داستان عشق جوانی که مهریه عروسش سر بریده حاتم طایی بود

مشاهده : 3313
داستان عشق جوانی که مهریه عروسش سر بریده حاتم طایی بود جالب و خنده دار
به گزارش سرویس قاب نقره برنا، آیات و روایات به ما یاد می‌‏دهند که وقتی‌ سر و کارمان با کریم افتاد، در درخواست‏ها، حاجات و نیازهای‌ خود، به کرم آن کریم نظر داشته باشید.به محدودیت خود نگاه کنید، چون اگر به محدودیت خود بنگرید، در دعا کردن، این احتمال هست که در درخواست خود، کریم […]
داستان عشق جوانی که مهریه عروسش سر بریده حاتم طایی بودبه گزارش سرویس قاب نقره برنا، آیات و روایات به ما یاد می‌‏دهند که وقتی‌ سر و کارمان با کریم
افتاد، در درخواست‏ها، حاجات و نیازهای‌ خود، به کرم آن کریم نظر داشته باشید.به محدودیت خود نگاه کنید، چون اگر
به محدودیت خود بنگرید، در دعا کردن، این احتمال هست که در درخواست خود، کریم را از خود رنجانده و
ناراحت کنید.اگر انسان با بخیل رو به رو شود، خواهنده از بخیل، در رنج، عذاب، غصه و اندوه قرار می‌‏گیرد.اما
با کریم برعکس است که ممکن است سائل کریم را برنجاند.به همین جهت حجت الاسلام و المسلمین شیخ حسین انصاریان
درباره کریم و بخیل حکایاتی را بیان می‌کند:یک اهل دلی‌ آمد رد بشود، دلش سوخت.ایستاد و گفت دردش را بپرسم.نمی‌‏دانست
که او بخیل است.دید کسی‌ اشک می‌‏ریزد، اهل دل، اشک ریختن کسی‌ را ببیند، عاطفه‌‏اش تحریک و ناراحت می‌‏شود و
نمی‌‏تواند بی‌‏تفاوت باشد.گفت: چرا داری‌ گریه می‌‏کنی‌؟ گفت: شترم دارد می‌‏میرد.من بعد از مردن این شتر، در طی‌ این جاده
به مشکل می‌‏افتم.گفت: چرا دارد می‌‏میرد؟ گفت: گرسنه است.گفت: این بقچه چیست؟ گفت: نان است.گفت: پس چند نان به او
بده که از گرسنگی‌ در بیاید.گفت: نه، گریه مایه ندارد، تا بخواهی‌ گریه می‌‏کنم، اما نمی‌‏توانم به او نان بدهم.یعنی‌
حاضر است شترش بمیرد، اما نان به او ندهد.این طبع بخیل است.در کتابی‌ خواندم که پنج نفر در جایی‌ میهمان
بودند.غذا خوردن آنها که تمام شد خوابیدند، هوا خیلی‌ گرم بود، همه خسته بودند، خوابشان برد، اما یکی‌ از آنها
از شدت گرما خوابش نمی‌‏برد.به صاحبخانه گفت: بادبزن دارید؟ گفت: آری‌، رفت و آورد.او بادبزن را روی‌ سینه‌‏اش گذاشت.صاحبخانه گفت:
پس چرا خود را باد نمی‌‏زنی‌؟ گفت: اگر باد بزنم، این‏ها نیز خنک می‌‏شوند، من گرما را تحمل می‌‏کنم.بعضی‌‏ها اینگونه
هستند؛ مردم درد دارند، گرسنه و فقیر هستند، گرفتاری‌ دارند، بخیل این‏ها را می‌‏بیند، اما عاطفه‏اش اصلًا تحریک نمی‌‏شود و
هر چه به او بگویی‌، بخل خود را توجیه می‌‏کند.اما شخص کریم، به او بگویند که به ما کمک کن
یا نگویند، طبعش، طبع عطا کردن است.شخص کریمی‌ در خانواده ما بود، در آمد زیادی‌ نداشت، ولی‌ اخلاق کریمانه‏ای‌ داشت،
اهل پرسیدن نبود، سؤال نمی‌‏کرد که این را برای‌ چه می‌‏خواهی‌.یعنی‌ این کرم، از وجود کریم ریزش دارد.نمی‌‏تواند اموال و
اخلاقش را معطل کند.کریم، کریم است.

