ازدواج شوم پارسا که عاشق ششمین دختر شد

تاریخ نشر :یکشنبه 13 نوامبر 2016 مشاهده : 114
ازدواج شوم پارسا که عاشق ششمین دختر شد حوادث روز
عشق شوم پارسا به دختر با دردسر مهریه پارسا» در ۳۵ سالگی تجربیات زیادی از زندگی مشترک داشت، اما نه از آن نوع تجربه‌های رؤیایی که در فیلم‌های عامه‌پسند می‌توان سراغ گرفت.به نظر خودش، بیشتر شبیه آدمی بود که گیر «تناردیه‌های رُمان بینوایان» افتاده باشد.مرد جوان به دادگاه خانواده آمده بود تا درباره توقیف آپارتمانش […]

عشق شوم پارسا به دختر با دردسر مهریه

پارسا» در ۳۵ سالگی تجربیات زیادی از زندگی مشترک داشت، اما نه از آن نوع تجربه‌های رؤیایی که در فیلم‌های
عامه‌پسند می‌توان سراغ گرفت.به نظر خودش، بیشتر شبیه آدمی بود که گیر «تناردیه‌های رُمان بینوایان» افتاده باشد.مرد جوان به دادگاه
خانواده آمده بود تا درباره توقیف آپارتمانش با قاضی Judge صحبت کند.همان جا پشت در دادگاه داشت برگ‌های زندگی کوتاه
مشترکش را در ذهن ورق می‌زد.از اسفند ماه سال گذشته کارش شده بود فکر کردن به «فریبا» و ماجراهایش.پارسا کتابخوانی
را دوست داشت و دوران کودکی‌اش پــــــر بود از بوی پاک کن، جعبه‌های مدادرنگی و برچسب‌های نایلونی.در رشته ادبیات تحصیل
کرد و چون نتوانست در جایی استخدام شود، یک مغازه فروش لوازم التحریر راه انداخت.کارش که گرفت مادرش آستین بالا
زد و برای پیدا کردن دختری دم بخت به همه سپرد.پارسا یادش نبود که تقدیر او را در خواستگاری از
ششمین دختر متوقف کرد یا از خواستگاری رفتن‌‌های مکرر خسته شد.هر چه بود «فریبا» را انتخاب کرد.دختری از یک خانواده
بازاری که خودش می‌گفت اهل زندگی است و مادرش هم از خانه‌داری و نجابت او به وجد آمد.خوب به یادش
مانده بود که هفته اول مهر ماه بعد از مراسم عقد، همسر آینده‌اش موضوع «به نام کردن» سند آپارتمان اهدایی
پدر پارسا را پیش کشید و تأکید کرد در قاموس خانوادگی آنها همه چیز باید به نام زن باشد تا
خوب به زندگی مشترک دل ببندد.پارسا فکر کرد چه اشکالی دارد در زندگی مشترک خانه را به نام همسرش کند
و برای همین دنبال کارهای ثبتی رفت.اما یک ماه بعد فریبا درخواست کرد که باید حساب بانکی هم به نام
او عوض شود و ماشین زیر پایشان به نام او سند بخورد.پارسا وقتی اصرار و سماجت همسرش را دید دلخور
شد و رفت توی فکر.از نگاه پارسا معنی زندگی مشترک تقسیم مال و دارایی نبود.او به عشق‌های رمانتیک کتاب‌های داستان
باور داشت و دلش می‌خواست در آغاز زندگی از کنار هم بودن لذت ببرند و به فکر یک جشن خاطره
انگیز برای مراسم عروسی‌شان باشند.بنابراین تصمیم گرفت همه «به نام کردن‌ها» را به بعد از ماه عسل موکول کند، اما
اختلاف زن و شوهر از همان روز شروع شد.چند ماه بعد یعنی در اسفند ماه هم برگه احضاریه‌ای را دریافت
کرد که نشان می‌داد فریبا مهریه‌اش را به اجرا گذاشته است.برای پارسا مطالبه مهریه ۱۱۰ سکه‌ای همسری که حتی یک
روز با او زیر یک سقف زندگی نکرده تلخ بود، اما تلخ‌تر از آن مرگ همسر آینده‌اش بود که عید
همان سال اتفاق افتاد.فریبا در تعطیلات نوروز، درست وقتی که مقابل ویلای خانوادگی‌شان در شمال کشور شنا می‌کرد، غرق شد
و داغ جوانمرگی را به دل همه گذاشت، حتی برای پارسا که دل خوشی از او نداشت و مدتی بود
با هم قهر بودند.خانواده فریبا حتی اجازه ندادند پارسا در مراسم خاکسپاری حاضر شود و تاج گل ارسالی‌اش را به
او بازگرداندند…
پارسا در حالی که پشت اتاق دادگاه خانواده شعبه ۲۷۶ نشسته بود، داشت نم اشک چشمانش را با انگشت می‌گرفت
و در میان شخصیت‌های صدها رمانی که خوانده بود، آدمی شبیه خودش را جست‌و‌جو می‌کرد.باز و بسته شدن در اتاق
او را از کتاب زندگی مشترکش جدا کرد.تلاش کرد حرف‌هایی که باید به قاضی بزند و پرونده قضایی‌اش را مرور
کند.پارسا از روزهای بعد از مراسم چهلم فریبا تا حالا که نیمه آبان ماه بود، درگیر شکایت‌های مختلف بود.پدرزنش در
یک دادگاه بابت هزینه کفن و دفن شکایتی مطرح کرده بود و در این دادگاه هم به دنبال دریافت سهم
ماترک مهریه دخترش بود.پارسا از وکیلش شنیده بود که قانون Law اجازه دریافت بخشی از مهریه را به
پدر و مادر متوفی می‌دهد و از طرف دیگر هزینه تدفین هم بر عهده همسر است.اما وقتی با هزینه ۱۲۰
میلیون تومانی مراسم خاکسپاری مواجه شد، اعتراض کرد که در نهایت با پرداخت ۲۵ میلیون تومان غائله ختم شد.اما در
خصوص پرداخت ماترک مهریه محکوم شده بود و تنها دارایی‌اش یعنی همان آپارتمان در توقیف بود.با پایان یافتن جلسات
چند زوج در شعبه ۲۷۶ مجتمع قضایی ونک، منشی دادگاه مرد جوان را صدا زد و پارسا در مقابل قاضی
«غلامرضا احمدی» نشست.از قاضی خواست در مورد توقیف آپارتمان تجدید نظر کند و گفت: «ببخشید این سؤال را مطرح می‌کنم؛
مگر یک خانه و ماشین جزو مستثنیات دِین شوهر قرار نمی‌گیرد؟» اما قاضی در مورد شئونات زوج و زوجه مطالبی
بیان کرد و توضیح داد: «یک خانه معمولی جزو مستثنیات است و از آنجا که نیمی از مهریه ۱۱۰ سکه‌ای
رقمی بسیار کمتر از بهای آپارتمان خواهد شد، بنابراین برای رفع توقیف خانه ات باید مبلغ مهریه را پرداخت کنی.»
سپس از مرد جوان خواست با مشورت وکیلش لایحه‌ای را به پرونده اضافه کند تا به موضوع رسیدگی شود.پارسا به
درختی می‌ماند که باد شکوفه‌هایش را روی زمین ریخته باشد.از اتاق دادگاه خارج شد و در همان حالی که از
قاضی خداحافظی می‌کرد، گفت: «تقدیر من هم این بوده دیگر…
».قاضی در همان لحظه زیر لب چیزی گفت.به نظر می‌رسید برای آمرزش روح متوفی و خوشبختی مرد جوان دعا کرد.

