چرا همسر و برادران این زن، دست وپایش را شکستند؟

تاریخ نشر :دوشنبه 12 سپتامبر 2016 مشاهده : 76
چرا همسر و برادران این زن، دست وپایش را شکستند؟ حوادث روز
فهمیدن رابطه پنهانی توسط همسر و برادران زن زن ۲۷ ساله در حالی که با دست و پاهای زخمی و آتل بسته، مقابل کارشناس اجتماعی کلانتری طبرسی جنوبی مشهد نشسته بود، با ابراز ندامت از اشتباهات گذشته اش گفت: وقتی در رشته مهندسی دانشگاه پذیرفته شدم با جوانی به نام «بنیامین» ارتباط برقرار کردم.آن روزها در […]

فهمیدن رابطه پنهانی توسط همسر و برادران زن

زن ۲۷ ساله در حالی که با دست و پاهای زخمی و آتل بسته، مقابل کارشناس اجتماعی کلانتری طبرسی جنوبی
مشهد نشسته بود، با ابراز ندامت از اشتباهات گذشته اش گفت: وقتی در رشته مهندسی دانشگاه پذیرفته شدم با جوانی
به نام «بنیامین» ارتباط برقرار کردم.آن روزها در اوج هیجانات روحی و روانی و عاطفی دوران جوانی بودم و به
امید این که با «بنیامین» ازدواج می کنم هر روز بیشتر به او نزدیک می شدم و به بهانه های
مختلفی مانند موضوعات درسی و یا گرفتن جزوه تحصیلی او را ملاقات می کردم اما هر بار که از بنیامین
می خواستم به خواستگاری ام بیاید از این موضوع طفره می رفت و وعده های واهی به من می داد
تا این که سال سوم دانشگاه با جوان دیگری که در رشته مهندسی برق دانش آموخته شده بود به اصرار
خانواده ام ازدواج کردم.

از آن روز به بعد دیگر ارتباطم را با بنیامین قطع کردم چرا که دیگر ازدواج کرده بودم و نمی
خواستم به همسرم خیانت کنم.«یعقوب» جوانی زیبا و آرام بود و خیلی مرا دوست داشت.۲ سال بعد زندگی مشترکمان در
حالی آغاز شد که من از طریق اینترنت با یک شرکت مهندسی آشنا شده بودم و کارهای نقشه کشی شرکت
را در منزلم انجام می دادم چرا که «یعقوب» با کار کردن من در بیرون از منزل مخالف بود.در همین
اثنا با دختر ۲۶ ساله ای آشنا شدم که مدتی قبل از همسرش طلاق گرفته بود.رابطه ما با یکدیگر آن
قدر صمیمی شد که او نیز کارهای نقشه کشی را در منزل ما انجام می داد و بیشتر اوقات را
در کنار من بود.

روزی فهمیدم که «گلاره» برای به دست آوردن پول از مردان متاهل اخاذی می کند و آن ها را سر
کار می گذارد.من هم برای آن که خودم را اثبات کنم کارهای او را تقلید می کردم و به صورت
تلفنی به آزار و اذیت دیگران می پرداختم.مدتی بعد به طور اتفاقی «بنیامین» را در شرکت مهندسی دیدم که به
تازگی مشغول به کار شده بود.آن روز خاطرات گذشته برایم زنده شد و به تحریک «گلاره» دوباره ارتباطم را
با بنیامین شروع کردم تا این که با اصرارهای زیاد گلاره تصمیم گرفتم با «بنیامین» قرار حضوری بگذارم تا
تولدش را جشن بگیریم.

آن روز به همسرم گفتم در باغ یکی از دوستانم دعوت هستیم سپس همراه گلاره و با خرید هدایا و
یک کیک بزرگ راهی باغی در خارج از شهر شدیم.آن جا ۲ نفر دیگر از دوستان بنیامین نیز حضور داشتند.هنوز
یک ساعت بیشتر از ورود ما نگذشته بود که ناگهان در باغ به صدا درآمد.وقتی گلاره در را باز کرد
در جایم میخکوب شدم! همسرم و برادرانم وارد باغ شدند و دست و پایم را شکستند…

خبرآنلاین

2016-09-12 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد ! تازه داماد ۲۰ ساله در درگیری خونین در مشهد ، قاتل و فراری شد !
نزاع های خیابانی به دلایل کودکانه و تنها از روی احساسات می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشند که در این چاقوکشی در مشهد شاهد آن بوده ایم.
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
تعبیر خواب
برای انتقام از همسرم ، زنان تهرانی را به دام می انداختم !
رسوایی جنسی برادر خواننده مشهور زن ؛ با دختر ۱۱ ساله ی همسرش !
اولین فیلم از هتل قرنطینه ای کرونا در تهران
شرط بخشش آرمان ، قاتل غزاله شکور اعلام شد
تجاوز پارسا به لیلا در پارتی شبانه و اخاذی با فیلم سیاه دختر دانشجو
فیلم گروگانگیری مسلحانه دختر جوان در استاد معین تهران
همسرم ، آزاده را با مرد غریبه در خانه ام دیدم ، سرش را بریدم
علت فرار پروانه از شوهر پورشه سوار ، در ماه عسل پاریس و ونیز چه گذشت ؟
افشای علت وحشتناک طلاق های صوری در مازندران لو رفت !
ماجرای تلخ فروش خواهر کوچکتر به ۷ مرد هوسباز
دعوای همسر اول و دوم یک مرد در دادگاه ؛ راز پنهانی همسر دوم چه بود ؟
چرا مرد ، قاتلِ همسر دومش شد ؟ راز عجیب پزشکی قانونی !
تکه پاره شدن دختربچه گلفروش توسط سگ ولگرد در شهرری + عکس دلخراش
آخرین صحبتهای پدر غزاله شکور درباره حکم اعدام آرمان
سپیده دختر ته تغاری من ، عروس موقت مردها شد !
صدای ناله ی زن از صندوق عقب ماشین ، راز پنهانی مرد را برملا کرد
logo-samandehi