مشاهده : 613 ضرب المثل RSS

داستان ضرب المثل یار غار

داستان ضرب المثل یار غار فال و طالع بینی
مثل ها همیشه آموزنده بوده اند و باعث شده اند که همه ما در ادوار مختلف زندگی با استفاده از آنها سخنان خود را با تاکید بیشتری برای مخاطبین خود ابراز کنیم. ضرب المثل يار غار را در ادامه بخوانید.

داستان هایی که از ضرب المثل ها نقل شده اند گاهی برای ما ناشناخته مانده اند . بسیاری از ما ضرب المثل هایی را به کار می بریم که داستان و ماجرای به وجود آمدن آنها را نه شنیده این و نه خوانده ایم و این می تواند بسیار جذاب و جالب باشد. داستان ضرب المثل یار غار را در پرشین وی بخوانید.

ضرب المثل یار غار

یار غار به کسی گویند که رفیق گرمابه و گلستان باشد، غم دوست او را
متالم و شادیش او را مسرور و مبتهج کند.خلاصه آن چنان یار وفادار و ایثار گر باشد که عقلا و
مبتفکران در مقام مقایسه با برادر دچار تامل گردند.

بعضیها عقیده داشتند که باید حضرت محمد (ص) را به زندان انداخت و بدین وسیله از فعالیتش در راه ترویج
دین جدید جلوگیری کرد.برخی می گفتند باید او را نفی بلد و یا به اصطلاح امروزه تبعید کرد ولی اکثریت
مخالفان به قتل و کشتن پیغمبر (ص) رای دادند منتها چون قتل او از طرف افراد یک قبیله خالی از
اشکال نبود سرانجام قرار بر این گذاشته شد که هر قبیله یک یا چند جوان نیرومند و شمشیرزن از میان
خود انتخاب کنند و این جوانان با شمشیر آخته یکباره بر محمد (ص) هجوم برده هر کدام ضربتی بر او
بزنند و خونش را بریزند تا بدین طریق خون او در میان قبایل مختلف لوث شود و بنی عبد مناف
نتوانند در مقام معارضه و انتقام برآیند.

ضرب المثل یار غار

ضرب المثل یار غار

داستان ضرب المثل یار غار

رسول اکرم (ص) به حضرت علی بن ابی طالب (ع) دستور داد که در آن شب از فاطمه زهرا (ع)
مراقبت کند و بردیمانی او را پوشیده در رختخوابش بخوابد و خود با ابوبکر در نیمه های شب مخفیانه از
در کوچکی که پشت خانه ابوبکر بود بیرون رفتند و با دو شتر جماز که قبلا آماده شده بود راه
جنوب را در پیش گرفتند و در غار ثور پنهان شدند.

یکی از مردان قریش همین که به در غار رسید دید که تارهای عنکبوتی مدخل غار را مسدود کرده و
دو کبوتر نیز در دهانه غار نشسته اند که با دیدن وی پرواز کردند.چون این بدید عطف عنان کرد و
به جوانان دیگر گفت:« راجع به این غار مطمئن باشید که سالهاست احدی به درونش پای نگذاشته است زیرا در
ورودی غار را عنکبوتان قبل از تولد محمد (ص) تنیده اند! عقل سلیم حکم نمی کند کسی وارد غار شده
باشد بدون آنکه تارهای عنکبوت را پاره ًکند.»

این بود ماجرای غار ثور که ابوبکر از آن تاریخ به بعد
به یارغار موسوم گردید و مجازاً در رابطه با دوستان یکدل و وفادار مورد استشهاد و تمثیل قرار می گیرد.