کارخانه‌دار فقیر

در دوستان من شخص کریمی‌ بود، یک وقتی‌ اختلافی‌ بر سر کارخانه‏ای‌ داشت که شریک آن کارخانه بود، چند جلسه
نشستند، بالاخره حق را به او ندادند، و ظالمانه حق را به طرف مقابلش دادند.چهل درصد کارخانه را به دوست
من دادند، شصت درصد کارخانه را به شریک او دادند.یک بار آمد نزد من و گفت: چنین بلایی‌ سر من
آوردند.من از این مسأله دلگیر هستم.نمی‌‏خواهم دیگر نان چهل درصد این کارخانه را روی‌ دلگیری‌ بخورم.گفتم می‌‏خواهی‌ چه کار کنی‌،
گفت: یک کاغذ سفید بیاور.هنوز هم آن کاغذ را دارم، آوردم، امضاء کرد.گفت: این کارخانه را در هر کار خیری‌
که می‌‏خواهی‌ صرف کن، من این چهل درصد را نمی‌‏خواهم.چند سال قبل به یکی‌ از دوستانم گفتم: شخصی‌ این چهل
درصد را به من داده، جهت کار خیر این سهم را بفروش، به چهل میلیون تومان سهم را فروخت، پول‏هایش
را هم آورد و من به صاحب سهام کارخانه زنگ زدم، گفتم بیا خانه، آمد.گفتم: کارخانه‏ات را چهل میلیون تومان
خریدند و پول را به او دادم.گفت: من آن روز به تو گفتم، که آن را با خدا معامله کن.بعد
یک کسی‌ به من گفت: می‌‏دانی‌ روزی‌ که گفت چهل میلیون تومان را نمی‌‏خواهم، چه روزی‌ بود؟ روزی‌ بود که
برای‌ شبش به صد تومان محتاج بود.اما کریم، کریم است.نمی‌‏آید بخشش را پس بگیرد.سه سال تمام گرفتار بود.بعد من یک
بار به او گفتم فلانی‌ این چهل میلیون نزد من بود، این گونه به من گفتند که خودت به آن
نیاز داشتی‌، گفت: ای‌ بابا، بی‌‏خود گفتند که من برای‌ شب به صد تومان نیاز داشتم بلکه به کمتر از
آن محتاج بودم، گفتم: پس چرا این چهل میلیون تومان را نگرفتی‌؟ گفت: وقتی‌ نزد تو آمدم، چهل میلیون تومان
را به خدا واگذار کردم، دیگر نمی‌‏شد پس بگیرم.

