حمله خونین نوعروس به داماد در ماه عسل

تاریخ نشر :چهارشنبه 27 آوریل 2016 مشاهده : 74
حمله خونین نوعروس به داماد در ماه عسل حوادث روز
 حمله نوعروس به داماد زوج جوان برای آغاز زندگی مشترک خود به مشهد آمده بودند.آنها در یک هتل اقامت داشتند.مرد جوان در حال استراحت بود و چشم‌هایش گرم خواب شده بود که ناگهان تیزی چاقو پهلویش را شکافت.او هراسان و وحشت زده از خواب بیدار شد.باورش نمی‌شد چه می‌بیند.همسرش با چاقوی خون آلود بالای سرش […]

 حمله نوعروس به داماد

زوج جوان برای آغاز زندگی مشترک خود به مشهد آمده بودند.
آنها در یک هتل اقامت داشتند.
مرد جوان در حال استراحت بود و چشم‌هایش گرم خواب شده بود که ناگهان تیزی چاقو پهلویش را شکافت.او هراسان
و وحشت زده از خواب بیدار شد.
باورش نمی‌شد چه می‌بیند.
همسرش با چاقوی خون آلود بالای سرش ایستاده بود.
مرد جوان بلافاصله چاقو را از دست همسرش گرفت و در برابر این حرکت نوعروس ۱۸ ساله مقاومت نشان داد.رئیس
پلیس مشهد گفت: با گزارش موضوع به پلیس ۱۱۰ مأموران کلانتری ۱۲ بلافاصله وارد عمل شدند.سرهنگ محمد بوستانی افزود: تازه
داماد با آمبولانس اورژانس ۱۱۵ به بیمارستان انتقال یافت.وی گفت: بر اساس نظریه پزشکی قانونی مرد ۳۳ ساله از ناحیه
کبد و روده دچار جراحت شده است.رئیس پلیس مشهد اظهار داشت: نوعروس ۱۸ ساله با تشکیل پرونده برای سیر مراحل
قانونی به مراجع قضایی معرفی شد و تحقیقات برای روشن شدن علت و چرایی وقوع حادثه و نقاط ابهام این
انتقام جویی با توجه به ادعاهای زن جوان آغاز شد.سمیرا ۱۸ سال دارد.
او در تحقیقات اولیه پرونده اظهار داشت: ۱۶ ساله بودم که با مسعود آشنا شدم.
سن او دو برابر سن من بود.
به خواستگاری‌ام آمد.
با اصرار من خانواده‌ام رضایت دادند به عقد هم در بیاییم.چندماهی از دوران عقدمان گذشت.
به این نتیجه رسیدم که مال هم نیستیم.
هر بار که به شوهرم می‌گفتم علاقه ای به او ندارم می‌گفت به مرور زمان علاقه‌های ایجاد می‌شود.رفتارهای سرد و
بی روح مسعود نسبت به من آتش نفرت را روز به روز در وجودم شعله‌ورتر می‌کرد.نوعروس جوان آهی کشید و
افزود: دو سال و نیم از عقدمان گذشت.
مسعود پولی برای شروع زندگی‌مان جفت و جور کرد.
ولی همچنان نسبت به من سرد و بی‌تفاوت بود.
این طور برای تان بگویم که اصلاً مرا نمی‌دید و به خواسته‌ها و علایقم توجهی نداشت.ما برای ماه عسل به
مشهد آمدیم.
در هتل سر حرف‌های تکراری که چرا به من توجه نمی‌کنی و دوستت ندارم با من جرو بحث کرد.در حال
صحبت با او بودم که خودش را به خواب زد.
می‌خواست این طوری مرا آرام کند وبه من بفهماند که برای گفته‌هایم ارزشی قائل نیست.نمی‌دانم چرا ناگهان تصمیم عجیبی گرفتم.
خیلی آرام و آهسته به آشپزخانه سوئیت رفتم.
چاقو را برداشتم و پاورچین پاورچین برگشتم.بالای سرش ایستادم.
خوابیده بود.
چاقو را به پهلویش زدم(dot) با فریادی از جا پرید.
خون جلوی چشمانم را گرفته بود.
می‌خواستم دومین ‌ضربه را بزنم.
شوهرم از درد به خودش می‌پیچید.
بسختی بلند شد و مانع از این کارم شد.نمی‌دانم اگر دستم را نگرفته بود و دومین ضربه را هم می‌زدم
چه بلایی سرم می‌آمد.اصلاً باور نمی‌کنم من چنین کاری کرده باشم(dot) در کمتر از چند ثانیه، ملحفه سفیدی که شوهرم
روی سرش کشیده بود غرق در خون شد.سمیرا گفت: من اشتباه کردم و خیلی پشیمانم.
ای‌کاش راه‌حل مناسب و منطقی برای مشکلات مان پیدا می‌کردم.
با این کارم اوضاع خیلی خراب شد.

رکنا

2016-04-27 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد ! تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد !
نزاع های خیابانی به دلایل کودکانه و تنها از روی احساسات می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشند که در این چاقوکشی در مشهد شاهد آن بوده ایم.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
برای انتقام از همسرم ، زنان تهرانی را به دام می انداختم !
رسوایی جنسی برادر خواننده مشهور زن ؛ با دختر ۱۱ ساله ی همسرش !
اولین فیلم از هتل قرنطینه ای کرونا در تهران
شرط بخشش آرمان ، قاتل غزاله شکور اعلام شد
تجاوز پارسا به لیلا در پارتی شبانه و اخاذی با فیلم سیاه دختر دانشجو
فیلم گروگانگیری مسلحانه دختر جوان در استاد معین تهران
همسرم ، آزاده را با مرد غریبه در خانه ام دیدم ، سرش را بریدم
علت فرار پروانه از شوهر پورشه سوار ، در ماه عسل پاریس و ونیز چه گذشت ؟
افشای علت وحشتناک طلاق های صوری در مازندران لو رفت !
ماجرای تلخ فروش خواهر کوچکتر به ۷ مرد هوسباز
دعوای همسر اول و دوم یک مرد در دادگاه ؛ راز پنهانی همسر دوم چه بود ؟
چرا مرد ، قاتلِ همسر دومش شد ؟ راز عجیب پزشکی قانونی !
تکه پاره شدن دختربچه گلفروش توسط سگ ولگرد در شهرری + عکس دلخراش
آخرین صحبتهای پدر غزاله شکور درباره حکم اعدام آرمان
سپیده دختر ته تغاری من ، عروس موقت مردها شد !
صدای ناله ی زن از صندوق عقب ماشین ، راز پنهانی مرد را برملا کرد
logo-samandehi