تاریخ نشر :شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸مشاهده : 1343حوادث ایرانRSS

شرم آورترین اتفاق زندگی زن جوان به خاطر دختر ۱۵ ساله اش رقم خورد

شرم آورترین اتفاق زندگی زن جوان به خاطر دختر ۱۵ ساله اش رقم خوردحوادث روز
شرم آورترین اتفاق زندگی زن جوان بعد از طلاق او در روستای محله شان با کارهای افتضاحی که دختر 15 ساله اش انجام می داد رخ داد

زن جوان که به طلاق بسیار سختی دچار شده بود نتوانست آن طور که باید در زندگی مشترک خود موفق باشد و بالاخره به طلاق تن داد اما شرم آورترین اتفاق زندگی او زمانی رقم خورد که تصمیم گرفت دختر خردسال خود را به همراه خود به روستا ببرد اما این زن در تربیت دخترش موفق نبود و این دختر بی آبرویی های بسیاری را در روستا برای او رقم خورد و باعث شد تا او از روستا فراری شود . جزئیات بیشتر درباره این خبر را در پرشین وی بخوانید.

شرم آورترین اتفاق زندگی زن جوان

زن ۴۰ ساله که درمانده و اشک ریزان وارد دایره مددکاری اجتماعی کلانتری شفای مشهد
شده بود، در حالی که التماس می کرد تا دخترش را تحویل بهزیستی بدهند به مشاور و کارشناس
اجتماعی گفت در یکی از شهرهای کوچک شرق کشور به دنیا آمدم اما در آن شهر امکانات مناسبی
وجود نداشت و پدرم همواره با مشکل بیکاری دست و پنجه نرم می کرد

از سوی دیگر نیز شرایط نامساعد آب و هوایی موجب شد تا شهر و دیارمان را رها و به مشهد مهاجرت
کنیم. پدرم در یکی از کارخانجات صنعتی مشغول کار شد و بدین ترتیب زندگی ما به قول معروف روی
ریل افتاد و من هم تا مقطع راهنمایی تحصیل کردم و بعد از آن در کنار مادرم به امور خانه داری پرداختم.

بیستمین بهار زندگی ام را می گذراندم که روزی برای خرید مقداری لپه به فروشگاه مواد غذایی محله
رفتم. آن روز نگاه های عاشقانه پسر فروشنده، دلم را لرزاند. پدر «بهرام» برای انجام کار اداری
به بیرون از فروشگاه رفته و بهرام در حال فروش اجناس بود. او آن قدر مرا معطل کرد تا فروشگاه
خلوت شد و از علاقه اش به من سخن گفت.

خلاصه این آشنایی به ارتباط تلفنی و مدتی بعد به خواستگاری انجامید. نمی دانم چگونه به او
علاقه مند شدم به طوری که هنگام خواستگاری به صراحت دلبستگی ام به او را فاش کردم و
به خاطر اعتماد زیادی که به بهرام داشتم بدون هیچ گونه تحقیقی درباره او سر سفره عقد
نشستم اما هنوز دو سال بیشتر از آغاز زندگی مشترکمان نمی گذشت که متوجه شدم بهرام
نه تنها به مشروبات الکلی بلکه به مواد مخدر هم اعتیاد دارد. آن روزها آخرین هفته بارداری ام
را می گذراندم که این ماجرا روح و روانم را نابود کرد و سرنوشتم را تغییر داد.

شرم آورترین اتفاق زندگی

دلیل شرم آورترین اتفاق زندگی

با به دنیا آمدن «مهتاب» دیگر زندگی برایم سخت و زجرآور بود به طوری که حتی از روبه رو شدن
با همسرم نیز وحشت داشتم به همین دلیل تقاضای طلاق دادم و دادگاه نیز سرپرستی مهتاب
را به من سپرد. این گونه بود که با خاطره ای تلخ و به همراه خانواده ام دوباره به شهر کوچک
خودمان بازگشتم. پدرم بازنشسته شده بود و همه اوقاتش را با مهتاب می گذراند. اعضای خانواده ام
اطراف او را گرفته بودند و تلاش می کردند تا هیچ کمبودی را حس نکند اما مهتاب از همان دوران کودکی
دختری سر به هوا، شر و بی ادب بود به طوری که در کلاس ششم ابتدایی ترک تحصیل کرد واز
همان دوران نوجوانی گرفتار روابط نامتعارف با پسرهای محله شد.

