تاریخ نشر :سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸مشاهده : 1417حوادث ایرانRSS

شهادت همسر چهارم مرد جوان او را در دادگاه نجات داد

شهادت همسر چهارم مرد جوان او را در دادگاه نجات دادحوادث روز
مرد جوانی که محکوم به ضرب و شتم و سرقت از فرد دیگری بود با شهادت همسر چهارمش که به صورت موقت با او ازدواج کرده بود در دادگاه تبرعه شد

مرد جوانی که به گفته های پدر و عمویش مضنون به ضرب و شتم یک مرد در خیابان و سرقت
خودروی او بود ماجرای بسیار جالبی را برای دادگاه تعریف کرد و در نهایت با شهادت همسر چهارم
از این مهلکه نجات یافت این مرد که مدعی بود سه زن قبلی او را نیز پدرش انتخاب کرده و باعث
بدبختی او شده است و اکنون نیز که این مرد به سراغ زن چهارم رفته و قصد دارد با او ازدواج کند
و خوشبخت شود چوب لای چرخ او می گذارد . جزئیات بشتر درباره شهادت همسر چهارم را در
پرشین وی بخوانید.

شهادت همسر چهارم مرد جوان را نجات داد

مرداد سال گذشته مردی درحالی‌که به‌دلیل شدت ضربات چاقوی وارده بر بدنش بیهوش شده بود،
به بیمارستان منتقل شد.

با اینکه ضربات متعددی بر بدن این مرد وارد شده‌ بود، پزشکان با چند عمل جراحی موفق به نجات
او شدند. این مرد بعد از بهبودیافتن به پلیس مراجعه کرد و گفت: من راننده مسافرکش هستم و در
شمال تهران کار می‌کنم. دو برادر به نام‌های شاهین و کامبیز که در آن منطقه هستند به من حمله
کردند و کتکم زدند تا ماشینم را سرقت کنند؛

آنها سوئیچ ماشین را از من می‌خواستند اما مقاومت کردم. در این اثنا مردی به نام سبحان که دو سارق
اول پدر و عموی او هستند؛ از راه رسید و با ضربات چاقو من را زد. بعد آنها متوجه شدند سوئیچ
روی ماشین است. این‌طور بود که با خودروی من فرار کردند.

مأموران خانه پدری سبحان را پیدا و خودروی مسروقه را کشف کردند. پدر سبحان گفت: من نمی‌دانم
این ماشین متعلق به چه کسی است و پسرم آن را آورده ‌است. پدر سبحان بعد از چند جلسه بازجویی
گفت: پسرم وقتی این ماشین را آورد گفت آن را سرقت کرده ‌است و باید چند روزی ماشین در خانه
بماند و بعد آن را بفروشند. برادرم قرار بود برایش مشتری پیدا کند.

تبرئه شدن با شهادت همسر چهارم

به این ترتیب پدر و عموی سبحان دستگیر شدند و مأموران با ردیابی‌هایی که انجام دادند موفق
به بازداشت سبحان نیز شدند.

سبحان ابتدا به سرقت اعتراف کرد اما بعد آن را منکر شد. با توجه به مدارک به‌دست‌آمده کیفرخواست
علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۸ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
متهم روز گذشته برای محاکمه به دادگاه منتقل شد. بعد از اینکه نماینده دادستان کیفرخواست
را خواند و خواستار مجازات متهم با توجه به سوابق متعدد او شد، شاکی در جایگاه قرار گرفت.
او گفت: سبحان به من چاقو زد و من به‌دلیل سرقت ماشین و چاقویی‌هایی که به من زده‌ است
، از او شکایت دارم.

شهادت همسر

شهادت همسر چهارم

در ادامه متهم در جایگاه قرار گرفت او اتهام خود را رد کرد و مدعی شد در زمان سرقت خودرو
در تهران نبود و به همراه همسر چهارمش به سفر رفته ‌بود. متهم گفت: من به‌دلیل شرایط
بد خانوادگی خیلی زود ازدواج کردم. همسراولم به‌دلیل فشارهای خانواده من را ترک کرد.

بعد از جدایی با دختر دیگری آشنا شدم و با او ازدواج کردم، این ازدواج هم سرانجام نداشت
و از هم جدا شدیم. بعد با زن دیگری ازدواج کردم با او هم چندسالی زندگی کردم، ولی
زندگی‌مان به بن‌بست رسید، در همه این موارد خانواده‌ام مقصر بودند؛ آنها هیچ‌وقت از من
حمایت نکردند.

