عوامل اثرگذار بر فرایند آموزش

مشاهده : 128
عوامل اثرگذار بر فرایند آموزش علمی
شکی نیست که بهترین و غنی ترین مواد آموزشی بدون تایید و تصدیق اساتید مجری و مدرسین ، موفقیت نهائی را به دنبال نخواهد داشت و البته باید اشاره کرد که « فراگیران آموزش » به عنوان عوامل اصلی که جریان یادگیری های عملی و نظری در گستره ای وسیع با آنان مرتبط است ، […]

عوامل اثرگذار بر فرایند آموزش   شکی نیست که بهترین و غنی ترین مواد آموزشی بدون تایید و تصدیق اساتید مجری و مدرسین ، موفقیت نهائی
را به دنبال نخواهد داشت و البته باید اشاره کرد که « فراگیران آموزش » به عنوان عوامل اصلی که
جریان یادگیری های عملی و نظری در گستره ای وسیع با آنان مرتبط است ، مهرهءمهم این چرخه و در
زمینه برنامه ریزی کیفی و کمی ، اعضای آموزشی مهمترین عوامل هستند .
برنامه ریزان آموزش های اصلاحی تربیتی چگونه می توانند در این زمینه نقش داشته باشند ؟ عناوین مفاهیم کلیدی کدامند
و فعالیتهایی که می تواند اثرگذار باشد کدام ؟ جهت بررسی دشواریهای مربوط به پیشرفت کیفی و کمی آموزش ،
راهکارهای مدون بنیادین مورد نیاز است تا با بکارگیری آنها توسعه اصلاح وتربیت ـ که امری ضروری می نماید ـ
به فرجام رسد .
تدوین راهکارهای اساسی از جمله ارائه طرح های مختلف ، گسترش اهداف کمی آموزش و توجه به اموری مانند سواد
آموزی ، مهارت آموزی ، تدوین رهیافت های نوین مدیریت آموزشی ، بررسی انواع جهت گیری های تعیین کننده در
برنامه ریزی های آموزشی ، توسعه منابع انسانی و از این قبیل ، مواردی هستند که در این موضوع می
باید که پرداخته شوند .
نبود بازنگری در سرفصل های دروس و آموزش های بی دنباله و گذرا ، عدم توجه به میزان اهمیت این
بخش در حوزهءوسیع فعالیت های اصلاحی تربیتی گذشته از پایین آوردن کیفیت آموزش ، فقط یک طرف قضیه است وآنچه
مهمتر است روی دیگر و در واقع صحنه ی اجراست .
صحنه ای که در آن مراکز مختلف اصلاحی تربتی ( زندانها ، کانون های اصلاح و تربیت ، اردوگاه های
کار درمانی و حتی بازداشتگاه ها ) با انبوهی از مشکلات ، مسئولین و اعضای آموزشی زحمتکش و صبور با
مدیریت و آموزش های خود به ایفای نقش می پردازند .
به بیان دیگر سربازان خط مقدم جبهه ی تحول و دگرگونی در عرصه ی رفتار درمانی و زمینه سازان اصلاح
مجرمین ، انسانهای ایثارگری هستند که روزانه با مشکلات متنوع دست و پنجه نرم می کنند و به این سبب
تنها فرصت ناچیزی را می توانند به بررسی راهکارهای عملی ، مطالعه و انجام امور آموزشی و …
اختصاص دهند .
فرصتی که برای درک روح تحول و هماهنگی و سازگاری با آن لازم است .
آگاهی بخشیدن همگانی از اهداف و برنامه ها و پیگیری موارد به گونه ای فعال و ایجاد همگرائی بنیادی مابین
مسئولین و سایر عوامل آموزشی تاثیری بسزا در رویکرد فوق دارد و می تواند بینش سیستم آموزشی را دگرگون سازد
.
مسلم اینکه هر عضو آموزشی نمی تواند بدون پشتیبانی در رویکرد مورد نظرموفق باشد .
هر تغییری نیازمند زمان ، برنامه ریزی حمایت شده و زمینه های مساعد و مناسب مادی و زیرساختی است .
اگر این فضا فراهم نشود ، نتیجه ای جز اتلاف امکانات و هزینه ها دربرنخواهد داشت .
