پزشک روانی با شکایت همسرش به دادگاه احضار شد

تاریخ نشر :سه‌شنبه 15 آوریل 2014 مشاهده : 113
پزشک روانی با شکایت همسرش به دادگاه احضار شد حوادث روز
خانم دکتر وقتی با هم‌دانشگاهی‌اش سر سفره عقد نشست نمی‌دانست در شکنجه‌گاه وی زندانی خواهد شد.این خانم دکتر وقتی در برابر بازپرس امجدیان ایستاد، گفت: حدود چهار سال پیش که دانشجوی پزشکی بودم در دانشگاه خیلی اتفاقی با یکی از همکلاسی‌هایم به نام «امیر» آشنا شدم.هنوز مدت زیادی از آشنایی ما نگذشته بود که وی […]

خانم دکتر وقتی با هم‌دانشگاهی‌اش سر سفره عقد نشست نمی‌دانست در شکنجه‌گاه وی زندانی خواهد شد.این خانم دکتر وقتی در
برابر بازپرس امجدیان ایستاد، گفت: حدود چهار سال پیش که دانشجوی پزشکی بودم در دانشگاه خیلی اتفاقی با یکی از
همکلاسی‌هایم به نام «امیر» آشنا شدم.هنوز مدت زیادی از آشنایی ما نگذشته بود که وی نسبت به من ابراز علاقه
کرد و پیشنهاد ازدواج داد.از آنجا که من نیز به وی علاقه‌مند بودم، وقتی می‌دیدم امیر از موقعیت اجتماعی و
آینده درخشانی برخوردار است، پذیرفتم با هم ازدواج کنیم.

وی افزود: امیر با پدر و مادرش به خواستگاری‌ام آمد.
همه چیز به خوبی و شادی گذشت و من بدون این‌که تحقیقی کنم با مهریه هزار سکه طلا به عقدش
درآمدم و پس از برگزاری جشن عروسی، راهی خانه بخت شدم.
همزمان من و امیر در رشته پزشکی فارغ‌التحصیل شدیم.اوایل زندگی آرام و خوبی داشتیم به طوری که دیگران نسبت به
ما حسادت می‌کردند.
همیشه تصور داشتم خوشبخت‌ترین زن دنیا هستم و با بهترین مرد دنیا ازدواج کرده‌ام.این خانم دکتر به آرامی ادامه داد:
تا این‌که من عضو هیأت علمی دانشگاهی که در آن تدریس می‌کردم، شدم.
از آن زمان به بعد امیر با من بنای ناسازگاری گذاشت و خیلی زود اخلاق و رفتارش تغییر کرد و
خواست من دیگر برای تدریس به دانشگاه نروم.
من اعتراض کرده و نپذیرفتم و سعی کردم وی را متقاعد کنم.
امیر در آزمون هیأت علمی دانشگاه شرکت کرد اما مردود شد و همین باعث شد شوهرم با مشت و لگد
به جان من بیفتد.
وی گفت تو باید به طور کلی بی‌خیال کارت شوی و کار به جایی کشید که مرا یک ماه در
خانه زندانی کرد و اجازه نداد سرکار بروم.
هر وقت پدر و مادرم با من تماس تلفنی می‌گرفتند کنارم می‌ایستاد که من ماجرای درگیری و زندانی شدنم را
به آنان نگویم.ابتدا فکر می‌کردم اخلاق و رفتارش تغییر خواهد کرد و همان همسر ایده‌آل قبلی می‌شود اما هر چه
می‌گذشت خشن‌تر و شکاک‌تر می‌شد تا این‌که چند وقت پیش متوجه شدم امیر بیماری پارانوئید دارد و تحت نظر روانپزشک
است.خیلی ناراحت شدم چرا که همسرم سال‌ها به این بیماری دچار بود و خانواده‌اش از من پنهان کرده بودند اما
باز هم چون دوستش داشتم صبر کردم و به امید این‌که بهتر شود بداخلاقی‌هایش را تحمل کردم.
خانم دکتر گفت: حالا دیگر به تنگ آمده‌ام و تحملم تمام شده است.
وی با سوراخ کردن لوله گاز خانه قصد به آتش کشیدن من و خانه را داشت که خوشبختانه توانستم خودم
را نجات دهم.
حالا با این مرد که بیماری پارانوئید دارد و چندین بار قصد کشتن مرا داشته، ادامه زندگی برایم غیرممکن است
و از وی شکایت دارم.بازپرس امجدیان با شنیدن ادعاهای خانم دکتر، مرد پزشک را به دادسرا احضار کرد
تا به بررسی مدارک بیماری و رفتارهای خشونت‌آمیز وی در خانه بپردازد و تصمیم نهایی را بگیرد.

روزنامه ایران

2014-04-15 / گردآوری:
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد ! تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد !
نزاع های خیابانی به دلایل کودکانه و تنها از روی احساسات می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشند که در این چاقوکشی در مشهد شاهد آن بوده ایم.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
برای انتقام از همسرم ، زنان تهرانی را به دام می انداختم !
رسوایی جنسی برادر خواننده مشهور زن ؛ با دختر ۱۱ ساله ی همسرش !
اولین فیلم از هتل قرنطینه ای کرونا در تهران
شرط بخشش آرمان ، قاتل غزاله شکور اعلام شد
تجاوز پارسا به لیلا در پارتی شبانه و اخاذی با فیلم سیاه دختر دانشجو
فیلم گروگانگیری مسلحانه دختر جوان در استاد معین تهران
همسرم ، آزاده را با مرد غریبه در خانه ام دیدم ، سرش را بریدم
علت فرار پروانه از شوهر پورشه سوار ، در ماه عسل پاریس و ونیز چه گذشت ؟
افشای علت وحشتناک طلاق های صوری در مازندران لو رفت !
ماجرای تلخ فروش خواهر کوچکتر به ۷ مرد هوسباز
دعوای همسر اول و دوم یک مرد در دادگاه ؛ راز پنهانی همسر دوم چه بود ؟
چرا مرد ، قاتلِ همسر دومش شد ؟ راز عجیب پزشکی قانونی !
تکه پاره شدن دختربچه گلفروش توسط سگ ولگرد در شهرری + عکس دلخراش
آخرین صحبتهای پدر غزاله شکور درباره حکم اعدام آرمان
سپیده دختر ته تغاری من ، عروس موقت مردها شد !
صدای ناله ی زن از صندوق عقب ماشین ، راز پنهانی مرد را برملا کرد
logo-samandehi