سرگذشت های تلخ زن جوان با مردی که به بهانه خستگی پیش نوعروسش می رفت

تاریخ نشر :سه‌شنبه 06 آگوست 2019 مشاهده : 2927
سرگذشت های تلخ زن جوان با مردی که به بهانه خستگی پیش نوعروسش می رفت حوادث روز
زن میانسالی که از سرگذشت تلخ خود برای ماموران تعریف می کرد گفت در صورتی از زندگی خود آگاهی پیدا کردم که شوهرم را از دست داده بودم

زن جوان میانسالی که خود را درگیر روزمره گی های زندگی کرده بود به یک باره متوجه شد همسرش سه سال است که به او خیانت کرده است این زن درحالی سرگذشت های تلخ خود را تعریف می کرد که زندگی خود را در آستانه خراب شدن می دید . این زن قبول داشت که خودش نیز نسبت به همسرش سهل انگاری کرده است و هیچ عشق و محبتی نسبت به او نداشته است و همین باعث شده تا شوهرش به او خیانت کند . جزئیات بیشتر درباره این خبر را در پرشین وی بخوانید.

سرگذشت های تلخ زن جوان

آن قدر درگیر مشکلات زندگی خودم بودم که نفهمیدم چگونه شوهرم از سه سال قبل زن دیگری
را به عقد خودش درآورده است. زمانی متوجه این ماجرا شدم که همسرم به بهانه کار زیادی
مدعی بود شب ها را در مغازه اش می خوابد ولی با همسر دومش به تفریح و خوشگذرانی می
رفت و آن زن هم نه تنها مهریه اش را بخشیده و نفقه هم نمی خواست بلکه خودرویی برای
همسرم خریده بود و…

زن ۴۰ ساله که مدعی بود قصه پرغصه زندگی اش کتابی قطور می شود به طوری که پایان این
قصه به طلاق می رسد به کارشناس اجتماعی کلانتری میزراکوچک خان مشهد گفت: در رشته
مهندسی رایانه تحصیل می کردم که خانواده «سروش» به خواستگاری ام آمدند. آن زمان ۲۰
سال بیشتر نداشتم که به عقد سروش درآمدم و دو سال بعد همزمان با پایان تحصیلاتم در مقطع
کاردانی در حالی زندگی مشترک مان را آغاز کردیم که همسرم کارگر معمولی بود و اصرار داشت
بدون برگزاری جشن عروسی به خانه بخت برویم.

سرگذشت های تلخ زن میانسال

من هم که عاشق شوهرم بودم با وجود مخالفت شدید خانواده ام با خواسته او موافقت کردم
و این گونه زندگی ما در یک منزل ۴۰ متری اجاره ای آغاز شد اما در کنار همه مشکلات اقتصادی
و اجتماعی متوجه شدم که صاحبخانه تعادل روانی ندارد و هنگامی که خانواده اش بیرون از منزل
بودند برایم مزاحمت ایجاد می کرد.

آن روزها دخترم را باردار بودم و از شدت ترس هر روز به خانه مادرم پناه می بردم تا همسرم از
سر کار بازگردد. بالاخره بعد از تحمل سختی های زیاد، زیرزمینی نمناک و پر از سوسک را در
محله دیگری اجاره کردیم و من هم برای کمک به مخارج زندگی در بیرون از منزل مشغول کار
شدم.

آرام آرام وضعیت اقتصادی مان بهتر شد تا جایی که همسرم با پس اندازها و پول رهن منزل
مغازه ای در منطقه طلاب مشهد خرید و من مجبور شدم در یکی از اتاق های منزل پدرشوهرم
زندگی کنم.

سرگذشت های تلخ

سرگذشت های تلخ زن جوان

اگرچه این شرایط برای من بسیار سخت بود اما توانستم خودرو و یک منزل کلنگی خریداری کنم
. خلاصه در حالی که سرگرم کار و تربیت دو فرزندم بودم ناخواسته سومین فرزندم را باردار شدم
وقتی مشخص شد فرزندم پسر است مادرشوهرم در پوست خودش نمی گنجید چرا که هیچ
کدام از نوه هایش پسر نبودند و او هر روز دست به دعا برمی داشت تا یکی از عروس هایش
فرزند پسری به دنیا بیاورد ولی روزی که در بیمارستان پسرم را به آغوشم دادند اشک هایم
سرازیر شد.

