پنج شنبه, ۲۰ بهمن , ۱۴۰۱

پایان مرگبار سلطه‌گری‌های سیاه بر پسر ۱۵ ساله

تاریخ نشر :چهارشنبه 22 آوریل 2015 اشتراک:
پایان مرگبار سلطه‌گری‌های سیاه بر پسر ۱۵ ساله حوادث روز
ساعت ۱۲ نیمه‌شب، دوم اردیبهشت ماه سال گذشته مأموران پلیس پایتخت هنگام گشتزنی در خیابان پیروزی به یک مرد و دو پسر نوجوان که داخل پارکی بودند و رفتارهای مرموزی داشتند، مشکوک شدند و به سمت آنها رفتند اما سه مرد مرموز با دیدن مأموران سوار یک پراید شده و با سرعت سرسام‌آور از محل […]

ساعت ۱۲ نیمه‌شب، دوم اردیبهشت ماه سال گذشته مأموران پلیس پایتخت هنگام گشتزنی در خیابان پیروزی به یک مرد و
دو پسر نوجوان که داخل پارکی بودند و رفتارهای مرموزی داشتند، مشکوک شدند و به سمت آنها رفتند اما سه
مرد مرموز با دیدن مأموران سوار یک پراید شده و با سرعت سرسام‌آور از محل گریختند و تنها یک کیسه
از آنها برجای ماند.
مأموران که موفق به یادداشت پلاک خودرو شده بودند موضوع را به همه تیم‌های پلیسی گزارش دادند.

دقایقی بعد وقتی مأموران خود را به کیسه رساندند و در آن را باز کردند ناگهان با جسد بی‌جان پسرجوانی روبه‌رو شدند که دو تسمه به گردنش بسته شده و بدنش سرد بود.

خیلی زود مأموران پلیس ماجرا را به بازپرس ویژه قتل تهران اطلاع دادند و تجسس‌های قضایی و پلیسی نشان داد
قربانی جنایت «سهیل» نام دارد.
هنوز ۲۴ ساعت نگذشته بود که کارآگاهان با اقدامات تخصصی قاتل ۱۷ ساله به نام «مهرداد» را دستگیر کردند.

وی در بازجویی‌ها گفت: سال ۹۰ در جشن تولد یکی از دوستانم با سهیل آشنا شدم. وی از آن روز به بعد مرا تحت سلطه خواسته‌های شوم خود درآورد. من نیز از این موضوع خیلی ناراحت بودم حتی دوبار دست به خودکشی زدم اما هر دو بار دوستم پوریا که می‌دانست سهیل مرا اذیت می‌کند، نجاتم داد.

وی افزود: کینه به دل گرفته بودم.
عصر روز حادثه که خواب بودم سهیل با من تماس گرفته بود، وقتی بیدار شدم به او زنگ زدم و
خواست برایش حشیش ببرم.من هم حشیش برایش گرفتم و به او زنگ زدم.
با هم قرار گذاشتیم که داخل پارک همدیگر را ببینیم.به پارک رفتم وقتی آمد حشیش را به او دادم، داخل
پارک حشیش را مصرف کرد.
چون نسبت به وی کینه به دل گرفته بودم، وقتی حشیش را مصرف کرد دیدم بدنش شل شده است.
بلافاصله تصمیم به قتل گرفتم و ابتدا دستمالی را دور گردنش انداختم و فشار دادم ناگهان روی زمین افتاد.

همزمان دو تسمه نیز که همراهم بود را دور گردنش انداختم و فرار کردم.
به خانه رفتم ماجرا را به پدرم گفتم.
پدرم خواست موضوع را به پلیس اطلاع دهیم اما من فرار کردم و به خانه دوستم پوریا رفتم.
به او گفتم سهیل را کشتم.
پوریا باور نمی‌کرد.
به خانه‌مان برگشتیم.
در آنجا وقتی پدرم متوجه شد که موضوع قتل را به پوریا گفته‌ام ناراحت شد و گفت چرا این پسر
را به دردسر انداختی!کیسه خوابی را از خانه برداشتم و پدرم با پرایدش من و پوریا را سوار کرد تا
جسد را به بیابان‌های اطراف تهران ببریم.وقتی وارد پارک شدیم خودم جسد را داخل کیسه خواب انداختم، وقتی خواستیم آن
را داخل صندوق عقب خودرو بیندازیم گشت پلیس سر رسید و ما از ترس جسد را رها کردیم و پا
به فرار گذاشتیم.

در دادگاه

صبح دیروز این پسر نوجوان در شعبه ۸۴ دادگاه کیفری استان تهران تحت محاکمه قرار گرفت.

ابتدا خانواده مقتول خواهان صدور حکم قصاص شدند سپس مهرداد پشت تریبون ایستاد و در آخرین دفاع گفت: قتل را
قبول دارم اما روز حادثه فقط می‌خواستم سهیل را بترسانم.
وقتی دستمال را روی گردنش انداختم، بی‌حال روی زمین افتاد.
خیلی ترسیده بودم چند سیلی به صورتش زدم تا ببینم چه واکنشی نشان می‌دهد.
از طرفی هم‌چون مرا بشدت تحت سلطه خود درآورده بود ترسیدم نکند حالش خوب شود و باز سراغم بیاید.

بنابر این گزارش، قاضی باقری و چهار قاضی مستشار در جلسات پیشین محاکمه، پدر متهم به قتل و پوریا را
به خاطر اخفای ادله جرم به یک سال زندان محکوم کرده بودند و قرار است در زمینه این قاتل نوجوان
و کیفیت قتل بویژه اعمال ماده ۹۱ مبنی بر تأیید رشد عقلی از سوی پزشکی قانونی تصیم‌‌گیری کنند.

ایران

گردآوری:
اخبار مرتبط:
فرادرس