عاقبت زن پولدار ۵۰ساله ای که با جوان۲۳ساله ازدواج کرد و بر سر تهیه غذا از او کتک خورد

تاریخ نشر :چهارشنبه 01 اکتبر 2014 مشاهده : 204
عاقبت زن پولدار ۵۰ساله ای که با جوان۲۳ساله ازدواج کرد و بر سر تهیه غذا از او کتک خورد حوادث روز
زن ۵۰ساله که برای شکایت از همسر جوانش به کلانتری شهید نواب صفوی مشهد مراجعه کرده بود، درباره ماجرای ازدواجش به مددکار اجتماعی کلانتری گفت: ۵۰سال قبل در یکی از محلات بالای شهر تهران و در یک خانواده ۵نفره به دنیا آمدم.پس از گرفتن دیپلم به عنوان کارمند در یکی از دانشگاه های معتبر استخدام […]

زن ۵۰ساله که برای شکایت از همسر جوانش به کلانتری شهید نواب صفوی مشهد مراجعه کرده بود، درباره ماجرای ازدواجش
به مددکار اجتماعی کلانتری گفت: ۵۰سال قبل در یکی از محلات بالای شهر تهران و در یک خانواده ۵نفره به
دنیا آمدم.
پس از گرفتن دیپلم به عنوان کارمند در یکی از دانشگاه های معتبر استخدام شدم و در همان سال ها
با پسر یکی از ملاکان تهران ازدواج کردم که حاصل آن ۲ فرزند دختر و پسر است که هر دو
سال های آخر تحصیل را در دانشگاه می گذرانند.
پنج سال قبل بود که همسرم به دلیل بیماری فوت کرد و ملک و املاک زیادی برایم باقی ماند؛ من
هم تصمیم گرفتم برای خوشبختی فرزندانم از پول ها و دارایی هایم برای تجارت و سودآوری استفاده کنم تا این
که یک سال قبل و در حالی که بازنشسته شده بودم، یکی از دوستانم پیشنهاد کرد زمین بزرگی را در
اهواز خریداری کنم؛ من هم با فروشنده زمین وارد معامله شدم اما مدتی بعد اختلافاتی بین من و فروشنده زمین
ایجاد شد.

در این میان برادر ۲۳ساله فروشنده زمین به عنوان میانجی با من تماس گرفت تا به اختلافات ما پایان دهد
اما او که می دانست من بیوه هستم و مال و اموال زیادی دارم در یکی از تماس هایش پیشنهاد
ازدواج داد.
من ابتدا مخالفت کردم اما با اصرارهای او و تماس های زیادی که می گرفت، راضی به این ازدواج شدم
و او مرا به عقد دائم خود درآورد.
چون از فرزندانم خجالت می کشیدم، ماجرای ازدواجم را با جوانی که ۲۷سال از من کوچک تر بود پنهان کردم
به همین خاطر هم «امید»هیچ وقت به تهران نمی آمد و من مدام به بهانه خرید زمین با هواپیما به
اهواز می رفتم تا این که به پیشنهاد امید تصمیم گرفتیم چند ماهی در مشهد زندگی کنیم.

به همین منظور من آپارتمانی را در اطراف پنجراه مشهد اجاره کردم و به بهانه ساختن چند واحد آپارتمانی به
مشهد آمدم.
تا آن روز من و امید زیر یک سقف زندگی نکرده بودیم و من با اخلاق او آشنایی نداشتم تا
این که یک شب به خاطر تهیه غذا با هم مشاجره کردیم و او به قصد کشت مرا کتک زد.
با این که امید بیکار است و پول توجیبی اش را هم از من می گیرد اما خودخواهی و غرور
او خیلی مرا عذاب می دهد به همین خاطر هم من با یکی از دوستانم که در مشهد زندگی می
کند تماس گرفتم و برای فرار از کتک های امید به منزل آن ها رفتم.
من تازه فهمیده ام که او به خاطر اموال و ثروتم با من ازدواج کرده است درحالی که اگر او
کمی به من علاقه داشت، دستش را روی من بلند نمی کرد حالا هم دیگر حاضر نیستم حتی یک ساعت
با او زندگی کنم و می خواهم از او طلاق بگیرم.روزنامه خراسان

2014-10-01 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد ! تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد !
نزاع های خیابانی به دلایل کودکانه و تنها از روی احساسات می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشند که در این چاقوکشی در مشهد شاهد آن بوده ایم.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
برای انتقام از همسرم ، زنان تهرانی را به دام می انداختم !
رسوایی جنسی برادر خواننده مشهور زن ؛ با دختر ۱۱ ساله ی همسرش !
اولین فیلم از هتل قرنطینه ای کرونا در تهران
شرط بخشش آرمان ، قاتل غزاله شکور اعلام شد
تجاوز پارسا به لیلا در پارتی شبانه و اخاذی با فیلم سیاه دختر دانشجو
فیلم گروگانگیری مسلحانه دختر جوان در استاد معین تهران
همسرم ، آزاده را با مرد غریبه در خانه ام دیدم ، سرش را بریدم
علت فرار پروانه از شوهر پورشه سوار ، در ماه عسل پاریس و ونیز چه گذشت ؟
افشای علت وحشتناک طلاق های صوری در مازندران لو رفت !
ماجرای تلخ فروش خواهر کوچکتر به ۷ مرد هوسباز
دعوای همسر اول و دوم یک مرد در دادگاه ؛ راز پنهانی همسر دوم چه بود ؟
چرا مرد ، قاتلِ همسر دومش شد ؟ راز عجیب پزشکی قانونی !
تکه پاره شدن دختربچه گلفروش توسط سگ ولگرد در شهرری + عکس دلخراش
آخرین صحبتهای پدر غزاله شکور درباره حکم اعدام آرمان
سپیده دختر ته تغاری من ، عروس موقت مردها شد !
صدای ناله ی زن از صندوق عقب ماشین ، راز پنهانی مرد را برملا کرد
logo-samandehi