قتل داماد شیشه‌ ای انتهای سناریوی نصیحت کردن

تاریخ نشر :یکشنبه 11 آگوست 2013 مشاهده : 76
قتل داماد شیشه‌ ای انتهای سناریوی نصیحت کردن حوادث روز
تنها مظنون کارآگاهان در پرونده قتل مرد معتادی که جسدش در بیابانی حوالی بلوار قدس شهر ری پیدا شد بعد از گذشت یک سال از وقوع جنایت به ارتکاب قتل اعتراف کرد.به گزارش اعتماد، یوسف ۴۰ ساله در حالی به قتل شوهر خواهرش میکاییل اعتراف کرد که پیش از این ماموران پلیس آثاری از ارتکاب […]
تنها مظنون کارآگاهان در پرونده قتل مرد معتادی که جسدش در بیابانی حوالی بلوار قدس شهر ری پیدا شد بعد
از گذشت یک سال از وقوع جنایت به ارتکاب قتل اعتراف کرد.
به گزارش اعتماد، یوسف ۴۰ ساله در حالی به قتل شوهر خواهرش میکاییل اعتراف کرد که پیش از این ماموران
پلیس آثاری از ارتکاب جنایت توسط او در خودرو‌اش پیدا کرده بودند با این حال یوسف در هر بار بازجویی
مدعی بیگناهی خود می‌شد.
یوسف در آخرین بازجویی پس از آنکه اقرار کرد شوهر خواهر معتاد خود را با چاقو به قتل رسانده انگیزه
خود را از این جنایت بی‌اثر بودن نصیحت‌هایشان درباره میکاییل عنوان کرد و گفت: هر چه نصیحتش کردم بی‌فایده بود.
دست آخر هم به من و خواهرم ناسزا گفت، من هم عصبانی شدم و او را کشتم.
ماجرای قتل این مرد شیشه‌یی به اواخر شهریور ماه سال گذشته باز می‌گردد.
زمانی که ماموران کلانتری ۱۳۷ دولت‌آباد شهرری حین گشت زنی جسد مردی میانسال را پیدا کردند که در بیابانی حوالی
بلوار قدس رها شده بود و آثار بریدگی روی گردنش پیدا بود.
جنازه رها شده مرد میانسال در بیابان، ماموران کلانتری را بر آن داشت تا موضوع را به بازپرس کشیک قتل
گزارش دهند.
ساعت پنج بعدازظهر بود که تلفن کشیک قتل به صدا درآمد.
ماموری از کلانتری ۱۶۷ دولت آباد موضوع کشف جسد را به بازپرس دانشور، رییس شعبه هفتم دادسرای عمومی و انقلاب
ری گزارش داد.
با اعلام این گزارش تیمی متشکل از عوامل پزشکی قانونی، اکیپ حفظ صحنه جرم و عوامل تشخیص هویت به همراه
بازپرس دانشور وارد عمل شدند.
بررسی‌های اولیه از جنازه مرد میانسال حاکی از آن بود که مقتول با اصابت جسمی نوک تیز مثل چاقو به
دو طرف گردنش به قتل رسیده اما هیچ شیء مشکوکی در صحنه جرم پیدا نشد.
پزشک قانونی نیز در معاینات اولیه اعلام کرد که ضربات چاقو به سمت راست و چپ گردن مقتول وارد شده
و وی معتاد به مواد مخدر از نوع شیشه است.
در ادامه جسد به دستور بازپرس برای انجام معاینات دقیق‌تر به پزشکی قانونی منتقل و تیمی از کارآگاهان پلیس مامور
رسیدگی به این پرونده شدند.
با توجه اظهارات پزشکی قانونی کارآگاهان پلیس اداره دهم تحقیقات شان را درباره مظنونان اصلی این پرونده یعنی خانواده مقتول
آغاز کردند اما آثار باقیمانده از لکه‌های خون در ماشین برادر زن مقتول، حل این معمای جنایی را وارد مرحله
تازه‌یی کرد.
اظهارات همسر و فرزند مقتول ظن ماموران را متوجه چه کسی کرد؟ کارآگاهان پلیس پس از به دست آوردن مدارک
شناسایی جسد، تحقیقات درباره هویت او و شناسایی خانواده‌اش را آغاز کردند.