پدر و عمویم مخالف من بودند و کارهایی می‌کردند که زندگی من خراب شود، آنها مدام به من
تهمت می‌زدند، هر اتفاقی می‌افتاد من را مقصر می‌دانستند و می‌خواستند خرابکاری‌هایشان
را من جمع‌وجور کنم. این اختلاف‌ها باعث شد که من از پدرم و عمویم جدا شوم و مدتی بود
که با آنها زندگی نمی‌کردم تا اینکه با زنی به نام رؤیا آشنا شدم.

رؤیا همان زن آرزوهایم بود؛ مثل سه زن قبلی‌ام نبود. به صورت موقت با او ازدواج کردم تا اگر
شرایط خوب بود و اخلاق‌مان به هم می‌خورد به صورت دائمی ازدواج کنیم. مدتی که با هم
زندگی کردیم، هر دو مطمئن شدیم می‌توانیم با هم ادامه بدهیم و زندگی خوبی داشته ‌باشیم.

شهادت همسر در دادگاه

برای همین تصمیم گرفتیم با هم ازدواج دائم کنیم. به شمال رفتیم تا چند روزی خوش بگذارنیم
و بعد از برگشت به تهران من رؤیا را عقد دائم کنم. وقتی شاکی چاقو خورد و ماشینش سرقت
شد من شمال بودم و اصلا تهران نبودم. پدر و عمویم این کار را کردند تا من را به دام بیندازند.
آنها درباره من دروغ گفته‌اند. حتی به شاکی هم دروغ گفته‌اند که من او را با چاقو زده‌ام.
همسر موقتم در دادگاه هست و می‌تواند شهادت بدهد.

در ادامه، قضات از رؤیا خواستند در جایگاه قرار گیرد. او گفت: من و سبحان صیغه شفاهی خوانده
بودیم و با هم زندگی می‌کردیم، قرار بود بعد از اینکه از شمال برگشتیم با هم به صورت دائم
ازدواج کنیم. ما در آن تاریخ شمال بودیم. من هم فکر می‌کنم برای سبحان پاپوش دوخته‌اند،
چون او گفته ‌بود با پدر و عمویش اختلاف دارد. درحال‌حاضر هم عمو و پدرش که متهم در این
پرونده هستند و با وثیقه آزاد بودند، فرار کرده‌اند.

در پایان وکیل مدافع متهم در جایگاه قرار گرفت و دفاعیات خود را مطرح کرد. در پایان هیئت
قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند.

خبرآنلاین

2019-05-14 / گردآوری:
برچسب ها:
دکتر طاهری
نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین ویدکتر طاهری
فروشنده اینترنتی به بهانه فروش دمنوش نقشه های شومش را اجرا می کردفروشنده اینترنتی به بهانه فروش دمنوش نقشه های شومش را اجرا می کرد
فروشنده اینترنتی کلاهبرداری بسیار عجیبی از مردم به بهانه فروش دمنوش ها می کرد که به دام افتاد
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
جوانسازی صورت و دستها , اصلاح افتادگی پلک فوری !
تعبیر خواب
رابطه نامشروع استاد دانشگاه او را آسمانی کرد
شیطان تلگرامی را شناسایی کنید | متهم فراری !!!
جنایت خونین بر سر درگیری فیزیکی زن و شوهر
همسر خیانت دیده زندگی خود را در قمار باخت
محل واقعه جرم قاضی داستان را به شک انداخت | خون همه چیز را برملا کرد
پرداخت بدهی زندانیان آن ها را بار دیگر در چاه انداخت
آزار یک دختر معلول توسط حمید زن دار | من نبودم توهم زده است !!!
این مجرم تحت تعقیب را شناسایی کنید | خطر در کمین است !
مرگ دردآور کودک یک ساله مادرش را قاتل خطرناکی کرد
انتقام از عشق نافرجام | دختر جوان خواستگارش را رسوا کرد !!!
حواشی عجیب اسید پاشی در خلخال | عروس و داماد با هم سوختند !!!
سه بار اعدام برای قاتل سریالی کرج | گوش و بینی زن جوان را به همسرم هدیه دادم
راز مشکوک مرگ خانواده ای در لاوان | قتل عام خانواده پنج نفره مهندس
رابطه پنهان داشتن دختر و پسر ۱۳ و ۱۵ ساله آن ها را به مسافرخانه کشاند !!
توصیه های همسرانه زن ۶۹ ساله برای شریک ۷۸ ساله اش حوصله سر بر شد