تاریخ نشر :چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸مشاهده : 1053حوادث ایرانRSS

عشق هیجانی در خیابان با رامتین چادر سیاه را بر بخت دختر ۱۷ ساله کشید

عشق هیجانی در خیابان با رامتین چادر سیاه را بر بخت دختر ۱۷ ساله کشیدحوادث روز
دختر نوجوان که به تازگی به بلوغ رسیده بود و تره ای از موهایش را برای زیبایی به بیرون از مقنعه هدایت می کرد عاشق و دلباخته پسرک 17 ساله ای شد که هرروز او را تا دم مدرسه اش اسکورت می کرد !

عشق چیزی حسی نیست که سن و سال بشناسد و ممکن است در هر سن و سالی این
حس و حال به سراغ آدمی بیاید اما عشق هیجانی بدترین نوع این احساس است احساسی که
خیلی زود فروکش می کند و خیلی زود منطق بر در این احساس می کوبد . دخترک ۱۷ ساله که
به تازگی وارد دوران بلوغ خود شده بود و دوست داشت تا در خیابان دلبری کند عاشق و دلباخته
پسری شد که هر روز با او تا مدرسه اش می آمد و باز می شگت اما … . جزئیات بیشتر درباره
عشق هیجانی دو نوجوان کم سن را در پرشین وی بخوانید.

فرجام ناخوشایند عشق هیجانی

امروز که فقط به خاطر هوس ها و هیجانات آغاز دوران بلوغ و در پی عشقی احساسی همه هستی
و آینده ام را به نابودی کشانده ام تازه می فهمم که چرا معلم تربیتی مدرسه همواره از عاقبت تلخ
دوستی های خیابانی سخن می گفت و ما را از ازدواج های احساسی و عاطفی برحذر می داشت
و معتقد بود که برخی دختران در این سن و سال تحت تاثیر عواطف فریبنده و ظاهری قرار می گیرند
و بدون هیچ فکر و اندیشه ای در برابر اشتباه وحشتناک خود مقاومت می کنند و …

زن ۱۷ ساله که به همراه خانواده اش و برای اعلام شکایت از خانواده همسرش به اتهام ضرب و جرح
عمدی و دخالت در امور زندگی وارد کلانتری شده بود در حالی که بیان می کرد آن عشق
و علاقه دیوانه وار بین من و همسرم فقط چند ماه طول کشید با ابراز پشیمانی از ازدواج
در پی یک عشق خیابانی به کارشناس اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: حدود دو
سال قبل در حال گذراندن امتحانات نیمه اول سال بودم که بالاخره شماره تلفن «رامتین»
را گرفتم.

او در همسایگی ما زندگی می کرد و هر روز صبح با فاصله چند قدم تا مدرسه همراهم می
آمد و به من ابراز علاقه می کرد. رامتین که می دانست به خاطر برگزاری امتحانات زودتر از
همیشه مدرسه را ترک می کنم گاهی در سرمای دی ماه مقابل مدرسه می ایستاد که
دوباره مرا تا منزل تعقیب کند.

آن زمان تازه وارد پانزدهمین سال زندگی ام شده بودم و دوست داشتم زیبایی ام را به رخ
دیگران بکشم به همین دلیل مقداری از موهایم را بیرون می گذاشتم و از پوشیدن چادر امتناع
می کردم.

عشق هیجانی

عاقبت عشق هیجانی

عشق هیجانی نوجوانان ۱۷ ساله

احساسم این بود که پوشش چادر به نوعی مانع جلوه زیبایی هایم می شود و
دیگران توجهی به من نمی کنند در حالی که تازه می فهمم توجه دیگران به پوشش من و زیبایی
های ظاهری فقط به دلیل هوا و هوس های خیابانی بود. خلاصه روزی در پی ابراز علاقه «رامتین»
شماره تلفن اش را گرفتم و این گونه ارتباط تلفنی ما به دور از چشم خانواده ها آغاز شد.

