مشاهده : 653ضرب المثلRSS

داستان ضرب المثل جالب ، یک خشت هم بگذار در دیگ

داستان ضرب المثل جالب ، یک خشت هم بگذار در دیگفال و طالع بینی
تصور کنید تازه ازدواج کرده اید و آشپزی بلد نباشید و از طرفی نخواهید مادر شوهرتان این موضوع را بفهمد که سرزنشتان کند این داستان ضرب المثل جالب يك خشت هم بگذار در ديگ است که به ماجرای عروس مغرور و مادر شوهرش می پردازد.
دعوای مادر شوهر و عروس همیشه مشهور بوده است ولی ایا همه مادر شوهر ها و همه عروس ها با هم اختلاف دارند؟ داستان ضرب المثل یک خشت هم بگذار در دیگ یکی از داستان های جالب مادر شوهر و عروس است که با هم در ادامه می خوانیم.

یک خشت هم بگذار در دیگ

عروس خودپسندی ، آشپزی بلد نبود و نزد مادرشوهرش زندگی می کرد.مادرشوهر پخت و پز را بعهده داشت.
یک روز مادرشوهر مریض شد و از قضا آن روز مهمان داشتند.
عروس می خواست پلو بپزد ولی بلد نبود ، پیش خودش فکر کرد اگر از کسی نپرسد پلویش خراب می
شود و اگر از مادرشوهرش بپرسد آبرویش می رود و او را سرزنش می کند.

پیش مادر شوهرش رفت و سعی کرد طوری سوال کند که او متوجه نشود که بلد نیست آشپزی کند.

از مادرشوهر پرسید : چند پیمانه برنج بپزم که نه کم باشد ، نه زیاد ؟

مادر شوهر جواب سوال را داد و پرسید : پختن آنرا بلدی ؟

عروس گفت : اختیار دارید تا حالا‌ هزار بار پلو پخته ام.ولی اگر شما هم بفرمائید بهتر است.
مادرشوهر گفت : اول برنج را خوب باید پاک می کنی.

عروس گفت : میدانم.

یک خشت هم بگذار در دیگ

ضرب المثل یک خشت هم بگذار در دیگ

ضرب المثل ایرانی

مادرشوهر گفت : بعد دو بار آنرا می شوئی و می گذاری تا چند ساعت در آب بماند.

عروس گفت : میدانم.

مادرشوهر گفت : برنجها را توی دیک می ریزی و روی آن آب می ریزی و کمی نمک می
ریزی و می گذاری روی اجاق تا بجوشد.

عروس گفت : اینها را می دانم.

مادرشوهر گفت : وقتی دیدی مغز برنج زیر دندان خشک نیست ،آنرا در آبکش بریز تا آب زیادی آن برود.
بعد دوباره آنرا روی دیک بگذار و رویش را روغن بده.

عروس گفت : اینها را می دانم.

مادر شوهر از اینکه هی عروس می گفت خودم می دانم ناراحت شد و فکر کرد به او درسی بدهد
تا اینقدر مغرور نباشد ، برای همین گفت : یک خشت هم بر در دیک بگذار و روی
آنهم آتش بریز و بگذار تا یک ساعت بماند و برنج خوب دم بکشد.

عروس گفت : متشکرم ولی اینها را می دانستم.

عروس به تمام حرفها عمل کرد وآخر هم یک خشت خام بر در دیک گذاشت.
ولی بعد از چند دقیقه خشت بر اثر بخار دیک وا رفت و توی برنجها ریخت.

عروس که رفت پلو را بکشد دید پلو خراب شده و به شوهرش گله کرد.شوهرش پرسید : چرا خشت روی
آن گذاشتی ؟

 یک خشت هم بگذار در دیگ

داستان ضرب المثل یک خشت هم بگذار در دیگ

داستان ضرب المثل یک خشت هم بگذار در دیگ

عروس گفت :‌ مادرت یاد داد. راست که میگن عروس و مادرشوهر با هم نمی سازند.

مادر شوهر رسید و خنده کنان گفت : دروغ من در جواب دروغهای تو بود ، من اینکار را کردم
تا خودپسندی را کنار بگذاری و تجربه دیگران را مسخره نکنی.

عروس گفت : من ترسیدم شما مرا سرزنش کنید.