بنابر این اگر بنا داریم فعالیتهای اصلاحی موفقیت آمیز باشد ، شایسته است که کلیه عوامل آگاهی بخشی شده و
باکسب مهارتهای مؤثر مورد مساعدتهای لازم قرار گیرند .
از این رهگذر تدارک امکانات زمانی و مکانی برای یادگیری و بهره برداری با نگرش عمیق و دلسوزانه ی اصلاح
و ایجاد فرصت های مناسب بازگشت بزه کاران و آسیب دیدگان اجتماعی ضرورتی اجتناب ناپذیر می نماید .
● نتایج و بحث : با عنایت به تاثیر قابل ملاحظه اتخاذ تدابیر اساسی برای بهبود کیفی و کمی آموزشهای
عملی و نظری و تاثیر فوق العاده این تحولات بر یادگیری فراگیران و نقش بالای رویکرد انتخابی و اهمیت سازگاری
با تحولات جدید آموزشی و ایجاد روحیه استفاده بهنگام عوامل آموزشی از دانسته ها و مهارتها ، تشخیص و شناسائی
عوامل ، اهمیت ویژه ای دارد و از این رهگذر عنایت و بررسی پیشنهادات و راهکارها اهمیتی بالاتر دارد .
حقیقت اینست که ساختار آموزشی تحت تاثیر بینش برنامه ریزان و تصمیمات آنها قرار دارد ، بیشتر همکاران آموزشی ،
کارکنان ادارات فرهنگی تربیتی زندان ها بوده و بررسیهای موشکافانه ای در خصوص اهداف و ریز برنامه ها و رویکردهای
آموزشی نداشته اند .
اما این دلائل و حقایق ، اهمیت بالای لزوم ایجاد تحول و اثرگذاری روی آموزشهای زیر ساختی عملی و نظری
با رفع موانع را ضایع نمی کند .
در این راستا موارد زیر پیشنهاد می گردد : ۱ ) تدوین نرم افزارها و کتابهای متناسب با آموزشهای مدوّن
سازمانی .
تولید محتوای الکترونیکی و تالیف کتابهای متناسب با وضعیت مراکز اقدامات تأمینی و تربیتی متفاوت ، بر اساس سرفصل ها
برای دروس اساسی ضروری است ؛ این از مشخص ترین اظهار نظرهای متخصصین علوم آموزشی است و از این طریق
است که تا حدودی سطح اختلاف بین مراکز و زندانها می تواند کاهش یابد .
با بررسی های کارشناسانه نسبت به نیازهای فراگیران و اهداف برنامه درسی در حیطه های مختلف ، احساس می شود
اجرای چنین برنامه هایی نیازمند تجربه و دانش علمی و عملی حساب شده ایست و با بهره گیری از افرادی
که در زمینه تولید محتوای الکترونیکی و تالیف کتابهای درسی تخصص و تبحر لازم را دارند و دعوت از آنان
؛ همچنین با بهره گیری از تجربیات دیگر سازمانها از جمله برگزاری جلسات توجیهی مشترک ، پشتیبانی های لازم مدیریتی
و سخت افزاری ، بررسی های دقیق کارشناسی ، نرم افزارها و کتابهای رسمی که تهیه و تالیف می گردد
، می توان گام های سنجیده و تعریف شده ای را در زمینه ی آموزش اثرگذار در حیطه ی اقدامات
تأمینی وتربیتی تعریف کرده و برداشت .
به عقیده ی کارشناسان برنامه ریزی کتب درسی آموزش و پرورش ، در زمینه ی فراورده های آموزشی آنهایی کارایی
لازم را خواهند داشت که خلاقیت و نوآوری را شکوفا و حوزه اطلاعات و عملیات را گسترده و روشهای تدریس
، شیوه های نوین ارزشیابی و روشهای عملی را مورد تاکید قرار دهد و بر آموزش بدون اعمال سلیقه ها
و دیدگاههای شخصی و منحصراً متکی به اهداف برنامه اقدام ورزد .
