پسران جوان برای حفظ آبروی خود چاره ای جز دادن پول های زیاد به من نداشتند

تاریخ نشر :پنج‌شنبه 14 جولای 2016 مشاهده : 114
پسران جوان برای حفظ آبروی خود چاره ای جز دادن پول های زیاد به من نداشتند حوادث روز
دستگیری عامل اخاذی پسران جوان دختر ۱۹ ساله که با وضعیت آشفته و سر و صورتی خراشیده در اتاق مددکاری نشسته بود در حالی که با گوشه روسری خاکی خود اشک هایش را پاک می کرد در تشریح ماجرای زندگی و دستگیری خود به کارشناس اجتماعی کلانتری طبرسی جنوبی مشهد گفت: پدرم وضعیت مالی خوبی نداشت این […]

دستگیری عامل اخاذی پسران جوان

دختر ۱۹ ساله که با وضعیت آشفته و سر و صورتی خراشیده در اتاق مددکاری نشسته بود در حالی که
با گوشه روسری خاکی خود اشک هایش را پاک می کرد در تشریح ماجرای زندگی و دستگیری خود به کارشناس
اجتماعی کلانتری طبرسی جنوبی مشهد گفت: پدرم وضعیت مالی خوبی نداشت این در حالی بود که من هم مانند بسیاری
از دختران نوجوان آرزوهای زیادی را در سر می پروراندم.حتی در رویاهایم خود را سوار بر خودروی شاسی بلند گران
قیمتی می دیدم که در آن عینکی دودی بر چشمانم زده ام و رانندگی می کنم.مقطع دبیرستان را به پایان
رسانده بودم که تصمیم گرفتم برای رسیدن به آرزوهایم در پی شغلی باشم و ادامه تحصیل بدهم.به همین خاطر در
کلاس های پیش دانشگاهی ثبت نام کردم و به اطرافیانم سپردم اگر کار مناسبی سراغ داشتند به من اطلاع بدهند.

در همین روزها بود که از طریق یکی از دوستانم با دختری به نام «نیوشا» آشنا شدم.او در منطقه بالای
شهر زندگی می کرد و به همراه دوستانش مدام در تفریح و خوشگذرانی بود.چند روز بیشتر طول نکشید که با
نیوشا و دوستش صمیمی شدم و در کنار آن ها قرار گرفتم.آن ها مانند من به دنبال کار نبودند، اما
به راحتی پول زیادی خرج می کردند و لباس های شیک و گران قیمت آن ها در حالی حس حسادت
مرا برانگیخته بود که آرام آرام متوجه رفتارهای مشکوک آن ها شدم.نیوشا عنوان می کرد حالا که وارد گروه ما
شده ای باید تو هم لباس های آن چنانی بپوشی و با آرایش های غلیظ خودت را زیباتر جلوه بدهی.از
آن روز به بعد آن ها انواع لباس و مانتوهای شیک را برایم می خریدند و مرا با خودشان به
رستوران های مجلل می بردند.وقتی فهمیدم کار آن ها عشوه گری و اخاذی از رانندگان جوان خودروهای مدل بالاست که
خودم نیز آلوده این کار شده بودم.دیگر به همراه نیوشا از ساعت ۹ صبح تا نیمه های شب بیرون از
منزل به سر می بردم و مبالغ زیادی را به حساب بانکی ام واریز می کردند.

وقتی یکی از کارت های عابربانکم را به خانواده ام دادم آن ها نمی دانستند که شغل کثیف من چیست
،به همه می گفتم در یک شرکت بزرگ لوازم آرایشی به عنوان ویزیتور استخدام شده ام تا کسی به رفت
و آمدهایم مشکوک نشود.اگرچه عذاب وجدان داشتم و می دانستم رانندگان جوان برای حفظ آبروی خود چاره ای جز دادن
پول های زیاد به من ندارند اما باز هم با حیله گری از آنان اخاذی می کردم تا این که
آخرین بار وقتی راننده جوان به خاطر دلسوزی مرا سوار کرد متوجه قصد شوم من شد و بلافاصله خودش با
پلیس تماس گرفت و من که قصد داشتم از چنگ او فرار کنم از خودرو پایین افتادم و توسط مردم
دستگیر شدم.این پایان آرزوهایم بود اگرچه…

جام نیوز

2016-07-14 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد ! تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد !
نزاع های خیابانی به دلایل کودکانه و تنها از روی احساسات می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشند که در این چاقوکشی در مشهد شاهد آن بوده ایم.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
برای انتقام از همسرم ، زنان تهرانی را به دام می انداختم !
رسوایی جنسی برادر خواننده مشهور زن ؛ با دختر ۱۱ ساله ی همسرش !
اولین فیلم از هتل قرنطینه ای کرونا در تهران
شرط بخشش آرمان ، قاتل غزاله شکور اعلام شد
تجاوز پارسا به لیلا در پارتی شبانه و اخاذی با فیلم سیاه دختر دانشجو
فیلم گروگانگیری مسلحانه دختر جوان در استاد معین تهران
همسرم ، آزاده را با مرد غریبه در خانه ام دیدم ، سرش را بریدم
علت فرار پروانه از شوهر پورشه سوار ، در ماه عسل پاریس و ونیز چه گذشت ؟
افشای علت وحشتناک طلاق های صوری در مازندران لو رفت !
ماجرای تلخ فروش خواهر کوچکتر به ۷ مرد هوسباز
دعوای همسر اول و دوم یک مرد در دادگاه ؛ راز پنهانی همسر دوم چه بود ؟
چرا مرد ، قاتلِ همسر دومش شد ؟ راز عجیب پزشکی قانونی !
تکه پاره شدن دختربچه گلفروش توسط سگ ولگرد در شهرری + عکس دلخراش
آخرین صحبتهای پدر غزاله شکور درباره حکم اعدام آرمان
سپیده دختر ته تغاری من ، عروس موقت مردها شد !
صدای ناله ی زن از صندوق عقب ماشین ، راز پنهانی مرد را برملا کرد
logo-samandehi