ماجراى مصاحبت ابوبکر با پیامبر(صلی الله علیه وآله) در هجرت از مکه به مدینه چه بود؟

پاسخ تفصیلی: مشرکان «مکّه» نقشه و توطئه خطرناکى براى نابود کردن پیامبر کشیده بودند و تصمیم نهائى آنها پس از مقدمات مفصلى چنین شد که عده زیادى شمشیرزن از قبائل مختلف عرب، خانه پیامبر(صلى الله علیه وآله) را شبانه در حلقه محاصره قرار دهند و صبحگاهان دسته جمعى به او حمله کنند و او را در بسترش از دم شمشیرها بگذرانند. پیامبر(صلى الله علیه وآله) که به فرمان خدا از این جریان آگاه شده بود آماده بیرون رفتن از «مکّه» و هجرت به «مدینه» شد، اما نخست براى این که کفار قریش به او دست نیابند به «غار ثَوْر» که در جنوب «مکّه» قرار داشت و در جهت مخالف جاده «مدینه» بود پناه برد، در این سفر «ابوبکر» نیز همراه پیامبر(صلى الله علیه وآله) بود.

دشمنان کوشش فراوانى براى یافتن پیامبر کردند ولى مأیوس و نومید بازگشتند و پیامبر(صلى الله علیه وآله) پس از سه شبانه روز توقف در «غار» و اطمینان از بازگشت دشمن، شبانه از بیراهه به سوى «مدینه» حرکت کرد و بعد از چندین شبانه روز سالم به «مدینه» رسید و فصل نوینى در تاریخ اسلام آغاز شد.
آیه ۴۰ سوره «توبه» اشاره به یکى از حساس ترین لحظات این سفر تاریخى کرده، مى گوید: (خداوند پیامبرش را یارى کرد، در آن هنگام که کافران او را بیرون کردند)؛ «إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذینَ کَفَرُو». البته قصد کفار بیرون کردن او از «مکّه» نبود، آنها تصمیم به کشتن او داشتند، ولى چون نتیجه کارشان بیرون رفتن پیامبر(صلى الله علیه وآله) از «مکّه» شد این نسبت به آنها داده شده است.

ضرب المثل یار غار

داستان ضرب المثل یار غار

ماجرای ضرب المثل یار غار

پس از آن مى گوید: (این در حالى بود که او دومین نفر بود)؛ «ثانِیَ اثْنَیْنِ»، اشاره به این که جز یک نفر همراه او نبود و این نهایت تنهائى او را در این سفر پر خطر نشان مى دهد و همسفر او «ابوبکر» بود.(به هنگامى که آن دو نفر به غار (غار ثَوْر) پناه بردند)؛ «إِذْ هُما فِی الْغارِ». (در آن موقع ترس و وحشت، یار و همسفر پیامبر را فرا گرفت و پیامبر او را دلدارى داده، گفت: (غم مخور خدا با ما است))؛ «إِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنا». (در این هنگام خداوند روح آرامش و اطمینان را که در لحظات حساس و پر خطر بر پیامبرش نازل مى کرد، بر او فرستاد)؛ «فَأَنْزَلَ اللّهُ سَکینَتَهُ عَلَیْهِ».

(و او را با لشکرهائى که نمى توانستید آنها را مشاهده کنید، یارى کرد)؛ «وَ أَیَّدَهُ بِجُنُود لَمْ تَرَوْه». این نیروهاى غیبى ممکن است اشاره به فرشتگانى باشد که حافظ پیامبر(صلى الله علیه وآله) در این سفر پر خوف و خطر بودند، و یا آنها که در میدان جنگ «بدر»، «حنین» و مانند آن به یارى او شتافتند. (و سرانجام برنامه، هدف و مکتب کفار را پائین قرار داد و برنامه و گفتار الهى در بالا قرار گرفت)؛ «وَ جَعَلَ کَلِمَهَ الَّذینَ کَفَرُوا السُّفْلى وَ کَلِمَهُ اللّهِ هِیَ الْعُلْی». چرا چنین نشود در حالى که (خداوند هم قادر است و هم حکیم و دانا)؛ «وَ اللّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ»، با حکمتش راه هاى پیروزى را به پیامبرش نشان مى دهد و با قدرتش او را یارى مى کند.

تبیان ـ تفسیر نمونه

2020-05-20 / گردآوری:
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
هواوی