زندانی شده و آبرو و حیثیتش از بین میرود و یا
با احتمال خیلی کمتری اعسار خود را قبل از زندانی شدن اثبات میکند که بخاطر طول دادرسی کمی بعید است.

بعد از مدتی پرداخت اقساط و آزادی است.

در مرحله بعد حتماً قبول دارید که نمیتوان با زنی که مرد را به زندان انداخته و آبروی او را
برده (چنین قانونی در عقب مانده ترین مناطق و متوحشترین اقوام جهان هم وجود ندارد)زندگی کرد و باید طلاق اتفاق
بیفتد.

در این حال بر اساس آمار در اکثر موارد مرد دیگر ارزشی برای زن قائل نمیشود و زن هم دیگر
میترسد با این مرد زندگی کند و با بذل مهر طلاق توافقی صورت میگیرد و یا مرد یکطرفه طلاق میدهد
و مهریه را قسطی پرداخت میکند .
در واقع میتوان نتیجه گرفت هدف اصلی این قوانین بروز طلاق است نه پرداخت مهریه و حقوق زنان چون در
انتها کاملاً مشخص میشود که مهریه را نمیشود با وجود نداشتن مرد از او دریافت کرد پس به مرد تخفیف
داده میشود و از پرداخت یکجای حقوق زن صرفنظر میشود.
اما با وجود این وضعیت جالب اینجاست که چرا باید زندگی متلاشی شود تا خانواده ها و قانون به این
واقعیت پی ببرند ؟.

در پایان با اینکه زن مقدمات از بین رفتن رابطه زناشوئی را فراهم کرده اما بیشترین ضربه به خود او
وارد میشود.
در قانون چنین تلقین شده که قانون حقوق زن را اعاده میکند و چه بسیار وکلائی که بدون اشاره به
عواقب این اقدامات زنان را به گرفتن حقوقشان تشویق میکنند و در انتها هم طلاقشان را میگیرند و مهریه را
میبخشند.

آنچنان که از قوانین حال حاضر کشور به نظر میرسد حتی اگر زن در زندگی دچار گناهانی چون زنا شود
کمترین حقی به مرد بخاطر خیانت زنش تعلق نمیگیرد اما در همین قانون به محض درخواست حقوق از طرف زن
بدون اینکه حتی مرد دچار اشتباهی شده باشد مشکلات فراوانی برای مرد ایجاد میکند.

وقتی مردی برای طلاق مراجعه کند آنقدر بدهکارش میکنند که با وجود منحرف بودن زن باز هم جرات نمیکند طلاق
بدهد.
اما خیلی از زنها حداکثر با قصد بذل مهر و نگرفتن مهریه به دادگاه مراجعه و تقاضای طلاق میکنند و
قصد نگرفتن مهریه گاهاً دلیلی برای موجه بودن طلاق میشود چرا که اگر مرد اینکار را نکند باید آبروی خود
را ببازد.

یکی از نکاتی که قبلاً به آن اشاره شد موضوع طلاق قبل از عروسی و حق حبس و گرفتن شناسنامه
جدید برای دختران باکره است.
این موضوعیست که خیلی از دختران را به طلاق تشویق میکند.
بعضیها با دید کوته نظرانه خود فکر میکنند” این نشد یکی دیگه “ و قانون راه را برای آنها باز
گذاشته است.

بر اساس انصاف همان قانونی که حکم میکند حقوق زن مانند مهریه اعاده شود زمانی که میبیند این امکانات موجب
سوء استفاده بعضی دختران میشود باید آنها را به مجازات رسانده و از نظر مالی جریمه کند.

چرا در قوانین جاری وقتی مردی معتاد و خطر ناک باشد زن مهریه اش را میبخشد و طلاق میگیرد و
یا قانون نمیتواند با او برخورد جدی بکند اما وقتی مرد دارای موقعیت اجتماعی خوبی باشد فشارهای خود را به
او وارد میکند.

قوانین میتوانستند دادن شناسنامه جدید را موکول به رفتار منطقی زوجه در طلاق بکنند نه اینکه هر کاری خواست انجام
بدهد و در انتها هم با طلاق توافقی مستعد گرفتن شناسنامه جدید بشود.

تمام مشکلاتی که از این وضع برای مردها بروز میکند بواسطه عقد دائم و مسائل حقوقی مربوط به آن میباشد.
باید خاطر نشان کرد موضوعات مالی و مهریه و غیره جزء فروعات زندگی مشترک خانوادگیست ولی توجه قانون به این
موضوعات طوریست که این موضوعات فرعی اصل زندگی مشترک را که با هم بودن و در کنار هم بودن و
زندگی با صلح و صفاست زیر سوال میبرد.

در کل اشتباهات فراوانی در شکل قوانین جاری وجود دارد و با کوچکترین اشتباه در انتخاب زندگیها براحتی به سمت
طلاق هدایت میشود و قوانین این امر را تشدید میکنند و کمتر به صبر و تامل تکیه میشود.

پس با وجود این همه معضل مسولیت و عواقب مشکلاتی که ایجاد میشود باز هم بیشتر متوجه خود جوانان و
احیاناً از ریشه انتخاب اشتباه اولیه آنها میباشد.
تا چه زمانی کسی بیاید و دلش برای این وضع اسف بار بسوزد و قدمی بردارد.

آفتاب ایر

2016-02-11 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
فیلم پرشین وی
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
logo-samandehi