مشاهده : 1223تاریخRSS

عید نوروز و تاریخچه ننه سرما و عمو نوروز

عید نوروز و تاریخچه ننه سرما و عمو نوروزفرهنگ و هنر و شعر
عید نوروز شخصیت‌های عمو نوروز و ننه سرما در روایت‌های کهن و ادبیات شفاهی، نمادی از تغییر و تحول در طبیعت و احوال آدمیان است که طی آن، ننه سرما به عنوان نماد سکون و انجماد می‌رود و عمو نوروز به عنوان نماد رویش و تازگی از راه می‌رسد(dot) ادبیات کهن فارسی مملو از نشانه‌ها […]

عید نوروز

شخصیت‌های عمو نوروز و ننه سرما در روایت‌های کهن و ادبیات شفاهی، نمادی از تغییر و تحول در طبیعت و
احوال آدمیان است که طی آن، ننه سرما به عنوان نماد سکون و انجماد می‌رود و عمو نوروز به عنوان
نماد رویش و تازگی از راه می‌رسد(dot) ادبیات کهن فارسی مملو از نشانه‌ها و نمادهای آشنا در زمینه تغییر و
تحول فصل‌ها و احوال آدمیان است که در قالب مثل‌ها، متل‌ها و روایت‌های کوتاه و بلند سینه به سینه میان
نسل‌های مختلف گشته و سرانجام شکل امروزی‌تر آن به نسل‌های کنونی رسیده است.
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان ادبیات، عمو نوروز نماد شخصیت ایرانی و نشانه آمدن بهار است، در مقابل عمو
نوروز در روایات کهن ایرانی «ننه سرما» است.
زمانی که ننه سرما، سرما را با خود می‌برد عمو نوروز خبر آمدن بهار را می‌دهد و سپس «میر نوروزی»
می‌آید.
عمو نوروز در حکایات و مستندات تاریخی نماد یک تغییر فصل است، در ایران باستان وقتی آهنگ هستی ضربان زندگی
می‌گیرد نشانه آمدن عمو نوروز بوده است(dot) اغلب ما این شخصیت را به طور دقیق می‌شناسیم ولی منابع و مصادیق
درباره آن خیلی کم است، اگر ما بخواهیم داستان‌هایی که درباره عمو نوروز وجود دارد را بررسی کنیم می‌بینیم که
با منابع بسیار کمی مواجه می‌شویم(dot) عمونوروز یکی از نمادهای نوروز است.
داستان عمو نوروز، داستانی عاشقانه‌است.
عمو نوروز منتظر زنی است.
آنها می‌خواهند با هم ازدواج کنند.
بر اساس یک باور قدیمی، نامزد عمو نوروز از یک ماه به نوروز مانده، به دارکوب‌ها و چرخ‌ریسک‌‏ها می‌‏گوید که
از برگ نورس درختان و گل های نوشکفته، قبای زیبایی برای عمو نوروز که در سفر دوازده ماهه ‌است ببافند.
در بعضی از افسانه‌ها ننه سرما و عمو نوروز هیچ گاه همدیگر را مشاهده نمی‌کنند و زن هیچ وقت در
زمان آمدن عمو نوروز بیدار نیست؛ آن قدر خانه را روفته و روبیده و کار کرده که خوابش برده‌ و
زن صاحب خانه ‌است و مرد مسافر؛ و این سفر همیشه ادامه دارد.
در مورد دیگر تمام موارد مشابه است.
با این تفاوت که عمو نوروز و ننه سرما همدیگر را فقط در آخرین لحظات تغییر سال می‌بینند و شانس
با هم بودن را فقط در آن زمان دارند.

 عید نوروز و تاریخچه ننه سرما و عمو نوروز

عمو نوروز هر سال آخرین روز زمستان، اولین روز بهار با کلاه نمدیش زلف‌های قرمز حنا بستَه مِثل ریشش با
کمرچین آبی و شال خالخالی و شلوار گشاد و گیوهٔ تَختِ از بالای کوه روبروی شهر با لبی خندان دلی
شاد با عصای تو دستانش که تکیه‌گاه پیر مرد خستهٔ لب خندان است یواش یواش پایین می‌آید.
در افسانه‌ها عمو نوروز نماد طبیعت یا شاه یا فرد دیگری که برکت به زندگی مردم می آورد بوده‌است و
ننه سرما که همسر عمو نوروز است و همیشه منتظر آمدن وی است.

