اسب فارسی‎وان را خودمان زین کردیم

مشاهده : 137
اسب فارسی‎وان را خودمان زین کردیم فال و طالع بینی
گفت‎وگو با یک کارشناس نقاب‎دار فارسی وان بخش ارتباطات- برای فارسی‎وان سراغ خیلی‎‎ها می‎شد رفت.کم نیستند کارشناسان رسانه‎ای که حرف‎های خوبی هم برای گفتن دارند.لابه‎لای جست‎وجو‎ها برای پیدا کردن چهره‎ای مناسب که این شبکه را بشناسد به یک استاد علوم ارتباطات رسیدیم که از روزی که فارسی‎وان کارش را شروع کرد، او هم دست به‎کار […]
گفت‎وگو با یک کارشناس نقاب‎دار فارسی وان بخش ارتباطات- برای فارسی‎وان سراغ خیلی‎‎ها می‎شد رفت.کم نیستند کارشناسان رسانه‎ای که حرف‎های
خوبی هم برای گفتن دارند.لابه‎لای جست‎وجو‎ها برای پیدا کردن چهره‎ای مناسب که این شبکه را بشناسد به یک استاد علوم
ارتباطات رسیدیم که از روزی که فارسی‎وان کارش را شروع کرد، او هم دست به‎کار شد و یک پروژه جدی
درباره این شبکه را آغاز کرد.او که از قضا یکی از چهره‎‎های صاحب نام دانشگاهی هم هست ترجیح می‎دهد نامی
از او در مصاحبه نبریم تا همچنان بتواند آرام و بی‎حاشیه روی فارسی‎وان تمرکز کند.ناگفته پیداست کسی که نمی‎خواهد اسمی
از او ببریم، حتما خیلی از حرف‎هایش را هم ناگفته می‎گذارد.سئوال و جواب‎‎هایی پراکنده درباره فارسی‎وان را بخوانید و منتظر
باشید که او روزی حرف‎‎هایی بزند شنیدنی‎تر از این‎ها.سوژه این هفته ما نقاب‎زده است.او را این‎طور صدا می‎کنیم؛ آقای دکتر…
خب آقای دکتر! ما فکر می‎کنیم ماجرای فارسی‎وان به‎سادگی همه شبکه‎‎های فارسی ماهواره‎ای نیست.این‎که از دارایی‎‎های مرداک است و…
می‎خواهیم در این‎باره با هم حرف بزنیم.یعنی می‎خواهید فحش بدهید؟ چطور؟ اگر می‎خواهید به مرداک فحش بدهید و بگویید که
او یهودی صهیونیست است و شبکه‎اش دارد فساد را ترویج می‎کند و به همه این‎‎ها بد و بیراه بگویید، به‎نظر
من کار درستی نیست.ور من این است که فرهنگ ما، تفکر «فارسی‎وانی» را در خود هضم خواهد کرد.من شعار نمی‎دهم،
مطمئن باشید این اتفاق خواهد افتاد.تا دلتان هم بخواهد نشانه تاریخی داریم.مغول‎‎ها به ایران حمله کردند، اما بعد اسم ایرانی
و اسلامی روی خودشان گذاشتند و شیعه شدند با بد و بیراه گفتن به صهیونیست‎‎ها مخالفید؟ نه.مردم حتما بد و
بیراه می‎گویند.اما شما به‎عنوان یک رسانه و متولیان فرهنگی که در این حوزه‎‎ها فعالیت می‎کنند، نباید فحش بدهید.به این دلیل
که وقتی کسی بد و بیراه می‎گوید در واقع خودش را تخلیه می‎کند و چون، در نتیجه این فحش دادن
کمی آرام شده تا مدت‎‎ها نسبت به موضوع بی‎تفاوت می‎شود.یعنی ضرورتی برای انجام کار خاص و جدید نمی‎بیند.روانشناسی می‎گوید افرادی
که زیاد فحش می‎دهند، آدم‎‎های عمل‎گرایی نیستند.اگر هم می‎خواهید کمی تاریخچه بنویسید باز هم بی‎فایده است.چون این‎طور وجدانتان را موقتا
آرامش می‎دهید و خیال می‎کنید که نسخه فارسی‎وان را پیچیده‎اید و رفته پی کارش.البته که می‎خواهیم جدی‎تر به این موضوع