۲ ) ایجاد مدیریت مستقل برای آموزش های بلندمدت و کوتاه مدت اعضای آموزشی : گرچه تاکنون تلاش گسترده ای
برای افزایش کارائی و بازدهی برنامه های آموزشی صورت گرفته ولی عملا به دلایل متعددی از جمله یکسان نبودن این
برنامه ها با برنامه های آموزشی دیگر مراکز اقدامات تأمینی و تربیتی ، آشنا نبودن اکثریت قریب به اتفاق مدرسین
با ریزکارها و راهکارهای اثرگذار ، کم توجهی برخی به اهمیت این حوزه و …
به صورت مطلوب نتوانسته است تغییرات چشمگیری در رفتار فراگیران ایجاد نماید .
عدم ارتباط موثر و کارا مابین کارشناسان و برنامه ریزان طرح های آموزشی ( مدیران ) با مجریان طرح ها
( کارشناسان فرهنگی تربیتی ) ، عدم وجود یک سیستم قوی دریافت ، نحوه بازخورد برنامه ها و طرح های
اجرا شده و همچنین کیفیت توزیع امکانات آموزشی در محیط های مجری ، عدم اتخاذ تدابیر و برنامه های لازم
برای راهنمائی همکارانی که در این حوزه مشغولند ، گاها عدم آموزش کافی مدرس متناسب با سطح فراگیران ، شیوه
های برگزاری و ارزشیابی ، عدم سرمایه گزاری جهت نحوه بهره برداری از امکانات و ایجاد کارگاههای گروهی ، برنامه
های متراکم ، زمان و خصوصاً مکانهای نامناسب برگزاری دوره ها و …
از هم گسیختگی خاصی را برای دوره هائی که برگزار می شود را بوجود آورده است.
توجه مدیران در غنی سازی دوره ها اهمیت ویژه ای دارد .
استفاده از تجارب دانشگاهیان ، تجهیز امکانات ، تهیه و توزیع منابع مورد نیاز برای بررسی و مطالعه و اجرای
عملی در کلاسها و از همه مهمتر در کیفیت ارزشیابی ها راهگشا خواهد بود و در این راستا ، راهکارها
و زمینه های لازم برای امکان ادامه تحصیل ، ایجاد فرصت های مطالعاتی و دوره های مختلف برای فراگیران و
مدرّسین به صورت ضمن خدمت اثر گذار خواهد بود .
این برنامه ها زمانی می تواند در رفتار شرکت کنندگان تغییر مطلوب را ایجاد کند که برنامه ها و دوره
ها بر اساس نیازهایی تنظیم شده باشد و خود شرکت کنندگان آن دوره ها ـ حداقل در حین برگزاری دوره
ـ لزوم برقراری دوره را درک کرده باشند .
تشکیل ستاد ویژه بصورت متمرکز جهت اتخاذ راهبردهای دقیق کارشناسی برای اعطای پست های آموزشی به حائزین شرائط علمی و
نه فقط کارکنان دارای شرایط احراز اداری ، آموزش و تربیت مدیران گروه برای انتقال اهداف و برنامه ها و
سیاست ها به دیگر همکاران و پیگیری و بررسی نحوه توزیع امکانات آموزشی و اجرای برنامه ها و همچنین اشاعه
فرهنگ ایثار ، خدمت و گسترش سیاست درهای باز علمی از موارد قابل ذکر دیگر است .
خوب می دانیم که میان دانش و مهارتهای تدریس شده و دانسته ها و مهارتهای قبلی می باید پیوندی باشد
.
شایسته است این مهم در وحله اول برای مدرسین و در مراحل بعدی برای شرکت کنندگان پیوسته برقرار شود .
استفاده از منابع مطالعات موردی ، تمرین های عملی ، جمع آوری و ارایه ی نمایشهای آزمایشگاهی (نمونه های کاربردی
شده در مراکز پاسخ گرفته ی فرایند آموزش ) ، آزمایشها ، تکنولوژیهای آموزشی ، اینترنت ، انعکاس نحوه فعالیت
های کلاسی ، گردهمائی و تدریس معمول شود .
در راه رسیدن به اهداف فرهنگی تربیتی ، بهترین راه عملی آن است که زمینه هایی برای شرکت کنندگان فراهم
کرد تا در کنار بهره گیری از متخصصان مهارتی ، به شیوه های کاربردی آموزش ها هم توجه کنند .
مثلا در تدریس به جای کلاسهای معمولی ، از کارگاههای مجهزبه ابزارهای کمک آموزشی و گروهی متناسب استفاده شود ؛
شرکت کنندگان به کاربرد آموخته های خود و انعکاس موارد به دیگران به انحاء مختلف تشویق شوند .
