تاریخ نشر :سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸مشاهده : 1644حوادث ایرانRSS

سرگذشت های تلخ زن جوان با مردی که به بهانه خستگی پیش نوعروسش می رفت

سرگذشت های تلخ زن جوان با مردی که به بهانه خستگی پیش نوعروسش می رفتحوادث روز
زن میانسالی که از سرگذشت تلخ خود برای ماموران تعریف می کرد گفت در صورتی از زندگی خود آگاهی پیدا کردم که شوهرم را از دست داده بودم

زن جوان میانسالی که خود را درگیر روزمره گی های زندگی کرده بود به یک باره متوجه شد همسرش سه سال است که به او خیانت کرده است این زن درحالی سرگذشت های تلخ خود را تعریف می کرد که زندگی خود را در آستانه خراب شدن می دید . این زن قبول داشت که خودش نیز نسبت به همسرش سهل انگاری کرده است و هیچ عشق و محبتی نسبت به او نداشته است و همین باعث شده تا شوهرش به او خیانت کند . جزئیات بیشتر درباره این خبر را در پرشین وی بخوانید.

سرگذشت های تلخ زن جوان

آن قدر درگیر مشکلات زندگی خودم بودم که نفهمیدم چگونه شوهرم از سه سال قبل زن دیگری
را به عقد خودش درآورده است. زمانی متوجه این ماجرا شدم که همسرم به بهانه کار زیادی
مدعی بود شب ها را در مغازه اش می خوابد ولی با همسر دومش به تفریح و خوشگذرانی می
رفت و آن زن هم نه تنها مهریه اش را بخشیده و نفقه هم نمی خواست بلکه خودرویی برای
همسرم خریده بود و…

زن ۴۰ ساله که مدعی بود قصه پرغصه زندگی اش کتابی قطور می شود به طوری که پایان این
قصه به طلاق می رسد به کارشناس اجتماعی کلانتری میزراکوچک خان مشهد گفت: در رشته
مهندسی رایانه تحصیل می کردم که خانواده «سروش» به خواستگاری ام آمدند. آن زمان ۲۰
سال بیشتر نداشتم که به عقد سروش درآمدم و دو سال بعد همزمان با پایان تحصیلاتم در مقطع
کاردانی در حالی زندگی مشترک مان را آغاز کردیم که همسرم کارگر معمولی بود و اصرار داشت
بدون برگزاری جشن عروسی به خانه بخت برویم.

سرگذشت های تلخ زن میانسال

من هم که عاشق شوهرم بودم با وجود مخالفت شدید خانواده ام با خواسته او موافقت کردم
و این گونه زندگی ما در یک منزل ۴۰ متری اجاره ای آغاز شد اما در کنار همه مشکلات اقتصادی
و اجتماعی متوجه شدم که صاحبخانه تعادل روانی ندارد و هنگامی که خانواده اش بیرون از منزل
بودند برایم مزاحمت ایجاد می کرد.

آن روزها دخترم را باردار بودم و از شدت ترس هر روز به خانه مادرم پناه می بردم تا همسرم از
سر کار بازگردد. بالاخره بعد از تحمل سختی های زیاد، زیرزمینی نمناک و پر از سوسک را در
محله دیگری اجاره کردیم و من هم برای کمک به مخارج زندگی در بیرون از منزل مشغول کار
شدم.

آرام آرام وضعیت اقتصادی مان بهتر شد تا جایی که همسرم با پس اندازها و پول رهن منزل
مغازه ای در منطقه طلاب مشهد خرید و من مجبور شدم در یکی از اتاق های منزل پدرشوهرم
زندگی کنم.

سرگذشت های تلخ

سرگذشت های تلخ زن جوان

اگرچه این شرایط برای من بسیار سخت بود اما توانستم خودرو و یک منزل کلنگی خریداری کنم
. خلاصه در حالی که سرگرم کار و تربیت دو فرزندم بودم ناخواسته سومین فرزندم را باردار شدم
وقتی مشخص شد فرزندم پسر است مادرشوهرم در پوست خودش نمی گنجید چرا که هیچ
کدام از نوه هایش پسر نبودند و او هر روز دست به دعا برمی داشت تا یکی از عروس هایش
فرزند پسری به دنیا بیاورد ولی روزی که در بیمارستان پسرم را به آغوشم دادند اشک هایم
سرازیر شد.

