داستان واقعه‌ای بدشانس‌ترین خانواده ایرانی را اینجا بخوانید

تاریخ نشر :چهارشنبه 17 جولای 2013 مشاهده : 49
داستان واقعه‌ای بدشانس‌ترین خانواده ایرانی را اینجا بخوانید حوادث روز
گاهی در زندگی روزمره خبرهایی می‌شنویم که باورش برایمان محال است، اما واقعیت دارد.این بار داستان واقعی بدشانس‌ترین خانواده ایرانی را می‌خوانید.به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران؛ تابستان است و بازار تفریح به نوعی داغ است به خصوص اینکه این روزهای تعطیلات قبل از ماه مبارک رمضان باشد که در این صورت برخی خانواده‌ها این […]
گاهی در زندگی روزمره خبرهایی می‌شنویم که باورش برایمان محال است، اما واقعیت دارد.
این بار داستان واقعی بدشانس‌ترین خانواده ایرانی را می‌خوانید.
به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران؛ تابستان است و بازار تفریح به نوعی داغ است به خصوص اینکه این روزهای
تعطیلات قبل از ماه مبارک رمضان باشد که در این صورت برخی خانواده‌ها این ایام را بهترین فرصت جهت بهره
از این اوقات می‌یابند.
اما گاهی این بهترین فرصت‌ها و روزهای شاد می‌تواند نه تنها شادی آفرین بلکه حادثه‌آفرین نیز شود.
این بار خبر از یک حادثه ی جانی نیست بلکه خبر از حادثه‌ای مالی است که نه در سرقت بلکه
در سهل‌انگاری و بی‌تدبیری یک خانواده ریشه دارد.
آقای حاج محمدی شهروند اسلامشهری از مسافرتی می‌گوید که چمدانش را در نهم تیر ماه بسته در حالی که قبض
برق را هنوز نپرداخته و به این امید که این قبض را پس از مسافرت و با قبض بعد پرداخت
کند به مسافرت می‌رود.
اما ماجرا از آنجائی آغاز می‌شود که این خانواده تمام جواهرات خود رابه ارزش ۲۴ میلیون تومان در داخل یک
مرغ و در فریزر از ترس سرقت مخفی می‌کند بی‌آنکه بدانند که این بی‌تدبیری چه چیزی را رقم خواهد زد.
وی می‌گوید یک روز پس از مسافرت یعنی در تاریخ ۱۰ تیرماه قبض بعدی به همراه اخطار برایمان صادر می‌شود
و علی‌رغم اطلاع همسایه‌ها به مأمورین اداره برق از مسافرت ، منزلمان با قطع برق مواجه شد.
حاج محمدی می‌گوید این قطعی در تاریخ ۱۶ تیرماه یعنی ۷ روز پس از مسافرت به دلیل تعفن ناشی از
فاسدشدگی مواد خوراکی در یخچال از سوی همسایگان به ما اطلاع داده شد که ناگزیر از یکی از بستگان درخواست
کردیم که تخلیه یخچال را انجام دهد.
وی ادامه داد: بدلیل قطعی برق و انجام فوری آن در تاریکی فرد اعزامی متوجه طلاهای موجود در مرغ نشده
و تمامی مواد موجود در یخچال به همراه این مرغ و طلاهای آن دور ریخته شد.
این شهروند اسلامشهری گفت: بدلیل ناراحتی ناشی از تعفن مواد غذایی ، موضوع طلا به کلی از ذهنمان محو و
مانع از اطلاع‌رسانی ما به فرد مربوطه شد.
وی در ادامه اظهار داشت: ۲ روز پیش که از مسافرت باز گشتیم هنوز بوی تعفن ادامه داشت که متوجه
مسئله مرغ و طلا شدیم که این امر موجبات ناراحتی فراوانی را در خانواده ما ایجاد کرد.
محمدی در پایان گفت: این موضوع را از اداره بازیافت شهرستان اسلامشهر پیگیری کردیم که این پیگیریها خبر از دفن
این مواد در اداره بازیافت کهریزک بود که مسئولین مربوطه دسترسی به این مورد را به نوعی غیر ممکن داشتند.
این شهروند اسلامشهری در پایان افزود: از اداره برق ناحیه اسلامشهر بدلیل اطلاع از موضوع عدم حضور ما علی رغم
اطلاع همسایگان و قطع برق گلایه‌مندیم چرا که اگر این قطع پس از مسافرت و در حضورمان صورت می‌گرفت هیچگاه
این حادثه رخ نمی داد.
بنابراین هر چند احتیاط شرط عقل است اما بهتر است اعمالمان نیز عاقلانه باشد.
2013-07-17 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد ! تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد !
نزاع های خیابانی به دلایل کودکانه و تنها از روی احساسات می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشند که در این چاقوکشی در مشهد شاهد آن بوده ایم.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
برای انتقام از همسرم ، زنان تهرانی را به دام می انداختم !
رسوایی جنسی برادر خواننده مشهور زن ؛ با دختر ۱۱ ساله ی همسرش !
اولین فیلم از هتل قرنطینه ای کرونا در تهران
شرط بخشش آرمان ، قاتل غزاله شکور اعلام شد
تجاوز پارسا به لیلا در پارتی شبانه و اخاذی با فیلم سیاه دختر دانشجو
فیلم گروگانگیری مسلحانه دختر جوان در استاد معین تهران
همسرم ، آزاده را با مرد غریبه در خانه ام دیدم ، سرش را بریدم
علت فرار پروانه از شوهر پورشه سوار ، در ماه عسل پاریس و ونیز چه گذشت ؟
افشای علت وحشتناک طلاق های صوری در مازندران لو رفت !
ماجرای تلخ فروش خواهر کوچکتر به ۷ مرد هوسباز
دعوای همسر اول و دوم یک مرد در دادگاه ؛ راز پنهانی همسر دوم چه بود ؟
چرا مرد ، قاتلِ همسر دومش شد ؟ راز عجیب پزشکی قانونی !
تکه پاره شدن دختربچه گلفروش توسط سگ ولگرد در شهرری + عکس دلخراش
آخرین صحبتهای پدر غزاله شکور درباره حکم اعدام آرمان
سپیده دختر ته تغاری من ، عروس موقت مردها شد !
صدای ناله ی زن از صندوق عقب ماشین ، راز پنهانی مرد را برملا کرد
logo-samandehi