محاکمه مجدد مردی که دیوانعالی کشور حکم تبرئه اش را نقض کرد/متهم:به خاطر تعرض به دخترم،خونش حلال بود

تاریخ نشر :دوشنبه 31 اکتبر 2016 مشاهده : 81
محاکمه مجدد مردی که دیوانعالی کشور حکم تبرئه اش را نقض کرد/متهم:به خاطر تعرض به دخترم،خونش حلال بود حوادث روز
قتل ناموسی به خاطر تعرض به دختر ماجرای این حادثه از ٢٩ شهریور ٩٣ با کشف جسد سوخته مردی جوان در داخل خودرو‌اش در بیابان‌های اطراف شهرری آغاز شد.همزمان از مرکز پلیس نیز خبر رسید که مقتول چندی پیش به مغازه یکی از دوستانش رفته اما بازگشتی نداشته است.با کسب این سرنخ، ماموران به محل […]

قتل ناموسی به خاطر تعرض به دختر

ماجرای این حادثه از ٢٩ شهریور ٩٣ با کشف جسد سوخته مردی جوان در داخل خودرو‌اش در بیابان‌های اطراف شهرری
آغاز شد.همزمان از مرکز پلیس نیز خبر رسید که مقتول چندی پیش به مغازه یکی از دوستانش رفته اما بازگشتی
نداشته است.با کسب این سرنخ، ماموران به محل اعزام اما متوجه شدند که متهم همزمان با روز حادثه ناپدید شده
است.۴٠ روز بعد اما مرد جوان خود را به کلانتری معرفی و به قتل با انگیزه ناموسی اعتراف کرد تا
پرونده‌اش با صدور کیفرخواست، برای رسیدگی در اختیار شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمدباقر قربانزاده قرار
گیرد.

در جلسه دادگاه، مادر مقتول به عنوان تنها ولی دم خواستار قصاص شد.او گفت: «من مسن هستم و روی ویلچر
می‌نشینم.احمد (مقتول) کمک خرج زندگی‌ام بود.روز حادثه متهم او را به خانه‌اش کشاند، کشت و جسدش را آتش زد.من فقط
قصاص می‌خواهم.»

سپس متهم درباره جزییات حادثه گفت: «ساعت ٢:٣٠ نصف شب، تازه از اراک برگشته بودم.رفتم طبقه دوم خانه‌مان.نخستین
کسی که پیشم آمد دختر ٧ ساله‌ام بود.او روی زانوهایم نشست و گفت اگر یک چیزی بگویم ناراحت نمی‌شوی؟ خواستم
ماجرا را تعریف کند که گفت وقتی چند روز پیش به کوچه رفته بود، دوست برادرم او را به مغازه‌اش
کشاند و مورد تعرض قرار داد.همسرم را صدا کردم.گفت دخترمان را پیش ماما برده و او گفته بچه سالم است.با
این حال من به گفته دخترم اطمینان داشتم و وقوع تعرض برایم مسجل شده بود برای همین نقشه قتل را
کشیدم.روز حادثه، بدون اینکه به رضا (برادرم) بگویم ماجرا چیست از او خواستم احمد را به بهانه خرید بادکنک به
تعویض روغنی‌مان بکشاند.وقتی آمد، رضا با ماشین رفت و من و مقتول با هم تنها شدیم.او را به بهانه آوردن
جعبه‌های روغن به زیرزمین بردم اما به پله‌ها که رسیدیم، طاقتم تمام شد و پرسیدم چرا با دختر من این
کار را کردی؟ ناگهان مشتی به سمتم رها کرد که من هم گردنش را گرفتم و روی زمین انداختمش.همانجا اعتراف
کرد که وسوسه شده بود.دست و پا و دهانش را بستم و از زیرزمین بیرون آمدم.چند ساعت بعد دوباره برگشتم
و سوالم را تکرار کردم که دوباره اعتراف کرد وسوسه شده بود.همانجا مقداری قرص در آب ریختم و به خوردش
دادم.نیمه شب بود که مرد.آن موقع رضا را از خواب بیدار کردم و به مغازه کشاندم.وقتی گفتم احمد را
کشته‌ام می‌خواست فریاد بزند که ساکتش کردم.سپس جسد را با همکاری او در صندوق عقب ماشین خود مقتول گذاشتیم و
خودم تنهایی آن را به بیابان‌های اطراف شهرری بردم و آتش زدم.»

متهم در ادامه بر مهدورالدم بودن مقتول تاکید
کرد تا در نهایت قضات نیز با همین استنباط، او را به حبس و پرداخت دیه محکوم کنند.با این وجود
دیوان عالی کشور این حکم را رد کرد و پرونده را برای بررسی مجدد به شعبه دوم دادگاه کیفری استان
تهران به ریاست قاضی مقدم‌زهرا فرستاد.

