مشاهده : 123ضرب المثلRSS

داستان ضرب المثل محتسب در بازار است

داستان ضرب المثل محتسب در بازار استفال و طالع بینی
افرادی که قبل از ما زیسته اند عاقبت بسیاری از انسان های خوب و بد را دیده اند و همین باعث شده است تجربیات خود را در قالب داستان هایی به دست آیندگان برسانند تا عبرت گیرند.

دنیایی که در آن زندگی می کنیم  پر از اتفاقات درست و نادرست است همه افرادی که در این دنیا عملی انجام می دهند پاداش و یا سزای آن را خواهند دید. ضرب المثل امروز درباره نتیجه اعمال است. داستان ضرب المثل محتسب در بازار است را در پرشین وی بخوانید.

کاربرد ضرب المثل محتسب در بازار است

ضرب المثل محتسب در بازار است در توجه دادن به اینکه هر عملی را مکافات
و پاداشی است و انسان هر کاری انجام دهد، نتیجه آن را خواهد دید.

داستان ضرب المثل محتسب در بازار است:

نقل است روزی «هارون الرشید»، بهلول را خواست، او را به عنوان نماینده خود
به بازار بغداد فرستاد و به وی گفت: اگر دیدی کسی به دیگری ستم و تجاوز می‌کند
یا پیشه‌وری در امر خرید و فروش اجحاف می‌کند، همان جا عدالت را اجرا کن و خطاکار
را به کیفر برسان! بهلول ناچار پذیرفت و لباس مخصوص محتسبان را پوشید و به طرف
بازار شهر به راه افتاد. به بازار که رسید، پیرمرد هیزم فروشی را دید که چند تکه
چوب را برای فروش مقابلش گذاشته بود.

ضرب المثل محتسب در بازار است

داستان ضرب المثل محتسب در بازار است

ناگاه جوانی سر رسید و یک تکه از چوب‌ها را برداشت و به سرعت دور شد. بهلول ناراحت
شد و خواست فریاد بزند که ناگاه جوان با سر به زمین افتاد و تلاشه چوب در
بدنش فرو رفت، به گونه‌ای که خون از بدن جوان جاری شد. سپس بهلول به گشتش در بازار ادامه
داد که ناگاه ماست فروشی را در حال وزن کردن ماست دید. مرد ماست فروش
با نوک انگشت پا کفه ترازو را فشار می‌داد تا ماست کمتری به مشتری بدهد.

بهلول خواست ماست فروش را متوجه کارش کند که ناگاه الاغی به دکان ماست فروش وارد
شد و سرش را درون ظرف پر از ماست کرد. ماست فروش فریادی کشید، سر الاغ به لبه
ظرف ماست خورد، ظرف به زمین افتاد، شکست و همه ماست‌ها ریخت.

ضرب المثل محتسب در بازار است

ریشه ضرب المثل محتسب در بازار است

بهلول چند قدمی جلوتر رفت و به دکان پارچه فروشی رسید. بزاز که مشغول ذرع کردن پارچه بود،
در حین ذرع کردن، با انگشت، نیم گز خود را فشار می‌داد و با این کار مقداری از پارچه را به نفع
خود کم می‌کرد. بهلول جلو رفت که دست بزاز را بگیرد و مجازاتش کند، ولی در کمال تعجب دید،
موشی وارد دخل پارچه فروش شد، سکه‌ای به دهان گرفت و بدون اینکه پارچه فروش بفهمد، فرار کرد.

بهلول دیگر جلوتر نرفت و به نزد هارون الرشید بازگشت و گفت: محتسب در بازار است و به
وجود من و دیگری هیچ نیازی نیست.