نگاه کنیم.حتما دیده‎اید که مشخصا فارسی‎وان این روز‎ها دغدغه خیلی از کارشناسان فرهنگی و رسانه‎‎ها شده.به‎نظر می‎رسد این اتفاق کمی
دیر افتاده.چرا؟ رسانه چند دلیل هست که بعضی‎هایش را من در ادامه خواهم گفت، اما یک دلیل مهم وجود دارد
که برای توضیحش می‎خواهم از یک سئوال بسیار معمولی شروع ‎کنم؛ دیشب شام چی خوردید؟! این خیلی سئوال مهمی است.فرض
کن بعد از یک مسافرت، شب به منزل می‎رسی.همسرت می‎گوید مثلا شام، قورمه سبزی داریم، با کمال میل غذایت را
می‎خوری.اما اگر مثلا همسرت در منزل نباشد و توی آشپزخانه یک ظرف قورمه سبزی ببینی اول با خودت فکر می‎کنی
که آیا این غذا مناسب خوردن هست یا نه؟ شک می‎کنی که فاسد نباشد.نکته این‎جاست که ما برای شام شب‎مان
فکر می‎کنیم، ولی شام شب ذهن‎مان اهمیتی ندارد.برای شام شب رسانه‎مان فکر نمی‎کنیم.بعضی‎هایمان این‎قدر بی‎تفاوتیم که از ناسالم بودن یک
غذایی برای روح‎مان مطمئنیم اما باز با ولع آن را می‎خوریم.مثل این‎که شما بروی قصابی.قصاب داد بزند که آقا این
گوشت‎‎ها فاسد است اما شما برای همان گوشت، پول بدهی و تازه از قصاب تشکر هم بکنی.آدم تعجب می‎کند از
کسانی که از غذا پرهیز می‎کنند که مبادا به سلامتی‎شان آسیب برساند، اما حواسشان به مسائلی که ذهن و روح‎شان
را تخریب می‎کند نیست.و دلیل بعدی؟ مشکل مهم دیگر این است که ما به ترتیب اعضای خانواده، مخصوصا بچه‎‎ها توجه
نمی‎کنیم.اگر دوست صمیمی شما به کودکتان یک نکته منفی آموزش بدهد یا بخواهد آسیبی به او برساند، حتما شما برخورد
می‎کنید.شاید حتی قید رفاقت با او را برای همیشه بزنید.اما خیلی‎‎ها هدایت سکان تربیت فرزندشان را به رسانه سپرده‎اند و
اصلا هم مراقب نیستند که او به فرزندشان چه می‎گوید.باید تکلیف‎مان را مشخص کنیم، چه کسی قرار است برای فرزند
ما قصه بگوید، پدر، مادر یا خاله شادونه؟! نظام مضمحل اقتصادی و شالوده‎‎های سست اجتماعی هم به این کار کمک
می‎کند و مزید علت می‎شود تا هدایت این سکان از خانواده گرفته شود.بعد رسانه با ریخت معیوب و جادوگرانه‎اش می‎آید
و شادونه و عمو پورنگ می‎شوند زندگی و فامیل بچه‎‎های ما.باز نگویید که من با برنامه کودک و کارکرد سرگرمی
رسانه مخالفم.حرف من این است که باید بدانیم ذائقه فرزندان مان را چطور شکل می‎دهیم.مشکل مهم دیگر این است که
ما به ترتیب اعضای خانواده، مخصوصا بچه‎‎ها توجه نمی‎کنیم.اگر دوست صمیمی شما به کودکتان یک نکته منفی آموزش بدهد یا
بخواهد آسیبی به او برساند، حتما شما برخورد می‎کنید.اما خیلی‎‎ها هدایت سکان تربیت فرزندشان را به رسانه سپرده‎اند و اصلا
هم مراقب نیستند که او به فرزندشان چه می‎گوید نمی‎شود بچه‎‎ها را در یک محیط ایزوله نگه داشت.هرچه باشد رسانه،
اسباب زندگی امروز است! گاه البته، یک سری نهاد موازی برای تربیت فرزند و حفاظت از خانواده وجود دارد.این جاست