جوان عاشق

جوان عربی‌ بود که خیلی‌ دلش می‌‏خواست رئیس قبیله دیگری‌، پدر زنش شود.گاهی‌ جوان‏ها چیزهایی‌ را دوست دارند.آمد و گفت:
رئیس! هیکل من خوب است یا بد؟ گفت: خیلی‌ خوب است.گفت: قیافه من چطوراست؟ گفت: بد نیست.گفت: از من خوشت
می‌‏آید؟ گفت: آری‌، گفت: پس دختر خود را به ازدواج من در آور.گفت: باشد، اما من مهریه دخترم را اول
می‌‏گیرم و بعد عقدش می‌‏کنم.رئیس گفت: من مهریه را به تو می‌‏گویم، اما به کسی‌ نگو.مهریه دخترم این است: من
با حاتم طایی‌ درگیری‌ قبلی‌ دارم و خیلی‌ نسبت به او کینه دارم.سر بریده حاتم مهریه دختر من است.جوان گفت:
حاتم که شخص خوب و بخشنده‏‌ای‌ است.گفت: اگر می‌‏خواهی‌ با دختر من ازدواج کنی‌، این مهر او است.خدا نکند این
گونه عشق‏ها به دل کسی‌ بیفتد.امیرالمؤمنین علیه السلام می‌‏فرماید: این عاشق‏ها، هم کر هستند و هم کور: «حبّک الشی‌‏ء یعمی‌
و یصمّ».نه دیگر گوشش به نصیحت کسی‌ بدهکار است و نه چشمش کسی‌ غیر از این دختر را می‌‏بیند.بالاخره پسر
عاشق بود.به قبیله طی‌، قبیله حاتم آمد.حاتم بیابان نشین و چادر‌نشین بود و جوان او را ندیده بود.به جستجوی‌ حاتم
بود که اتفاقی‌ خود حاتم را دید، آیا تو حاتم را می‌‏شناسی‌؟ گفت: بله، گفت: می‌‏شود او را دید؟ گفت:
بله، بیا تا خیمه‌‏اش را نشان دهم.او را به خیمه خود برد.وارد شد.حاتم به جوان گفت: اهل قبیله ما نیستی‌؟
گفت: نه.گفت: از کدام قبیله هستی‌؟ گفت: فلان قبیله.گفت: حاتم را چه کار داری‌؟ گفت: من عاشق دختری‌ هستم که
مهر او سر بریده حاتم است.بعد از غروب، حاتم گفت: گوسفندی‌ را بکشید، من میهمان دارم.گوسفند را پختند و آوردند،
گفت: شام بخور تا اهل قبیله بخوابند.اهل قبیله خوابیدند.حاتم‏ بلند شد و رفت کارد تیزی‌ آورد و گفت: من حاتم
هستم، نمی‌‏توانم تحمل کنم که تو به خاطر من به آن دختر نرسی‌، سر مرا ببر، بردار و ببر.جوان به
پای‌ حاتم افتاد و گفت: اگر حاتم تو هستی‌ و حاتم چنین شخصیت کریمی‌ است، من از آن دختر و
هر چه دختر است، گذشتم.کریم، کریم است.اگر نزد کریم بروید و به مقتضای‌ کرمش از او نخواهید، او رنجیده می‌‏شود.در
خانه کریم که رفتى، چیزى که قیمتى‏تر از آن نیست، بخواه، و کریم را رنجیده نکن.خیلى بخواهید، به وسعت دنیا
و آخرت از او بخواهید.براى همه شیعیان نیز بخواهید، نه تنها براى خودتان.

2011-08-01 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
جریان درگیری رویا تیموریان و قاضی مرتضوی در پرونده قصاص پسری زیر ۱۸ سال! جریان درگیری رویا تیموریان و قاضی مرتضوی در پرونده قصاص پسری زیر ۱۸ سال!
درگیری رویا تیموریان و قاضی مرتضوی در سالهای اخیر هنرمندان و بخصوص بازیگران سینمای ایران علاقه زیادی به حضور در فعالیتهای خیریه از خود نشان داده اند.از جمله این فعالیتها کمک به جلوگیری از قصاص متهمانی است که با انگیزه های اشتباه مرتکب قتل شده اند. رویا تیموریان و همسرش مسعود رایگان از جمله بازیگرانی […]
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
افشاگری جدید در مورد احتمال بازیگر شدن احسان علیخانی در گذشته و کسی که مانع وی شد !
رضا رویگری هم قرار است به ترکیه برود! +عکس
کمپین تحریمی که توسط پرویز پرستویی ایجاد شد! +عکس و جزییات
توضیحات جالب نرگس آبیار از بازیگر خردسال فیلمش / از تنبیه بدنی با خط کش تا حالت تهوع در فیلم +عکس
نیکول کیدمن از ازدواج و زندگی شخصی اش گفت
ازدواج مخفیانه فاکس با کتی هولمز +عکس
تغییر گریم محمدرضا گلزار در فیلم سلام بمبئی +عکس
صحبت های جالب بری لارسون درمورد نگاه جنسیتی در اسکار ۲۰۱۶
تبریک جالب دیوید بکهام ، چهره سرشناس دنیای فوتبال به دی‌کاپریو +عکس
صحبت های جالب لئوناردو دی کاپریو پس از دریافت جایزه اسکار +عکس
چرا فیلم محمدرضا گلزار توقیف شد ؟ +عکس
عذرخواهی کلارکسون مجری جنجالی برنامه تخت گاز +عکس
عکس های جدید رابرت پتینسون در تبلیغ عطر
فیلمی که نیکی کریمی دوست داشت و از دیدنش لذت برد! + عکس
ماجرای کم محلی کردن یک پسر بچه نسبت به یکتا ناصر! + عکس
عکس سلفی تمام بازیگران فیلم ابد و یک روز !
logo-samandehi