آنها در تحقیقات متوجه شدند جسد متعلق به فردی به نام «میکاییل» ۴۵ ساله است که چندی پیش همسر وی
به علت پرداخت نکردن نفقه و اعتیاد به شیشه، از او شکایت کرده است و میکاییل به مدت چهار ماه
در زندان بوده و چند روز قبل از مرگش از زندان آزاد شده است.
باتوجه به اطلاعات به دست آمده، ماموران همسر مقتول و فرزندان مقتول را دستگیر کردند.
«پروین» همسر مقتول در بازجویی‌های کارآگاهان گفت: میکاییل به شیشه اعتیاد داشت.
او بیکار بود و این مساله من و فرزندانم را عذاب می‌داد.
به همین دلیل از او به دلیل نپرداختن نفقه و اعتیاد به شیشه شکایت کردم و میکاییل به مدت چهار
ماه به زندان افتاد.
اما چند روز قبل از مرگش از زندان آزاد شد.
وی در ادامه گفت: ساعت ۷ شب بود که به خانه آمد.
بعد از وارد شدن به خانه و سلام و احوالپرسی با فرزندانم به گوشه حیاط رفت و سیگار کشید.
من دل خوشی از او نداشتم و بی‌اعتنا به دستشویی رفتم.
اما او بدون هیچ دلیلی از پشت سر در حالی که آجری به دست داشت به سمت من آمد و
ضربه‌یی محکم به سرم زد و من داخل دستشویی افتادم، بعد سر خود را به آینه زد که در همین
لحظه صاحبخانه و پسرش آمدند و آجر را از دست او گرفتند.
همچنین پروین اظهار داشت: در حالی که خون زیادی از سرم می‌رفت صاحبخانه‌مان با کلانتری و اورژانس تماس گرفت و
من را به بیمارستان هفت تیر منتقل کردند.
در همین حال فرزندانم با دیدن این صحنه، با برادرم «یوسف» تماس گرفتند و او هم بعد از چند ساعت
به بیمارستان آمد و صبح روز بعد هم رفت.
پسر مقتول نیز در بازجویی‌ها به ماموران پلیس ضمن تکرار اظهارات مادرش گفت: فردای شب حادثه دایی‌‌ام با من تماس
گرفت و گفت به خانه بروم و آنجا را تمیز کنم تا اگر مادرم آمد خانه تمیز باشد.
من هم مواد شوینده گرفتم و به خانه رفتم و آنجا را تمیز کردم.
اما آن روز پدرم در خانه نبود.
چاقو را به دو طرف گردنش زدم براساس گفته‌های همسر و فرزند مقتول ماموران درصدد بازجویی‌ از «یوسف» برادر زن
مقتول برآمدند.
پس از دستگیری یوسف و انتقال او به آگاهی، وی در بازجویی‌هایش به کارآگاهان گفت: ساعت ۱۲ شب روز سی‌ام
شهریور سال گذشته بود که خواهرزاده‌ام با من تماس گرفت و گفت که پدرش میکاییل از زندان آزاد شده و
به خانه آمده است.
اما با مادرش درگیر شده و با آجر ضربه‌یی به سر او زده و سرش را شکسته و بعد سر
خود را هم به آینه زده است.
من هم با شنیدن این خبر به همراه داماد خانواده مان به بیمارستانی که خواهرم را در آنجا بستری کرده
بودند رفتم و تا صبح آنجا بودم و بعد از آن هم به سرکارم که در کرج بود برگشتم.
کارآگاهان پلیس پس از شنیدن اظهارات ضد و نقیض یوسف به عنوان یکی از مظنونان این پرونده به بازرسی خودروی
او پرداختند که متوجه آثار لکه‌های خون روی صندلی ماشین او شدند.
بررسی نمونه لکه خون کشف شده حکایت از این داشت که متعلق به میکاییل است.
دوباره بازجویی‌هایشان را از یوسف آغاز کردند.
یوسف در ادامه بازجویی‌ها وقتی که با مدارک و قرائنی که گواه بر قتل میکاییل بود روبه‌رو شد، ناچار لب
به اعتراف گشود.
او در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: ساعت ۸ شب بود که برای جویا شدن حال خواهرم به بیمارستان هفت
تیر رفتم.