در واقع باید بتوانند هنجارمورد آموزش را تجربه کرده و فعالیت کنند ، ارزشیابی شوند ، اصلاح کنند و فعالیتشان
را گسترش داده و مراحل بعدی علمی و عملی آن مهارت یا هنر رفتاری و شخصیتی را با موفقیت طی
کنند.
۳ ) اهمیت بهره مندی از فناوریهای نوین در برنامه درسی : دامنه ی علوم بشری هر روز گسترده و
گسترده تر می شود ، تا حدی که از این پس ما برخلاف قرون گذشته ، نه تنها نباید منتظر
ظهور پدیده های جدید علمی بمانیم ، بلکه باید هرروز ( و شاید هرساعت ) شاهد ابداعات و اختراعات جدیدی
باشیم که پایه و اساس آنان فناوری است و در این میان اتخاذ رویکردهای اثرگذار اهمیتی فراوان و حیاتی دارد
.
بهره مندی از تجارب کشورهای موفق که نظام علمی کاربردی را به طور اصولی سرمایه گذاری کرده اند به نحوی
کارا و منطقی می تواند سودمند باشد اما همانطور که رهبر معظم انقلاب به این نکته تاکید فرموده اند که
: ” نباید صرفا تعقیب کننده ی تفکّرات آنان باشیم بلکه بتوانیم به موقعیتی برسیم که دیگران را در الگوبرداری
از تجربیات خودمان وادار نمائیم .
” نیروی انسانی به عنوان خالق فن آوریها ،کلید پیشرفت همه جانبه ی کشورها هستند و نظام های آموزشی و
برنامه های درسی ، مولد فن آوران جوامع پیشرفته محسوب می شوند .
راه دستیابی به فناوری های جدید در پرداختن به زیر بنائی ترین برنامه ها یعنی برنامه های درسی و آموزشی
، اختصاصاً در مجاری مختلف و نیاز سنجی شده است .
در این زمینه افرادی موفق هستند که آموزش را تنها یک حرفه تلقی نکنند بلکه ترکیبی از حرفه های تربیتی
، مهارت آموزی ، تولیدات هنری ، مدیریت ، روانشناسی ، ورزشی ، گرافیک ، هنرهای نمایشی ، مهندسی ،
برنامه ریزی آموزشی و مهندسی رایانه بشناسند .
فناوری آموزشی دو جنبه ی سخت افزاری و نرم افزاری دارد .
جنبه سخت افزاری آن شامل وسایل و ابزارهای آموزشی مانند فیلم ، تکنولوژیهای ارتباطی جدید و تجهیزات و مواردی از
این قبیل است و جنبه نرم افزاری نیز عبارت است از مجموعه ای از راهبردها و روش ها .
بدون تردید برنامه درسی پویا ، نو و فناورانه با حضور مربیان و اعضای آموزشی آگاه ، دلسوز و علاقمند
همراه فراگیران با انگیزه و با نشاط می تواند انسانهای خلاق و بازگشت پذیر و کارآفرین تربیت کند .
این دسته از فراگیران می توانند خود موجب انگیزش فناوریهای نوین شوند و مراکز اصلاحی تربیتی کشور را بسوی توسعه
پایدار و همه جانبه و سرشار از فرصت های بازگشت مناسب سوق دهند .
۴ ) تاکید بر استفاده از راهکارهای کارشناسی شده : یکی از رهکاری تشویقی برای حمایت از همکاران پویا ،
فراهم نمودن زمینه ارتقاء و امکان احراز مدارج علمی بالاتراست .
مبهم بودن برخی برنامه های شغلی ، عدم توجیه کافی و آگاهی دهی و عدم دستیابی به منابع و دانسته
های مورد نیاز و مهارتهای کافی ، موفقیت چشمگیری در پیشبرد اهداف عاید نمی کند .
با عنایت به اهمیت موضوع ، جهت ایجاد انگیزه برای تلاش و کوشش اثرگذار ، چنانچه در خصوص موارد اساسی
( که به عنوان نمونه در بندهای اول و دوم به آنها اشاره گردید ) تمهیدات و پیگیری های لازم
بعمل آید و نتایج این اقدامات در جلسات مختلف مورد بررسی دقیق و کارشناسی و اجرای آزمایشی قرار گیرد و
بحالتی برسد که همکار نتیجه ی تلاشهائی را که در حیطه وظائف محوله انجام می دهد ببیند ، مسلماً توانائی
ها و فرصت هایش را صرف ارتقاء کیفی و کمی خود در وظائف محوله رسمی خواهدکرد .
