دردسرهای ازدواج با دختردایی پول ‌دار

تاریخ نشر :چهارشنبه 20 جولای 2011 مشاهده : 82
دردسرهای ازدواج با دختردایی پول ‌دار حوادث روز
تنها ملاک من برای انتخاب همسر، پول و ثروت بود و روزی که فیروزه را به عقد خودم درآوردم نفس عمیقی کشیدم و با خودم گفتم روزهای سخت زندگی تمام شده است.اما با وجود پول و ثروتی که به دست آوردم از این ازدواج خیری ندیدم. خراسان: مرد جوان در حالی که بغض گلویش را […]

دردسرهای ازدواج با دختردایی پول‌دار

تنها ملاک من برای انتخاب همسر، پول و ثروت بود و روزی که فیروزه را به عقد خودم درآوردم نفس
عمیقی کشیدم و با خودم گفتم روزهای سخت زندگی تمام شده است.اما با وجود پول و ثروتی که به دست
آوردم از این ازدواج خیری ندیدم.

خراسان: مرد جوان در حالی که بغض گلویش را می فشرد به کارشناس اجتماعی کلانتری جهاد مشهد گفت: ۳ سال
قبل با فیروزه ازدواج کردم.او دختر دایی ام است و با حمایت های مالی خانواده اش کار و بار درست
و حسابی راه انداختیم.اما افسوس که از همان لحظه اول زندگی مان فیروزه ادعای بیش از حد داشت و هر
موقع می خواستم حرفی بزنم سرم داد می کشید و می گفت: یادت نرود که جوان یک لاقبایی بودی و
اگر پدر و مادرم زیر پر و بال تو را نمی گرفتند هنوز بدبخت و بیچاره بودی و….

متأسفانه همسرم در تمام کارهای خانه خودش را صاحب نظر می داند و در محیط کار نیز برخورد بسیار تحقیرآمیزی
با من دارد.حدود ۴ ماه قبل یک روز به سبب مشکل کوچکی که به وجود آمده بود در حضور چند
نفر شخصیتم را لگد مال کرد و چون جوابش را دادم مرا از محل کار بیرون انداخت و گفت دیگر
حق نداری به سر کار بیایی.

فیروزه آبروی مرا نزد اقوام و آشنایان به باد داده است و جلوی همه می گوید از سر دلسوزی تن
به این ازدواج داده است.همسرم معتقد است که اگر بچه دار شویم نخواهد توانست کارهایش را انجام بدهد و از
این مسئله نیز فراری است او با روحیه خشن خود عذابم می دهد و هزار و یک ایراد روی من
گذاشته، متأسفانه فیروزه نقش خود را به عنوان یک زن فراموش کرده است و یک بار که حرف از طلاق
به میان آوردم برادرانش آن چنان کتکم زدند که تا چند روز نای حرف زدن و راه رفتن نداشتم.

مرد جوان با چشمانی اشک بار ادامه داد: ۵ ساله بودم که پدرم فوت کرد و مادرم به هر بدبختی
که بود مرا با آبرومندی بزرگ کرد و به دانشگاه فرستاد.پس از آن که فوق دیپلم گرفتم به خاطر مادرم
از سربازی معاف شدم و سپس تصمیم گرفتم ازدواج کنم.

تنها ملاک من برای انتخاب همسر، پول و ثروت بود و روزی که فیروزه را به عقد خودم درآوردم نفس
عمیقی کشیدم و با خودم گفتم روزهای سخت زندگی تمام شده است.اما با وجود پول و ثروتی که به دست
آوردم از این ازدواج خیری ندیدم.

همسرم در تمام لحظات زندگی احساس برتری و خودخواهی دارد و مرا به چشم یک کارگر و غلام حلقه به
گوش می بیند.الان پشیمان هستم و می خواهم او را طلاق بدهم.کاش با یک دختر ساده و بی ریا ازدواج
کرده بودم و با دسترنج خودم زندگی ام را می ساختم و این قدر تحقیر نمی شدم.

همسرم دیشب در اتاق را به رویم قفل کرد و با عصبانیت گفت: چرا بدون اجازه او به خانه مادر
پیرم رفته ام.من که دیگر واقعا به آخر خط رسیده ام از پنجره خانه فرار کردم و شب را در
پارک خوابیدم.

2011-07-20 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد ! تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد !
نزاع های خیابانی به دلایل کودکانه و تنها از روی احساسات می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشند که در این چاقوکشی در مشهد شاهد آن بوده ایم.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
برای انتقام از همسرم ، زنان تهرانی را به دام می انداختم !
رسوایی جنسی برادر خواننده مشهور زن ؛ با دختر ۱۱ ساله ی همسرش !
اولین فیلم از هتل قرنطینه ای کرونا در تهران
شرط بخشش آرمان ، قاتل غزاله شکور اعلام شد
تجاوز پارسا به لیلا در پارتی شبانه و اخاذی با فیلم سیاه دختر دانشجو
فیلم گروگانگیری مسلحانه دختر جوان در استاد معین تهران
همسرم ، آزاده را با مرد غریبه در خانه ام دیدم ، سرش را بریدم
علت فرار پروانه از شوهر پورشه سوار ، در ماه عسل پاریس و ونیز چه گذشت ؟
افشای علت وحشتناک طلاق های صوری در مازندران لو رفت !
ماجرای تلخ فروش خواهر کوچکتر به ۷ مرد هوسباز
دعوای همسر اول و دوم یک مرد در دادگاه ؛ راز پنهانی همسر دوم چه بود ؟
چرا مرد ، قاتلِ همسر دومش شد ؟ راز عجیب پزشکی قانونی !
تکه پاره شدن دختربچه گلفروش توسط سگ ولگرد در شهرری + عکس دلخراش
آخرین صحبتهای پدر غزاله شکور درباره حکم اعدام آرمان
سپیده دختر ته تغاری من ، عروس موقت مردها شد !
صدای ناله ی زن از صندوق عقب ماشین ، راز پنهانی مرد را برملا کرد
logo-samandehi