به محل کار راحله رفتم / یکی از کارمندان چیزی به من گفت که دنیا به دور سرم چرخید

تاریخ نشر :چهارشنبه 23 نوامبر 2016 اشتراک:
به محل کار راحله رفتم / یکی از کارمندان چیزی به من گفت که دنیا به دور سرم چرخید حوادث روز
طلاق برای وام گرفتن در محل کار گرفتاری هایم ادامه داشت تا این که همسرم راحله گفت پدرش شخصی را می شناسد که به زن های بیوه وام می دهد.او گفت ما می توانیم بدون آن که کسی متوجه شود به صورت صوری از یکدیگر طلاق بگیریم.آن وقت سراغ این شخص می روم و از […]

طلاق برای وام گرفتن در محل کار

گرفتاری هایم ادامه داشت تا این که همسرم راحله گفت پدرش شخصی را می شناسد که به زن های بیوه
وام می دهد.او گفت ما می توانیم بدون آن که کسی متوجه شود به صورت صوری از یکدیگر طلاق
بگیریم.آن وقت سراغ این شخص می روم و از او وام می گیرم(dot) این فرصت بسیار خوبی است فقط نباید
کسی از این ماجرا بویی ببرد.نمی دانم چرا اما بدون حتی یک لحظه فکر کردن پیشنهاد راحله را قبول کردم
و چند روز بعد بی سروصدا از یکدیگر جدا شدیم(dot) راحله بعد از آن سراغ مرد رفت.تا آن مرحله
من از همه چیز باخبر بودم اما از طلاق به بعد راحله کمتر با من صحبت می کرد.هر روز
وقتی از خانه خارج می شدم او هم بیرون می رفت و وقتی که برمی گشتم هنوز به خانه نیامده
بود(dot) او می گفت آن مرد به او گفته باید مدتی برای گرفتن وام صبر کند.این ماجرا یک ماه ادامه
داشت تا این که من برخلاف همیشه به رفتارهای راحله مشکوک شدم.او دیگر مثل سابق به وضع خانه حساس نبود
و به ندرت نسبت به من ابراز علاقه می کرد.من نگران بودم و نمی دانستم باید چه کار کنم.یک روز
وقتی راحله از خانه خارج شد تا سراغ مرد موردنظر برود من هم بدون آن که او متوجه شود تعقیبش
کردم(dot) وارد محل کار آن مرد شدم اما خبری از همسرم نبود.چند لحظه بعد صدای راحله را از قسمت عقب
دفتر شنیدم.نمی دانستم او آنجا چه می کند.سردرگمی عذابم می داد تا این که راحله بدون آن که از حضور
من اطلاع داشته باشد به بخش جلوی دفتر آمد و ناخواسته با من روبه رو شد او گفت: این مرد
به او وعده داده تا ماه آینده وام را پرداخت کند(dot) نمی دانم چرا لحن صدایش مثل سابق به دلم
نمی نشست.چیزی را حس کرده بودم که از به زبان آوردنش هم می ترسیدم.فردای آن روز وقتی دوباره به آنجا
رفتم و از یکی از کارمندان مرد درباره راحله پرسیدم گفت او همسر صاحب کارش است.آن لحظه دنیا به دور
سرم می چرخید.باور حرف های آن مرد برایم سخت بود اما حرف هایش درست به نظر می رسید.درحالی که از
خدا مرگ می خواستم و غرورم را لگدمال شده می دیدم، سرم را پایین انداختم و از آنجا بیرون آمدم.

جام نیـوز

گردآوری:
اخبار مرتبط:
پیشنهادات وِیژه
فیلم پرشین وی
گفتگو با زن ۳۶ ساله جوان که دزد دختربچه های تهرانی بود گفتگو با زن ۳۶ ساله جوان که دزد دختربچه های تهرانی بود

در این ویدئو صحبت های دزد دختربچه های تهرانی را مشاهده می کنید که یک زن جوان بود و از خانواده های آنها اخاذی می کرد

سرنوشت تلخ دختر جوان که پس از عمل زیبایی آتش زده شد+جزئیات جدید
حکم قصاص برای نامادری قاتل که پسر شوهرش را کشت
آزار و اذیت سه مرد شرور به زن جوان پس از ربودن از مقابل چشمان همسر و فرزندش
حکم اعدام برای قاتل خانه وحشت که سه دختر جوان را در خانه‌ حبس کرده بود
گفتگو با فریبکار خوشتیپی که طعمه های خود را در سایت دیوار شکار می کرد
رمال شیطان صفت که با وعده پیچیدن نسخه دختر جوان را به تله انداخته
قتل وحشتناک آرین پسر پولدار با شلیک به سرش در باغ شهریار
عکس مرد غریبه در جیب مانتوی زن جوان او را به کشتن داد
قتل خواهر زاده به دست دایی سابقه دار در ایام مرخصی از زندان
جزئیات ماجرای مرموز کشف جسد رها شده در محله “فلاح”
اعترافات هولناک مرد ۳۰ ساله , همسرم خیانت کرد او را ۸ تکه کردم و به بیابان بردم
مشروح فیلم دوربین‌های مدار بسته؛ از لحظه ورود مهسا امینی تا ایست قلبی و عملیات احیا
لحظه خفت گیری و دستگیری زورگیران شمال تهران که خانم دکتری را بیهوش کردند + ویدیو
به خاطر علاقه‌ام به سحر وقتی جواب منفی شنیدم او را با چاقو زدم
دختر ۱۷ ساله مشهدی : عروس را کشتم چون عاشق شوهرش شدم
محاکمه نامادری تهرانی به اتهام قتل پسر شوهرش
ماجرای هولناک پدری که با قرص برنج دختر ۱۴ ساله اش رو کشت
لحظه وحشتناک خارج کردن یک مار از گوش یک دختر جوان + ویدیو
دختر اهوازی به دلیل آزار و اذیت شیطانی فوت شد