در فرهنگ و ادب مردمی ایران شاید بتوان گفت پرآوازه‌ترین افسانه در پیوند با نوروز همان است که آن را
با نام افسانه «عمو نوروز» و یا «بابا نوروز» می‌شناسیم.
از این افسانه در سروده‌ها و نوشته‌ها پارسی سخنی نرفته است، پس آن را می‌باید افسانه‌ای مردمی دانست.
افسانه‌ای که همه ایرانیان به گونه‌ای با آن آشنایند، چون در سالیان کودکی آن‌ را از مادران یا دایگان یا
دیگر افسانه‌گویان شنیده‌اند.
اگر عمیق تر بنگریم، بر پایه افسانه شناسی سنجشی می‌توان عمو نوروز را با «بابا نوئل» در فرهنگ غرب سنجید.
آن افسانه چنین است که در روزهای پایانی سال عمو نوروز به خانه «ننه سرما» در می‌آید تنها یک شب
را در این خانه می‌‌گذراند، بامدادان به راه خود می‌رود تا سالی دیگر در همان روز بازگردد.
پیداست که عمو نوروز پیری است دیرسال با گیسوان و ریشی انبوه و سپید، ننه سرما هم به همان سال
پیرزنی است زمان فرسود.
این رخداد نشانه آن است که سال کهن و روزگار سرما به پایان می‌رسد تا سالی نو و روزگار گرما،
رستاخیر گیتی، باری دیگر آغاز بشود(dot) تا به حال روایت های گوناگونی از عمو نوروز و ننه سرما در بین
قصه های عامیانه سینه به سینه چرخیده است که دو روایت معروف از آنها را اکنون و در آستانه فرا
رسیدن سال نو مرور می کنیم(dot)

* روایت اول درباره عمو نوروز و ننه سرما

یکی بود، یکی نبود.
پیر مردی بود به نام عمو نوروز که هر سال روز اول بهار با کلاه نمدی، زلف و ریش حنا
بسته، کمرچین قدک آبی، شال خلیل خانی، شلوار قصب و گیوه تخت نازک از کوه راه می‌افتاد و عصا به
دست می‌آمد به سمت دروازه شهر.
بیرون از دروازه شهر پیرزنی زندگی می‌کرد که دلباخته عمو نوروز بود و روز اول هر بهار، صبح زود پا
می‌شد، جایش را جمع می‌کرد و بعد از خانه تکانی و آب و جاروی حیاط، خودش را حسابی تر و
تمیز می‌کرد.
به سر و دست و پایش حنای مفصلی می‌گذاشت و هفت قلم، از خط و خال گرفته تا سرمه و
سرخاب و زرک آرایش می‌کرد(dot) یل ترمه و تنبان قرمز و شلیته پرچین می‌پوشید و مشک و عنبر به سر
و صورت و گیسش می‌زد و فرشش را می‌آورد می‌انداخت رو ایوان، جلو حوضچه فواره دار رو به روی باغچه
اش که پر بود از همه جور درخت میوه پر شکوفه و گل رنگارنگ بهاری و در یک سینی قشنگ
و پاکیزه سیر، سرکه، سماق، سنجد، سیب، سبزی، و سمنو می‌چید و در یک سینی دیگر هفت جور میوه
خشک و نقل و نبات می‌ریخت.
بعد منقل را آتش می‌کرد و می‌رفت قلیان می‌آورد می‌گذاشت دم دستش.
اما، سر قلیان آتش نمی‌گذاشت و همانجا چشم به راه عمو نوروز می‌نشست…

