مشاهده : 87ضرب المثلRSS

ضرب المثل مثل اینکه آقا از آسمان افتاده

ضرب المثل مثل اینکه آقا از آسمان افتادهفال و طالع بینی
داستان های کوتاه و برخی واقعی می تواند بسیار جالب و خواندنی باشد. ما در ادبیات خود داستان های فراوان و عبرت آموز زیادی داشته ایم که تنها یک جمله و یا عبارت از آن مشهور شده است و نسل به نسل به ما رسیده است.

یکی از زیباترین بخش های هر زبان و ادبیاتی جملات قصار و ضرب المثل های آن می باشد. شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که برای رساندن منظور خود از یک ضرب المثل به جا استفاده کرده باشید. با پرشین وی همراه باشید تا داستان ضرب المثل مثل اینکه آقا از آسمان افتاده را بخوانید.

داستان مثل اینکه آقا از آسمان افتاده

این مثل در مورد افرادی که به قدرت و زورمندی خود می‌بالند به کار می‌رود. فی المثل فلان
گردن کلفت به اتکای نفوذ و نقودش مالی را به زور تصرف کند و به هیچ وجه حاضر به خلع ید
و استرداد ملک و مال مغصوبه نشود. عبارتی که می‌تواند معرف اخلاق و روحیات این طبقه
از مردم واقع شود این جمله است که در مورد اینها گفته می‌شود:

داستان مثل مثل اینکه آقا از آسمان افتاده!

این مثل مربوط به عصر و زمان قاجاریه است که چند واقعه جالب و آموزنده آن را بر سر زبانها انداخته است:
حجهالاسلام حاجی سید محمد باقر شفتی، عالم و فقیه عالیقدر شیعیان در عصر فتحعلی
شاه و محمد شاه قاجار در اصفهان سکونت داشت. مطالعه تاریخچه زندگی این مرد بزرگوار
از زمان طلبگی و فقر و ناداری در نجف اشرف، که غالباً از شدت جوع و گرسنگی غش می‌کرد،
تا زمان مراجعت و مرجعیت در اصفهان و چگونگی ثروتمند شدن، که از رهگذر خورانیدن و سیر
گردانیدن سگی گرگین و توله‌هایش که گرسنگی آنها را بر گرسنگی خود و اهل و عیالش
مقدم داشته، به دست آمده است؛ جداً خواندنی و آموزنده است.

مثل اینکه آقا از آسمان افتاده

داستان ضرب المثل

سید شفتی در مرافعات، بسیار دقیق بود و طول می‌داد به قسمی ‌که بعضی از مرافعاتش
بیش از یک سال هم طول می‌کشید تا حقیقت مطلب به دستش آید. تدبیر و فراست
او در امر قضا و مرافعات به منظور کشف حقیقت زیاده از آن است که در این مقالت آید.

ماجرای مثل مثل اینکه آقا از آسمان افتاده

از جمله مرافعاتش به اقتضای مقال این بود که به گفته میرزا محمد تنکابنی:
«… زنی خدمت آن جناب رسید و عرض کرد کدخدای فلان قریه ملک صغار مرا غضب
کرده. کدخدا را حاضر کردند. او منکر برآمده و چهارده حکم از چهارده قاضی اصفهان
گرفته و در همه مجالس آن زن را جواب گفته.

سید (حجهالاسلام شفتی را سید می‌نامند و مسجد سید در اصفهان از بناهای اوست)
آن احکام را ملاحضه کرد و آن نوشتجات را پیش روی خود بالای هم گذاشته، پس به آن زن
گفت که: “کدخدا مرد درستی است و سخن بقاعده می‌گوید!” آن زن شروع به الحاح و آه و
ناله نمود. سید به مرافعات دیگر اشتغال فرمود و در میان مرافعات پرسید که: “ای کدخدا،
مگر تو این ملک را خریده ای؟” گفت: “نه، مگر در مالکیت خریدن لازم است؟” سید گفت:
“نه، ضروری نیست.” باز مشغول سایر مرافعات شد. در آن اثنا از کدخدا پرسید که: “این
ملک از باب صلح یا وصیت به شما رسیده؟” گفت: “نه، مگر در مالکیت اینگونه انتقال شرط است؟

