پایان‌رویای‌میلیونر‌شدن‌دایی و‌خواهر‌زاده در‌مخفیگاه‌جنگلی

تاریخ نشر :شنبه 09 نوامبر 2013 مشاهده : 77
پایان‌رویای‌میلیونر‌شدن‌دایی و‌خواهر‌زاده در‌مخفیگاه‌جنگلی حوادث روز
متهمان سرقت مسلحانه از طلافروشی شهرک ولی‌عصر تهران تنها چهار روز پس از سرقت، در گیلان به دام افتادند.عصر روز دهم آبان ماه اعلام یک فقره سرقت مسلحانه ماموران پلیس کلانتری ۱۱۳ را به طلافروشی شهرک ولی‌عصر کشاند.به گزارش اعتماد، آگاهی همان تحقیقات اولیه مشخص کرد که دو نفر سارق جوان، با استفاده از یک […]
متهمان سرقت مسلحانه از طلافروشی شهرک ولی‌عصر تهران تنها چهار روز پس از سرقت، در گیلان به دام افتادند.
عصر روز دهم آبان ماه اعلام یک فقره سرقت مسلحانه ماموران پلیس کلانتری ۱۱۳ را به طلافروشی شهرک ولی‌عصر کشاند.
به گزارش اعتماد، آگاهی همان تحقیقات اولیه مشخص کرد که دو نفر سارق جوان، با استفاده از یک قبضه اسلحه
کمری و قمه اقدام به سرقت طلا و جواهرات داخل ویترین طلافروشی کرده و پس از آن با یک دستگاه
خودروی سواری ریو سفید رنگ از محل متواری شده‌اند.
با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع سرقت مسلحانه و به دستور شعبه دوم دادیاری دادسرای امور جنایی تهران، پرونده جهت
انجام تحقیقات تخصصی در اختیار اداره یکم مبارزه با سرقت‌های مسلحانه پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
صاحب طلافروشی پس از حضور در اداره یکم پلیس آگاهی، در اظهارات خود به کارآگاهان گفت: «ساعت ۴ بعدازظهر دهم
آبان ماه برابر روال هر روز، مغازه طلافروشی خود واقع در شهرک ولی‌عصر را باز کردم؛ بعد از دقایقی جوانی
با لباس قرمز از پشت در طلافروشی عنوان داشت که سکه می‌خواهد و من نیز درب را برایش باز کردم؛
به محض اینکه در طلافروشی را باز کردم، ناگهان این جوان اسلحه کمری را کشید و چند ثانیه بعد، نفر
دوم با یک کیف و قمه به دست، وارد شد؛ با فحاشی و سر و صدا مرا تهدید کردند و
نفر دوم از روی پیشخوان به طرف دیگر پرید و شروع کرد به برداشتن طلاهای داخل ویترین مغازه؛ چندین بار
خواستم مقاومت کنم اما نفر اول، با یک دست قمه و با دست دیگر اسلحه به سوی من گرفته بود؛
نفر دوم مرتب می‌گفت که «اگر حرکتی کرد بزن»؛ تمام این ماجرا در حدود چند دقیقه بیشتر طول نکشید.» با
توجه به شیوه و شگرد سرقت و اظهارات صاحب مغازه مبنی بر فرار سارقان مسلح با یک دستگاه خودروی ریو
سفید رنگ، کارآگاهان اداره یکم با بررسی تصاویر به دست آمده از دوربین‌های مداربسته طلافروشی و همچنین شعبه بانک شهرک
ولی‌عصر موفق به شناسایی خودروی ریو سفید رنگ شدند؛ در بررسی‌های بعدی مشخص شد که خودروی مذکور دارای سابقه سرقت
بوده و دو هفته پیش از زمان سرقت طلافروشی در خیابان پیروزی سرقت شده که با ثبت دستور توقیف خودرو
در سیستم جامع پلیس، خودروی ریو بعد از گذشت تنها چند روز از تاریخ سرقت طلافروشی در حوالی ایستگاه مترو
جوانمرد قصاب کشف شد.
با توجه به مجهز بودن طلافروشی به دوربین‌های مداربسته، تصاویر به دست آمده مورد بازبینی قرار گرفت و نهایتا ضمن
انجام هماهنگی با دادیار پرونده، تصاویر صحنه سرقت جهت شناسایی متهمان در اختیار اصحاب رسانه قرار گرفت؛ با انتشار تصاویر
صحنه سرقت در جراید کشور و تماس یکی از شهروندان با اداره یکم پلیس آگاهی، کارآگاهان موفق به شناسایی یکی
از سارقان به نام «مصطفی» شدند.