صبح دیروز، جلسه رسیدگی به پرونده در این شعبه با درخواست دوباره قصاص از سوی مادر مقتول آغاز شد.سپس متهم
گفت: «دخترم گفته بود که مقتول او را به مغازه کشانده و لباس از تنش خارج کرده.روز حادثه هم وقتی
به زیرزمین رفتیم به مقتول گفتم با من خصومت شخصی داشتی؟ گفت نه، گفتم پس چرا با دختر من این
کار را کردی؟ که گفت وسوسه شدم.همانجا هم اعتراف کرد که با بچه‌های دیگر هم این کار را تکرار کرده.به
این نتیجه رسیدم که مهدورالدم است و خونش حلال، برای همین او را کشتم.همه کار را هم تنهایی انجام دادم
و برادرم رضا اصلا از ماجرا خبر نداشت.»

در ادامه دادگاه، قاضی اسلامی پرسید: «به گفته خودت، ماما دخترت را
معاینه کرده و به این نتیجه رسیده بود که هیچ تعرضی اتفاق نیفتاده.در این شرایط آیا خونش باز هم حلال
بود؟ ضمن اینکه بگویید در کجای شرع نوشته شده اگر فردی دختری را به مغازه ببرد و شلوار از تنش
خارج کند، مهدورالدم است؟» که متهم جواب داد: «من به حرف دخترم مطمئن هستم.او با اینکه هفته‌ای دو بار هم
پیش روانپزشک می‌رود اما خواب آن روز را می‌بیند.من نمی‌دانم کجای شرع نوشته اما من براساس اعتقادات دینی‌ام، فکر می‌کردم
خونش حلال است.او در روز روشن دختر مرا از کوچه به مغازه کشاند و لباس از تنش بیرون کشید.این تعرض
است دیگر.»

او در پاسخ به این سوال نیز که آیا در زمان وقوع حادثه اعتیاد داشتی یا خیر گفت:
«من راننده بودم و تریاک مصرف می‌کردم.وقتی از ماجرا باخبر شدم به مدت سه روز شیشه مصرف کردم تا بتوانم
بیدار بمانم اما توهم نداشتم.»

پس از متهم ردیف اول، برادر او نیز که پیش از این به اتهام معاونت
در قتل بازداشت اما با قرار وثیقه آزاد شده است با رد اطلاعش از ماجرا گفت: «من خواب بودم که
برادرم صدایم زد و فقط کمکش کردم جسد را در صندوق عقب ماشین بگذارد.»

اظهارات او در حالی است که
برادرش در ابتدای دستگیری گفته بود با مشورت او مرتکب قتل شده است.متهم اما در جلسه دیروز این اعتراف خود
را انکار کرد تا در نهایت قضات براساس مدارک به دست آمده وارد شور شوند.

خبرآنلاین

2016-10-31 / گردآوری:
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد ! تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد !
نزاع های خیابانی به دلایل کودکانه و تنها از روی احساسات می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشند که در این چاقوکشی در مشهد شاهد آن بوده ایم.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
برای انتقام از همسرم ، زنان تهرانی را به دام می انداختم !
رسوایی جنسی برادر خواننده مشهور زن ؛ با دختر ۱۱ ساله ی همسرش !
اولین فیلم از هتل قرنطینه ای کرونا در تهران
شرط بخشش آرمان ، قاتل غزاله شکور اعلام شد
تجاوز پارسا به لیلا در پارتی شبانه و اخاذی با فیلم سیاه دختر دانشجو
فیلم گروگانگیری مسلحانه دختر جوان در استاد معین تهران
همسرم ، آزاده را با مرد غریبه در خانه ام دیدم ، سرش را بریدم
علت فرار پروانه از شوهر پورشه سوار ، در ماه عسل پاریس و ونیز چه گذشت ؟
افشای علت وحشتناک طلاق های صوری در مازندران لو رفت !
ماجرای تلخ فروش خواهر کوچکتر به ۷ مرد هوسباز
دعوای همسر اول و دوم یک مرد در دادگاه ؛ راز پنهانی همسر دوم چه بود ؟
چرا مرد ، قاتلِ همسر دومش شد ؟ راز عجیب پزشکی قانونی !
تکه پاره شدن دختربچه گلفروش توسط سگ ولگرد در شهرری + عکس دلخراش
آخرین صحبتهای پدر غزاله شکور درباره حکم اعدام آرمان
سپیده دختر ته تغاری من ، عروس موقت مردها شد !
صدای ناله ی زن از صندوق عقب ماشین ، راز پنهانی مرد را برملا کرد
logo-samandehi