فال حافظ

غزل شماره ۴۹۲ حافظ : سلامی چو بوی خوش آشناییغزل شماره ۴۹۲ حافظ : سلامی چو بوی خوش آشنایی

این غزل با مصراع سلامی چو بوی خوش آشنایی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که روزگاری است که برای تو سخت سپری می شود اما ناراحت و دل افسرده مباش که این روزها سپری خواهند شد و می گذرند

غزل شماره ۴۸۸ حافظ : سحرم هاتف میخانه به دولتخواهیغزل شماره ۴۸۸ حافظ : سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی

این غرل با مصراع سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی آغاز شده است در این غزل شاعر گفته هیچ هدفی در دنیا وجود ندارد که راهی آسان برای رسیدن به آن وجود داشته باشد تمامی اهداف و چیزهای باارزش در دنیا سخت به دست می آیند

غزل شماره ۴۸۷ حافظ : ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شویغزل شماره ۴۸۷ حافظ : ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی

این غزل با مصراع ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید از هر کجا بی خبر هستی و نمی دانی در دور و اطرافت چه رویدادهایی در حال اتفاق افتادن هستند چشم و گوشت را باز کن و این ها را دریاب

غزل شماره ۴۸۴ حافظ : تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینیغزل شماره ۴۸۴ حافظ : تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی

این غزل با مصراع تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید زندگی را با هوا و هوس گذراندن بسیار برای آدمی خطرناک و به ضرر اوست بهتر است از وجود همنشینان در زندگی استفاده کرد و بهره جست

غزل شماره ۴۸۳ حافظ : سحرگه ره روی در سرزمینیغزل شماره ۴۸۳ حافظ : سحرگه ره روی در سرزمینی

این غزل با مصراع سحرگه ره روی در سرزمینی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید هر چیزی که روی کره ی زمین وجود دارد همه به طور مساوی از نعمت های الهی سهم دارند و هیچکدوام بر دیگری ارجحیت ندارد

غزل شماره ۴۸۰ حافظ : ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنیغزل شماره ۴۸۰ حافظ : ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی

این غزل با مصراع ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی آغاز شده است در این غزل مخاطب شاعر دشمن او در دنیاست و خطاب به او می گوید که هر چند که تو آرزوی کشتن مرا در سر داری اما بهترین کار این است که تو مرا نکشی و با هم مدارا کنیم

غزل شماره ۴۷۸ حافظ : نوش کن جام شراب یک منیغزل شماره ۴۷۸ حافظ : نوش کن جام شراب یک منی

این غزل با مصراع نوش کن جام شراب یک منی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید می و مستی باعث می شود تا غم ها و سختی های زندگی را به باعث آن مستی فراموش کنی پس اگر غم داری و غصه داری بیخیال باش و همانند مستان عمل کن

غزل شماره ۴۷۲ حافظ : احمد الله علی معدله السلطانغزل شماره ۴۷۲ حافظ : احمد الله علی معدله السلطان

این غزل با مصراع احمد الله علی معدله السلطان آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که دوستانی داری که از تو دور هستند و به دلیل دوری تو نمی توانی به آن ها دسترسی پیداکنی بنابراین در فراق آن ها غصه دار هستی و غم داری

فیلم پرشین وی
گل های مناسب با شخصیت افراد متولدین هر ماهگل های مناسب با شخصیت افراد متولدین هر ماه
غزل شماره ۷۷ حافظ : بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشتغزل شماره ۷۷ حافظ : بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت
غزل شماره ۱۵۲ حافظ : در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زدغزل شماره ۱۵۲ حافظ : در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
غزل شماره ۴۸۱ حافظ : بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنیغزل شماره ۴۸۱ حافظ : بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
غزل شماره ۹۱ حافظ : ای غایب از نظر به خدا می سپارمتغزل شماره ۹۱ حافظ : ای غایب از نظر به خدا می سپارمت
غزل شماره ۱۴۰ حافظ : دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکردغزل شماره ۱۴۰ حافظ : دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
غزل شماره ۴۱۳ حافظ : خط عذار یار که بگرفت ماه از اوغزل شماره ۴۱۳ حافظ : خط عذار یار که بگرفت ماه از او
غزل شماره ۴۹۲ حافظ : سلامی چو بوی خوش آشناییغزل شماره ۴۹۲ حافظ : سلامی چو بوی خوش آشنایی
غزل شماره ۴۰۸ حافظ : ای آفتاب آینه دار جمال توغزل شماره ۴۰۸ حافظ : ای آفتاب آینه دار جمال تو
غزل شماره ۸۱ حافظ : صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفتغزل شماره ۸۱ حافظ : صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
غزل شماره ۱۵۶ حافظ : به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسدغزل شماره ۱۵۶ حافظ : به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
غزل شماره ۸۲ حافظ : آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفتغزل شماره ۸۲ حافظ : آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
غزل شماره ۸ حافظ : ساقیا برخیز و درده جام راغزل شماره ۸ حافظ : ساقیا برخیز و درده جام را
غزل شماره ۱۵۴ حافظ : راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زدغزل شماره ۱۵۴ حافظ : راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
غزل شماره ۴۸۵ حافظ : ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جویغزل شماره ۴۸۵ حافظ : ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی
غزل شماره ۴۰۷ حافظ : مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نوغزل شماره ۴۰۷ حافظ : مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
غزل شماره ۸۴ حافظ : ساقی بیار باده که ماه صیام رفتغزل شماره ۸۴ حافظ : ساقی بیار باده که ماه صیام رفت
غزل شماره ۸۵ حافظ : شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفتغزل شماره ۸۵ حافظ : شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
غزل شماره ۴۸۳ حافظ : سحرگه ره روی در سرزمینیغزل شماره ۴۸۳ حافظ : سحرگه ره روی در سرزمینی
غزل شماره ۸۷ حافظ : حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفتغزل شماره ۸۷ حافظ : حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
غزل شماره ۴۰۱ حافظ : چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز منغزل شماره ۴۰۱ حافظ : چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
ضرب المثل های خارجی به همراه تفسیرضرب المثل های خارجی به همراه تفسیر
غزل شماره ۱۶۰ حافظ : خوش است خلوت اگر یار یار من باشدغزل شماره ۱۶۰ حافظ : خوش است خلوت اگر یار یار من باشد
غزل شماره ۴۸۲ حافظ : ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنیغزل شماره ۴۸۲ حافظ : ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی
غزل شماره ۱۵۷ حافظ : هر که را با خط سبزت سر سودا باشدغزل شماره ۱۵۷ حافظ : هر که را با خط سبزت سر سودا باشد
غزل شماره ۴۸۰ حافظ : ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنیغزل شماره ۴۸۰ حافظ : ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
غزل شماره ۶۸ حافظ : ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیستغزل شماره ۶۸ حافظ : ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
غزل شماره ۴۰۰ حافظ : بالابلند عشوه گر نقش باز منغزل شماره ۴۰۰ حافظ : بالابلند عشوه گر نقش باز من
غزل شماره ۳ حافظ : اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما راغزل شماره ۳ حافظ : اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
غزل شماره ۱۴۸ حافظ : یارم چو قدح به دست گیردغزل شماره ۱۴۸ حافظ : یارم چو قدح به دست گیرد