که به وحدت فرهنگی نیاز داریم.یعنی تلویزیون، آموزش و پرورش، شورای انقلاب فرهنگی، مجلات، چپی‎ها، راستی‎ها، تندروها، کندرو‎‎ها و همه
باید برای سرزمین ایران بلند شوند.باید دشمنان فرهنگی را برتر از دشمنان نظامی و سیاسی بدانیم.کاری که متأسفانه نمی‎کنیم یا
کمتر می‎کنیم.برگردیم به فارسی‎وان؟ شما این شبکه را چطور ارزیابی می‎کنید؟ همین دیشب داشتم مجموعه همسایه‎‎ها را نگاه می‎کردم.قرار بود
سر میز مشروب بخورند.۲ تا بچه ۵ ساله هم بودند.یکی‎شان به پدرش گفت پس ما چی؟ او جواب داد که
بچه‎‎ها از این چیز‎ها نمی‎خورند.بعد پسرش گفت پس ما چی رو بزنیم به هم و بگوییم «به سلامتی»؟ گفت: شما
با شیر کاکائو بزنید به هم بگویید به سلامتی! فردا بچه من و شما که پای فارسی‎وان نشسته‎اند وقتی بخواهند
آب بخورند، لیوان‎هایشان را می‎زنند به هم و می‎گویند به سلامتی! این یعنی آموزش.این‎جوری مشروب را وارد فرهنگ ما می‎کنند.آن‎وقت
جالب است که خیلی از خانواده‎‎های مذهبی را من دیده‎ام که می‎گویند فارسی‎وان مشکلی ندارد، خیلی هم خوب است! قرار
نیست یک مجری بنشیند آن‎جا و درباره مشروب حرف بزند و به بچه مخاطب فارسی‎وان بگوید که ویسکی بخور مست
می‎شوی! او می‎داند که بچه از صدای دنگ لیوان خوشش می‎آید.این صدا، سهم بچه است.سهم جوان یک چیز دیگر است،
سهم میانسال یک چیز دیگر، هیجانات در سنین مختلف، تعاریف مختلف دارند و این شبکه در واقع سطح هیجانی ما
را خیلی آرام دستکاری می‎کند.واقعا چرا این همه مخاطب پیدا کرده؟ دقت کنید که اصلا کمیت مهم نیست.این روز‎ها مدام
نتیجه نظرسنجی منتشر می‎شود که این تعداد نفر ماهواره دارند و فارسی‎وان مثلا این اندازه مخاطب دارد.این به اعتقاد من
یک مسیر انحرافی است.چون فردا یک نظرسنجی دیگر منتشر می‎شود و می‎گوید مخاطب فارسی‎وان ریزش کرده است.بعد من و شما
هم موضوع را ر‎ها می‎کنیم که خب، الهی شکر تمام شد.اصلا تعدادش مهم نیست، شما بگو ۱۰ نفر! یهود اما
چرا مخاطب جلب می‎شود.یکی از مهمترین ابزار‎های فارسی‎وان، دوبله است.شما وقتی فیلمی با زیرنویس می‎بینی، چشم‎هایت هم تصاویر و هم
زیرنویس ها را می‎بینند.آن نوشته‎‎های زیرنویس که به خودی خود قابل‎فهم نیستند.در مغز باید چندین پیام مخابره شود تا پیام
برای شما قابل‎ درک باشد.اما وقتی دوبله شد، به مغز کمتر فشار می‎آید.برای همین ممکن است چندین شبکه دیگر باشند
که حتی مسائلی وقیح‎تر از فارسی‎وان را ارائه کنند، اما مخاطب به این سمت می‎آید، چون دوبله است.هرچند این دوبله
ضعیف و پیش پا افتاده باشد.مسئله بعدی ذائقه مخاطب ماست.من معتقدم در دهه اخیر عده‎ای آمدند و سلیقه مخاطب ایرانی
را دستکاری کردند.از بیننده ایرانی یک بیننده عاشق سریال و فیلم درست کردند.ملت ما الان به سریال معتاد شده‎اند.این‎که شهر
ما همزمان با سریال نرگس و ساعت شنی خلوت می‎شود، هیچ خوب نیست.البته به‎لحاظ ابزاری‎اش شما می‎توانید ببالید که بله!
