سرقت ناکام مرد ورشکسته از طلافروشی

تاریخ نشر :یکشنبه 24 مه 2015 مشاهده : 85
سرقت ناکام مرد ورشکسته از طلافروشی حوادث روز
ساعت ۱۱ و ۳۰ دقیقه دیروز، مأموران کلانتری ۱۶۱ ابوذر از سرقت مسلحانه یک طلافروشی در خیابان سجاد شمالی باخبر و در محل حاضر شدند. مأموران پلیس به سرعت مرد مسلح را در حالی که با مرد طلافروش درگیر بود، بازداشت کردند. اولین بررسی‌ها نشان داد که سارق مسلح در جریان درگیری با مرد طلافروش […]

ساعت ۱۱ و ۳۰ دقیقه دیروز، مأموران کلانتری ۱۶۱ ابوذر از سرقت مسلحانه یک طلافروشی در خیابان سجاد شمالی باخبر
و در محل حاضر شدند.

مأموران پلیس به سرعت مرد مسلح را در حالی که با مرد طلافروش درگیر بود، بازداشت کردند.

اولین بررسی‌ها نشان داد که سارق مسلح در جریان درگیری با مرد طلافروش دست به ماشه برده و گلوله‌ای هم
شلیک کرده اما به کسی اصابت نکرده است.

متهم وقتی مورد تحقیق قرار گرفت اقرار کرد که با نقشه قبلی دست به سرقت زده است.

حرف‌های صاحب جواهر فروشی

امید باباعلی، صاحب جواهر فروشی امید در شرح ماجرا به خبرنگار ما گفت: چندین سال است که در این محل
مغازه طلافروشی دارم و اولین بار بود که سارق به مغازه‌ام دستبرد زد.

وی ادامه داد: چندی قبل مردی شیک‌پوش وارد مغازه‌ام شد.
او بعد از بررسی طلاها سرویس گرانقیمتی را که ۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان ارزش داشت‌، پسندید و قرار
شد چند روز بعد همراه همسرش برای خرید به مغازه بیاید.

مرد طلافروش ادامه داد: ساعت ۱۱ و ۲۰ دقیقه امروز بار دیگر این مرد در حالی که عینک آفتابی به
چشم داشت و ساک سیاهی هم در دست داشت، وارد مغازه شد.
بعد از احوالپرسی از من خواست تا سرویس مورد نظرش را برای او بیاورم.
وقتی سرویس را برداشتم تا دوباره وزن کنم چند مشتری وارد مغازه شدند.
مرد سارق با دیدن مشتری‌ها به من گفت که ۶ میلیون و۵۰۰ هزار تومان در کارتش پول دارد و قرار
است که همسرش دو میلیون به حسابش واریز کند.
وی همان لحظه با تلفن همراهش با کسی شروع به حرف زدن کرد و خواست تا ۲ میلیون به حسابش
واریز کند.
پس از این به من گفت که در بیرون از مغازه منتظر می‌ماند تا پول را واریز کنند و از
مغازه بیرون رفت.
هنوز دقایقی نگذشته بود که مشتریان از مغازه بیرون رفتند و او دوباره وارد مغازه شد.
او این بار کارت عابری را به من داد و خواست ۸ میلیون و ۵۰۰ را برداشت کنم.
وقتی به طرف کارتخوان برگشتم ناگهان سارق اسلحه کمری روی سرم گذاشت و تهدید کرد تمام طلاهای مغازه را که
حدود ۳ کیلو طلا است، به داخل کیف سیاه بریزم.
من هم به سرعت دستش را گرفتم و با هم درگیر شدیم.
در حال درگیری بودیم که تیری شلیک شد و همسایه‌ها و رهگذران متوجه درگیری شدند و به پلیس خبر دادند.

سرهنگ امیر نوری، سرکلانتر منطقه هم که در محل حاضر شده بود به خبرنگار ما گفت: خوشبختانه بعد از
اعلام خبر سرقت مسلحانه مأموران کلانتری ۱۶۱ ابوذر وارد عمل شدند و متهم را قبل از اینکه به کسی آسیب
برساند یا از محل فرار کند، دستگیر کردند(dot) حرف‌های شاهدان

یکی از شاهدان گفت: در مغازه‌ام بودم که متوجه
صدای شکستن شیشه شدم.
بلافاصله به جلوی مغازه طلافروشی رفتم و دیدم صاحب طلافروشی با مرد مسلحی درگیر است.
در مغازه از پشت بسته بود و کاری از دست ما بر نمی‌آمد که گشت کلانتری ابوذر از راه رسید.

گفت‌وگو با متهم

خودت را معرفی کن؟

احمد هستم ۳۴ ساله.

معتادی؟

نه فقط سیگار می‌کشم.

سابقه داری؟

نه اولین بار است که دست به کار خلاف می‌زنم.

چی شد که تصمیم گرفتی دست به سرقت مسلحانه از طلافرشی بزنی؟

بدهکار بودم، قصد داشتم با سرقت طلافروشی بدهی‌ام
را بدهم.

با مال دزدی بدهی‌ات را بدهی؟

بله چاره‌ای نداشتم چون بدهی‌ام زیاد بود.