ضرب المثل مثل اینکه آقا از آسمان افتاده

” سید فرمود: “نه”. پس در اثنای مرافعات یک یک از نواقل شرعیه را نام برد و آن شخص
همه را نفی کرده اقرار بر عدم آنها نمود. سید گفت: “پس به چه سبب این ملک به تو
انتقال یافته؟” گفت که: “سببی نمی‌خواهد. از آسمان سوراخی پدید آمده و به گردن
می‌افتاده”. سید فرمود: “چرا از آسمان برای من ملک نمی‌آید؟! برو ملک صغار این
زن را رد کن که تو غاصبی”. پس سید آن چهارده حکم را درید و به خواهش آن زن
حکمی ‌به کدخدای قریه خود نوشت که: آن ملک را گرفته تسلیم آن زن نموده باش…»

مثل اینکه آقا از آسمان افتاده

داستان ضرب المثل مثل اینکه آقا از آسمان افتاده

ریشه ضرب المثل مثل اینکه آقا از آسمان افتاده

اما واقعه دیگری که در زمان ناصرالدین شاه قاجار اتفاق افتاده به شرح زیر است:
محمد ابراهیم خان معمار باشی ملقب به وزیر نظام که مردی بسیار هشیار و زیرک
بود از طرف کامران میرزا نایب السلطنه (وزیر جنگ ناصرالدین شاه) مدتی حکومت
تهران را بر عهده داشت. در طول مدت حکومتش شهر تهران در نهایت نظم و آرامش
بود. با مجازاتهای سختی که برای خاطیان و متخلفان وضع کرده بود،
هیچ کس یارای دم زدن نداشت و تهرانیها از آرامش و آسایش کامل برخوردار بودند.

ماجرای مثل مثل اینکه آقا از آسمان افتاده

روزی یکی از اهالی تهران به وزیر نظام شکایت کرد که چون عازم زیارت مشهد بودم، خانه‌ام را برای حفاظت
و نگاهداری به فلان روضه خوان دادم. اکنون که با خانواده‌ام از مشهد مراجعت کردم مرا به خانه
راه نمی‌دهد. حرفش این است که متصرفم و تصرف قاطعترین دلیل مالکیت است. هر کس ادعایی
دارد برود اثبات کند! وزیر نظام بر صحت ادعای شاکی یقین حاصل کرد و روضه خوان غاصب را
احضار نمود تا اسناد و مدارک تملک را ارائه نماید.

غاصب شانه بالا انداخت و گفت: “دلیل و
مدرک لازم ندارد، خانه مال من است زیرا متصرفم.” حاکم گفت: “در تصرف تو بحثی نیست،
فقط می‌خواهم بدانم که چگونه آن را تصرف کردی؟” غاصب مورد بحث که خیال می‌کرد
وزیر نظام از صدای کلفت و اظهارات مقفی و مسجع و دلیل تصرفش حساب می‌برد با
کمال بی پروایی جواب داد: “از آسمان افتادم توی خانه و متصرفم. از متصرف مدرک نمی‌خواهند”.

ریشه ضرب المثل مثل اینکه آقا از آسمان افتاده

وزیر نظام دیگر تأمل را جایز ندید و فرمان داد آن روحانی نما را همان جا به چوب بستند
و آن قدر شلاق زدند تا از هوش رفت. آنگاه به ذیحق بودن مدعی حکم داد و به غاصب
پس از به هوش آمدن چنین گفت: “هیچ میدانی که چرا به این شدت مجازات شدی؟
خواستم به هوش باشی و بعد از این هر وقت خواستی به از آسمان بیفتی، به خانه
خودت بیفتی نه خانه مردم! چرا باید این گونه افکار، آن هم نزد امثال شما باشد؟”

با توجه به این دو واقعه و واقعه ای که مرحوم محسن صدر – صدرالاشراف – به میرزا
عبدالوهاب خان آصف الدوله نسبت می‌دهد؛ پیداست که به مصداق “الفضل للمقدم”،
ریشه تاریخی عبارت از آسمان افتادن را از مرافعه حجهالاسلام حاجی سید محمد باقر
شفتی در اصفهان باید دانست که اصولا معتقد بود قاضی علاوه بر اطلاعات فقهی
باید فراست داشته باشد در حالی که وزیر نظام و آصف الدوله را از باب مقایسه چنان فراستی نبوده است.