رسانه ما چنین قابلیتی دارد، اما باید متوجه این هم باشید که فردا کس دیگری می‎آید و از همین ابزار
استفاده می‎کند.فارسی‎وان الان سوار اسبی شده که از ۱۰ سال قبل تاکنون خودمان زینش کرده‎ایم.ما نباید مردم خودمان را به
اعتیاد به رسانه خو بدهیم.نمی‎شود بچه‎‎ها را در یک محیط ایزوله نگه داشت.هرچه باشد رسانه، اسباب زندگی امروز است! این‎جاست
که باید بپرسیم چند تا پارک به دردبخور داریم؟ چقدر ورزش را ارزان کرده‎ایم؟ مردم چقدر امکان سفر دارند؟ این
امکانات که نباشد، خب چه تفریحی ارزان‎تر و در دسترس‎تر و کم‎خرج‎تر از ماهوراه و فارسی‎وان و حتی همین تلویزیون
خودمان؟! اعتیاد به تلویزیون باید به حداقل برسد، چه تلویزیون خودی و چه غیرخودی…
پس واقعا فارسی‎وان یک تیم کاملا حرفه‎ای دارد.البته! آن‎‎ها کارشان را بلدند.یکی نمونه‎اش هم نمایش این‎همه سریال دنباله‎دار است که
کمترین‎شان ۷۰ قسمت دارد.در آمریکا مجموعه‎‎هایی هست که از ۴۰ سال قبل، پخش می شود.مجموعه‎‎های طولانی، یک‎جور‎هایی مخاطب‎شان را سحر
می‎کنند بس که او فرصت دارد در طول زمان طولانی نمایش، بالاخره یکی را انتخاب کرده و با او همذات‎پنداری
کند.شما هیچ‎وقت مشتری ثابت‎ ام.‎بی.‎سی.‎پرشیا نمی‎شوید.چون فقط فیلم سینمایی پخش می‎کند.اگر هم یک فیلم را نبینید، چیزی را از دست
نداده‎اید و می‎روید دنبال فیلم بعدی.اما فارسی‎وان روی سریال تمرکز کرده است.بنابراین مخاطبش هرکاری را کنار می‎گذارد تا به قسمت
جدید برسد.درست مثل ولع کسی که پازل بازی می‎کند برای گذاشتن آخرین قطعه پازل.او هم تا آخرین قسمت سریال پای
برنامه می‎نشیند.بعد هم سریال پشت سریال.یک تکنیک دیگرشان این است که بعضی روز‎ها از صبح علی‎الطلوع شروع می‎کنند تا آخر
شب تکرار یک سریال را می‎گذارند.همین‎طوری که به این شیوه‎‎ها نرسیده‎اند.آن‎ها مطالعه کرده‎اند و کارشان را بلدند.به نظر شما از
یک تیم حرفه‎ای و کار بلد رسانه‎ای باید ترسید؟! مرداک واقعیت این است که آن‎‎ها کار پیچیده‎ای نمی‎کنند.باور ما این
است که اهداف آن‎‎ها شیطانی است و شیطان قدرت ابداع ندارد.او امروز هم آدم‎‎ها را همان جوری فریب می‎دهد که
در بهشت آدم را فریب داد.فقط شیوه‎هایش بزک شده‎اند.صاحبان این رسانه‎‎ها هم، همین‎جور هستند.آن‎ها تکنیک جدیدی ندارند، تنها شیوه‎شان فرق
کرده است.یک‎بار مواد مخدر، یک‎بار سکس، یک‎بار موسیقی…
الان برای ما همان مدلی را پیاده می‎کنند که سال‎‎ها برای قبایل بدوی آفریقایی به‎کار بردند و بعد برای کلمبیا
و بعد برای اندلس! این ما هستیم که باید حواس‎مان را جمع کنیم.فارسی‎وان را نباید نادیده گرفت، ولی نباید از
او ترسید.من اگرچه با آقای ضرغامی که گفته بود این‎‎ها اصلا تهدید نیستند،‎ مخالفم اما یک‎جورهایی هم ایشان درست گفته
بود.باور من این است که فرهنگ ما، تفکر «فارسی‎وانی» را در خود هضم خواهد کرد.من شعار نمی‎دهم، مطمئن باشید این
اتفاق خواهد افتاد.تا دلتان هم بخواهد نشانه تاریخی داریم.مغول‎‎ها به ایران حمله کردند، اما بعد اسم ایرانی و اسلامی روی
خودشان گذاشتند و شیعه شدند.اما فارسی‎وان، رابرت مرداک و این‎‎ها با مغول‎‎ها فرق می‎کنند آقای دکتر! لطفا حرف‎‎های من را
