قصه کودکانه وقتی موبایل آقا موشه زنگ خورد

قصه کودکانه وقتی موبایل آقا موشه زنگ خوردکودک و نوزاد
قصه آقا موشه تازه کارش تمام شده بود که موبایلش زنگ زد.همسایه اش پروانه خانم بود.دستپاچه بود و صدایش از پشت تلفن می لرزید. آقا موشه، زود بیا خونه. آقا موشه با نگرانی پرسید: اتفاقی افتاده؟ پروانه خانم جواب داد: بدو بیا که خونه تو رو دارن صاحب میشن. آقا موشه که خیلی خانه زیبا […]

قصه آقا موشه

تازه کارش تمام شده بود که موبایلش زنگ زد.همسایه اش پروانه خانم بود.دستپاچه بود و صدایش از پشت تلفن می
لرزید.

آقا موشه، زود بیا خونه.

آقا موشه با نگرانی پرسید: اتفاقی افتاده؟

پروانه خانم جواب داد:

بدو بیا که خونه تو رو دارن صاحب میشن.

آقا موشه که خیلی خانه زیبا و آرام خودش را دوست داشت همین که این حرف را شنید، از آرایشگاه
بیرون پرید و به سمت باغی که خانه اش در آن جا بود، دوید.

توی راه با عصبانیت فریاد می کشید:

خانه مرا می خواهند صاحب شوند؟ با هزار زحمت آن درخت سیب را
پیدا کردم و زیر آن لانه قشنگم را ساختم.حالا به همین راحتی، یک نفر آن را از من بگیرد؟

به
نزدیکی های باغ که رسید، پروانه خانم را دید که با نگرانی بال می زند و انگار منتظر آقا موشه
است.

آقا موشه با صدای بلند گفت: چه کسی جرات کرده وارد خانه من بشود.نشانش بده تا با دندان هایم حسابش
را برسم.

پروانه خانم که از ترس، یک بال خود را روی صورتش گرفته بود گفت: هیس، او خیلی خطرناک است.

آقا موشه که دیگر طاقت ایستادن نداشت، به سمت خانه اش دوید، و وقتی که سرش را داخل خانه کرد
از ترس زبانش بند آمد.

او مار سیاه بزرگی را دید که با خیال راحت در لانه نرم و گرم او مشغول استراحت بود و
صدای خر و پفش همه جا را پر کرده بود.آقا موشه، گریه اش گرفت.از جیبش دستمال کاغذی کوچکی در آورد
و دانه دانه اشک هایش را پاک کرد.بعد هم به گوشه ای از باغ رفت و به مامانش تلفن کرد.

مامان آقا موشه وقتی صدای لرزان و نگران آقا موشه را شنید، با دست زد توی صورتش و گفت:

«خدا
مرگم بده، چه شده موش موشکم؟»

آقا موشه ماجرای مار سیاه و لانه اش را که دیگر مال او نبود
برای مادر تعریف کرد و از او راهنمایی خواست.

وقتی موبایل آقا موشه زنگ خورد

مامان آقا موشه فکری کرد و گفت: «پسر نازنینم» زور تو هرگز به یک
مار سیاه گنده نمی رسه.خانه ات را ول کن و بیا اینجا با هم زندگی کنیم.اگر هم این جا نمی
آیی، یک خانه دیگر برای خودت دست و پا کن.آقا موشه گفت: یعنی به همین راحتی تسلیم این مار زورگو
بشوم؟ مامان موشه زد زیر گریه و گفت: «آره پسرم، من یه دونه بچه که بیشتر ندارم، نمی خوام بلایی
سرت بیاد مادر» و گریه اش شدیدتر شد و آقا موشه با مامانش خداحافظی کرد و به فکر فرو رفت.با
خودش گفت: معلوم است که نمی توانم با مار بجنگم، باید فکر دیگری کرد.آن وقت منتظر شد تا باغبان برای
آب دادن به درخت ها، سر و کله اش پیدا شود.اما باغبان در گوشه ای از باغ خوابیده بود و
حالا حالاها قصد بیدار شدن نداشت.

