پایان خوش صیغه پنهانی شدن منشی شرکت با یک کارمند

تاریخ نشر :شنبه 01 اکتبر 2016 مشاهده : 183
پایان خوش صیغه پنهانی شدن منشی شرکت با یک کارمند حوادث روز
صیغه پنهانی شدن منشی شرکت با یک کارمند داشتن هوو تنم را می لرزاند و هیچ گاه نمی توانستم حتی به این موضوع فکر کنم کاش می دانستم مراکز مشاوره و مددکاری اجتماعی در کلانتری ها وجود دارد، تا این گونه سکته نمی کردم و دخترم به فکر خودکشی نمی افتاد…زن ۴۲ ساله که برای […]

صیغه پنهانی شدن منشی شرکت با یک کارمند

داشتن هوو تنم را می لرزاند و هیچ گاه نمی توانستم حتی به این موضوع فکر کنم کاش می دانستم
مراکز مشاوره و مددکاری اجتماعی در کلانتری ها وجود دارد، تا این گونه سکته نمی کردم و دخترم به فکر
خودکشی نمی افتاد…
زن ۴۲ ساله که برای اعلام گذشت از همسرش در پرونده شکایت به خاطر «ترک نفقه » به کلانتری طبرسی
جنوبی مشهد مراجعه کرده بود، در حالی که از بازگشت به زندگی آرام گذشته اش شادمان به نظر می رسید
با قدردانی از فرمانده کلانتری و کارشناس اجتماعی گفت: اختلافات من و «امیرعلی» از حدود یک سال و نیم قبل
زمانی آغاز شد که فهمیدم همسرم منشی ۲۳ ساله شرکت را به عقد موقت خودش درآورده است.دنیا روی سرم خراب
شد.زندگی ام را دوست داشتم و سال ها برای آسایش و آرامش همسر و فرزندانم تلاش کرده بودم.تلخی ها و
شیرینی های زیادی را تجربه کرده بودم و در کنار دخترانم احساس خوشبختی می کردم تا این که توفان سیاه
بدبختی زندگی شیرینم را به هم ریخت.«امیرعلی» اگرچه مردی مغرور و کم حرف بود اما قلبی بسیار مهربان و عاطفی
داشت.در یک شرکت خصوصی مشغول به کار بود و من به همان حقوق اندک او قانع بودم چرا که هیچ
گاه دوست نداشتم همسرم برای درآمد بیشتر دچار مشکل شود.آن شب وقتی گریه کنان به او گفتم از ماجرای ازدواجش
خبر دارم مشاجره سختی بین ما آغاز شد و او من و دخترم را کتک زد.امیرعلی مدعی بود فقط به
خاطر دلسوزی با آن زن جوان که دارای یک فرزند بود ازدواج کرده است تا فرزند آن زن مطلقه سایه
پدر را بر سرش احساس کند.ولی من نمی توانستم این حرف ها را قبول کنم.از شدت اضطراب و استرس یک
بار سکته کردم و نیمی از بدنم توانایی معمولی را از دست داد.درگیری ها و اختلافات ما هر روز بیشتر
می شد به طوری که دختر بزرگم تحت تاثیر کشمکش های خانوادگی ما و با یک تصمیم احمقانه اقدام به
خودکشی کرد اما خوشبختانه من خیلی زود متوجه شدم و او را به مرکز درمانی رساندم.وقتی شرایط زندگی ما به
این جا رسید تصمیم به شکایت از همسرم گرفتم تا حداقل نفقه قانونی را از او بگیرم.در همین حال بود
که مشاور کلانتری هوویم را برای برگزاری جلسه مشاوره دعوت کرد آن زن جوان وقتی وضعیت زندگی مرا شنید
با چشمانی اشکبار گفت: من فقط به خاطر فرزندم حاضر به ازدواج با امیرعلی شدم و قرار بود این
ماجرا پنهان بماند اما از این که مدت هاست زندگی خانواده ای را آشفته کرده ام، اطلاعی نداشتم.هیچ انسان عاقلی
دوست ندارد برای آسایش خودش خانواده دیگری را قربانی کند به همین خاطر از حق خودم می گذرم و از
امیرعلی جدا می شوم تا همسر و فرزندان او به زندگی گذشته خود بازگردند و…

رکنا

2016-10-01 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد ! تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد !
نزاع های خیابانی به دلایل کودکانه و تنها از روی احساسات می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشند که در این چاقوکشی در مشهد شاهد آن بوده ایم.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
برای انتقام از همسرم ، زنان تهرانی را به دام می انداختم !
رسوایی جنسی برادر خواننده مشهور زن ؛ با دختر ۱۱ ساله ی همسرش !
اولین فیلم از هتل قرنطینه ای کرونا در تهران
شرط بخشش آرمان ، قاتل غزاله شکور اعلام شد
تجاوز پارسا به لیلا در پارتی شبانه و اخاذی با فیلم سیاه دختر دانشجو
فیلم گروگانگیری مسلحانه دختر جوان در استاد معین تهران
همسرم ، آزاده را با مرد غریبه در خانه ام دیدم ، سرش را بریدم
علت فرار پروانه از شوهر پورشه سوار ، در ماه عسل پاریس و ونیز چه گذشت ؟
افشای علت وحشتناک طلاق های صوری در مازندران لو رفت !
ماجرای تلخ فروش خواهر کوچکتر به ۷ مرد هوسباز
دعوای همسر اول و دوم یک مرد در دادگاه ؛ راز پنهانی همسر دوم چه بود ؟
چرا مرد ، قاتلِ همسر دومش شد ؟ راز عجیب پزشکی قانونی !
تکه پاره شدن دختربچه گلفروش توسط سگ ولگرد در شهرری + عکس دلخراش
آخرین صحبتهای پدر غزاله شکور درباره حکم اعدام آرمان
سپیده دختر ته تغاری من ، عروس موقت مردها شد !
صدای ناله ی زن از صندوق عقب ماشین ، راز پنهانی مرد را برملا کرد
logo-samandehi