اعتراف پسر ناخلف !

تاریخ نشر :یکشنبه 19 آوریل 2015 مشاهده : 108
اعتراف پسر ناخلف ! حوادث روز
تعداد زیادی از مردم روستا اطراف صحنه جمع شده بودند.با نزدیک شدن به خودرو مشخص شد در عقب خودرو کمی باز است و مقداری لکه های خون روی آسفالت ریخته شده و لاستیک سمت چپ و چرخ جلو پنچر است. ابتدا از مسئول تشخیص هویت خواستم که از صحنه عکسبرداری و فیلمبرداری کند.وقتی در سمت […]

تعداد زیادی از مردم روستا اطراف صحنه جمع شده بودند.
با نزدیک شدن به خودرو مشخص شد در عقب خودرو کمی باز است و مقداری لکه های خون روی آسفالت
ریخته شده و لاستیک سمت چپ و چرخ جلو پنچر است.

ابتدا از مسئول تشخیص هویت خواستم که از صحنه عکسبرداری و فیلمبرداری کند.
وقتی در سمت راننده را باز کردم روی صندلی راننده مقدار زیادی خون وجود داشت و یک جفت دمپایی مردانه
روی پدال های خودرو افتاده و یک دستگاه گوشی تلفن همراه نیز زیر صندلی قرار داشت.
دو سنجاق آغشته به مواد مخدر روی صندلی سمت شاگرد وجود داشت.
روی صندلی عقب خودرو جسد مردی با قدی حدود ۱۷۵ سانتی متر که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده
بود قرار داشت.

در بازرسی دقیق از خودرو یک تراول ۵۰ هزار تومانی همراه مقداری مواد مخدر از نوع شیشه در زیر صندلی کشف شد. پس از استعلام خودرو مشخص شد مالک آن فردی به نام شعبان است که با دعوت از خانواده او هویت مقتول شناسایی شد. پزشک جنایی هم پس از معاینه جسد اعلام کرد، قتل شب گذشته رخ داده و با توجه به نحوه وارد شدن ضربات، مقتول غافلگیر شده است.

اول از همسر شعبان تحقیق کردم که در بازجویی ها مدعی شد شوهرش دیروز ساعت ۴ عصر برای تبدیل شلتوک
به کارخانه برنجکوبی در روستای هنده خاله رفته بود که ساعت ۱۰ شب به او زنگ زدم و از شعبان
خواستم با وجود بارش باران به دنبال پسرمان شاهین برود و او را از باشگاه به خانه بیاورد.

ساعت ۱۱ بود که پسرم به خانه آمد.
پس از صحبت با شاهین متوجه شدم همسرم به دنبال او نرفته است.

به تلفن همراهش زنگ زدم ولی پاسخگو نبود تا این که ساعت دو صبح تلفن شوهرم خاموش شد.
خیلی نگران شدم، روز بعد به کارخانه برنجکوبی رفتم که صاحبش گفت: شعبان حدود ساعت ۵ عصر به اینجا آمد
و چون برنجش آماده نبود از اینجا رفت.
سپس به خانه مراجعه کردم و در تماس با تمام اقوام و بستگان جویای او شدم ولی هیچ کس از
او خبر نداشت.

تا این که ساعت ۲ بعد از ظهر به من خبر دادند شوهرم به قتل رسیده است.
شوهرم فردی معتاد بود ولی در خانه با من و دو فرزندش خوب برخورد می کرد و با کسی اختلاف
نداشت.
حتی سابقه نداشت یک شب بیرون از خانه بماند.
نمی دانم چه کسی شوهرم را به قتل رسانده است.
از پلیس می خواهم قاتل شوهرم را پیدا کند.

سراغ پسر بیست و دو ساله مقتول رفتم. شاهین هم حرف های مادرش را تائید کرد اما در میان صحبت هایش در مورد ساعت حضور در باشگاه و تماس با پدرش دچار تناقض گویی شد. همسر مقتول وقتی متوجه تناقض گویی پسرش شد وسط حرف ما پرید و مدعی شد فرزندش بعد مرگ شعبان دچار اختلال حواس شده و هذیان می گوید.

با استعلام از سوابق کیفری مقتول مشخص شد او به خاطر زنای محصنه چند سال در زندان بوده است.
با مشخص شدن این موضوع از افرادی که او را می شناختند تحقیق کردیم که آنها مدعی شدند مقتول دارای
اعتیاد شدیدی بود.
نظریه پزشکی قانونی نیز علت مرگ را ضربات شدید چاقو و خونریزی شدید اعلام کرد.

در ادامه پرینت تماس های مقتول و پیامک هایش را از مخابرات گرفتیم و همزمان تحقیقات از مظنونان را آغاز
کردیم، اما هیچ سرنخی به دست نیامد.
با توجه به تناقض گویی های پسر مقتول، تحقیقات را روی او متمرکز کردیم.
تحقیقات نشان می داد، او فردی خوشگذران است و اغلب با دوستانش در حال گردش است.