وقتی فهمیدم میکاییل در خانه تنهاست تصمیم گرفتم به خانه خواهرم بروم و کمی میکاییل را نصیحت کنم.
وی در ادامه گفت: وقتی به خانه خواهرم رسیدم، میکاییل در را به رویم باز کرد.
او در خانه در حال کشیدن شیشه بود.
در کنارش نشستم و با او صحبت کردم اما حرف‌هایم هیچ اثری نداشت.
او به اصرار از من خواست که کمی با او شیشه بکشم.
من که اعصابم از دستش خرد شده بود به ناچار چند پوک زدم، اما تا آن موقع مواد مصرف نکرده
بودم.
متهم در ادامه بیان داشت: در حال بحث کردن با میکاییل بودم که یک‌باره او به من و خواهرم فحش
و ناسزا گفت.
در همین حال یک چاقوی میوه خوری که کنار دستش بود برداشت و به سمت من حمله ور شد.
من هم چاقو را از دستش گرفتم و بعد از پشت سر، یکی از دستانش را گرفتم.
در همین حال یک ضربه چاقو به سمت راست و ضربه دیگر به سمت چپ گردنش زدم.
بعد میکاییل بر زمین افتاد.
خون زیادی از گردنش می‌رفت به طوری که روی فرش هم ریخته شده بود اما او هنوز زنده بود و
نفس می‌کشید.
یوسف با اشاره به اینکه فقط قصد نصیحت کردن مقتول را داشته نه کشتن او را، عنوان داشت: خیلی ترسیده
بودم برای اینکه اثری از خون میکاییل در خانه بر جای نماند با تکه پارچه‌یی که در خودرو‌ام بود خون‌ها
را پاک کردم و تصمیم گرفتم او را به بیمارستانی که در نزدیکی خانه‌شان بود ببرم.
بلندش کردم و روی صندلی جلوی خودرو‌ام نشاندم و سرش را به ستون ماشین تکیه دادم و راهی بیمارستان شدم.
اما هنوز چند دقیقه‌یی نگذشته بود که متوجه شدم میکاییل نفس نمی‌کشد و مرده است.
بعد از اینکه اطمینان پیدا کردم او مرده، جسدش را به بیابانی در انتهای بلوار قدس منتقل کردم و چاقو
و پارچه خون‌آلود را به جوی آب انداخته و به سرعت متواری شدم.
در حال حاضر قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس دانشور، رییس شعبه هفتم دادسرای شهرستان ری صادر شده و متهم
برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.
2013-08-11 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد ! تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد !
نزاع های خیابانی به دلایل کودکانه و تنها از روی احساسات می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشند که در این چاقوکشی در مشهد شاهد آن بوده ایم.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
برای انتقام از همسرم ، زنان تهرانی را به دام می انداختم !
رسوایی جنسی برادر خواننده مشهور زن ؛ با دختر ۱۱ ساله ی همسرش !
اولین فیلم از هتل قرنطینه ای کرونا در تهران
شرط بخشش آرمان ، قاتل غزاله شکور اعلام شد
تجاوز پارسا به لیلا در پارتی شبانه و اخاذی با فیلم سیاه دختر دانشجو
فیلم گروگانگیری مسلحانه دختر جوان در استاد معین تهران
همسرم ، آزاده را با مرد غریبه در خانه ام دیدم ، سرش را بریدم
علت فرار پروانه از شوهر پورشه سوار ، در ماه عسل پاریس و ونیز چه گذشت ؟
افشای علت وحشتناک طلاق های صوری در مازندران لو رفت !
ماجرای تلخ فروش خواهر کوچکتر به ۷ مرد هوسباز
دعوای همسر اول و دوم یک مرد در دادگاه ؛ راز پنهانی همسر دوم چه بود ؟
چرا مرد ، قاتلِ همسر دومش شد ؟ راز عجیب پزشکی قانونی !
تکه پاره شدن دختربچه گلفروش توسط سگ ولگرد در شهرری + عکس دلخراش
آخرین صحبتهای پدر غزاله شکور درباره حکم اعدام آرمان
سپیده دختر ته تغاری من ، عروس موقت مردها شد !
صدای ناله ی زن از صندوق عقب ماشین ، راز پنهانی مرد را برملا کرد
logo-samandehi