پسرم معلول ذهنی و جسمی بود به طوری که پزشکان نیز تشخیص نداده بودند. شوک روانی
عجیبی را تحمل می کردم. سر پسرم خیلی بزرگ تر از حد معمول بود دست و پاهایش حرکتی
نداشت و راه گلویش بسیار تنگ بود. پرستاران قطره شیر را به وسیله شیلنگ و از راه دماغش
به او می‌خوراندند. همسرم با دیدن این وضعیت در حالی که شوکه شده بود از بیمارستان رفت
و دیگر هرچند وقت یک بار آن هم به اکراه به دیدارم می آمد خلاصه شش ماه از فرزند معلولم
نگهداری کردم تا این که روزی در آغوشم جان سپرد.

من هم که به خاطر این ماجرا دچار افسردگی شده بودم از محل کارم استعفا کردم و به تربیت
فرزندان دیگرم پرداختم. همسرم نیز صبح زود به مغازه اش می رفت و نیمه شب بازمی گشت
گاهی نیز به بهانه کار زیاد شب ها را در مغازه می خوابید به طوری که کم کم من و فرزندانم
را فراموش کرد و حتی به تماس های شبانه ام پاسخ نمی داد.

سرگذشت های تلخ زندگی مشترک

در این وضعیت بود که مشاجرات خانوادگی ما آغاز شد. دختر بزرگم گرفتار دوستان ناباب شده بود
و من هم احساس تنهایی و کمبود محبت می کردم تا این که شبی به سختی بیمار شدم ولی
همسرم که مدعی بود در مغازه اش می خوابد تماس هایم را پاسخ نمی داد. صبح زود و با همان
حالت بیماری تاکسی تلفنی گرفتم و به مغازه اش رفتم ولی او آن جا نبود.

همسایگانش که فکر می کردند من مشتری او هستم ماجرای زن دومش را فاش کردند ولی سروش
به شدت آن را انکار کرد تا این که بعد از مدت ها جست و جو و کنکاش فهمیدم همسرم از سه سال
قبل زن جوانی را به عقد خودش درآورده است و روزهای زیادی را به تفریح و خوشگذرانی می پردازد.

آن زن برای شوهرم ولخرجی می کرد تا این که بالاخره این ماجرا لو رفت و سروش بارها مرا به
خاطر اعتراض هایم کتک زد و تهدیدم کرد که به کسی چیزی نگویم و… حالا هم نه تنها نفقه من
و فرزندانم را نمی پردازد بلکه اصرار به طلاق دارد.

می خواهم به زن های جوانی که همسر دوم
می شوند توصیه کنم مواظب باشند با متلاشی کردن کانون یک خانواده سرنوشت چند نفر را تغییر
ندهند و… شایان ذکر است وقتی تلاش های مددکاران اجتماعی کلانتری برای ایجاد سازش بین
این زوج به نتیجه نرسید سرهنگ احمد محتشمی (رئیس کلانتری میرزاکوچک خان) دستور ارسال
این پرونده به مراجع قضایی را صادر کرد.

آخرین خبر

2019-08-06 / گردآوری:
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد ! تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد !
نزاع های خیابانی به دلایل کودکانه و تنها از روی احساسات می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشند که در این چاقوکشی در مشهد شاهد آن بوده ایم.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
برای انتقام از همسرم ، زنان تهرانی را به دام می انداختم !
رسوایی جنسی برادر خواننده مشهور زن ؛ با دختر ۱۱ ساله ی همسرش !
اولین فیلم از هتل قرنطینه ای کرونا در تهران
شرط بخشش آرمان ، قاتل غزاله شکور اعلام شد
تجاوز پارسا به لیلا در پارتی شبانه و اخاذی با فیلم سیاه دختر دانشجو
فیلم گروگانگیری مسلحانه دختر جوان در استاد معین تهران
همسرم ، آزاده را با مرد غریبه در خانه ام دیدم ، سرش را بریدم
علت فرار پروانه از شوهر پورشه سوار ، در ماه عسل پاریس و ونیز چه گذشت ؟
افشای علت وحشتناک طلاق های صوری در مازندران لو رفت !
ماجرای تلخ فروش خواهر کوچکتر به ۷ مرد هوسباز
دعوای همسر اول و دوم یک مرد در دادگاه ؛ راز پنهانی همسر دوم چه بود ؟
چرا مرد ، قاتلِ همسر دومش شد ؟ راز عجیب پزشکی قانونی !
تکه پاره شدن دختربچه گلفروش توسط سگ ولگرد در شهرری + عکس دلخراش
آخرین صحبتهای پدر غزاله شکور درباره حکم اعدام آرمان
سپیده دختر ته تغاری من ، عروس موقت مردها شد !
صدای ناله ی زن از صندوق عقب ماشین ، راز پنهانی مرد را برملا کرد
logo-samandehi