این‎جوری تفسیر نکنید که فلانی می‎گوید چند سال دیگر رابرت مرداک هم شیعه خواهد شد.من دارم از یک ظرفیت بالقوه
فرهنگی حرف می‎زنم.بعد هم می‎گویم این ظرفیت فرهنگ‎‎های مهاجم را در خود هضم خواهد کرد.حالا این‎که این عملیات هضم با
چه قدرت و سرعتی انجام شود یا چقدر هزینه داشته باشد بستگی به ما دارد.من دلم می‎سوزد که چرا کسانی
که روی صندلی‎‎های فرهنگی ما تکیه زده‎اند، متوجه اهمیت تلاش برای هضم سریع‎تر و پر قدرت‎تر این معضل نیستند.فارسی‎وان را
نباید نادیده گرفت، ولی نباید از او ترسید چه کار باید بکنیم.با پارازیت که احتمالا موافق نیستید؟ چه کسی است
که نداند این کار‎ها در کوتاه‎مدت هم به زحمت جواب می‎دهد.در حوزه فرهنگ اصلا استراتژی یقه‎گیری، جواب نمی‎دهد.استراتژی فرهنگ، استراتژی
نفوذ است، یقه‎گیری وقت فرهنگی را تلف می‎کند، اما فرهنگ نور افشانی می‎کند.فرهنگ با تاریکی نمی‎جنگد، بلکه نور ایجاد می‎کند.چون
تاریکی، وجود خارجی ندارد، شما نور را درست کن، تاریکی خود به خود می‎رود.همه حرف من این است که نباید
دنبال راهکار‎هایی مثل پارازیت برویم که توقع داشته باشیم به طرفه‎العینی مشکلات را حل کنند.باید ببینیم فرهنگ ایرانی چه ابزار‎هایی
برای مقابله با این مشکلات به ما داده است، موسیقی، ادبیات، معماری و…
باید روی این مسائل کار کنیم و البته خیلی با صبر و حوصله.یکی از مشکلات ما این است که صبر
نداریم.خداوند می‎فرماید: استعینوا بالصبر و الصلوه.یعنی برای پناه بردن به مشکلات صبر را مساوی و حتی پیش از نماز آورده
است.خدا خیلی اصرار دارد ما صبر کردن را یاد بگیریم.همین روزه گرفتن یک‎جور تمرین صبر هم هست.حوزه فرهنگ حوزه‎ای نیست
که بشکن بزنی و اجی مجی کنی تا اوضاع تغییر کند و مشکلات حل شوند.حوزه فرهنگ حوزه گردو کاشتن است.امروز
می‎کاری و باید با عقلانیت بدانی که ۲۰ سال دیگر این محصول می‎دهد، حالا ۲۰ سال دیگر ممکن است تو
نباشی.برای مقابله با فارسی‎وان و شبکه‎‎های فارسی‎‎های بعدی چقدر شانس داریم؟ ببینید! از این شبکه‎‎ها هم باید ترسید و هم
نترسید.بعضی حرف‎‎ها و کارهای شان واقعا بلوف تبلیغاتی است.شنیدم مرداک گفته قرار است فارسی تو، تری و همین‎طور تا فارسی
۱۰ را راه بیندازند.این یک ژست مسخره بیشتر نیست.حالا هرچقدر هم پول نفوذ داشته باشد، مگر می‎خواهد آب‎دوغ خیار درست
کند که به این سرعت ۹ تا شبکه دیگر هم راه بیاندازد.از طرفی هم آن‎‎ها بسیار باهوش و حرفه‎ای هستند.شک
نکنید این مصاحبه و هر مطلب دیگری در رسانه‎‎های ایران درباره فارسی‎وان باشد را رصد می‎کنند.الان مدتی است من، همراه
تعدادی از اساتید رسانه و روان‎شناسی با همکاری دانشجویان نخبه فوق لیسانس و دکتری، مشخصا داریم روی موضوع فارسی‎وان مطالعه
می‎کنیم.چندین مطالعه میدانی و نظرسنجی در تهران و شهرستان‎‎ها هم انجام داده‎ایم.من اما نتایج این نظرسنجی‎‎ها را در اختیار شما
نمی‎گذارم، چون به محض انتشار به دست متولیان فارسی‎وان می‎رسد و این‎طور ما برای آن‎‎ها کار کرده‎ایم نه برای خودمان.درباره
فارسی‎وان حرف‎‎های بسیاری هست که حتما به وقتش رسانه‎ای خواهیم کرد منبع: هفته نامه پنجره تبیان
2010-08-12 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
logo-samandehi