چقدر بدهکاری؟

۲۸۰ میلیون تومان به چند نفر بدهکارم.

برای چی این همه بدهی بالا آوردی؟

من تا یک سال قبل مغازه بزرگ پارچه‌فروشی در مرکز شهر داشتم تا
اینکه چند نفر که به آنها اعتماد داشتم از من کلاهبرداری کردند و ورشکست شدم و نتوانستم بدهی‌ام را بدهم.
مدتی قبل به خاطر یکی از چک‌هایم که برگشت خورد، بازداشت شدم اما یکی از اقوامم ضمانت کرد و آزاد
شدم و قرار شد بدهی‌ام را بپردازم اما پولی نداشتم که بدهم.

چی شد که تصمیم گرفتی از این طلافروشی سرقت کنی؟

خانه‌ام در همین محله است به همین خاطر از جلوی
این طلافروشی خیلی زیاد عبور می‌کنم تا اینکه با دیدن این همه طلا در ویترین آن وسوسه شدم تا نقشه
سرقت از این طلافروشی را طراحی کنم.
چند روز جلوی طلافروشی آمدم و با حساب کتابی که انجام دادم فهمیدم این مغازه ۴ کیلو طلا دارد و
اگر در این سرقت موفق شوم، بدهی‌ام را می‌توانم بپردازم و مبلغ زیادی هم برای من باقی می‌ماند تا کار
تازه‌ای را دوباره شروع کنم.

بعد چی شد؟

من چند روز قبل به بهانه خرید سرویس طلایی وارد مغازه طلافروشی شدم و تمام جوانب را
بررسی کردم تا هنگام اجرای نقشه‌ام مشکلی پیش نیاید.
آن روز به بهانه اینکه با همسرم می‌آیم از مغازه خارج شدم تا اینکه ساعتی قبل از حادثه دوباره به
نزدیکی طلافروشی آمدم و از دور طلافروشی را تحت نظر گرفتم تا در فرصت مناسب وارد مغازه شوم و نقشه‌ام
را اجرا کنم.
ساعت ۱۱ و ۲۰ دقیقه وارد مغازه شدم و با طلافروش احوالپرسی کردم که چند مشتری وارد مغازه شدند.

به همین خاطر به بهانه‌ای خارج شدم و در بیرون سیگاری روشن کردم تا اینکه مشتریان از طلافروشی بیرون آمدند
و من وارد مغازه شدم.
سپس کارت عابرم را به طلافروش دادم.
وقتی خواست از طریق دستگاه عابر پول را به حسابش انتقال دهد، اسلحه کلتم را از جیبم بیرون آوردم و
روی شقیقه‌اش گذاشتم و خواستم هر چه طلا دارد به داخل کیفم بریزد که طلافروش دستم را گرفت و درگیری
ما آغاز شد.
هنوز دقایقی نگذشته بود که مأموران رسیدند و مرا خلع سلاح و دستگیر کردند.

مگر داخل حسابت چقدر پول داشتی؟

فقط ۶۰۰ هزار تومان.

اسلحه را از کجا تهیه کردی؟

آن را از مردی به مبلغ ۱۱ میلیون تومان خریدم.
البته به آن مرد پول ندادم.
قرار بود که بعد از سرقت پول اسلحه را بدهم که دستگیر شدم.

جوان

2015-05-24 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد ! تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد !
نزاع های خیابانی به دلایل کودکانه و تنها از روی احساسات می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشند که در این چاقوکشی در مشهد شاهد آن بوده ایم.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
برای انتقام از همسرم ، زنان تهرانی را به دام می انداختم !
رسوایی جنسی برادر خواننده مشهور زن ؛ با دختر ۱۱ ساله ی همسرش !
اولین فیلم از هتل قرنطینه ای کرونا در تهران
شرط بخشش آرمان ، قاتل غزاله شکور اعلام شد
تجاوز پارسا به لیلا در پارتی شبانه و اخاذی با فیلم سیاه دختر دانشجو
فیلم گروگانگیری مسلحانه دختر جوان در استاد معین تهران
همسرم ، آزاده را با مرد غریبه در خانه ام دیدم ، سرش را بریدم
علت فرار پروانه از شوهر پورشه سوار ، در ماه عسل پاریس و ونیز چه گذشت ؟
افشای علت وحشتناک طلاق های صوری در مازندران لو رفت !
ماجرای تلخ فروش خواهر کوچکتر به ۷ مرد هوسباز
دعوای همسر اول و دوم یک مرد در دادگاه ؛ راز پنهانی همسر دوم چه بود ؟
چرا مرد ، قاتلِ همسر دومش شد ؟ راز عجیب پزشکی قانونی !
تکه پاره شدن دختربچه گلفروش توسط سگ ولگرد در شهرری + عکس دلخراش
آخرین صحبتهای پدر غزاله شکور درباره حکم اعدام آرمان
سپیده دختر ته تغاری من ، عروس موقت مردها شد !
صدای ناله ی زن از صندوق عقب ماشین ، راز پنهانی مرد را برملا کرد
logo-samandehi