در میهمانی شبانه باغ هلو مسعود به من ابراز علاقه کرد / بعد از شب شوم عروسی شوهرم دیگر سراغی از من نگرفت

تاریخ نشر :دوشنبه 14 نوامبر 2016 مشاهده : 146
در میهمانی شبانه باغ هلو مسعود به من ابراز علاقه کرد / بعد از شب شوم عروسی شوهرم دیگر سراغی از من نگرفت حوادث روز
تصادف در شب شوم عروسی زن جوان در حالی که اشک می ریخت، با بیان این جملات، به مددکار اجتماعی کلانتری امام رضا(ع) مشهد گفت: مدتی بود که نگاه های سنگین و مرموز پسرخاله ام را زیر نظر داشتم.این نگاه های پررمز و راز در دوران نوجوانی، به گفت وگوهایی هرچند کوتاه در میهمانی ها […]

تصادف در شب شوم عروسی

زن جوان در حالی که اشک می ریخت، با بیان این جملات، به مددکار اجتماعی کلانتری امام رضا(ع) مشهد گفت:
مدتی بود که نگاه های سنگین و مرموز پسرخاله ام را زیر نظر داشتم.این نگاه های پررمز و راز در
دوران نوجوانی، به گفت وگوهایی هرچند کوتاه در میهمانی ها کشید و باعث شد که ما به یکدیگر علاقه مند
شویم با دعوت به هر میهمانی به امید دیدن او، قشنگ ترین لباس هایم را می پوشیدم.در آنجا، من و
مسعود به دنبال موقعیتی بودیم تا بتوانیم چند کلمه ای با هم صحبت کنیم.روزها گذشت، تا این که با همه
بستگانم برای تفریح به یک باغ رفتیم.در حالی که اعضای خانواده و فامیل مشغول آماده کردن ناهار و بقیه کارها
بودند، من زیر درختان هلو قدم می زدم که ناگهان متوجه صدای مسعود شدم.آن روز پسرخاله ام ابتدا از هوای
پاک و زیبایی باغ سخن گفت و سپس با تعریف و تمجید از زیبایی ظاهری من، اجازه خواستگاری گرفت.من هم
با لبخندم به او پاسخ مثبت دادم و بدین ترتیب، خیلی سریع مقدمات خواستگاری فراهم شد و به عقد یکدیگر
درآمدیم.رویاهای با هم بودن به واقعیت پیوسته بود و در کنار او، خودم را خوشبخت ترین دختر دنیا احساس می
کردم.زمان به سرعت می گذشت و با یک چشم به هم زدن دوران عقد به پایان رسید.از این که قرار
بود در لباس عروسی پا به خانه مردی بگذارم که محبتش در قلبم لانه کرده بود، در پوست خودم نمی
گنجیدم و از این که مسعود را مرد آمال و آرزوهایم می دیدم، خیلی خوشحال بودم.روز جشن فرا رسید و
من با پوشیدن لباس عروسی در میان هلهله و شادمانی اطرافیان، سوار بر خودرویی شدم که قرار بود ما را
به خانه خوشبختی برساند اما در مسیر، با حرکات غیرمتعارف برخی رانندگان جوانی که حالت طبیعی نداشتند، تصادف دلخراشی
رخ داد و من دچار جراحت های سختی شدم.وقتی در بیمارستان چشمانم را گشودم و چهره ام را در آیینه
نگریستم، وحشت سراسر وجودم را فرا گرفت چراکه زیبایی صورتم را از دست داده بودم.شش بار مورد عمل جراحی پلاستیک
قرار گرفتم اما باز هم زیبایی ظاهری ام را به دست نیاوردم.از آن روز به بعد، چهره من برای مسعود
به کابوس وحشتناکی تبدیل شده بود که به قول خودش از دیدن این هیولای زشت می ترسید.مسعود دیگر سراغی از
من نمی گرفت و همچنان نسبت به من ابراز بی مهری می کرد و من از این موضوع زجر می
کشیدم تا این که بالاخره آن روی چهره اش را آشکار کرد و گفت حاضر به ادامه زندگی با من
نیست و باید از یکدیگر جدا شویم.

رکنا

2016-11-14 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد ! تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد !
نزاع های خیابانی به دلایل کودکانه و تنها از روی احساسات می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشند که در این چاقوکشی در مشهد شاهد آن بوده ایم.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
برای انتقام از همسرم ، زنان تهرانی را به دام می انداختم !
رسوایی جنسی برادر خواننده مشهور زن ؛ با دختر ۱۱ ساله ی همسرش !
اولین فیلم از هتل قرنطینه ای کرونا در تهران
شرط بخشش آرمان ، قاتل غزاله شکور اعلام شد
تجاوز پارسا به لیلا در پارتی شبانه و اخاذی با فیلم سیاه دختر دانشجو
فیلم گروگانگیری مسلحانه دختر جوان در استاد معین تهران
همسرم ، آزاده را با مرد غریبه در خانه ام دیدم ، سرش را بریدم
علت فرار پروانه از شوهر پورشه سوار ، در ماه عسل پاریس و ونیز چه گذشت ؟
افشای علت وحشتناک طلاق های صوری در مازندران لو رفت !
ماجرای تلخ فروش خواهر کوچکتر به ۷ مرد هوسباز
دعوای همسر اول و دوم یک مرد در دادگاه ؛ راز پنهانی همسر دوم چه بود ؟
چرا مرد ، قاتلِ همسر دومش شد ؟ راز عجیب پزشکی قانونی !
تکه پاره شدن دختربچه گلفروش توسط سگ ولگرد در شهرری + عکس دلخراش
آخرین صحبتهای پدر غزاله شکور درباره حکم اعدام آرمان
سپیده دختر ته تغاری من ، عروس موقت مردها شد !
صدای ناله ی زن از صندوق عقب ماشین ، راز پنهانی مرد را برملا کرد
logo-samandehi