برقراری رابطه پنهانی با پریسا دوست همسرم وتحمل ضربه جبران ناپذیر

تاریخ نشر :پنج‌شنبه 22 سپتامبر 2011 مشاهده : 229
برقراری رابطه پنهانی با پریسا دوست همسرم وتحمل ضربه جبران ناپذیر حوادث روز
پس از گذشت یک سال همسرم باردار شد و پریسا احساس مسئولیت بیشتری نسبت به او می کرد.متاسفانه با توجه به این که لیلا دچار افسردگی دوران بارداری شده بود من و پریسا بیشتر به هم نزدیک شدیم و همین ارتباط غیرمعقول و بیش از حد باعث شد تا به همدیگر دلبسته شویم.خراسان: دوست قدیمی […]
برقراری رابطه پنهانی با پریسا دوست همسرم وتحمل ضربه جبران ناپذیرپس از گذشت یک سال همسرم باردار شد و پریسا احساس مسئولیت بیشتری نسبت به او می کرد.متاسفانه با توجه
به این که لیلا دچار افسردگی دوران بارداری شده بود من و پریسا بیشتر به هم نزدیک شدیم و همین
ارتباط غیرمعقول و بیش از حد باعث شد تا به همدیگر دلبسته شویم.خراسان: دوست قدیمی همسرم با ما خیلی خودمانی
شده بود و همیشه می گفت: من و لیلا مثل ۲ خواهر هستیم و طاقت دوری همدیگر را نداریم.پریسا آن
قدر به خانه ما رفت و آمد داشت که همسایه ها نیز فکر می کردند او واقعا خواهر لیلا است.متاسفانه
این رفت وآمدهای بیش از حد باعث شد تا همسرم دوستش را سنگ صبور خود قرار بدهد و با اعتماد
به او سیر تا پیاز زندگی مان را برایش تعریف کند.دوست همسرم با من نیز رودربایستی نداشت و انتظارات و
خواسته های لیلا را با نیش و کنایه گوشزد می کرد و حتی تاکید می کرد که باید قدر لیلا
را بیشتر بدانم.مرد جوان در دایره اجتماعی کلانتری ۴۲ مشهد افزود: پس از گذشت یک سال همسرم باردار شد و
پریسا احساس مسئولیت بیشتری نسبت به او می کرد.متاسفانه با توجه به این که لیلا دچار افسردگی دوران بارداری شده
بود من و پریسا بیشتر به هم نزدیک شدیم و همین ارتباط غیرمعقول و بیش از حد باعث شد تا
به همدیگر دلبسته شویم.با شرمندگی باید بگویم که رابطه مخفیانه ای بین من و پریسا برقرار شد و همسرم یک
سال پس از تولد فرزندمان فهمید چه اتفاقی افتاده است.او که انتظار چنین خیانتی را از من و دوست قدیمی
اش نداشت بچه را برداشت و به حالت قهر به خانه پدرش که در یکی از شهرهای نزدیک به مشهد
است رفت.لیلا خیلی قاطعانه مرا ترک کرد و مسئولیت بچه ام را نیز برعهده گرفت.من هم با سوء استفاده از
این موقعیت پریسا را به عقد خودم درآوردم و در شرایطی زندگی جدیدی را آغاز کردم که از سوی خانواده
ام نیز طرد شدم.اما من و پریسا فقط چند ماه با هم زندگی کردیم چون آه لیلا و مادر پیرش
که با هزار بدبختی دختر خود را راهی خانه بخت کرده بود دامن هر دوی ما را گرفت.ماجرا از این
قرار است که در حادثه رانندگی پریسا فوت کرد و من نیز معلول شدم.به خانه مادرم رفتم و چند ماه
خانه نشین شدم.در این مدت توسط پسر همسایه مان که از دوستان قدیمی ام است به مواد مخدر نیز معتاد
شدم، روزهای سختی را سپری کردم و چون تحمل نگاه تحقیرآمیز خانواده ام را نداشتم به سراغ لیلا وبچه ام
رفتم.فرزندم بزرگ شده بود و مرا نمی شناخت.فکر نمی کردم لیلا مرا به خانه راه بدهد و به صورتم نگاه
کند اما او به رویم نیاورد که چه ظلمی در حقش کرده ام و حتی گفت برای خودش خیاط ماهری
شده است و درآمد خوبی دارد.او کمکم کرد تا با امید به زندگی و تحت نظر پزشک اعتیادم را ترک
کنم و ما به زندگی خود برگشته ایم.اما من دچار افسردگی و عذاب وجدان شده ام و امروز آمد ه
ام تا مشاوره بگیرم.
2011-09-22 / گردآوری:
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد ! تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد !
نزاع های خیابانی به دلایل کودکانه و تنها از روی احساسات می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشند که در این چاقوکشی در مشهد شاهد آن بوده ایم.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
برای انتقام از همسرم ، زنان تهرانی را به دام می انداختم !
رسوایی جنسی برادر خواننده مشهور زن ؛ با دختر ۱۱ ساله ی همسرش !
اولین فیلم از هتل قرنطینه ای کرونا در تهران
شرط بخشش آرمان ، قاتل غزاله شکور اعلام شد
تجاوز پارسا به لیلا در پارتی شبانه و اخاذی با فیلم سیاه دختر دانشجو
فیلم گروگانگیری مسلحانه دختر جوان در استاد معین تهران
همسرم ، آزاده را با مرد غریبه در خانه ام دیدم ، سرش را بریدم
علت فرار پروانه از شوهر پورشه سوار ، در ماه عسل پاریس و ونیز چه گذشت ؟
افشای علت وحشتناک طلاق های صوری در مازندران لو رفت !
ماجرای تلخ فروش خواهر کوچکتر به ۷ مرد هوسباز
دعوای همسر اول و دوم یک مرد در دادگاه ؛ راز پنهانی همسر دوم چه بود ؟
چرا مرد ، قاتلِ همسر دومش شد ؟ راز عجیب پزشکی قانونی !
تکه پاره شدن دختربچه گلفروش توسط سگ ولگرد در شهرری + عکس دلخراش
آخرین صحبتهای پدر غزاله شکور درباره حکم اعدام آرمان
سپیده دختر ته تغاری من ، عروس موقت مردها شد !
صدای ناله ی زن از صندوق عقب ماشین ، راز پنهانی مرد را برملا کرد
logo-samandehi