عید نوروز و تاریخچه ننه سرما و عمو نوروز

* روایت دوم درباره عمو نوروز و ننه سرما

یکی بود، یکی نبود.
نرسیده به دروازهٔ شهر خونهٔ ننه سرماست که یک دل نه هزار دل عاشق پیره مرده…
قصشون قصهٔ امسال و پارسال نیستها…
قصهٔ عشقشون هزارسالست نه دوهزارساله شایدم خیلی بیشتر…
پیرزنه اول هربهار خورشید درومده، نیومده پا می‌شه جاشو جم می‌کنه خونه تکونی می‌کنه حیاط و آب و جارو می‌زنه
به خودش حسابی می‌رسه پاهاشو حنا می‌زاره دستاش قرمز می‌شن هفت قلم از خط و خال گرفته تا سرمه و
سُرخاب و زرک آرایش می‌کنه…
تنبون قرمز و شلیته پرچین می‌پوشه مشک و عنبر به سر و صورت و گیسِش می‌زنه…
چرا می‌خندید بی مروتا؟ آخه عاشقه…
عاشقی که پیر و جون نداره…
داره؟ فرشش رو می‌یاره می‌ندازه رو ایون جلومنظر باغچه که پر از همه جور درخت میوه پر شکوفه و گلای
رنگارنگ بهاری…
تو یه سینی خوشگل و تمیز سیر و سرکه و سماق و سنجد و سیب و سبزی و سمنو می‌چینه
تو یه سینیِ دیگه هفت جور میوهٔ خشک و نقل و نبات می‌ریزه.
پا می‌شه سریع منقلُ آتیش می‌کنه و قلیونُ می‌یاره دم دستش؛ اما سر قلیونُ آتیش نمی‌زاره..
چشم به در تا عمو نوروز بیاد و قلیونو آتیش کنه و دیدنش مهیا بشه…
تو همین فکرا پیرزنه از خستگی خوابش می‌بره…
عمو نوروز می‌یاد اما ننه سرما خوابه…
چُرتِش پاره می‌شه…
اَی دل غافل عمو نوروز اومد و رفت پیره زنه خوابش برده بود…
عمو نوروز رفت تا یه سال دیگه؟…
ای پیری پیری پیری…

فارس

2017-02-04 / گردآوری:
دکتر طاهری
نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین ویدکتر طاهری
هاتف اصفهانی | شعر زیبای سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو راهاتف اصفهانی | شعر زیبای سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را
هاتف اصفهانی شاعر توانا و مسلط به زبان فارسی و عربی بوده است وی از جمله شاعران نامی در سبک ترجیع‌بند و ترکیب‌بند می باشد.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
جوانسازی صورت و دستها , اصلاح افتادگی پلک فوری !
تعبیر خواب
۱۳ بدر در آذربایجان غربی چگونه است؟
توحی شیرازی | شعر زیبای بازی زلف تو امشب
روز جهانی انیمیشن در ۲۸ اکتبر
روز مادر | عجیب ترین مراسم های روز مادر در دنیا
احمد گلچین معانی | شعر زیبای نگهش سوی دگر بود و نگاهش کردم
جشن هالووین در ۳۱ اکتبر
مراسم عروس بران چگونه برگزار می شود؟
میلاد امام رضا (ع) | اشعار مربوط به آن روز
روز جهانی پسوریازیس در ۲۹ اکتبر
فریدونشهر | عروسی گرجی در این شهر چگونه برگزار می شود؟
جشن آبانگان در دهم آبان
مسعود سعد سلمان | شعر زیبای در بزم پادشا نگر این کاروبار گل
روز ملّی مبارزه با استکبار در ۱۳ آبان
آیین تولد فرزند در کردستان چگونه است؟
عید قربان | اشعار تبریک این روز بزرگ
فروغی بسطامی | شعر زیبای صف مژگان تو بشکست چنان دل‌ها را
روز جهانی پرتونگاری (رادیولوژی) در ۸ نوامبر
خراسان جنوبی | رمضانی‌خوانی رسم کهن خراسان جنوبی در رمضان
روز فرهنگ عمومی در ۱۴ آبان
بیدل دهلوی | شعر زیبای ای خیال قامتت آه ضعیفان را عصا
دامغان | جشنواره شیردوشان یا امامدر
کارو دردریان | شعر زیبای از بس کف دست بر جبین کوبیدم
گیلان | مراسم عروس فوشای چگونه برگزار می شود؟
مهدی اخوان ثالث | شعر زیبای منزلی در دوردست
مصر | فانوس رمضان سنت فاطمیان در این دیار
روز جهانی علم در ۱۰ نوامبر
عید غدیر | اشعار مربوط به آن (۴)
روز ملی کیفیت در ۱۸ آبان
ژاپن | جشن شکوفه های گیلاس در این کشور
روز جهانی ذات الریه در ۱۲ نوامبر
ایرج میرزا | شعر زیبای شکوه ی شاگرد
روز جهانی دیابت در ۱۴ نوامبر
دوره قاجار | مراسم جالب ازدواج بلوچ ها
قیصر امین پور | شعر زیبای این ترانه بوی نان نمی دهد
روز بزرگداشت سید محمدحسین طباطبایی در ۲۴ آبان