او را دوباره به اداره آگاهی احضار کرده و به تحقیق درباره روز حادثه پرداختم.
از حرف های او متوجه شدم که دروغ می گوید و سعی دارد واقعیتی را مخفی کند.
شاهین مدعی بود، روز حادثه همراه یکی از دوستانش به نام وحید بوده است.

سراغ وحید رفته و به تحقیق از او پرداختم. پسر جوان در ابتدا گفته های شاهین را تائید کرد اما در ادامه اعتراف کرد روز حادثه در شهرستان رشت بوده و به اصرار شاهین شهادت دروغ را مطرح کرده است.

شاهین وقتی این دروغ خود را فاش شده دید، مدعی شد قاتل نبوده اما قاتلان را می شناسد.
او چند نفر را به عنوان قاتل معرفی کرد که با تحقیق از آنها مشخص شد، پسر بیست و دو
ساله دوباره دروغ گفته است.

پسر جوان پس از سه روز مقاومت سرانجام لب به اعتراف گشود و راز قتل پدرش را فاش کرد: پدرم
فردی معتاد و خوشگذران بود و همیشه مادرم را اذیت می کرد.
کارهای پدرم باعث آبروریزی ما شده بود، به همین خاطر تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم.
موضوع را به یکی از دوستانم به نام سعید گفتم.
او ابتدا قبول نکرد اما سپس شرط گذاشت، بعد از قتل پدرم باید پدر و مادر دختر مورد علاقه او
را هم به قتل برسانیم.
آنها با ازدواج سعید و دخترش مخالفت کرده بودند و او هم می خواست انتقام بگیرد.
به خاطر این که به کمکش نیاز داشتم، شرطش را قبول کردم.
شب حادثه به باشگاه رفتم و از پدرم خواستم به دنبالم بیاید.
همراه سعید سوار ماشین شدیم.
زمانی که پدرم خودرو را روشن کرد، سعید از پشت سر، گردن و دهان پدرم را گرفت و من هم
با چاقو ضرباتی به سینه او زدم.
بعد از قتل برای گمراه کردن پلیس جسد او را از صندلی جلو به صندلی عقب کشاندیم و گوشی تلفن
را زیر صندلی راننده انداختیم.
پس از رسیدن به تولم شهر خودرو را رها کرده و مقداری مواد مخدر را در کنار صندلی گذاشتیم.
قصد داشتیم طوری نشان دهیم که پدرم پس از مصرف موادمخدر به قتل رسیده است.

پس از اعترافات متهم، همدست او هم دستگیر شد .
پسر جوان، انگیزه اصلی خود را از قتل هیچ گاه نگفت اما این پرسش در ذهن من باقی ماند یک
پسر چگونه می تواند به این راحتی پدر خود را به قتل برساند و اگر متهمان دستگیر نمی شدند، با
دو جنایت دیگر رو به رو می شدیم.

بر اساس خاطره ای از سرهنگ دوم جمشید اکبری

تپش (ضمیمه چهارشنبه روزنامه جام جم)

2015-04-19 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد ! تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد !
نزاع های خیابانی به دلایل کودکانه و تنها از روی احساسات می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشند که در این چاقوکشی در مشهد شاهد آن بوده ایم.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
برای انتقام از همسرم ، زنان تهرانی را به دام می انداختم !
رسوایی جنسی برادر خواننده مشهور زن ؛ با دختر ۱۱ ساله ی همسرش !
اولین فیلم از هتل قرنطینه ای کرونا در تهران
شرط بخشش آرمان ، قاتل غزاله شکور اعلام شد
تجاوز پارسا به لیلا در پارتی شبانه و اخاذی با فیلم سیاه دختر دانشجو
فیلم گروگانگیری مسلحانه دختر جوان در استاد معین تهران
همسرم ، آزاده را با مرد غریبه در خانه ام دیدم ، سرش را بریدم
علت فرار پروانه از شوهر پورشه سوار ، در ماه عسل پاریس و ونیز چه گذشت ؟
افشای علت وحشتناک طلاق های صوری در مازندران لو رفت !
ماجرای تلخ فروش خواهر کوچکتر به ۷ مرد هوسباز
دعوای همسر اول و دوم یک مرد در دادگاه ؛ راز پنهانی همسر دوم چه بود ؟
چرا مرد ، قاتلِ همسر دومش شد ؟ راز عجیب پزشکی قانونی !
تکه پاره شدن دختربچه گلفروش توسط سگ ولگرد در شهرری + عکس دلخراش
آخرین صحبتهای پدر غزاله شکور درباره حکم اعدام آرمان
سپیده دختر ته تغاری من ، عروس موقت مردها شد !
صدای ناله ی زن از صندوق عقب ماشین ، راز پنهانی مرد را برملا کرد
logo-samandehi