منبع: سوتک

2019-02-15 / گردآوری:
برچسب ها:
دکتر طاهری
نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین ویدکتر طاهری
غزل شماره ۴۱۲ حافظ : مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابروغزل شماره ۴۱۲ حافظ : مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو
غزل شماره ۴۶۲ حافظ : یا مبسما یحاکی درجا من اللالیغزل شماره ۴۶۲ حافظ : یا مبسما یحاکی درجا من اللالی
غزل شماره ۸۸ حافظ : شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفتغزل شماره ۸۸ حافظ : شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
آشنایی با افراد معروف متولد ماه شهریورآشنایی با افراد معروف متولد ماه شهریور
غزل شماره ۴۹۳ حافظ : ای پادشه خوبان داد از غم تنهاییغزل شماره ۴۹۳ حافظ : ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
غزل شماره ۱۰۲ حافظ : دوش آگهی ز یار سفر کرده داد بادغزل شماره ۱۰۲ حافظ : دوش آگهی ز یار سفر کرده داد باد
طالع بینی اسفند ماه ۹۷طالع بینی اسفند ماه ۹۷
غزل شماره ۴۸۹ حافظ : ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهیغزل شماره ۴۸۹ حافظ : ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی
غزل شماره ۳۱۸ حافظ : مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردمغزل شماره ۳۱۸ حافظ : مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم
فال و طالع بینی ماه تولد و موفقیتفال و طالع بینی ماه تولد و موفقیت
غزل شماره ۲۱۱ حافظ : دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بودغزل شماره ۲۱۱ حافظ : دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود
غزل شماره ۳۱۰ حافظ : مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیامغزل شماره ۳۱۰ حافظ : مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام
غزل شماره ۹۲ حافظ : میر من خوش می روی کاندر سر و پا میرمتغزل شماره ۹۲ حافظ : میر من خوش می روی کاندر سر و پا میرمت
غزل شماره ۴۶۳ حافظ : سلام الله ما کر اللیالیغزل شماره ۴۶۳ حافظ : سلام الله ما کر اللیالی
فال و طالع بینی ایتالیایی جذاب ، شما چه شخصیتی دارید ؟!فال و طالع بینی ایتالیایی جذاب ، شما چه شخصیتی دارید ؟!
غزل شماره ۳۲۱ حافظ : هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدمغزل شماره ۳۲۱ حافظ : هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
طالع بینی دی ماه ۹۷ برای متولدین ماه های سالطالع بینی دی ماه ۹۷ برای متولدین ماه های سال
غزل شماره ۱۸ حافظ : ساقیا آمدن عید مبارک بادتغزل شماره ۱۸ حافظ : ساقیا آمدن عید مبارک بادت
عاشق شدن متولدین ماه های سالعاشق شدن متولدین ماه های سال
غزل شماره ۴۸۶ حافظ : بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلویغزل شماره ۴۸۶ حافظ : بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی
غزل شماره ۴۰۵ حافظ : به جان پیر خرابات و حق صحبت اوغزل شماره ۴۰۵ حافظ : به جان پیر خرابات و حق صحبت او
طالع بینی ازدواج متولدین مهر ماه با سایر ماه ها‌ (۲)طالع بینی ازدواج متولدین مهر ماه با سایر ماه ها‌ (۲)
غزل شماره ۲۱۲ حافظ : یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بودغزل شماره ۲۱۲ حافظ : یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
غزل شماره ۴۷۵ حافظ : گفتند خلایق که تویی یوسف ثانیغزل شماره ۴۷۵ حافظ : گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
غزل شماره ۲۱ حافظ : دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاستغزل شماره ۲۱ حافظ : دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
غزل شماره ۳۲۰ حافظ : دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدمغزل شماره ۳۲۰ حافظ : دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم
فال و طالع بینی بر اساس میوه ماه تولدفال و طالع بینی بر اساس میوه ماه تولد
غزل شماره ۱۰۰ حافظ : دی پیر می فروش که ذکرش به خیر بادغزل شماره ۱۰۰ حافظ : دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد
غزل شماره ۱۶۸ حافظ : گداخت جان که شود کار دل تمام و نشدغزل شماره ۱۶۸ حافظ : گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
غزل شماره ۳۷۶ حافظ : دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیمغزل شماره ۳۷۶ حافظ : دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم