بازی جالب و پرهیجان محلی ، شاه سان وزیر

بازی جالب و پرهیجان محلی ، شاه سان وزیرفال و طالع بینی
بازی محلی شاه سان وزیر ” شاه سان وزیر ؟ ” نوعی از بازیهای دسته جمعی می باشد که با یک قوطی مکعب شکل همچون قوطی کبریت انجام می گیرد که در شش ضلع آن اسامی همچون شاه، وزیر، دلقک، رعیت، جلاد و زندانی نوشته می شود و این قوطی به ترتیب بین نفرات حاضر […]

بازی محلی شاه سان وزیر

شاه سان وزیر ؟ ” نوعی از بازیهای دسته جمعی می باشد که با یک قوطی مکعب شکل
همچون قوطی کبریت انجام می گیرد که در شش ضلع آن اسامی همچون شاه، وزیر، دلقک، رعیت، جلاد و زندانی
نوشته می شود و این قوطی به ترتیب بین نفرات حاضر چرخانده می شود.

و هر کس بسته به نوبت خود قوطی کبریت را همچون تاس می اندازد اگر شاه در آمد شاه
می شود اگر وزیر درآمد وزیر می شود اگر جلاد در آمد جلاد می شود و… هر کسی که شاه
شد به شخص جلاد دستور می دهد تا بوسیله یک کمر یا شلاق زندانی را مجازات کند.

همچنین دلقک مجبور است به نوعی شاه را بخنداند و …بدین ترتیب با چرخاندن قوطی کبریت ، منصب افراد
نیز تغییر کرده و بازی تداوم م یابد…

منبع : روستایی ایران

2016-07-04 / گردآوری:
برچسب ها: ,
نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
غزل شماره ۳۲۲ حافظ : خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدمغزل شماره ۳۲۲ حافظ : خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم
غزل شماره ۱۷۲ حافظ : عشق تو نهال حیرت آمدغزل شماره ۱۷۲ حافظ : عشق تو نهال حیرت آمد
غزل شماره ۲۲۳ حافظ : هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرودغزل شماره ۲۲۳ حافظ : هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
غزل شماره ۲۲۶ حافظ : ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شودغزل شماره ۲۲۶ حافظ : ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود
غزل شماره ۲۸۳ حافظ : سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوشغزل شماره ۲۸۳ حافظ : سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش
داستان ضرب المثل مجاهد روز شنبهداستان ضرب المثل مجاهد روز شنبه
غزل شماره ۲۷۰ حافظ : درد عشقی کشیده‌ام که مپرسغزل شماره ۲۷۰ حافظ : درد عشقی کشیده‌ام که مپرس
غزل شماره ۴۴۲ حافظ : به جان او که گرم دسترس به جان بودیغزل شماره ۴۴۲ حافظ : به جان او که گرم دسترس به جان بودی
غزل شماره ۳۶۹ حافظ : ما ز یاران چشم یاری داشتیمغزل شماره ۳۶۹ حافظ : ما ز یاران چشم یاری داشتیم
غزل شماره ۳۲۷ حافظ : مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارمغزل شماره ۳۲۷ حافظ : مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
غزل شماره ۳۸۴ حافظ : می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردانغزل شماره ۳۸۴ حافظ : می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان
غزل شماره ۳۶۶ حافظ : ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایمغزل شماره ۳۶۶ حافظ : ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم
طالع بینی سال خوک برای ماه های مختلفطالع بینی سال خوک برای ماه های مختلف
غزل شماره ۲۳۴ حافظ : چو آفتاب می از مشرق پیاله برآیدغزل شماره ۲۳۴ حافظ : چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید
غزل شماره ۱۹۲ حافظ : سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کندغزل شماره ۱۹۲ حافظ : سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند
غزل شماره ۳۱۹ حافظ : سال‌ها پیروی مذهب رندان کردمغزل شماره ۳۱۹ حافظ : سال‌ها پیروی مذهب رندان کردم
غزل شماره ۲۸۹ حافظ : مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهشغزل شماره ۲۸۹ حافظ : مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش
غزل شماره ۳۱۴ حافظ : دوش بیماری چشم تو ببرد از دستمغزل شماره ۳۱۴ حافظ : دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم
غزل شماره ۱۱۲ حافظ : آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین دادغزل شماره ۱۱۲ حافظ : آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد
غرل شماره ۲۷۲ حافظ : بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باشغرل شماره ۲۷۲ حافظ : بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش
غزل شماره ۴۵۵ حافظ : عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسیغزل شماره ۴۵۵ حافظ : عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی
غزل شماره ۱۷۴ حافظ : مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمدغزل شماره ۱۷۴ حافظ : مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
غزل شماره ۳۱ حافظ : آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب استغزل شماره ۳۱ حافظ : آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
غزل شماره ۱۷۵ حافظ : صبا به تهنیت پیر می فروش آمدغزل شماره ۱۷۵ حافظ : صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
غزل شماره ۴۴۸ حافظ : ای که در کوی خرابات مقامی داریغزل شماره ۴۴۸ حافظ : ای که در کوی خرابات مقامی داری
غزل شماره ۳۲۶ حافظ : در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارمغزل شماره ۳۲۶ حافظ : در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم
غزل شماره ۳۷۹ حافظ : سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویمغزل شماره ۳۷۹ حافظ : سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم
غزل شماره ۲۱۸ حافظ : در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بودغزل شماره ۲۱۸ حافظ : در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
داستان ضرب المثل خودش را بیار ولی اسمش را نیارداستان ضرب المثل خودش را بیار ولی اسمش را نیار
غزل شماره ۲۳۰ حافظ : اگر به باده مشکین دلم کشد شایدغزل شماره ۲۳۰ حافظ : اگر به باده مشکین دلم کشد شاید