آقا موشه فکری به خاطرش رسید.زنگ موبایلش را روی «صدای بلند» تنظیم کرد و آن را توی جیبش گذاشت.آن وقت
به پروانه خانم گفت: موبایلت را بردار و پشت سر هم، شماره مرا بگیر.

خودش هم روی سر باغبان ایستاد.صدای زنگ موبایل توی باغ پخش شد.دینگ دینگ دینگ…

باغبان دستش را به طرف جیبش برد اما متوجه شد که صدا از تلفن او نیست.برای همین دوباره چشم هایش
را بست و خوابید اما یک بار دیگر صدای دینگ دینگ بلند شد.باغبان به اطراف نگاه کرد و چشمش به
آقا موشه افتاد که آرام و بی خیال روی سر او موبایل بازی می کرد.برای همین هم، عصبانی شد، بیلش
را برداشت و دنبال موش دوید.موش که از عصبانیت باغبان خوشحال شده بود او را به طرف خانه اش که
مار در آن خوابیده بود کشاند.به دم لانه موش که رسیدند، مار سیاه را دیدند که او هم از صدای
زنگ موبایل آقا موشه بیدار شده بود.باغبان همین که چشمش به مار افتاد، با بیل محکم توی سر او زد.مار
بی هوش روی زمین افتاد.آن وقت باغبان او را در کیسه ای گذاشت و برد و موش به لانه اش
خزید.

تبیان

2016-11-14 / گردآوری:

نو عروس

دکتر طاهری

مسابقه گردشگری

نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
مقاله در مورد روانشناسی کودک و نوجوانمقاله در مورد روانشناسی کودک و نوجوان
روانشناسی کودک و نوجوان یکی از بهترین علم هایی است که می توان به وسیله ی آن به چگونگی شخصیت انسان ها در کودکی دست یافت
سوژه های روز رو این جا ببینید !
اگر اهل سفر و هیجان هستید ، حتما ببینید !
یک عروسی رویایی داشته باشید ! | بهترین ها را اینجا ببینید
زیبایی اندام خانم ها( جمع کردن باسن و بالا کشیدن سینه ) در زمانی کوتاه
بـچه ها چه سنی به حرف می آیند؟
تاثیر گروه همسالان بر کودکان
راهنمای خرید لباس نوزاد برای پدران‌ و مادران جوان
اهمیت تربیت در دوران کودکی : باور کنید ، کودکی اش را…
چگونه می توان آمپول زدن را برای بچه ها راحت تر کرد
ثواب تحمل شیطنت بچه ها
۲۰ نشانه کودکان مبتلا به اوتیسم چیست؟
آیا روروئک به زود راه افتادن کودک کمک می‌کند؟
خصوصیات نوزاد تازه متولد شده
قصه کودکانه پسته اخمو
چه میوه هایی برای نوزاد ۶ ماهه خوب است ؟
قصه کودکانه آرزوی بره کوچولو
روشهای مقابله با سکسکه نوزادان
ترشح زرد رنگ و چسبندگی پلک‌ها از علائم عفونت چشمی نوزادان است
همه چیز درباره ی بلوغ زودرس در کودکان
مراقبت از نوزاد نارس در خانه پس از ترخیص از بیمارستان
همه چیز در مورد سوراخ قلب نوزاد
راه برخورد با بچه های زبان دراز
کودکتان با قطره آهن مشکل دارد؟
نکات مهم و ضروری برای شیردهی موفق
اثر قطره مولتی ویتامین در نوزادان
بهترین سن برای ختنه کردن
دمای مناسب برای اتاق نوزاد یا شیرخوار چقدر است؟
چگونه درد ناشی از تزریق واکسن را کاهش دهیم؟
هشدار درباره استفاده از ویکس در خردسالان
از کجا بفهمیم کودکمان تب دارد
چگونه کودک را به انجام تکالیف درسی علاقمند کنیم؟
هفت پرسش رایج درباره آزمایش خون کودکان
قولنج نوزاد چه علائمی دارد؟
راه حلهایی برای رفع بی حوصلگی کودک
ده توصیه طبی درباره نوزادان پسر
قصه کودکانه خرگوش باهوش
شعر کودکانه آقای رفتگر
قصه ی کوتاه «طاووس و کلاغ»
داستان کودکانه حضرت رقیه
فال روزانه
تعبیر خواب