البته رامتین نیز ۱۷سال بیشتر نداشت و هر دو نفر ما گرفتار عشقی هیجانی شده بودیم تا آن
جا که روزی رامتین گفت: برای آن که با یکدیگر ازدواج کنیم چاره ای جز فرار نداریم چرا که به
یقین خانواده های مان با این ازدواج و در این سن و سال مخالفت می کنند.

من هم که دیوانه وار و با احساساتی کودکانه به عشقی خیابانی دل بسته بودم، کورکورانه حرف
هایش را پذیرفتم و به بهانه ترس از مخالفت خانواده ها با این ازدواج نقشه رامتین را پذیرفتم.
آن روز با قرار قبلی به منزل یکی از بستگان او در غرب کشور رفتیم. دو روز بعد پدرم که با گم
شدن من پرونده ای در پلیس آگاهی تشکیل داده بود، به همراه نیروهای انتظامی به غرب کشور
آمد و نیروهای پلیس در حالی ما را به مشهد منتقل کردند که پدرم برای جلوگیری از آبروریزی در
دادگاه موافقت کرد تا من و رامتین با هم ازدواج کنیم.

طلاق پایان عشق هیجانی

اگرچه ابتدا از این که به هدفم رسیده بودم در پوست خودم نمی گنجیدم اما این خوشحالی چند ماه
بیشتر طول نکشید چرا که هر چه زمان بیشتری می گذشت احساس می کردم او مردی نیست که
بتوانم در زندگی به او تکیه کنم. مادر رامتین دیگر نمی گذاشت بدون چادر بیرون بروم چرا که معتقد
بود حرکات و رفتارم موجب جلب نظر مردان غریبه می شود. برادر شوهرم آن قدر با بی احترامی
و رفتار خشن در خیابان روسری ام را روی موهایم می کشید که احساس حقارت می کردم.

آن ها عقیده داشتند همان طور که با این نوع پوشش و رفتارهای نامناسب خیابانی توجه رامتین را
به خودم جلب کرده ام با همین رفتارها باز هم باعث جلب توجه دیگران می شوم به طوری که این
سوءظن ها به درگیری های شدید و اختلافات خانوادگی کشید. اکنون که یک سال از ازدواج مان
می گذرد تازه می فهمم که زندگی یک عشق هیجانی نیست و حتی اگر به زندگی با رامتین هم
باز گردم دیگر هیچ علاقه ای به او نخواهم داشت و …

آخرین خبر

2019-05-15 / گردآوری:
دکتر طاهری
نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین ویدکتر طاهری
اجباری بودن ازدواج داماد او را از آرایشگر فراری داداجباری بودن ازدواج داماد او را از آرایشگر فراری داد
ازدواج اجباری مرد جوان او را مجبور کرد تا برای فرار از این اتفاق شوم نقشه فرار را از آرایشگاه بکشد
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
جوانسازی صورت و دستها , اصلاح افتادگی پلک فوری !
تعبیر خواب
شرم آورترین اتفاق زندگی زن جوان به خاطر دختر ۱۵ ساله اش رقم خورد
بی پولی مرد جوان را به کارهای بسیار زشتی وادار کرد
خواستگاریهای عجیب توسط افراد عجیب تر !!!
زنده شدن مرده بعد از مرگ عجیب در بیمارستان !!!
رد پای داعش در طلا فروشی های مشهد !!!
در دادگاه دوم محمد علی نجفی از وجود نفر سومی در صحنه قتل پرده برداری شد !!!
حادثه در فرودگاه ساری برای هواپیمای زائران حج
خودکشی ناکام دختری ۱۸ ساله در اتوبان نیایش توسط پلیس منتفی شد
ماجرای خاص حمله خرس به چوپان ناشنوا
مرگ عجیب مرد جوان به خاطر شرم آوری های همسرش
رمالی که ۵ تخم مرغ می خواست تا خوشبختی را از آن زن جوان کند !!!
درگیری در مشهد داماد ۳۴ ساله را خونین و مالین به عروسش رساند
اتفاقات عجیب خیانت در زمان نامزدی مرد جوان را غافلگیر کرد
تقلید از برنامه عصر جدید جان پسر بچه ۱۲ ساله را گرفت
جزئیات بیشتر درباره سوء قصد به نماینده اصفهان