بدین ترتیب مدرّس که مسیرش را برای رسیدن به یک حالت مطلوب تعیین نموده و یا حداقل شرائط برایش مشخص
گردیده است ، به نحو مطلوب و از طریق مدیر گروهِ آموزشیِ دوره دیده ، با هدفها و شیوه های
آموزش نظری و عملی آشنا می گردد و تلاش می کند از کلیه امکانات و منابع استفاده بهینه را بنماید
.
۵) حساسیت درسیستم های ارزشیابی : در حال حاضر ارزشیابی آموخته های نظری و عملی فراگیران به صورت کاملاً سلیقه
ای و نا هماهنگ و غیر استاندارد انجام می شود و این در وضعیتی است که برنامه های آموزشی ،
راهبردهای یادگیری و میزان کارائی و اثربخشی فعالیت های علمی و عملی با استفاده از روشهای علمی و استاندارد شده
ای ، باید همواره مورد سنجش و ارزیابی قرارگیرد و در این مورد مفاهیم روانشناسی سنجش و ارزشیابی آموزشی کارائی
شایان توجهی خواهد داشت .
اگر گفته شود یکی از مهمترین ملاکهای موفقیت طرحهای آموزشی ، اهتمام در برگزاری مناسب آزمونهاست سخن گزافی نخواهد بود
.
در مراکز آموزش از راه دور گرچه برخی استانداردهای آموزشی رعایت نمی شود و کمیت بر کیفیت آموزشی مقدم است
لیکن به سبب اینکه آزمون ها به صورت کاملاً استاندارد برگزار می گردد ، فراگیران در طول دوره دغدغه آموزش
را دارند و همین مهم ، عامل موفقیت آنها می شود .
فراگیران می بایست به کلاس درس ، مدرس و محل فراگیری خود به دیده عوامل رفع اشکال نگاه کنند و
اهتمام خود را در راستای بهره گیری علمی صرف از امکانات نمایند .
اکنون در برنامه های آموزشی ما خطاهایی بصورت موردی اعمال می شود که باید فارغ از مبحث آزمون و خطا
، اصلاح شود .
تغییر در رفتار تحت چنین شرائطی ، قابل مطالعه و بررسی کارشناسانه ، و در صورت موفقیت آمیز بودن قابل
تعمیم خواهد بود .
۶ ) تلاش گسترده برای افزایش انگیزه در میان فراگیران : از مجموعه عوامل موثر در فرایند آموزش ، آنچه
امروز بیش از همه اهمیت دارد و نقطه ضعف بنیادی نظام آموزشی ما ـ در مراکز مورد بحث ـ است
، عدم وجود انگیزه لازم و کافی در میان دریافت کنندگان است .
اگر تا دیروز مددجویان جوان با انگیزه های صوری و ظاهری نظیر مرخصی ، وام ، عفو و …
به کلاس های آموزشی می اندیشیدند ؛ در حال حاضر باید این انگیزه های سطحی ، رنگ باخته و عملا
ببینیم که فراگیران برای یافتن آمادگی علمی و عملی بازگشت به محیط سالم ، در این آموزشها شرکت می کنند
.
از سوی دیگر با عنایت به این اصل که « خلاقیت در اثر آزادی و آگاهی بدست می آید .
» می بایست زمینه های آزادی فراگیران را ـ پس از دریافت اثرپذیر آموزش های تدوین شده ـ فراهم نمود
.
تنها چند ده تن در مقدمه ی این کار به آزادی برسند ، زمینه های لازم برای رقابت و حضور
پر رنگ در فعالیت ها بوجود آمده است .
امروزه کسب مهارتهای عملی و علمی در صورتی برای جوان ما شیرین و جذاب خواهد بودکه قابل لمس او باشد
.
او بداند در بطن علم و فرهنگ و هنراست که می تواند مهارت ها و توانائی هایش را رشد دهد
و آموخته هایش را برای بهتر زیستن بکار بندد و در نهایت از نتایج مهارتهای علمی و فنی خود بهره
ای برای اصلاح ناهنجاری های فکری ، عملی و فرهنگی خود برگیرد .