آی آر سی

2018-11-05 / گردآوری:
برچسب ها:
نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین ویچارخونه
پیش بینی شخصیت از روی ظاهر بدنپیش بینی شخصیت از روی ظاهر بدن
بگو روتختی ات چه رنگی است تا بگویم کیستی!بگو روتختی ات چه رنگی است تا بگویم کیستی!
غزل شماره ۳۶۴ حافظ : ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایمغزل شماره ۳۶۴ حافظ : ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایم
غزل شماره ۳۵۷ حافظ : در خرابات مغان نور خدا می‌بینمغزل شماره ۳۵۷ حافظ : در خرابات مغان نور خدا می‌بینم
داستان ضرب المثل ،هنوز دو قورت و نیمش باقی ماندهداستان ضرب المثل ،هنوز دو قورت و نیمش باقی مانده
غزل شماره ۵۵ حافظ : خم زلف تو دام کفر و دین استغزل شماره ۵۵ حافظ : خم زلف تو دام کفر و دین است
غزل شماره ۳۵۵ حافظ : حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینمغزل شماره ۳۵۵ حافظ : حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم
غزل شماره ۴۲۸ حافظ : سحرگاهان که مخمور شبانهغزل شماره ۴۲۸ حافظ : سحرگاهان که مخمور شبانه
غزل شماره ۳۵۰ حافظ : به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنمغزل شماره ۳۵۰ حافظ : به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
چگونه تبدیل به انسانی خودنما شده ایم؟!چگونه تبدیل به انسانی خودنما شده ایم؟!
غزل شماره ۱۳۲ حافظ : به آب روشن می عارفی طهارت کردغزل شماره ۱۳۲ حافظ : به آب روشن می عارفی طهارت کرد
خطوط کف دست در مورد ویژگی های شخصیتی شما چه می گویند؟خطوط کف دست در مورد ویژگی های شخصیتی شما چه می گویند؟
غزل شماره ۲۴۳ حافظ : بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنیدغزل شماره ۲۴۳ حافظ : بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
شخصیت شناسی جالب ، حمام کردن افرادشخصیت شناسی جالب ، حمام کردن افراد
غزل شماره ۱۳۶ حافظ : دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کردغزل شماره ۱۳۶ حافظ : دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد
داستان ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغمداستان ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم
غزل شماره ۳۶۱ حافظ : آن که پامال جفا کرد چو خاک راهمغزل شماره ۳۶۱ حافظ : آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم
تست جالب شخصیت شناسی، ایا شما متعصب هستید؟؟تست جالب شخصیت شناسی، ایا شما متعصب هستید؟؟
غزل شماره ۱۲۹ حافظ : اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببردغزل شماره ۱۲۹ حافظ : اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد
نوع عروسی براساس ماه تولد متولدین ۱۲ ماه سالنوع عروسی براساس ماه تولد متولدین ۱۲ ماه سال
غزل شماره ۲۴۴ حافظ : معاشران گره از زلف یار باز کنیدغزل شماره ۲۴۴ حافظ : معاشران گره از زلف یار باز کنید
شخصیت شناسی از روی نحوه مشت کردن دست افرادشخصیت شناسی از روی نحوه مشت کردن دست افراد
غزل شماره ۱۲۶ حافظ : جان بی جمال جانان میل جهان نداردغزل شماره ۱۲۶ حافظ : جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
غزل شماره ۳۳۹ حافظ : خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشمغزل شماره ۳۳۹ حافظ : خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم
طالع بینی عادات زشت و خصوصیات بد متولدین ماههای سالطالع بینی عادات زشت و خصوصیات بد متولدین ماههای سال
غزل شماره ۱۳۴ حافظ : بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کردغزل شماره ۱۳۴ حافظ : بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
بازی محلی جالب و سرگرم کننده سنگ کرنوبازی محلی جالب و سرگرم کننده سنگ کرنو
بررسی شخصیت افراد جذاب و دوستداشتنیبررسی شخصیت افراد جذاب و دوستداشتنی
غزل شماره ۲۴۶ حافظ : عید است و آخر گل و یاران در انتظارغزل شماره ۲۴۶ حافظ : عید است و آخر گل و یاران در انتظار
غزل شماره ۱۲۸ حافظ : نیست در شهر نگاری که دل ما ببردغزل شماره ۱۲۸ حافظ : نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد