تناقض گویی های جوانی که برای حمایت از خواهرزاده اش ،دست به قتل زده است

تاریخ نشر :چهارشنبه 21 دسامبر 2016 مشاهده : 92
تناقض گویی های جوانی که برای حمایت از خواهرزاده اش ،دست به قتل زده است حوادث روز
قتل توسط خواهرزاده با حضور مأموران در پارک در تقاطع بزرگراه حکیم و خیابان شیخ بهایی، آنها با جسد پسری ٢٨ساله که با اصابت ضربه چاقو به قلبش به قتل رسیده بود، روبه‌رو شدند.با اعلام موضوع به تیم جنایی و حضور آنها در صحنه جنایت، تحقیقات از دوستان مقتول آغاز شد(dot) پسر ١٩ساله در بازجویی‌ها […]

قتل توسط خواهرزاده

با حضور مأموران در پارک در تقاطع بزرگراه حکیم و خیابان شیخ بهایی، آنها با جسد پسری ٢٨ساله که با
اصابت ضربه چاقو به قلبش به قتل رسیده بود، روبه‌رو شدند.با اعلام موضوع به تیم جنایی و حضور آنها
در صحنه جنایت، تحقیقات از دوستان مقتول آغاز شد(dot) پسر ١٩ساله در بازجویی‌ها گفت: همراه مقتول و یکی دیگر از
دوستانم با خودرو مشغول تفریح بودیم که یوسف از ما خواست برای رفتن به دستشویی مقابل پارک توقف کنیم.دقایقی بعد
از توقف متوجه سروصدا شدیم.وقتی به پارک رفتیم، در آلاچیق با جسد غرق در خون دوستم روبه‌رو شدیم.با بازداشت دو
دوست مقتول و انتقال جسد به پزشکی‌قانونی، تحقیقات برای شناسایی عامل جنایت آغاز شد.درحالی‌که یک ساعت از وقوع قتل می‌گذشت،
پسری ٢۶ ساله با مراجعه به کلانتری یوسف‌آباد، خود را عامل

قتل

در پارک معرفی و خود را تسلیم پلیس
کرد.

با انتقال متهم به دادسرای امور جنایی، او با قبول اتهام قتل یوسف، در تشریح جنایت گفت: اهل یکی از
استان‌های مرکزی کشور هستم و سه روز قبل برای ترمیم دندان‌هایم به خانه خواهرم در تهران آمدم.پسر خواهرم همراه دوستانش
مرا به پارک برد.در آلاچیق پارک مشغول تفریح بودیم که پسری ناشناس وارد آنجا شد و ضربه‌ای به پسر خواهرم
زد.او حالت طبیعی نداشت، به‌همین‌دلیل با او درگیر شدم و در یک لحظه با چاقویی که همراهم بود، ضربه‌ای به
قلب پسر ناشناس زدم و به خانه خواهرم رفتیم.هنوز یک ساعت از ارتکاب جنایت نگذشته بود که عذاب وجدان سراغم
آمد و تصمیم گرفتم خود را به پلیس معرفی کنم.من برای دفاع از پسر خواهرم با پسر ناشناس درگیر شدم
و قصد کشتن او را نداشتم.با اعترافات عامل جنایت، او برای انجام تحقیقات بیشتر از سوی بازپرس جنایی بازداشت شد.با
توجه به اعترافات متهم و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه ١٠ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده‌ شد.روز گذشته
جلسه رسیدگی به این پرونده برگزار شد.

در ابتدای جلسه رسیدگی، نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و خواستار صدور حکم قانونی شد.سپس اولیای‌دم در جایگاه حاضر شدند
آنها هم درخواست قصاص خود را مطرح و اعلام کردند حاضر به مصالحه و گذشت نیستند.سپس نوبت به متهم رسید.او
گفت: من قبول دارم که مقتول با چاقویی که من به او زدم کشته شده، اما قصدی برای این‌کار نداشتم.من
در جنوب کشور زندگی می‌کنم و اهل تهران نیستم و برای درمان دندان‌هایم به تهران آمدم و در خانه خواهرم
ساکن شدم.شب حادثه با خواهرزاده‌هایم بیرون رفته‌ بودیم.در پارک در یک آلاچیق نشسته‌ بودیم که سه جوان به سمت ما
آمدند و گفتند این آلاچیق را خالی کنید، ما می‌خواهیم بنشینیم.آنها به خواهرزاده من حمله کردند و می‌خواستند او را
بزنند و من هم در حمایت از خواهرزاده‌ام وارد دعوا شدم.چاقویی همراهم بود، آن را بیرون آوردم که مقتول را
بترسانم و عقب برود.در این لحظه خواهرزاده‌ام جلو من آمد و برای اینکه چاقو به او برخورد نکند، نوک آن
را کنار کشیدم.در همین حین مقتول به سمت من حمله کرد که باعث شد چاقو به او برخورد کند(dot) متهم
در پاسخ به این سؤال که چرا با خودش چاقو حمل می‌کرده ‌است، گفت: من در شهر خودمان کوه‌نوردی می‌کردم
و در یکی از روزهایی که به کوه رفته ‌بودم، این چاقو را پیدا کردم از آن خوشم آمد و
آن را برداشتم تا اینکه تصمیم گرفتم برای درمان به تهران بیایم.از آنجایی که در یک برنامه تلویزیونی دیده‌ بودم
که در تهران خیلی زورگیری می‌شود، به‌همین‌خاطر هم با خودم چاقو را آوردم.قصدم این نبود که با مقتول و دوستانش
درگیر شوم.آنها مست بودند و حالت عادی نداشتند و درگیری هم به‌همین‌خاطر طولانی شد.ضمن اینکه او سنگ برداشته ‌بود و
می‌خواست من را بزند، من هم به‌همین‌خاطر او را با چاقو زدم.اگر او حمله نمی‌کرد، من هم کاری به کارش
نداشتم(dot) در این هنگام رئیس دادگاه به متهم گفت: اگر تو می‌دانستی که مقتول مست است و حالت عادی ندارد،
چرا به دعوای با او ادامه دادی، می‌توانستی بروی و اصلا با او بحث نکنی.متهم گفت: من در کلانتری متوجه
شدم که او مست بوده ‌است و قبل از آن نمی‌دانستم.سپس رئیس دادگاه به تناقض‌گویی‌های متهم در جلسه بازجویی و
دادگاه اشاره کرد و از او خواست درباره آنها توضیح دهد.متهم گفت: بعضی چیزها را در مرحله دادسرا به یاد
نداشتم و بعدا که خواهرزاده‌ام را دیدم، برایم تعریف کرد و من تازه یادم آمد چه اتفاقی افتاده‌ است.خواهرزاده‌ام به
من گفت که مقتول سنگ برداشته ‌بود و قصد زدنت را داشت و من تازه یادم آمد، به‌همین‌خاطر چاقو را
به سمت او پرت کردم، من دچار تناقض‌گویی نشدم.

خبرآنلاین

2016-12-21 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
ماجرای خواهر و برادر کرجی که بعد از خروج از خانه ناپدید شدند ماجرای خواهر و برادر کرجی که بعد از خروج از خانه ناپدید شدند
در این مطلب درباره ناپدید شدن دو خواهر و برادر کرجی صحبت می کنیم
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
راز نامه رزیتا ۱۵ ساله بعد از خودکشی در اتاق خوابش فاش شد
ماجرای پر کردن بطری‌های شیر با آب از یک برند معروف در تهران
شگرد عجیب مرد شیاد برای اغفال زنان راننده
شکنجه و ضرب و جرح دختر جوان برای گرفتن جواب مثبت خواستگاری
تجاوز به الناز دختر ۱۴‌ ساله و اعتراضات جوانی که به اعدام محکوم شد
قتل داماد توسط برادرزنش با شلیک اسلحه شکاری در کرمانشاه
قتل وحشتناک در اهواز به دلیل اختلاف خانوادگی ۹ نفر را به کام مرگ فرستاد
نازنین زهرا در سفر جا ماند و خانواده اش تا تبریز متوجه نشدن
ویدیویی از واژگونی اتومبیل و غرق شدن زن باردار، شوهر و بچه اش در نهر آب
آزادی شش مدلینگ زن و مرد بازداشت شده, یک بازیگر زن هم بود+ اسامی
حکم قصاص حمید صفت خواننده رپ صادر شد
جوان تهرانی که با همدستی دوستش پدر و مادرش را به قتل رساند
پدر قاتل ۲۸ ساله دختر یک و نیم ساله اش را به قتل رساند
غش کردن داور جوان در جریان مسابقه بسکتبال
ماجرای تعرض به دو دختربچه ۷ و ۸ ساله در گنبد کاووس چه بود؟
لحظه قاپیدن تلفن‌ همراه توسط سارقان موتورسوار تهرانی
logo-samandehi