همانگونه که امروزه تنها صرف اخذ مدرک کاردانی یا کارشناسی و …
برای جوان نباید دیگر جذاب و محرک باشد ، بایستی به او آینده ای روشنتر از مدرک تحصیلی را نشان
داد .
علم همراه با عمل را ، علم و عمل همراه با اخلاق را ، علم زندگی ساز را .
فلذا مجریان آموزش های درون سازمانی بایستی آموزش را در جهت پژوهش های عملی و هدف دار هدایت کنند و
علوم و فنون را در این قالب برای فراگیران تعریف نمایند .
این مهم که باید افراد فعال و موفق در این مسیر را تشویق کرد و طبیعی است آینده چنین افرادی
همیشه روشن و تضمین شده است .
پس راه ایجاد انگیزه تحصیل دانش و مهارت آموزی ، بکار گرفتن آموخته ها است و تکلیف همه ی ماست
که بسترساز فضای مساعدی در این زمینه باشیم .
باید به فراگیران اطمینان داد که امکانات در خدمت افرادی که خارج از حصارهای فیزیکی قرار دارند نیست بلکه در
خدمت خود باوری ،کار ، فعالیت ، ابتکار و مهارت های علمی و فنی است و در این صورت است
که انبوهی از انسان های مستعد ، خلاق ، فعال ، ماهر و مبتکر وکارا را کشف خواهیم کرد و
دغدغه های اساسی آنان از یک سو و مدیران و سیاست گذاران این اهداف ، بدین ترتیب برطرف خواهد گردید.
۷ ) تجهیز فضاهای آموزشی رایانه ، اینترنت ، کتب اساسی مورد نیاز ، نرم افزارهای علمی تخصصی ، مجلات
و دیگر منابع تکمیل کننده ی فراین آموزش و تجهیز مراکز به آنها تنها نیاز عصر حاضر نیست که همیشه
دانش و مهارت آموزی نیازمند ادوات و امکانات اینچنینی در تمامی دوره ها بوده است .
چنانچه فراگیران بصورت گروهی در کارگاه های علمی و کنفرانس های رسمی و عملی کار کنند و محیط های مساعد
و مجهز به وسائل و تجهیزات لازم تشکیل شود ، جهت تبادل موضوعات و مفاهیم یک ضرورت اساسیبه وجود آمده
است و با یک برنامه ریزی مدوّن و توانمند آموزشی می توان روح و جو حاکم بر محیط های داخلی
مراکز را به فضائی پویا تبدیل کرد .
فراهم آوردن چنین محیط و فضایی که در آن کلیه افراد علاقمند با بهره گیری از امکانات آموزشی متنوع همراه
با پرورش خلاقیت و تعاملات گروهی و تفکر نقادانه ، توانائی کسب مهارت های اعتقادی ، اجتماعی ، حرفه ای
و فرهنگی لازم و مورد نیاز خود را می یابند ؛ برای رسیدن به اهداف مورد نظر یکی از ضروری
ترین ملزومات است و از این رهگذر ارتقاء آموزش های فرهنگی تربیتی می تواند محقق شود .
۸ ) ایجاد و فعال کردن واحدی برای ارتباط با دانشگاه و دانشمندان .
گرچه تاکنون تلاش هایی برای افزایش کاریی و بازدهی صورت پذیرفته و اقدامات مناسبی انجام شده است ولی عملاً به
دلایل متعددی این فعالیتها به صورت مطلوب نتوانسته است تغییرات چشمگیری در اصلاح روند امور ایجاد نماید .
عدم ارتباط موثر و کارا مابین کارشناسان مربوطه با مسؤلان آموزش ، عدم وجود یک سامانه قوی دریافت نحوه بازخورد
برنامه ها و …
، تربیت موردی یا گاها عدم آموزش کافی مدرس متناسب با نیاز آموزشی ، فقدان مکان هایی با حداقل استانداردهای
لازم آموزشی ، برنامه های متراکم سلیقه ای ، زمانهای نامناسب اجرا و …
لجام گسیختگی خاصی را بوجود می آورد که تا در هسته ی این موضوع قرار نگیریم ، میزان نابسامانی و
بی نتیجه بودن فرایند مشخص نمی گردد .