پسرم معلول ذهنی و جسمی بود به طوری که پزشکان نیز تشخیص نداده بودند. شوک روانی
عجیبی را تحمل می کردم. سر پسرم خیلی بزرگ تر از حد معمول بود دست و پاهایش حرکتی
نداشت و راه گلویش بسیار تنگ بود. پرستاران قطره شیر را به وسیله شیلنگ و از راه دماغش
به او می‌خوراندند. همسرم با دیدن این وضعیت در حالی که شوکه شده بود از بیمارستان رفت
و دیگر هرچند وقت یک بار آن هم به اکراه به دیدارم می آمد خلاصه شش ماه از فرزند معلولم
نگهداری کردم تا این که روزی در آغوشم جان سپرد.

من هم که به خاطر این ماجرا دچار افسردگی شده بودم از محل کارم استعفا کردم و به تربیت
فرزندان دیگرم پرداختم. همسرم نیز صبح زود به مغازه اش می رفت و نیمه شب بازمی گشت
گاهی نیز به بهانه کار زیاد شب ها را در مغازه می خوابید به طوری که کم کم من و فرزندانم
را فراموش کرد و حتی به تماس های شبانه ام پاسخ نمی داد.

سرگذشت های تلخ زندگی مشترک

در این وضعیت بود که مشاجرات خانوادگی ما آغاز شد. دختر بزرگم گرفتار دوستان ناباب شده بود
و من هم احساس تنهایی و کمبود محبت می کردم تا این که شبی به سختی بیمار شدم ولی
همسرم که مدعی بود در مغازه اش می خوابد تماس هایم را پاسخ نمی داد. صبح زود و با همان
حالت بیماری تاکسی تلفنی گرفتم و به مغازه اش رفتم ولی او آن جا نبود.

همسایگانش که فکر می کردند من مشتری او هستم ماجرای زن دومش را فاش کردند ولی سروش
به شدت آن را انکار کرد تا این که بعد از مدت ها جست و جو و کنکاش فهمیدم همسرم از سه سال
قبل زن جوانی را به عقد خودش درآورده است و روزهای زیادی را به تفریح و خوشگذرانی می پردازد.

آن زن برای شوهرم ولخرجی می کرد تا این که بالاخره این ماجرا لو رفت و سروش بارها مرا به
خاطر اعتراض هایم کتک زد و تهدیدم کرد که به کسی چیزی نگویم و… حالا هم نه تنها نفقه من
و فرزندانم را نمی پردازد بلکه اصرار به طلاق دارد.

می خواهم به زن های جوانی که همسر دوم
می شوند توصیه کنم مواظب باشند با متلاشی کردن کانون یک خانواده سرنوشت چند نفر را تغییر
ندهند و… شایان ذکر است وقتی تلاش های مددکاران اجتماعی کلانتری برای ایجاد سازش بین
این زوج به نتیجه نرسید سرهنگ احمد محتشمی (رئیس کلانتری میرزاکوچک خان) دستور ارسال
این پرونده به مراجع قضایی را صادر کرد.

آخرین خبر

2019-08-06 / گردآوری:
برچسب ها:
دکتر طاهری
نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین ویدکتر طاهری
توصیه های همسرانه زن ۶۹ ساله برای شریک ۷۸ ساله اش حوصله سر بر شدتوصیه های همسرانه زن ۶۹ ساله برای شریک ۷۸ ساله اش حوصله سر بر شد
قتل بسیار سختی بر سر توصیه های همسرانه زن 69 ساله به همسر پیر خود اتفاق افتاده است
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
جوانسازی صورت و دستها , اصلاح افتادگی پلک فوری !
تعبیر خواب
جنایتکار مخوف مشهدی که مادر جوان را به قتل رسانده بود نقره داغ شد
دعوا با همسر با اَلم شنگه باعث شد تا دختر خردسال جان دهد
بازی حقیقت شجاعت کار دست جوان مشهدی داد | تهرانی ها مقصر بودند
راننده شیطانی به افدامات شوم خود اعتراف کرد | پشت شمشادها بردمش !!!
راز جنایت مخوف در خیابان صیاد شیرازی بر ملا شد
جزئیات سقوط هواپیمای فوق سبک در گرمسار سمنان
راز مرگ مشکوک دختر ۱۳ ساله دار زده شده در باغ بزرگ
سرقت اموال منزل توسط زن مسخور شده به وسیله نورالدین
ایست قلبی دختر جوان هنگام انتخاب رشته کنکور !!!
خودکشی و مرگ تلخ مادر و پسر در شهرستان
لایو جنجالی اینستا دزدی خانه ای را رقم زد !!!
عشق قدیمی و ممنوعه اسماعیل و مهسا پایان تلخی را تجربه کرد
یک اتفاق شوم در گیسوم خانواده ای را داغدار کرد
استخدام پرستار کودک به شرط فرستادن کل گالری برای فرد مجهول !!!
پشت پرده اتفاق شوم برای توریست آلمان در مازندران