رکنا

2016-11-13 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد ! تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد !
نزاع های خیابانی به دلایل کودکانه و تنها از روی احساسات می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشند که در این چاقوکشی در مشهد شاهد آن بوده ایم.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
برای انتقام از همسرم ، زنان تهرانی را به دام می انداختم !
رسوایی جنسی برادر خواننده مشهور زن ؛ با دختر ۱۱ ساله ی همسرش !
اولین فیلم از هتل قرنطینه ای کرونا در تهران
شرط بخشش آرمان ، قاتل غزاله شکور اعلام شد
تجاوز پارسا به لیلا در پارتی شبانه و اخاذی با فیلم سیاه دختر دانشجو
فیلم گروگانگیری مسلحانه دختر جوان در استاد معین تهران
همسرم ، آزاده را با مرد غریبه در خانه ام دیدم ، سرش را بریدم
علت فرار پروانه از شوهر پورشه سوار ، در ماه عسل پاریس و ونیز چه گذشت ؟
افشای علت وحشتناک طلاق های صوری در مازندران لو رفت !
ماجرای تلخ فروش خواهر کوچکتر به ۷ مرد هوسباز
دعوای همسر اول و دوم یک مرد در دادگاه ؛ راز پنهانی همسر دوم چه بود ؟
چرا مرد ، قاتلِ همسر دومش شد ؟ راز عجیب پزشکی قانونی !
تکه پاره شدن دختربچه گلفروش توسط سگ ولگرد در شهرری + عکس دلخراش
آخرین صحبتهای پدر غزاله شکور درباره حکم اعدام آرمان
سپیده دختر ته تغاری من ، عروس موقت مردها شد !
صدای ناله ی زن از صندوق عقب ماشین ، راز پنهانی مرد را برملا کرد
logo-samandehi