او به راحتی پیشنهاد دوستی هر پسری را می پذیرفت و با او روابط زشت برقرار می کرد. وقاحت
و بی ادبی دخترم تا جایی رسید که از ارتباطش با پسران و مردان غریبه بدون هیچ ترس و واهمه ای
سخن می گفت و ما را انگشت نمای خاص و عام کرده بود. به همراه خانواده ام تلاش کردیم تا رفت
و آمدهایش را محدود کنیم اما او چند بار از خانه فرار کرد
و به لانه های مجردی شیاطین هوسران رفت.

ماجرای دختر ۱۵ ساله ام طوری در شهر کوچک پیچیده بود که همه او را بدنام ترین دختر شهر می دانستند
. دیگر نمی توانستم دخترم را کنترل کنم، او با بی شرمی
مقابلم می ایستاد و به من هم توهین می کرد.

ماجرای شرم آورترین اتفاق زندگی زن جوان

تصمیم گرفتم سرپرستی او را به پدرش بسپارم اما پدر مهتاب نیز ازدواج کرده بود و با همسر و فرزندانش
زندگی می کرد، او هم می ترسید مهتاب دختران دیگرش را نیز به بی راهه بکشاند. چرا که در جریان رفتارهای
زننده مهتاب قرار گرفته بود به همین دلیل از سرپرستی او سرباز زد من هم طوری درمانده شده بودم که
کاری از دستم برنمی آمد. وقتی دیدم برخی افراد دخترم را با انگشت به یکدیگر نشان می دهند دوباره
تصمیم گرفتم به مشهد بازگردم چرا که حداقل
در این شهر بزرگ کسی ما را نمی شناخت.

با وجود این همه راه ها به بن بست می رسید و مهتاب به روابط نامشروع خود ادامه می داد و مدام از
خانه فرار می کرد. وقتی در مشهد نیز آبرو و حیثیت ام به بازی گرفته شد مهتاب را در خانه زندانی کردم
و به کلانتری آمدم تا التماس کنم او را تحویل بهزیستی بدهید شاید راه درست زندگی را
پیدا کند اگرچه دلم برایش تنگ می شود ولی می ترسم
از باندهای خطرناک سردرآورد و …

خبرآنلاین

2019-07-20 / گردآوری:
برچسب ها:
دکتر طاهری
نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین ویدکتر طاهری
مرگ دردآور کودک یک ساله مادرش را قاتل خطرناکی کردمرگ دردآور کودک یک ساله مادرش را قاتل خطرناکی کرد
مادر جوانی که به خاطر مخالفت های مادر همسرش کودک یک ساله اش را از دست داده بود برای انتقام از دنیا یک قاتل خطرناک شد
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
جوانسازی صورت و دستها , اصلاح افتادگی پلک فوری !
تعبیر خواب
انتقام از عشق نافرجام | دختر جوان خواستگارش را رسوا کرد !!!
حواشی عجیب اسید پاشی در خلخال | عروس و داماد با هم سوختند !!!
سه بار اعدام برای قاتل سریالی کرج | گوش و بینی زن جوان را به همسرم هدیه دادم
راز مشکوک مرگ خانواده ای در لاوان | قتل عام خانواده پنج نفره مهندس
رابطه پنهان داشتن دختر و پسر ۱۳ و ۱۵ ساله آن ها را به مسافرخانه کشاند !!
توصیه های همسرانه زن ۶۹ ساله برای شریک ۷۸ ساله اش حوصله سر بر شد
جنایتکار مخوف مشهدی که مادر جوان را به قتل رسانده بود نقره داغ شد
دعوا با همسر با اَلم شنگه باعث شد تا دختر خردسال جان دهد
بازی حقیقت شجاعت کار دست جوان مشهدی داد | تهرانی ها مقصر بودند
راننده شیطانی به افدامات شوم خود اعتراف کرد | پشت شمشادها بردمش !!!
راز جنایت مخوف در خیابان صیاد شیرازی بر ملا شد
جزئیات سقوط هواپیمای فوق سبک در گرمسار سمنان
راز مرگ مشکوک دختر ۱۳ ساله دار زده شده در باغ بزرگ
سرقت اموال منزل توسط زن مسخور شده به وسیله نورالدین
ایست قلبی دختر جوان هنگام انتخاب رشته کنکور !!!