توجه برنامه ریزان در اصلاح روند نابهنجار فعلی اهمیت ویژه ای دارد .
برگزاری کمیسیونهای مختلف بصورت متمرکز و ارائه نتایج آن طی دستورالعمل های اداری ؛ مطالعات تطبیقی منابع و تبادل تجارب
کشورها با شدت و ضعف توفیق آنها زمینه ساز پیشبرد اهداف خواهد شد .
بررسی و اجرای آزمایشی طرح « همکاری بین دانشگاه و مراکز تأمینی و تربیتی » از همه مهمتر تعامل بازخورد
این فعالیت ها بین گروه های مختلف راهگشا خواهد بود .
چراکه برداشت علمی این حرکت خواهد توانست رویه ی جدیدی را در بالابردن سطح اثرگزاری آموزش ها به اثبات برساند
.
این برنامه ها می تواند در افزایش توانمندی عملی و علمی دانشگاهیان و دانشجویان نیز تغییر مطلوب را ایجاد کند
.
مراکز تأمینی و تربیتی بر اساس نیازهائی انتخاب شوند که خود دانشگاهیان برحسب نوع و عنوان تحصیلات و تحقیقات در
نظر گرفته اند .
مطلب بعد اینکه به نظر می رسد واحد ویژه ای جهت اخذ اطلاعات آماری واحدهای آموزشی و پژوهشی می بایست
تشکیل گردد و برای واحد های مزبور جهت استقبال و پذیرش همکار و اجرای برنامه ها ، سرمایه گذاری و
آماده سازی لازم صورت گیرد و میان دانش و مهارتها ی اساسی زندگی و دانسته ها و مهارتهای کسب شده
قبلی پیوندی برقرار گردد سپس با استفاده از بازدیدهای موردی و توضیحات و راهنمائی ها در این خصوص و ارتباط
با دیگر نهادها ، ارگانها و سازمانهای دولتی ، زمینه هایی برای برداشت تجارب از واحدهای مجری امورآموزشی فراهم گردد
تا در قبال آموزش به فراگیر ومددجو ، حداقل نظرات کارشناسانه ی دانشگاهیان ،کارشناسان و سرپرستان مراکز به کاربرده شود
و در نتیجه برنامه های پربازده به انحاء مختلف پیش بینی واجرایی شود .
النهایه : در ضرورت اتخاذ تدابیر اثرگذار بر آموزشها شکی در بین هیچیک از صاحب نظران این علم یا فن
ومهارت نیست اما آنچه مهم است ، کیفیت اجرا است .
بدیهی است بستری مساعد و هماهنگ سبب رشد ، ارتقاء و پیشرفت می گردد و در فراهم کردن این بستر
همه مکلفیم .
اکنون زمان ، زمان منتظر ماندن ، نگریستن و تأمل نیست ، هنگامه ی تدبیر و تلاش و کوشش و
عمل و یاری رساندن و توانستن است و ما حق داریم توانمند شویم .
در پهنای گستره ی آموزش های اساسی و مهارتی مددجویان و فراگیران ، فرصت هائی باید ساخت تا دامنه ی
دیدمان را به افق مشترک همکاری وسیع تر کنیم تا تحولاتی اثربخش بین کلیه عوامل آموزشی ایجاد شود .
از این رهگذر ، باید روح برنامه ریزی و مدیریت درست در عرصه آموزش ها را درک و با همگرائی
بنیادی بین تک تک اعضا با محوریت حمایت عملی از اهداف و برنامه های تعیین شده برای رفع تنگناها و
معضلات و ابهامها ، تلاشی همگانی داشته باشیم و به این ترتیب است که می شود با انگیزه ی لازم
برای دست یابی به جایگاهی والاتر و مشارکت فعال و همه جانبه در رشد و تعالی انسان های آسیب دیده
ی ناهنجاری های اجتماعی این آب و خاک کوشش کرد و زمینه هایی اثربخش تر فراهم نمود چراکه تنها در
این صورت می توان امید به بازگشت سالم آنان را به دل جامعه ی اسلامی ، با استقلال و آزادی
کامل در کشور عزیزمان ایران داشت .
آفتاب

2011-01-11 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
logo-samandehi