با شناسایی هویت مصطفی به عنوان یکی از سارقان احتمالی، تصاویر وی از طریق سیستم جامع پلیس استخراج و صاحب
طلافروشی پس از مشاهده تصویر مصطفی، وی را به عنوان یکی از سارقان که با لباس قرمز و به بهانه
خرید سکه وارد طلافروشی شده بود، مورد شناسایی کامل خود قرار داد؛ در ادامه، کارآگاهان با انجام تحقیقات پلیسی موفق
به شناسایی هویت سارق دوم به نام امید.
م (دایی مصطفی) شدند.
کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی با شناسایی مخفیگاه دایی (امید) و خواهر‌زاده (مصطفی) در ورامین، با اخذ نیابات قضایی به
این شهر رفته و در تحقیقات خود اطلاع پیدا کردند که متهمان پس از انتشار تصاویرشان در جراید متواری شده‌اند.
سرانجام با انجام تحقیقات گسترده پلیسی، مخفیگاه هر دو متهم در یکی از شهرهای استان گیلان شناسایی، کارآگاهان اداره یکم
با اخذ نیابت قضایی به استان گیلان اعزام و نهایتا پس از شناسایی دقیق مخفیگاه متهمان و اطمینان از حضور
آنها، هر دو متهم چهاردهم آبان ماه دستگیر و پس از انتقال به اداره یکم پلیس آگاهی از سوی مالباخته
شناسایی و صراحتا به سرقت از طلافروشی اعتراف کردند.
مصطفی ۲۸ ساله، در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: «حدود ۱۵ روز قبل از سرقت، در خیابان پیروزی یک دستگاه
خودروی ریو را سرقت کرده و من پشت فرمان نشستم؛ بعد از ۱۵ روز، در شهرک ولیعصر طلافروشی محل سرقت
را شناسایی و تحت نظر گرفتیم تا اینکه فردای آن روز، ساعت ۱۶:۰۰ اول من وارد طلافروشی شدم و بعد
دایی (امید) وارد شد؛ من اسلحه را به سمت طلافروش گرفتم و بعد دایی به بالای ویترین رفت و مقداری
طلا را برداشت و سریع بیرون آمدیم و من پشت فرمان نشستم و به سرعت از محل متواری شدیم؛ بعد
از آن، ماشین را در حوالی ایستگاه مترو رها کردیم.» مصطفی درباره نحوه سرقت خودرو نیز به کارآگاهان گفت: «خودرو
در گوشه‌یی پارک و سوییچ آن نیز روشن بود؛ صاحب ماشین نیز چند متر بیشتر از ماشین فاصله نداشت که
به سرعت [داخل ماشین] نشستیم و از محل متواری شدیم.»
2013-11-09 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد ! تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد !
نزاع های خیابانی به دلایل کودکانه و تنها از روی احساسات می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشند که در این چاقوکشی در مشهد شاهد آن بوده ایم.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
برای انتقام از همسرم ، زنان تهرانی را به دام می انداختم !
رسوایی جنسی برادر خواننده مشهور زن ؛ با دختر ۱۱ ساله ی همسرش !
اولین فیلم از هتل قرنطینه ای کرونا در تهران
شرط بخشش آرمان ، قاتل غزاله شکور اعلام شد
تجاوز پارسا به لیلا در پارتی شبانه و اخاذی با فیلم سیاه دختر دانشجو
فیلم گروگانگیری مسلحانه دختر جوان در استاد معین تهران
همسرم ، آزاده را با مرد غریبه در خانه ام دیدم ، سرش را بریدم
علت فرار پروانه از شوهر پورشه سوار ، در ماه عسل پاریس و ونیز چه گذشت ؟
افشای علت وحشتناک طلاق های صوری در مازندران لو رفت !
ماجرای تلخ فروش خواهر کوچکتر به ۷ مرد هوسباز
دعوای همسر اول و دوم یک مرد در دادگاه ؛ راز پنهانی همسر دوم چه بود ؟
چرا مرد ، قاتلِ همسر دومش شد ؟ راز عجیب پزشکی قانونی !
تکه پاره شدن دختربچه گلفروش توسط سگ ولگرد در شهرری + عکس دلخراش
آخرین صحبتهای پدر غزاله شکور درباره حکم اعدام آرمان
سپیده دختر ته تغاری من ، عروس موقت مردها شد !
صدای ناله ی زن از صندوق عقب ماشین ، راز پنهانی مرد را برملا کرد
logo-samandehi