داستان ضرب المثل پا را به اندازه گلیم خود دراز کن

مشاهده : 821
داستان ضرب المثل پا را به اندازه گلیم خود دراز کن فال و طالع بینی
خواندن داستان ها و حکایات قدیمی برای ما بسیار نیاز است به طور کل در همه دنیا برای عبرت از اتفاقات گذشته داستان هایی کوتاه نقل می شود. داستان ضرب المثل پا را به اندازه گليم خود دراز كن را در ادامه بخوانید.

اگر چه همه ما به خوبی می دانیم که برخی ضرب المثل ها چرا اینقدر شهرت یافته اند اما باز هم بهتر است داستان و حکایت های جالب پیرامون آنها بشنویم تا بتوانیم با عبرت گرفتن از این داستان ها زندگی بهتری داشته باشیم. شاید جای خالی ادبیات و داستان های اینچنینی این روزها در زندگی ما خالی به نظر می رسد و وجود آنها می تواند کمک کند کیفیت رابطه های امروزی و همچنین زندگی ها مطلوب تر گردد. داستان ضرب المثل پا را به اندازه گلیم خود دراز کن را در پرشین وی بخوانید.

ضرب المثل پا را به اندازه گلیم خود دراز کن

در انجام کارها باید حد و مرز خود را شناخت و به اندازهٔ شأن و توان خود پیش رفت.

روزی شاه عباس از راهی می‌گذشت.درویشی را دید که روی گلیم خود خوابیده است و چنان خود را جمع کرده
که به اندازه گلیم خود درآمده.شاه دستور داد یک مشت سکه به دروش دادند.

درویش شرح ماجرا را برای دوستان خود گفت.در میان آن جمع درویشی بود، به فکر افتاد که او هم از
انعام شاه نصیبی ببرد، به این امید سر راه شاه پوست تخت خود را پهن کرد و به انتظار بازگشت
شاه نشست.وقتی که موکب شاه از دور پیدا شد، روی پوست خوابید و برای اینکه نظر شاه را جلب کند
هر یک از دست‌‌ها و پاهای خود را به طرفی دراز کرد بطوریکه نصف بدنش روی زمین بود.

 پا را به اندازه گلیم خود دراز کن

پا را به اندازه گلیم خود دراز کن

در این حال شاه به او رسید و او را دید و فرمان داد تا آن قسمت از دست و
پای درویش را که از گلیم بیرون مانده بود قطع کنند.یکی از محارم شاه از او سؤال کرد که: «شما
در رفتن درویشی را در یک مکان خفته دیدید و به او انعام دادید.اما در بازگشت درویش دیگری را خفته
دیدید سیاست فرمودید، چه سری در این کار هست؟» شاه فرمود که: «درویش اولی پایش را به اندازه گلیم خود
دراز کرده بود اما درویش دومی پاش را از گلیمش بیشتر دراز کرده بود».

 پا را به اندازه گلیم خود دراز کن

ضرب المثل پا را به اندازه گلیم خود دراز کن

درباره ضرب المثل ها

مثل‌ها نقطه اتصال فرهنگ عوام و خواص هستند. در حوزه ادب رسمی و مکتوب، آنجا که شاعر خود را به زبان و فرهنگ مردم نزدیک می‌کند، وقتی است که از مثل‌های آنان بهره می‌گیرد؛ مثل‌ها از این رو نزدیکترین گونه به ساحت ادب رسمی؛ یعنی شعر و نثر فصیح و بلیغ هستند. زیرا تمام ویژگی‌های اثر بلیغ را در خود دارند. شعر و مثل همسایه دیوار به دیوارند، شاعران و نویسندگان همواره برای آنکه به لطف، شیرینی و رسایی کلام خود بیفزایند، از مثل بهره جسته‌اند. بسیاری از مثل‌ها نیز حاصل رواج اشعار معروف شاعران و نویسندگان فارسی‌زبان است. این تعامل و تبادل بر غنای ادب گران‌سنگ فارسی افزوده و زبان مردم را غنی ساخته است. بی جهت نیست که علامه همایی می‌نویسد: «بزرگترین سرمایه ادب فارسی همین امثال است که تمام حکمت‌ها و دانش‌های بشری را متضمن است. مثل فشرده افکار هر قومی است.»

فارسی بوک ـ باشگاه خبرنگاران جوان

2020-05-08 / گردآوری:
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
هواوی
logo-samandehi