زمانی که جمشید در خانه تنها بود من به آنجا می رفتم / من مجبور بودم هر روز نزد او بروم

تاریخ نشر :چهارشنبه 14 سپتامبر 2016 مشاهده : 104
زمانی که جمشید در خانه تنها بود من به آنجا می رفتم / من مجبور بودم هر روز نزد او بروم حوادث روز
بارداری دختر جوان بعد از ارتباط با جمشید همه خواهران و برادرانم ازدواج کرده بودند.من آخرین فرزند خانواده بودم و سال آخر دبیرستان را می گذراندم.پدر و مادر پیرم سعی می کردند آنچه را که دوست دارم برایم فراهم کنند.در واقع آنها هیچ کاری به کارم نداشتند و مرا آزاد گذاشته بودند(dot) آن روزها خودم […]

بارداری دختر جوان بعد از ارتباط با جمشید

همه خواهران و برادرانم ازدواج کرده بودند.من آخرین فرزند خانواده بودم و سال آخر دبیرستان را می گذراندم.پدر و مادر
پیرم سعی می کردند آنچه را که دوست دارم برایم فراهم کنند.در واقع آنها هیچ کاری به کارم نداشتند و
مرا آزاد گذاشته بودند(dot) آن روزها خودم را برای کنکور آماده می کردم که یک روز مردی به ظاهر آرام
و با شخصیت که سر راهم ایستاده بود توجهم را به خود جلب کرد.رفت و آمدهای آن مرد ۳۲ ساله
در مسیر مدرسه باعث آشنایی من و او شد(dot) آن مرد همواره مرا نصیحت و به ادامه تحصیل تشویق می
کرد حرف های او باعث می شد اعتماد من به او بیشتر شود.دیدارهای مخفیانه من و جمشید از دو سال
قبل ادامه داشت که با گذر زمان متوجه شدم به او علاقه مندم.شدت این علاقه به حدی بود که اگر
یک روز او را نمی دیدم آن روز مانند دیوانه ها کلافه می شدم(dot) ارتباط پنهانی من و جمشید به
جایی رسید که من در نبود همسر و فرزندش به خانه او می رفتم.یک روز که او مثل همیشه مرا
نصیحت می کرد گفت تو کمی چاق هستی و باید خودت را لاغر کنی تا مورد توجه دیگران قرار بگیری!
در این هنگام او مقداری پودر سفید رنگ به من داد تا با استعمال آن لاغر شوم من هم که
از چاق بودن خود ناراحت بودم پیشنهادش را پذیرفتم اما پس از مدتی به خودم آمدم که دیگر معتاد شده
بودم تازه فهمیدم که پودرهای سفید موادمخدر صنعتی (شیشه) بوده است که من وابستگی شدیدی به آن پیدا کرده بودم.این
موضوع موجب سوءاستفاده هرچه بیشتر جمشید شد و من مجبور بودم برای تامین موادمخدر هر روز نزد او بروم.
دختر ۲۱ ساله در حالی که در اتاق مددکار اجتماعی کلانتری سجاد مشهد اشک می ریخت ادامه داد، این ارتباط
حدود ۲ سال طول کشید تا این که سه ماه قبل متوجه شدم باردار شده ام آن روز دوست
داشتم زمین دهان باز کند و مرا درخود فرو ببرد(dot) نمی دانستم با این آبروریزی بزرگ چه کنم می ترسیدم
که دیگران از ارتباط مخفیانه و آشنایی خیابانی من و جمشید مطلع شوند به همین خاطر تصمیم احمقانه دیگری گرفتم
و از خانه فرار کردم.اما هنگامی که در جست وجوی مکانی برای زندگی بودم توسط ماموران دستگیر شدم یک عشق
دروغین و خیابانی مرا به گرداب فلاکت و نابودی کشاند و اگرچه جمشید هم دستگیر شد اما می خواهم بگویم
هیچ ثروتی بالاتر از پاکدامنی نیست.

جام نیوز

2016-09-14 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد ! تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد !
نزاع های خیابانی به دلایل کودکانه و تنها از روی احساسات می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشند که در این چاقوکشی در مشهد شاهد آن بوده ایم.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
برای انتقام از همسرم ، زنان تهرانی را به دام می انداختم !
رسوایی جنسی برادر خواننده مشهور زن ؛ با دختر ۱۱ ساله ی همسرش !
اولین فیلم از هتل قرنطینه ای کرونا در تهران
شرط بخشش آرمان ، قاتل غزاله شکور اعلام شد
تجاوز پارسا به لیلا در پارتی شبانه و اخاذی با فیلم سیاه دختر دانشجو
فیلم گروگانگیری مسلحانه دختر جوان در استاد معین تهران
همسرم ، آزاده را با مرد غریبه در خانه ام دیدم ، سرش را بریدم
علت فرار پروانه از شوهر پورشه سوار ، در ماه عسل پاریس و ونیز چه گذشت ؟
افشای علت وحشتناک طلاق های صوری در مازندران لو رفت !
ماجرای تلخ فروش خواهر کوچکتر به ۷ مرد هوسباز
دعوای همسر اول و دوم یک مرد در دادگاه ؛ راز پنهانی همسر دوم چه بود ؟
چرا مرد ، قاتلِ همسر دومش شد ؟ راز عجیب پزشکی قانونی !
تکه پاره شدن دختربچه گلفروش توسط سگ ولگرد در شهرری + عکس دلخراش
آخرین صحبتهای پدر غزاله شکور درباره حکم اعدام آرمان
سپیده دختر ته تغاری من ، عروس موقت مردها شد !
صدای ناله ی زن از صندوق عقب ماشین ، راز پنهانی مرد را برملا کرد
logo-samandehi