مادر شوهر گفت : سرزنش مال کسی است که به دروغ می خواهد بگوید که همه چیز را می دانم.
هیچ کس از روز اول همه کارها را بلد نیست ولی اگر خودخواه نباشد بهتر یاد می گیرد.
حالا هم ناراحت نباشید ، من جداگانه برایتان پلو پخته ام و حاضر است بروید آنرا بیاورید و سر سفره
ببرید

این مثال وقتی به کار میرود که کسی چیزی بپرسد و بعد از شنیدن جواب بگوید : ” خودم همین فکر را می کردم “
و با این حرف راهنمائی طرف را بی منت کند به او طعنه می زنند و می گویند : یک خشت هم بگذار در دیک

کودکان

2018-06-21 / گردآوری:
برچسب ها:
دکتر طاهری
نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین ویدکتر طاهری
شخصیت شناسی از روی ژانر فیلم مورد علاقه افرادشخصیت شناسی از روی ژانر فیلم مورد علاقه افراد
فال و طالع بینی عدد زندگی !!فال و طالع بینی عدد زندگی !!
غزل شماره ۲۳ حافظ : خیال روی تو در هر طریق همره ماستغزل شماره ۲۳ حافظ : خیال روی تو در هر طریق همره ماست
غزل شماره ۲۴ حافظ : مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مستغزل شماره ۲۴ حافظ : مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
غزل شماره ۲۸۰ حافظ : چو برشکست صبا زلف عنبرافشانشغزل شماره ۲۸۰ حافظ : چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
آشنایی با طالع بینی هندی زن متولد شهریورآشنایی با طالع بینی هندی زن متولد شهریور
طالع بینی هندی مرد متولد مهرطالع بینی هندی مرد متولد مهر
غزل شماره ۲۸۷ حافظ : ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوشغزل شماره ۲۸۷ حافظ : ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش
غزل شماره ۳۸۴ حافظ : می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردانغزل شماره ۳۸۴ حافظ : می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان
غزل شماره ۳۶۶ حافظ : ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایمغزل شماره ۳۶۶ حافظ : ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم
غزل شماره ۴۵۷ حافظ : هزار جهد بکردم که یار من باشیغزل شماره ۴۵۷ حافظ : هزار جهد بکردم که یار من باشی
غزل شماره ۴۵۴ حافظ : ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزیغزل شماره ۴۵۴ حافظ : ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی
غزل شماره ۴۵۸ حافظ : ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشیغزل شماره ۴۵۸ حافظ : ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
غزل شماره ۲۲۰ حافظ : از دیده خون دل همه بر روی ما رودغزل شماره ۲۲۰ حافظ : از دیده خون دل همه بر روی ما رود
غزل شماره ۲۶۸ حافظ : گلعذاری ز گلستان جهان ما را بسغزل شماره ۲۶۸ حافظ : گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
داستان ضرب المثل جذاب ، آستین نو ، بخور پلوداستان ضرب المثل جذاب ، آستین نو ، بخور پلو
غزل شماره ۲۶۴ حافظ : خیز و در کاسه زر آب طربناک اندازغزل شماره ۲۶۴ حافظ : خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز
غزل شماره ۲۸۶ حافظ : دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوشغزل شماره ۲۸۶ حافظ : دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
غزل شماره ۲۹ حافظ : ما را ز خیال تو چه پروای شراب استغزل شماره ۲۹ حافظ : ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
غزل شماره ۳۹۲ حافظ : دانی که چیست دولت دیدار یار دیدنغزل شماره ۳۹۲ حافظ : دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
غزل شماره ۱۷۴ حافظ : مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمدغزل شماره ۱۷۴ حافظ : مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
غزل شماره ۱۷۵ حافظ : صبا به تهنیت پیر می فروش آمدغزل شماره ۱۷۵ حافظ : صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
غزل شماره ۱۸۱ حافظ : بعد از این دست من و دامن آن سرو بلندغزل شماره ۱۸۱ حافظ : بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند
غزل شماره ۱۷۲ حافظ : عشق تو نهال حیرت آمدغزل شماره ۱۷۲ حافظ : عشق تو نهال حیرت آمد
غزل شماره ۲۶۷ حافظ : ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارسغزل شماره ۲۶۷ حافظ : ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس
غزل شماره ۲۲۶ حافظ : ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شودغزل شماره ۲۲۶ حافظ : ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود
غزل شماره ۲۹۲ حافظ : قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاعغزل شماره ۲۹۲ حافظ : قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع
غزل شماره ۲۸۳ حافظ : سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوشغزل شماره ۲۸۳ حافظ : سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش
غزل شماره ۳۷۹ حافظ : سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویمغزل شماره ۳۷۹ حافظ : سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم
غزل شماره ۱۸۰ حافظ : ای پسته تو خنده زده بر حدیث قندغزل شماره ۱۸۰ حافظ : ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند